خبرگزاری مهر، گروه استان ها: در پی اقدام راهبردی نیروهای مسلح ایران در بستن تنگه هرمز به عنوان پاسخ به جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی، علی غلامی، عضو هیئت علمی دانشگاههای خوزستان در گفتگو با خبرنگار مهر، این عمل را نقطه عطفی در مدیریت بحرانهای ژئوپلیتیکی دانست که بازتاب فوری آن در اقتصاد جهانی منعکس شده است.
غلامی در تشریح ابعاد اقتصادی این تحولات اظهار کرد: ما شاهد یک فروریزش اعتماد جهانی بودیم. در همین چند روز اخیر، تنها در بورسهای منطقه و آسیا، بازارها آسیب جدی دیدند. بورس دبی در یک روز ۴.۸۵ درصد سقوط کرد که معادل ۱۲ میلیارد دلار خسارت بود اما این تازه شروع ماجراست؛ شاخص سهام کره جنوبی ظرف سه روز ۲۰ درصد کاهش یافت و حدود ۴۵۰ میلیارد دلار از بین رفت. ژاپن نیز ۶۵۰ میلیارد دلار سرمایه خود را در پی این شوک از دست داد. حتی بازار سهام آمریکا که خود را از منطقه دور میداند، تا امروز بیش از یک تریلیون دلار ضرر کرده است.
تأثیر بر قیمت نفت
این عضو هیئت علمی دانشگاههای خوزستان به تأثیر مستقیم این اقدام بر انرژی اشاره کرد و گفت: قیمت نفت خام برنت که شاخص جهانی ماست، بلافاصله پس از توقف تردد نفتکشها در نزدیکی هرمز، با افزایش ۱۰ درصدی به بالای ۸۲ دلار رسید. من معتقدم اگر این جنگ به صورت فرسایشی ادامه یابد، رسیدن قیمت نفت به ۱۵۰ دلار دور از ذهن نیست، هرچند همین ۱۰۰ دلار هم برای حامیان استعمارگران دنیا فلجکننده خواهد بود.

غلامی سپس به وضعیت وخیم اروپا اشاره کرد و بستن هرمز را عاملی برای «زلزله انرژی» دانست.
وی تأکید کرد: بزرگترین پیامد این اقدام، لرزش بازار گاز اروپا بود. قیمت گاز طبیعی مایع (LNG) در اروپا با جهشی نزدیک به ۵۰ درصد به بالاترین سطح یک ساله خود رسید. این امر پس از آن رخ داد که شرکتهایی مانند قطر انرژی اعلام توقف تولید کردند؛ زیرا مسیر اصلی صادرات آنها یعنی تنگه هرمز عملاً مسدود شد.
وی ادامه داد: این فقط یک شوک قیمتی ساده نیست؛ این زلزلهای است که زنجیره اقتصاد جهانی را از کارخانههای بزرگ اروپا تا سفرههای مردم عادی خواهد لرزاند. افزایش ۵۰ درصدی قیمت گاز باعث میشود صنایع انرژیبَر مانند پتروشیمی، فولاد و سیمان اروپا با افزایش نجومی هزینه خوراک و تولید روبهرو شوند. این صنایع نمیتوانند به راحتی قیمتها را بالا ببرند، در نتیجه حاشیه سود آنها از بین میرود و موج تعدیل نیرو آغاز خواهد شد.
ایجاد تورم
غلامی در ادامه با تأکید بر جنبههای اجتماعی این بحران، تصریح کرد: این افزایش هزینه به سرعت به تورم مصرفکننده سرایت میکند. حملونقل گرانتر، مواد غذایی گرانتر و در نهایت کوچکتر شدن سفرههای مردم عادی اروپایی، فشار مالی غیرقابل تحملی ایجاد میکند. این یعنی علاوه بر پیامدهای انسانی مستقیم جنگ، شهروندان اروپایی به دلیل افزایش سرسامآور هزینههای زندگی، به صورت عینی و ملموس مخالف این تجاوز ناجوانمردانه آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند. سرمایهگذاران و خانوادهها، هر دو، در حال فرار از ریسکهای این سیاست خارجی غیرعاقلانه هستند.

وی افزود: همچنین، طلا به عنوان پناهگاه امن مجدداً مورد توجه قرار گرفته و این فرار سرمایه از داراییهای پرریسک، شاخص سهام کشورهایی که وابسته به تجارت جهانی هستند را تضعیف میکند.
غلامی گفت: دنیای غرب باید بپذیرد که بستن شاهرگ حیاتی، پیامی واضح به قدرتهای متجاوز بود. این اقدام نشان داد که صبر راهبردی ایران حد و مرزی دارد. این وضعیت، سندی غیرقابل انکار است بر اینکه کمر اقتصاد جهانی زیر بار این جنگ فرسایشی که ایران بر مبنای قدرت بازدارندگی خود آغاز کرده است، خواهد شکست و این مسدودسازی، ترامپ، نتانیاهو و استعمارگران دنیا را درهم خواهد کوبید.
این عضو هیئت علمی ادامه داد: این فقط یک شوک قیمتی ساده نیست؛ این زلزلهای است که زنجیره اقتصاد جهانی را از کارخانههای بزرگ اروپا تا سفرههای مردم عادی خواهد لرزاند. افزایش ۵۰ درصدی قیمت گاز باعث میشود صنایع انرژیبَر مانند پتروشیمی، فولاد و سیمان اروپا با افزایش نجومی هزینه خوراک و تولید روبرو شوند. این صنایع نمیتوانند به راحتی قیمتها را بالا ببرند در نتیجه حاشیه سود آنها از بین میرود و موج تعدیل نیرو آغاز خواهد شد.
غلامی افزود: این تحولات صرفاً اقتصادی نیست؛ این اقدام ایران، فشار مضاعفی را بر دولتهای غربی وارد میکند تا از موضع تجاوزکارانه خود در قبال ایران دست بردارند. تداوم این وضعیت، اعتراضات مردمی را در سراسر اروپا و جهان افزایش میدهد زیرا مردم در مییابند که هزینههای جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل مستقیماً به قیمت نان و گرمای خانههای آنها گره خورده است.
وی تأکید کرد: آنچه در بازارهای مالی دیدیم، پیشدرآمد پیروزی بزرگتر است. این معرکه، قدرت استراتژیک ایران در موازنه انرژی جهان را برای همگان آشکار ساخت. پیروزی نهایی ایران در این عرصه نه با صرفاً مقاومت نظامی بلکه با مدیریت هوشمندانه اهرمهای اقتصادی کلیدی، محقق خواهد شد. این عملکرد، تثبیتکننده جایگاه ایران به عنوان یک قدرت مسلط منطقهای است که میتواند نظم جهانی انرژی را بر اساس منافع و امنیت خود تنظیم کند، نه بر اساس دستورات واشنگتن و تلآویو.


نظر شما