خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: حماسه، همیشه در پیوند با سرزمینها و باورهای مردمان است، و مردمانی که حماسه دارند ریشه هایشان در خاک سرزمین شان بسیار محکم است. چون درختانی که در تیغ کوهها در برابر تندبادها مقاومت میکنند.
ایران، همیشه سرزمینی بوده است که حماسه در جان و خون مردمانش جریان داشته، چنانچه بزرگترین حماسه جهان با فاصله زیاد شاهنامه فردوسی است که پس از بیش از هزار سال همچنان خوانده و شنیده میشود و هنوز سیراب کننده تمامی ادب فارسی به ویژه ادبیات مقاومت در سالهای اخیر است.
یکی از اشعاری که در سالهای اخیر شهرت زیادی پیدا کرد و بارها و بارها خوانده و شنیده شده است، ترانه وطنم ای شکوه پابرجاست با شعری از افشین یداللهی و صدای سالار عقیلی. ترانه وطنم نام قطعهای از آلبوم تبریز در مه به خوانندگی سالار عقیلی است. شعر این ترانه سروده افشین یداللهی و موسیقی این اثر تنظیم حسین فاضل و آهنگساز بابک زرین است. این قطعه به عنوان تیتراژ سریال تبریز در مه مورد استفاده قرار گرفت؛ ولی در مدت کوتاهی بر سر زبانها افتاد:
وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دورانها
کشور روزهای دشوار و
زخمی سربلند بحرانها
ایستادی بر جنگ رو در رو
خنجر از پشت می زند دشمن
گویی از ما و در نهان بر ما
وطنم پشت حیله را بشکن
وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دورانها
رگت امروز تشنه عشق است
دل رنجیده خون نمیخواهد
دل تو تا ابد برای تپش
غیر عشق و جنون نمیخواهد
شرم بر من اگر حریم تو
پیش چشمان من شکسته شود
وای بر من اگر ببینم چشم
رو به رویای عشق بسته شود
وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دورانها
کشور روزهای دشوار و
زخمی سربلند بحرانها
از تب سرد موجهای خزر
تا خلیجی که فارس بوده و هست
میشود با تو دل به دریا زد
میشود با تو دل به دنیا بست...
این ترانه، ترکیبی از تاریخ و جغرافیای خاص ایران است با فراز و فرود تاریخش، مردمانی در این گستره جغرافیایی که بارها و بارها بر حق پای فشرده و برای استقلال و عزت خود در برابر هر بیگانه و ناحقی فریاد برداشته اند.
دو ترانه از مقاومت مردمان لبنان و فلسطین
در میان اشعار حماسی مبارزان لبنان و فلسطین، دو سرود شهرت بسیاری دارد. یکی ترانه «احبائی» است که داستانی شگفت انگیز دارد.
این اثر در سال ۲۰۰۶ و پس از جنگ ۳۳ روزه و آزادسازی خاک لبنان به رهبری سید حسن نصرالله، توسط جولیا پطرس، خواننده سرشناس مسیحی لبنان، در ستایش مجاهدان حزبالله خوانده شد. او در واقع آنقدر تحت تاثیر سخنرانی سید حسن نصرالله قرار گرفت که بخشی از آن را به شعر و موسیقی تبدیل کرد، که این کار تأثیر زیادی بر جهان عرب گذاشت.
ریشه این ترانه به نامهای برمیگردد که مجاهدان پس از پیروزی در جنگ برای تشکر از رهبری حماسی سید حسن نوشتند. ایشان در پاسخی عاطفی و فروتنانه، پیروزی را مرهون تلاش مجاهدان دانست و آنان را «احبائی / عزیزان من» خطاب کرد و «وعدۀ صادق» خداوند نامید. این سخنان الهامبخش شد تا غسان مطر شعر آن را بنویسد و زیاد پطرس موسیقی آن را بسازد و اثری ماندگار خلق شود.
أحبائی
عزیزانم
استمعت إلی رسالتکم
و فیها العز والایمان
فأنتم مثلما قلتم
رجال الله فی المیدان
نامهتان را خواندم
نامهای سرشار از شکستناپذیری و ایمان
و آنچنان که خود گفتید
شما مردان خدایید در میانۀ این میدان
و وعدٌ صادق أنتم
و أنتم نصرنا الآتی
و أنتم من جبال الشمس
عاتیةٌ علی العاتی
وعدهی راستین ایزدی،
و پیروزی نزدیک ما شمایید
و شمایید که از کوههای خاوران،
چون تندبادی پیاپی بر سر سرکشان میوزید
بکم یتحرر الأسری
بکم تتحرر الأرض
بقبضتکم بغضبتکم
یصان البیت و العرض
از زندانیان، شما بند برمیگیرید
و زمینها را، شما بازپسمیگیرید
در مشت محکم شما، و به خشم شماست
که و خانههامان، و آبرومان در امان است
بناة حضارة أنتم
و أنتم نهضة القیم
و أنتم خالدون کما
خلود الأرز فی القمم
شما سازندگان تمدن
و خیزش ارزشهایید
و شمایید که همچون صنوبرها در قلهها
جاودانهخواهید ماند
و أنتم مجد أمتنا
و أنتم أنتم القاداة
و تاج رؤوسنا أنتم
و أنتم أنتم الساداة
شما رمز عظمت امت مایید
و رهبری تنها شما راست
تاج سرهای مایید
و سروری تنها شما راست
أحبائی..
عزیزانم
أقبل نبل أقدام
بها یتشرف الشرف
بعزة أرضنا انغرست
فلا تکبو و ترتجف
بوسه میزنم بر عظمت آن گامها
که شرافت از آنها شرف میگیرد
و بر بلندای صنوبری که آب از نهر عزت سرزمینمان نوشیده
و افتادن و لرزیدن در کارش نیست
بکم سنغیر الدنیا
و یسمع صوتنا القدر
بکم نبنی الغد الأحلی
بکم نمضی و ننتصر
جهان را با شما دگرگون خواهیم کرد
و سرنوشت، صدامان را خواهد شنید
به دست شما فردایی بهتر میآفرینیم
با شما پیش میرویم و پیروز میشویم
ترانه بعدی، ترانه ای است با نام «الحق سلاحی / حق سلاح من است». این ترانه که پیوند عمیق مردم لبنان و فلسطین با سرزمین شان را نشان میدهد، نمونه ای حماسی است از ترانه های مردم زیر ستم رژیم اشغالگر، و مقاومت جانانه آنان:
الحق سلاحی و أقاوم
أنا فوق جراحی سأقاوم
أنا لن أستسلم لن أرضی
و علیکِ بلادی لا أساوم
حق سلاح من است و مقاومت میکنم
من با وجود تمام زخمهایم مقاومت خواهم کرد
من نه تسلیم میشوم نه راضی خواهم شد
ای کشورم، من سر موضوع تو سازش نمیکنم
بیتی هنا، أرضی هنا
البحر السهل النهر لنا
و کیف بوجه النار أساوم؟
سأقاوم
خانه من اینجاست، زمین من اینجاست
آن دریا، خشکی و رود مال ماست
چگونه رو در روی آتش و جنگ سازش کنم؟
مقاومت خواهم کرد...
عدوّک یا وطنی اندحر
علیک الکون ما قدِر
قاوم شعبی جنون الریح
تحدّی الخوف و الخطر
دشمنت گریخت، ای وطنم
زور دنیا به تو نرسید
مردممان در برابر جنون طوفان مقاومت کردند
و ترس و خطر را به مبارزه طلبیدند
یرحلون و نبقی
و الأرض لنا ستبقی
ها نحن الیوم أقوی
أقوی من کل الملاحم
آنها میروند و ما میمانیم
و این زمین برای ما باقی خواهی ماند
های... بدانید که ما امروز قویتریم
قوی تر از هر حماسهای!



نظر شما