به گزارش خبرنگار مهر، بیژن یاور عضو مجمع ملی کاهش خطر حوادث و سوانح جمهوری اسلامی ایران، استاد دانشگاه و سرپرست معاونت برنامه ریزی و سرمایه انسانی سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی در یادداشتی نوشت: همانطوری که می دانیم در جنگ رمضان که از بامدادان ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز گردیده است و تاکنون ادامه دارد به دلیل عدم پیشرفت های حاصله و شکست رژیم کودک کش صهیونی و شیطان بزرگ یعنی ایالات متحده آمریکا و بسایر از کشورهای جهان در رسیدن به اهداف خود در میدان جنگ در برابر ایران اسلامی که از آن به جنگ جهانی تعبیر می شود، تاکتیک جدیدی در حال پر رنگ تر شدن است! این تاکتیک چیزی نیست جز "جنگ شناختی هیبریدی" که در ادامه به آن می پردازیم.
جنگ هیبریدی یا ترکیبی
به زبان ساده، جنگ هیبریدی یا ترکیبی (Hybrid warfare) به نوعی از جنگ گفته میشود که ترکیبی از روشهای نظامی و غیرنظامی، متعارف و نامتعارف را به کار میگیرد. هدف اصلی این نوع جنگ، اعمال فشار، تضعیف و شکست یک کشور یا گروه، بدون درگیری تمامعیار نظامی است. به عبارت دیگر جنگ هیبریدی یا ترکیبی (Hybrid warfare) به راهبرد نظامی پیچیدهای گفته میشود که در آن از ترکیبی از روشهای نظامی متعارف و نامتعارف، جنگ سایبری، جنگ روانی و حملات اطلاعاتی برای تضعیف و بیثبات کردن یک کشور یا گروه استفاده میشود. به عبارت دیگر، این نوع جنگ ترکیبی از ابزارهای مختلف نظامی و غیرنظامی به صورت هماهنگ و همزمان برای رسیدن به اهداف خود استفاده میکند.
به زبانی دیگر، جنگ ترکیبی به راهبرد نظامی پیچیدهای اطلاق میشود که ترکیبی از نبردهای متعارف، نامتعارف، سایبری، روانی و اطلاعاتی را در خود جای میدهد. جنگ اقتصادی، حمله سایبری، جنگ با نیروهای کلاسیک نظامی، جنگهای نامنظم و چریکی، نیروهای ویژه، جنگ اطلاعاتی و تبلیغاتی، حمایت از نابسامانیها و شورشهای محلی و دیپلماسی، به عنوان هشت مؤلفه یا ابزار جنگ ترکیبی هستند.
در جنگ هیبریدی(Hybrid warfare) از ابزارهای مختلفی استفاده میشود، از جمله: جنگ اطلاعاتی، شامل انتشار اخبار جعلی، پروپاگاندا و تبلیغات برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و ایجاد تفرقه. جنگ سایبری، حمله به زیرساختهای حیاتی و سیستمهای اطلاعاتی دشمن از طریق فضای مجازی. جنگ اقتصادی، استفاده از تحریمها، دستکاری در بازارها و سایر ابزارهای اقتصادی برای آسیب زدن به اقتصاد دشمن. جنگ دیپلماتیک: استفاده از دیپلماسی برای انزوا و تحت فشار قرار دادن دشمن. جنگ نامنظم، حمایت از گروههای شورشی، شبهنظامیان و سایر نیروهای غیردولتی برای ایجاد بیثباتی. اقدامات نظامی، استفاده از نیروهای منظم و نامنظم برای ایجاد فشار نظامی و تهدید.
بنابراین، جنگ هیبریدی یک استراتژی پیچیده است که از ترکیب ابزارهای مختلف برای دستیابی به اهداف سیاسی و نظامی استفاده میکند. این نوع جنگ به دنبال ایجاد عدم قطعیت و پیچیدگی برای دشمن و جلوگیری از درگیری مستقیم است. هدف اصلی جنگ ترکیبی یا هیبریدی، نهادینه کردن نارضایتی در کشور هدف و زنده نگه داشتن آشوب و ناامنی است و در این مسیر حتی از غیرانسانیترین روشها مثل تحریم دارویی و اقدامات تروریستی استفاده میشود.
جنگ شناختی
از طرف دیگر، جنگ شناختی یا (Cognitive warfare)در اصطلاح به نوعی از جنگ اشاره دارد که هدف آن تأثیرگذاری بر ذهن و افکار افراد و جوامع است. به جای استفاده از زور فیزیکی، در جنگ شناختی از روشهایی مانند اطلاعات غلط، تبلیغات، و دستکاری احساسات برای تغییر باورها، ارزشها، و رفتارها استفاده میشود.
سه محور اصلی که جنگ شناختی بر روی آن متمرکز است
جنگ شناختی یک رویکرد استراتژیک و راهبردی است که از طریق دستکاری ادراکات، احساسات، و باورهای یک جمعیت، سعی در تأثیرگذاری بر تصمیمگیریها و رفتارهای آنها دارد. این نوع جنگ بر روی سه محور اصلی تمرکز دارد: ایدهها و ارزشها: تغییر باورها و ارزشهای اصلی یک جامعه، ساختارها: ایجاد شکاف و تفرقه در ساختارهای اجتماعی و سیاسی، عملکرد: کاستن از کارآمدی و مشروعیت نهادهای حکومتی.
اهداف جنگ شناختی
تضعیف انسجام اجتماعی: ایجاد تفرقه و شکاف بین مردم و دولت.
تغییر رفتارها: وادار کردن افراد به انجام رفتارهایی که به نفع مهاجم است.
ایجاد بیثباتی سیاسی: برهم زدن نظم و ثبات سیاسی.
کاهش کارآمدی دولت: زیر سوال بردن عملکرد دولت و کاهش اعتماد عمومی.
در خصوص جنگ شناختی(Cognitive warfare) میتوان مثالهایی به شرح زیر ارائه کرد:
انتشار اخبار جعلی و اطلاعات نادرست در شبکههای اجتماعی برای ایجاد ناآرامی.
استفاده از تبلیغات برای تغییر افکار عمومی در مورد یک موضوع خاص.
تحریک احساسات و ایجاد تفرقه بین گروههای مختلف جامعه.
در نهایت، جنگ شناختی نوعی از جنگ است که در آن ذهن انسانها به صحنه نبرد تبدیل میشود و هدف آن تأثیرگذاری بر تفکر، احساسات و رفتار افراد برای رسیدن به اهداف سیاسی و نظامی است.
از طرف دیگر به زبان ساده، جنگ شناختی (Cognitive warfare) به معنای هدف قرار دادن قوه شناخت و تشخیص عموم مردم و نخبگان جامعه هدف، به منظور تغییر ارزشها، باورها، نگرشها و رفتارها از طریق مدیریت ادراک و هیجانات است. به طور خاص، هیجانات راههایی برای مقابله و سازگاری با موقعیتهای اجتماعی هستند که زندگی ارائه میدهد.
به فرآیند و عملیاتی که شناخت افراد یک جامعه و قابلیت تشخیص مناسب و متناسب آنها را دچار مشکل و اختلال نماید، به زبان بسیار ساده، جنگ شناختی گویند. جنگ شناختی روند تصمیمگیری را مختل نموده یا آن را کُند میکند. این مورد میتواند از طریق مستقیم یعنی خودش، متحدانش، نفوذیها یا ستون پنجم آموزش دیدهاش انجام شود. توجه داشته باشیم که وقتی شناخت درست و کامل انجام نشود قطعاً تصمیمگیری نیز به طور مناسب انجام نخواهد شد. عدم تصمیمگیری مناسب و تعلل در تصمیمگیری یا بی تصمیمی منجر به چند دستگی در جامعه شده و روحیه همه را تضعیف میکند.
باید توجه داشت که بی تردید حوزه شناختی، مجموعه جدیدی از مهارتها و تخصصهای چند بعدی نوین را طلبیده و نیاز دارد. جنگجویان و مبارزان این حوزه و قلمرو حتماً باید در مباحث فجازی یا همان فضای مجازی، روان شناسی، علوم سایبری و علوم سایبری و فناوریهای نوین ماهر بوده و تخصص داشته باشند.
جنگ شناختی هیبریدی یا جنگ ترکیبی شناختی
در چنین شرایطی که شاهد حمله و تجاوز ناجوانمردانه رژیم ددمنش صهیونی هستیم در یک جنگ ناخواسته شناختی هیبریدی درگیر شدهایم که در آن از انواع روشهای مختلف از جمله ایجاد شبهه، دروغ پردازی، تکثیر اطلاعات نادرست، انتشار اطلاعات درست در زمان نادرست، روشهای عملیاتی روانی، جنگ اطلاعاتی، جنگ سایبری، جنگ اقتصادی، جنگ متعارف و غیر متعارف و نمونههای مشابه استفاده شده است که در اصطلاح به آن جنگ شناختی هیبریدی یا ترکیبی گویند.
در این نوع جنگ، از ترکیب جنگ شناختی و جنگ هیبریدی استفاده میشود تا تأثیرگذاری بر جامعه هدف را به حداکثر برسانند. به عنوان مثال، ممکن است یک کشور از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی، اخبار جعلی منتشر کند و با استفاده از جنگ سایبری، سیستمهای حیاتی کشور هدف را مختل کند و در عین حال، با حمایت از گروههای شورشی و ایجاد ناآرامیهای داخلی، سعی در براندازی حکومت داشته باشد.
در چنین شرایطی که جنگی ناعادلانه به کشور عزیزمان، ایران اسلامی توسط رژیم کودککش و ددمنش صهیونی با همکاری ایالات متحده تحمیل شده و مورد تهاجم و تجاوز قرار گرفته است شاهد جنگی از نوع جنگ هیبریدی شناختی (Cognitive Hybrid Warfare) هستیم که دارای ابعاد پیچیدهای است؛ لذا در صورت آشنایی با ابعاد این جنگ نوین، مردم میتوانند راحتتر با آن مقابله کرده و از تأثیرات آن بکاهند.
با ترکیب دو واژه شناختی و هیبریدی با واژه جنگ و ایجاد عبارت جنگ شناختی هیبریدی تعریفی جامع به دست میآید که عبارتست از: جنگ شناختی هیبریدی، راهبردی پیچیده است که ترکیبی از جنگهای متعارف، نامتعارف، سایبری، روانی و اطلاعاتی است. در این نوع جنگ، دشمن تلاش میکند با تأثیرگذاری بر ادراکات، باورها و ارزشهای جامعه هدف، اراده و رفتار آن را تغییر دهد. به عبارت دیگر، جنگ شناختی هیبریدی به دنبال تسلط بر ذهن و افکار عمومی است، نه صرفاً تسلط بر سرزمین.
هدف کلی جنگ شناختی هیبریدی
هدف اصلی این نوع جنگ، ایجاد تغییر در نگرشها، باورها و رفتارهای جامعه هدف است، به گونهای که در نهایت، اراده و خواست دشمن را برآورده سازد. این نوع جنگ به دنبال تسلط بر ذهن و افکار عمومی است و از این طریق، بدون نیاز به درگیری نظامی گسترده، به اهداف خود دست مییابد.
همانطوری که گفتیم در جنگ هیبریدی شناختی (Cognitive Hybrid Warfare) تغییر در نگرشها، باورها و رفتارهای جامعه هدف اصلی است، به گونهای که در نهایت، اراده و خواست دشمن را برآورده سازد. در ادامه به طور مختصر اشاراتی به شیوه های مختلف در این خصوص که در جنگ رمضان رخ داده است می پردازیم.
"پرچم دروغین"
یکی از این تاکتیک ها، "پرچم دروغین" نامیده می شود. دو سه روزی بیش نیست که پلیس کشورهای عربستان سعودی و قطر خرابکاران صهیونیست را در حین مبادرت به خرابکاری بازداشت نموده اند! اما هدف این گروه خرابکاری در کشورهای ذکر شده بوده و در سدد این بودند که تقصیر عملیات مذکور را به گردن ایران اسلامی بیندازند که ناکام ماندند.
"پدیده ای به نام آکسیوس"
این روزها نام "آکسیوس " را در اخبار زیاد می خوانیم و می شنویم! اگر به دقت به سایت آکسیوس مراجعه نمایید می بینید که یکی از وظایف آن خبرسازی و جریان سازی قبل از اتخاذ تصمیم می باشد! به عبارتی ساده قبل از اتخاذ یک تصمیم، سیاستمداران آن را در معرض انبوه مخاطبان قرارداده و تحلیل می نمایند تا امکان اتخاذ تصمیم را در دنیای واقعی راستی آزمایی نمایند. استفاده از عباراتی مانند: "به نقل از منابع آگاه"یا اینچنین عباراتی موید این موضوع است!
انتشار اخبار آکسیوس (خصوصا ترجمه آن) و خبرنگارانش در رسانهها رسما اتاق جنگ روانی اسرائیل علیه ایران اسلامی است. مطالب نادرست و خلاف واقع زیادی هم منتشر کرده است که البته در برخید از موارد به بیان اینکه این اخبار توسط افرادی که خوایتند نامشان منتشر نشود بسنده می نمایند.
جالب است بدانید منبع اصلی انتشار خبر دروغ تهاجم زمینی تجزیهطلبان کرد به داخل ایران اسلامی و نمونه های مشابه هم همین رسانه و سردبیرش بودند.
"عدم اطلاع رسانی و آموزش مناسب در زمینه اطلاعات قابل انتشار در انواع رسانه ها"
البته بدیهی است که کلیه این تاکتیک ها و البته تاکتیک های دیگر با اطلاعات دریافتی ستون پنجم و خود دشمن به صورت مستقیم از طریق اطلاعات منتشره بر روی شبکه های مجازی از جمله ایتا و بله پشتیبانی می شود لذا مردم باید در بیان مطلب بر روی این پیام رسان ها هم دقت لازم را به عمل آورند و البته رسانه های خبری داخلی نیز می بایستی در انتشار اطلاعات مربوط به مکان های مورد اصابت و نمونه های مشابه اصل راز داری را حفظ نموده و اینگونه مطالب را منتشر ننمایند. جلوگیری از انتشار اطلاعات توسط دشمنان موید این مطلب است.
نتیجه اینکه هر چه آگاهی مردم در خصوص جنگ شناختی هیبریدی یا جنگ هیبریدی شناختی بیشتر باشد، بهتر میتوانند احساسات خود را کنترل کرده، کمتر تحت تاثیر قرار گرفته و تصمیمگیری کنند و از این طریق نهتنها ناخواسته در زمین دشمن بازی نکنند بلکه همه مسائل را تحت کنترل و پایش خود داشته باشند و عاقلانه تصمیمگیری کنند. نکته مهم تغییر نگرش منجر به تغییر رفتار از مدیریت صرف مقابله یا پاسخ در شرایط اضطراری جنگ به سمت مدیریت ریسک انواع مخاطرات در چنین شرایطی است. متفاوت بیندیشیم.



نظر شما