خبرگزاری مهر- مجله مهر: در حاشیه دیوار آجری مدرسه، درست جایی که آوار و تخریب ناشی از جنگ صهیونیستها بر همه چیز سایه انداخته، ولی یک موشک کاغذی امیدی رو به چشم هر مخاطبی بزمیگردونه که استوار ایستاده؛ کاردستی سادهای که با چند تکه کاغذ، مقوا، چسب و مدادرنگی توسط شاید دستان کوچک یک دانشآموز ساخته شده. که انگار تا همین چند روز پیش قرار بود این کاردستی متفاوت در کلاس درس نمایش داده بشه؛ میان خندههای کودکانه، پچپچهای دور میز، تعجبهای گاهگاه و صدای زنگ مدرسه. اما حالا همین موشک کاغذی، در برابر منظرهای ایستاده که دیگر هیچ شباهتی به یک «مدرسه» نداره.

پشت سر این کاردستی کوچک، پنجرههای شکسته و دیوارهای فرو ریخته وجود داره که کمی آنسوتر، حیاطی که باید جای دویدن و بازی بچهها میبود، زیر مشتی از آجر، آهن و خاک مدفون شده.
البته اگر با دقت جزییات رو نگاه کنیم، خواهیم دید که ساختمانهای اطراف نیز از موج انفجار هم بینصیب نموندن، ستونهاشون ترک برداشته و شیشهها فرو ریخته و آنچه باقی مونده بیشتر به صحنهای از ویرانی شبیه هست تا محوطهای که روزی محل رفتوآمد بچهها بوده.
در میان این همه خرابی، موشک کاغذی با بدنهای سفید و نقاشیهای رنگی کودکانه هنوز سرپا مونده؛ انگار کسی اون رو عمداً در این نقطه گذاشته شاید تا شاهدی بر اتفاقاتی که بر مردم میره باشه، بذارین روی بدنه این موشک کاغذی دست ساز رو بیشتر براتون توصیف کنم، رنگهایی که یادآور دنیای ساده و بیغلوغش کودکانه بودن، دنیایی که در آن موشک فقط یک کاردستی بود، نه صدای انفجار و از دست دادن دوستان ِ جان و نه ابزاری برای ویرانی.
اما همین تضاد ساده، روایت عمیقتری در دل خود داره موشکی که یک کودک با کاغذ ساخته، حالا در برابر ویرانی ایستاده که با واقعیترین سلاحها رقم خورده. این تصویر، تقابل دو جهان رو نشون میده: جهانی که با خلاقیت و خیال ساخته شده و جهانی که با خشونت فرو میریزه.
با این حال، آنچه در این قاب بیشتر از هر چیز دیده میشه، ایستادن هست. این موشک کاغذی با همه سادگیاش هنوز سرپا مونده درست مثل مردمی که سالهاست آموختن چگونه در برابر سختترین لحظهها خم نشن و روحیهای که به این سادگیها از بین نره.

مدرسهها رو میشه دوباره ساخت؛ آجرها رو میشه دوباره روی هم چید و کلاسها رو دوباره پر از صدای شادی دانشآموزان کرد. اما آنچه آینده سرزمینی رو تضمین میکنه، همین روح «ساختن» هست؛ همان روحی که در دستان کودکی شکل میگیره که با چند تکه کاغذ، موشکی بسازه و اون رو با دقت روی میز یا گوشهای از کلاس بذاره.
حالا این کاردستی کوچک در میان خاک و آوار، بیش از هر چیز شبیه یک «نشانه» است؛ نشانهای از نسلی که حتی اگر کلاسها و مدرسهاش ویران بشه خیال «ساختن» رو از دست نمیده. نسلی که از دل همین خرابهها دوباره مدرسهای میسازه، دوباره درس میخونه و دوباره آینده این سرزمین رو مینویسه.
میبینیم که موشک کاغذی هنوز ایستاده؛ درست مثل مردمی که در سختترین روزها هم یاد گرفتن چگونه سرافراز بمونن.



نظر شما