۲۲ اسفند ۱۴۰۴، ۰:۱۵

غربی‌ها روی مغولان را سفید کرده‌اند/ حرم امن ما، مام وطن ایران است

غربی‌ها روی مغولان را سفید کرده‌اند/ حرم امن ما، مام وطن ایران است

اکبر ایرانی، مدیر مؤسسه میراث مکتوب در یادداشتی به اهمیت حفاظت از ایران و تقویت همبستگی ملی اشاره کرده است.

به گزارش خبرنگار مهر، اکبر ایرانی، مدیر موسسه میراث مکتوب در یادداشتی به اهمیت حفظ همبستگی و حفاظت از ایران در برابر دشمن شرور پرداخته است.

هوالحکیم العزیز الجبار

به هر سستْ‌ریشه بچسبد عدو

مَثلی است معروف که می‌گوید: «الغَریق یَتَشبَّثُ بِکلّ حَشیش»، کسی که در حال غرق شدن است، برای نجات خود به هر علف سست‌ریشه‌ای می‌چسبد تا خود را نجات دهد.

مولانا جلال‌الدین محمد هم در دفتر اول مثنوی با تلمیح این مَثلْ می‌گوید:

مرد غَرقِه گشته جانی می‌کَنَد دست را در هر گیاهی می‌زند

تا کدامَش دست گیرد در خطر دست و پایی می‌زند از بیمِ سر

این حکایتْ داستانِ امروز ابَرقدرت پوشالی جهان مدرن است که شگفتا با گرایِ غلط، پیشرفته‌ترین ابزار جنگی خود را به در و دیوار می‌کوبد، مدرسه‌ها و بیمارستان‌ها را موشک می‌زند و دل‌های بی‌گناهان را می‌لرزاند و به قول مولانا دست و پایی می‌زند از بیم سر.

آنچه در این ایام سرنوشت‌سازِ تاریخی شاهد آن هستیم، طوفانی است بظاهر بنیان‌کنْ که دنیای غرب با تمام امکانات نوین خود، به‌سوی میهن عزیزمان یورش آورده و روشن است که روی مغولان را سفید کرده است.

سردَمدارِ روان‌پریشِ آمریکا با هم‌دستی و دسیسه کودک‌کشِ زمان، به حریم خاک پاک ایران تجاوز کرد، عِرضِ خود بُرد و زحمت ما داشت. اینان که سال‌هاست در سرْ، سودای تغییر نقشۀگه خاورمیانه را می‌پرورانْند، به بهانه‌های واهی، تحریم‌ها وضع کردند و بر موج سوءتدبیری‌ها سوار شدند، تا آنجا که ارز کشور بی‌ارزش شد، اقتصاد کشور آسیب دید و همزمان ایران‌هراسی را پراکندند و امید واهی در دل‌های گریختگان و مهاجران از وطن افکندند و از هیچ تلاشی برای ایجاد بحران و ناخشنودی عمومی در کشور دریغ نورزیدند. زمینه‌های آشوب داخلی چیدند و خوان مذاکره فریب گستردند و با قلب و دَغل، میدان دیپلماسی را به صحنه کارزار تبدیل نمودند، فَلَقِ روز مذاکره را با ترور رهبری به شَفق خون بیالودند تا مگر مردمی که دل بدانها بسته بودند، آشوب کنند و نقشه شوم خود را عملی سازند. جنگ را با رسم پیشینِ خود در غزه، با کودک‌کشی «مدرسه میناب» آغاز کردند تا در دل‌ها هراس افکنَند و قاعدۀ «اَلنَّصرُ بالرُعْب» را پیاده سازند. لیکن جاهل به این امر که خون این پاک‌تنان، موجی شد در انسجام قلوب، اعتصام و همبستگی و تحکیم صفوف هم‌وطنان و ایران‌دوستان.

حال که «ظَهرَ الکُفرُ کُلّه» کافران تمام‌قد بپاخاسته و ق‍لدر ستم‌کیشِ عالَم، با همدستی نوچه‌های مزدور خود، قصد دریدن حریم حرم امن ایران کرده‌، بر هر ایرانی غیور خداپرست وطن‌دوستْ فرض است که به آیه کریمۀ «فَاْسْتَقِم کما اُمِرتَ، ای پیامبر! استقامت کن، چنانکه مأمور شدی» اقتدا و اقتفا کند و با هر چه در توان دارد، کاری در شأن نماید.

عده‌ای عمل به گفته حافظ می‌کنند که «وظیفه تو دعا کردن است و بس». جمعی به بذلِ مال و گروهی به ایثار جان، برخی با نوک قلم و قدرت بیان و عده‌ای به عَرض‌اندام و حضور در میدان نبرد و هریک سهمی در حفظ حریم خاک و تکریم و تعظیم میهن داشته باشند.

امروز حرم امن ما، مامِ وطنْ «ایران» است و به قول فردوسی امید می‌بندیم که «دریغ است ایرانْ که ویران شود، کُنام پلنگان و شیران شود». هرچند بوم‌صفتان، در تاریکیِ شبْ تیرِ غیب رها می‌کنند و منازل مسکونی را بر سر مردمان بی‌پناه آوار می‌سازند و دست ناپاک خود به خون کودکان می‌آلایند، بدان سر که طَرْفی بربندند و دستِ تسلیم بر سر بینند، زهی خیال باطل که «از دیو و دد ملولم و رستم دستانم آرزوست».

ما با افتخار، ایرانی هستیم و یَلِ میدان اسطوره ما رستم دستان و شیر آوَردگاه «صِفّین و نَهروان، اَسَدالله الغالبْ علی‌بن ابی‌طالب است.‌ ما تنها مردمانی هستیم که با دو بال هویت ملی و هویت دینی به میدان حماسه می‌آییم. کورش ذوالقرنین، بنیانگذار هخامنشیان را داریم که کهن‌ترین آیین حقوق بشر را در منشور یا استوانه‌ای گلین به یادگار گذاشت که ارزشمندترین میراث مکتوب تاریخی جهان است که در مورد حقوق بشر شناخته می‌شود. جانشین او داریوش بزرگ بود که مصر و یونان را فتح و آبراه سوئز را تعریض نمود. او از خود کتیبه‌ای برجای نهاد که نام مبارک خلیج پارس را بر آن منقوش کرد که امروز بر تغییر این نام تاریخی، عربده‌ها می‌کشند و هزینه‌ها می‌کنند تا دل حاشیه‌نشینان را خوش دارند.

اکنون که جهان به دیده دید که ثروت واقعی، نفت و گاز و معدن و بمب و موشک و هواگرد و ... نیست، که آنچه در چنته داشتند، بر در و دیوار کوفتند و طوفان درو کردند. سرمایه اصلی و ثروت واقعی هر حکومتی، مردمان غیور آن با تنوع و پراکندگی دلنشین مردمی است که با زبان‌ها و گویش‌های مختلف دل در گرو مام وطن دارند و یکصدا به میدان آمده و خواهند آمد تا کوردلان را سرخورده و مأیوس کنند. در طول تاریخ شاهان و غارت‌گران بسیاری آمدند و رفتند و برخی با نامی زشت آمدند، به میمنت و حضور مفاخری چون خواجه نصیرها و خواجه رشیدها و ... با نامی نیک از این دیار رخت بربستند. هرچند از مغولستان به خاک ایران تجاوز کردند، اما سرانجام متأثر از فرهنگ کهن این دیار، در تبریز رَبعِ رشیدی را ساختند، در مراغه رصدخانه و در زنجان بنای فاخر سلطانیه را آرامگاه ابدی خود نمودند.

به گواهی تاریخ، مردمان مهاجر بی‌ریشه آن سوی یِنگه دنیا که به هر سببی خیال خام قدرت اول را در سر دارند، باید بدانند که اگرچه ممکن است بتوانند دولت‌های نوبنیاد و بی‌تمدن را با هیاهو و مترسک‌گردانی، شیر بدوشند و منال روی زمین‌شان را به یغما برند، اما هرگز نمی‌توانند در فهم و اراده ملت ایران اثرگذار باشند. از هِگل فیلسوف آلمانی بپرسند چرا او در کتاب «عقل در تاریخ» خود نوشته که آغاز تاریخ را باید از ایران نوشت نه مصر و چین و یونان و...؟ زیرا کورش، مؤسس امپراتوری هخامنشیان است که اولین دولت (state) را تشکیل داد.

اکنون خیمه‌شب‌باز عرصه جهان، چهارشنبه‌سوری را یک‌ماه زودتر آغاز کرده و به بهانه نابودی هسته‌ای جمهوری اسلامی، دست به آسیب زدن به جان و مال و ثروت‌های ملی چون برق و نفت و گاز ایرانیان زده، وَهْم در سر می‌پروَرد که با همدستیِ فریب‌خوردگان داخلی و هم‌وطنانی که غبار فتنه و بارِ سنگین جنگ روانی بر قلب و جانشان نشسته، مزدور و دست‌نشانده دیگری را بر مَسند حُکم نشانند و نقشه خاورمیانه را به سود خود تغییر دهند و نفت و گاز و اورانیوم و لیتیوم و دیگر ذخائر ملی را به یغما برند.

ممکن است ما در کشور به نحوه تقسیم ثروت و توازن قوا و نایکدستی و ناوفاقی در برخی امور انتقاد داشته باشیم که داریم، ممکن است که به شیوه حکمرانی، به پاسخگو نبودن و ناکارایی بسیاری از سازمان‌ها و مراکز دولتی و خصولتی انتقاد داشته باشیم، به تخصیص اعتبارات دولتی و تصویب ردیف به سازمان‌هایی که عملکرد قابل قبولی ندارند، به تک‌صدایی در رسانه ملی و مدیریت جناحی آن گلایه‌مند باشیم، ممکن است به نگاه ایدئولوژیک به فرهنگ و هنر، دیدگاه‌های متفاوت داشته و قائل به مدارا و گفتگو باشیم، جوان‌گرایی و نخبه‌سالاری را در مدیریت‌های خرد و کلان آرزو کنیم و سیل مهاجرت نخبگان افسوس خوریم و مطالب بسیاری که در دل نهان داریم، اما از باب اینکه هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد، امروز زمان طرح این شکایات نیست، امید به فردای پساجنگ می‌بندیم.

آنچه ضامن حفظ و بقای یک حکومت و دولت است، سرمایه ملی و اجتماعی و سرمایه نمادین آن کشور است. سرمایه اجتماعی یک کشور اکثریت جمعیت آن کشور است با همه سلایق، زبان‌ها، گویش‌ها، ادیان و فِرَق و مذاهب رایج کشور. همان‌ها که اکنون نسبت به خاک پاک خود احساس خطر کرده و به میدان آمده و همیاری کرده و خواهند کرد و طبعاً انتظار است که این سرمایۀ اجتماعی فراموش و رها نشود و امور به تنظیمات کارخانه مجدداً باز نگردد.

اکنون که تجاوز آمریکا و رژیم غاصب اسرائیل، در باتلاق گیر کرده و مردم‌زنی را پیشه کرده و به مرحله حسّاس خود رسیده و خشونت رذیلانه را به اوج خود رسانده و تیر زهر و کین را بر سر مردم ایران رها می‌سازد، شاهد همبستگی و همدلی بیشتر مردم با مدیران سیاسی و فرماندهان جنگ هستیم. مردم با تاب‌آوری و تحمل درد و رنج‌های ناشی از این جنگِ ناخواسته و تحمیلی و با تمسّک به ریسمان الهی سفارش شده در «واعتصموا بِحبلِ‌الله جمیعاً و لاتفرقوا»، دشمن را مأیوس و ادامۀ این نبرد را برای آنان ناهموار می‌کنند.

ما هم دعا می‌کنیم برای توفیق رهبری معظمْ حضرت آیة‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای تا در روزگار پساجنگ، شاهد تغییرات به احسن‌الحال و اصلاح امور در همۀ شؤون باشیم، رونق اقتصادی و توسعه فرهنگی منوط به آن تغییرات است با حاکمیت خردورزی و حذف تندروی‌ها، کارها را قوام بخشند تا دستمریزادی باشد به ملت غیور وطن که ضامن حفظ و بقای میهن هستند. ان‌شاءالله.

اکبر ایرانی

۲۰اسفند ۱۴۰۴

کد مطلب 6772810

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha