یادداشت مهمان، یعقوب پناهی عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات: جنگهای ترکیبی معاصر در کنار عرصه سخت نظامی لایههای قدرتمند ادراکی، سایبری و رسانهای دارند و یکی از ابعاد مهم جنگی که کشور ما نیز در حال حاضر درگیر آن شده است همین عرصه شناختی و ادراکی است. جغرافیای جنگ شناختی در وضعیت فعلی فضای رسانهای و دیجیتال در دسترس کشور است. در این فضا رسانههای دیداری (مانند تلویزیون)، خبرگزاریها و شبکههای اجتماعی، علاوه بر بستر انتقال اطلاعات، کنشگرانی تأثیرگذار در تولید و تثبیت و تحمیل روایتها نیز هستند. این جنبه تا آنجا اهمیت دارد که گاهی این گونه جنگها را با عباراتی همچون جنگ روایتها نیز توصیف میکنند. گویی فارغ از آنچه در ساحت نظامی میگذرد، این روایتها هستند که سرنوشت و نتیجه جنگها را تعیین میکنند. به عبارت دیگر، در عرصه ظریف و پیچیده جنگ ادراکی، هدف هر طرف از تخاصم تحمیل و غلبه دادن روایت مقبول خود بر دیگری است و این تقابل در لایههای متعددِ تولید و بازنمایی روایتها و مهندسی افکار عمومی تبلور مییابد.
از عملکرد نظام رسانهای جهان غرب و تاکتیکهایی حرفهای که برای تولید و تحمیل روایتهای مقبول خود از آنها استفاده میکند، عبور میکنیم چون موضوع بحث ما نیست. البته مقالههایی متعدد درباره آن در مجلات معتبر بینالمللی به چاپ رسیده است که میتوان به آنها رجوع کرد. اما یکی از پرسشهایی که در عرصه داخلی و درون زیستبوم رسانهای کشور خودمان میتوانیم طرح کنیم، این است که در این برهه خطیر تاریخی، ما ایرانیان وطندوست در عرصه جنگ شناختی برای کنشگری مثبت و تأثیرگذار چه میتوانیم بکنیم و چه وظیفهای بر عهده داریم؟ بهویژه با توجه به اینکه در جنگ اخیر تهاجم و دفاع بیشتر در قالب جنگ الکترونیک و با حملات موشکی و پهپادی صورت میپذیرد و در این اوضاع و احوال از عموم مردم توقع نمیرود که مانند هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران لباس رزم به تن کنند و در جبهههای جنگ و خطوط مقدم نبرد حاضر شوند و نقش نظامی یا دفاعی ایفا کنند.
از منظری کلی، مخاطبان این پرسش دو گروه هستند؛ گروه اول مسئولان سیاسی و رسانهای کشور و گروه دوم نخبگان جامعه در کنار عامه مردم.
در ساحت اول، وظیفه مسئولان سیاسی و رسانهای فراهم آوردن بستر فناورانه لازم و ایجاد فضای مناسب برای طرح دیدگاهها و تولید روایتهای گوناگون است؛ بهنحوی که همه سلایق و جریانها و گفتمانهایی که دل در گرو ایران یکپارچه و سرنوشت آن دارند بتوانند بهسهولت دیدگاهها و نظرهای خود را- با در نظر گرفتن وضعیت حساس کشور و لزوم حفظ امنیت ملی- در همه ابعاد و البته بدون ترس از تعقیب، طرح کرده و به اشتراک بگذارند. در این میان، لازم است ساختار سیاسی و مسئولان ارتباطاتی و رسانهای کشور، بهویژه صداوسیمای ملی و پیامرسانهای داخلی، با سعه صدر با این روایتها برخورد کرده یا نهایتا براساس الگوریتمی پویا به شناسایی روایتهای امیدبخش و وحدتآفرین پرداخته و به این دسته از روایتهایی که در جهت تثبیت امنیت ملی هستند، ضریب دهند و البته باز هم تکرار میکنیم که لازم است به همه طیفهای فکری مجال طرح دیدگاههایشان را بدهند. پس وظیفه آنها در درجه نخست، تنظیم فعال میدان دیجیتال برای مشارکت همه ایرانیان فارغ از هر سلیقه و دیدگاهی است تا همه روایتها فرصتی برای طرح و بررسی پیدا کنند و بستری برای همزیستی مسالمتآمیز دیدگاههای متفاوت فراهم شود.
تزریق امید، حفظ انسجام ملی، تلاش برای بیان واقعیتهای جنگ تاحدامکان و نگریستن یکسان به همه شهروندان ایرانزمین از دیگر وظایف مسئولان است. بهویژه صداوسیما، بهعنوان فراگیرترین رسانه جمعی که نقشی محوری و اساسی دارد، وظیفه دارد از افراد مختلف با دیدگاههای متفاوت دعوت کند تا این احساس که همه در دفاع و انشاءالله در پیروزی شریک هستند به همگان منتقل شود. باری، نکته اساسی که باید به آن توجه ویژه شود این است که این جنگ و پیروزی آن متعلق به همه مردم ایران است و هیچ فرد یا گروهی نباید آن را به نفع خود مصادره کند. دعوت از هنرمندان و نخبگان و شخصیتهای سیاسی و دانشگاهی از همه گروهها و طیفها در این زمینه بسیار اهمیت دارد. نباید فراموش کرد که امنیت روایی پایدار نه محصول کنترل و انسداد و یکسویهنگری رویدادها بلکه نتیجه اعتماد، کنترل هوشمند و نرم، تابآوری و تسامح فراگیر است.
بدین منظور، شایسته است از تجربه موفق جنگ دوازدهروزه نیز بهره لازم را ببریم. در جنگ دوازدهروزه، در فضای سیاسی و رسانهای کشور بهمرور گفتمانی شکل گرفت که مفهوم ایران تقریباً به دال مرکزی آن تبدیل شد که همه مفاهیم دیگر در نسبت با آن بازنمایی میشد. اوج این گفتمان تأکید بر شعر حماسی و احساسی ای ایران بود که در تجارب و حافظه تاریخی ما ریشه دارد. با توجه به این تجربه موفق و ظرفیت مفهوم ایران که میتواند همه قومیتها، مذاهب، خردهفرهنگها، سلایق سیاسی و... را زیر چتر فراگیر خود جمع آورد، در این جنگ نیز ضروری است گفتمان سیاسی و گفتمان رسانهای با تأکید بیشتر بر «مفهوم ایران» از نو مفصلبندی شود؛ نکتهای که به نظر میرسد تا حدی از آن غفلت شده است، بهویژه در کلام بعضی از مجریان رسانه ملی! این نکته وقتی اهمیت دوچندان مییابد که توجه کنیم پس از محدودیت اینترنت بینالملل رسانه ملی تأثیرگذاری بیشتری یافته و مخاطبان بیشتری با رویکردها و سلایق مختلف به آن روی آوردهاند تا روایت درست جنگ را ببینند و بشنوند.
وظایفی میانمدت و بلندمدت نیز بر مسئولان ارتباطاتی و رسانهای کشور مترتب است که از آن جمله میتوان به ایجاد آرشیو ملی روایت بحران دیجیتال برای ثبت در حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان، تدوین بسته آموزشی روایتسازی متناظر با فرهنگ ملی و مذهبی مردم ایران، تدوین سند ملی تابآوری روایی و شناختی و تأسیس نهاد تخصصی سیاست پژوهشی پساجنگ سایبری اشاره کرد.
بخش دوم این یادداشت ناظر بر چهارچوبی کلی برای کنشگری نخبگان جامعه و عموم مردم برای تولید و ترویج روایتهای جنگ است. به عبارت دیگر معطوف به چگونگی تولید روایت از سوی آنها و ملاحظات و اقتضائات مربوط به آن است.
علیرغم همه گلایهها و انتقادها و مشکلات انباشتشده داخلی که نمیتوان آنها را نادیده گرفت و فراموش کرد، بهویژه حوادث تلخ دیماه، کشور در حال حاضر درگیر تهاجمی خارجی است و مام وطن در خطر است. باید التفات داشت که نقد پیشینی نباید مانعی برای پاسداری و پرستاری فعلی از وطن شود؛ ازاینرو در این آوردگاه میتوانیم بهعنوان شهروندانِ نقادِ وطنپرست کنشی مثبت و سازنده داشته باشیم. هر انسان شریف و خردمند و ایراندوستی با هر سلیقه و فکر و مرامی ضرورت مقابله با این تجاوز خارجی و به کنار نهادن موقت مشکلات داخلی را تصدیق میکند. فراموش نکنیم در برابر حمله دشمن خارجی «فقط ایران مهم است» و یکی از وظایف ما در این برهه حیاتی برای کشورمان میتواند تولید روایتهایی صحیح و واقعی با لحاظ برخی ملاحظات برای حفظ ایران باشد.
در اهمیت کنشگری ما در این عرصه همین بس که بدانیم هر جامعهای رژیم حقیقت خاص خود را دارد؛ یعنی انواع گفتمانهایی که میپذیرد و بهعنوان حقیقت به کار میاندازد و سازوکارهایی که فرد را قادر میکند تا گزارههای صادق را از کاذب تمیز دهد در همان جامعه تولید و تبلیغ میشود و خاص همان جامعه است. اگر در این سطح غفلت صورت پذیرد و روایت سوگیرانه خارجی بر ذهن و فکر ایرانی مسلط شود، میدان جنگ رسانهای از پیش مغلوب خواهد بود و به تسخیر فضای ادراکی و شناختی جامعه خواهد انجامید.
با توجه به این مهم، وظیفه یکایک ایرانیان وطنپرست است که متناظر با وضعیتی که در آن به سر میبریم روایتی تولید کنیم یا بپذیریم و سپس تبلیغ و ترویج کنیم که در جهت منافع و انسجام ملی و البته نزدیک به حقیقت و باورپذیر باشد.
در این زمینه باید از افراط و تفریط بپرهیزیم؛ نه خود را دستکم بگیریم و نه دشمن را؛ نه خود را پیروز همهجانبه نشان دهیم و نه دشمن را. روایتی منسجم و صادقانه و منصفانه بهویژه از ضعفها و توانمندیهای خودمان و دشمن و آنچه در صحنه جنگ در حال روی دادن است ارائه دهیم. متأسفانه گاهی مشاهده میشود با هدف امیدآفرینی و تزریق روحیه به عموم مردم روایتهایی ارائه میشود که با واقعیت انطباق ندارد و بهسرعت هم نادرست بودن آن برای مخاطب عیان میشود و جز بیاعتمادی مخاطب تأثیری نخواهد داشت. استفاده غیرمتخصصانه از هوش مصنوعی یا استناد به خبرهای جعلی بدون راستیآزمایی به این فضای غیرمفید نیز دامن زده است. فراموش نکنیم که برخی شبکههای رسانهای خارجی و همچنین برخی فعالان شبکههای اجتماعی مترصد هستند تا غیرواقعی بودن این روایتها را عیان کرده و مخاطب را به این گونه راویان بیاعتماد کنند. باید آگاه باشیم که دشمن با بهرهگیری از کلاندادهها، هوش مصنوعی و شبکههای اجتماعی و رسانهای قدرتمند بینالمللی تلاش میکند با انتشار هدفمند اطلاعات و روایتهای مهندسیشده اعتماد عمومی، انسجام داخلی و ساختار سیاسی و نظامی ایران را هدف قرار دهد و با تضعیف اعتماد و اطمینان مردم و برجسته کردن شکافهای اجتماعی به فروپاشی از درون اقدام کند.
اما در زمینه «محتوا»ی روایتها باید تلاش کنیم که چهره انسانی، اخلاقی و ضدجنگ و مقاوم از جامعه ایران ارائه دهیم. حامی راهبرد عقلانی برای تصمیمگیری در عرصه جنگ و پرهیز از احساسات و شعارگرایی باشیم. در بیان حقیقت، نگاه انتقادی و واقعگرایانه را با لحاظ کردن امنیت ملی فراموش نکنیم. بر مفاهیمی همچون مقاومت قهرمانانه، انسجام و غرور ملی، ملت همدل و مقاوم، دفاع ملی و مشروع، پیشرفت فناورینظامی ایرانی، وطنپرستی نیروهای نظامی کشورمان، صبر و امید راهبردی و کلیدواژههایی از این دست مدام تأکید کنیم. به شناسایی روایتها و پیامهایی کمک کنیم که رسانههای جعلی با هدف تخریب اعتماد عمومی و از طریق شگردهایی مانند اسناد جعلی، گزارشهای نادرست از تلفات و آمار تجهیزات جنگی، دستکاری تصاویر و محتوای بصری تولید میکنند. شأن تاریخیتمدنی خود را در میان ملتهای شرقی همواره مدّ نظر قرار دهیم. درصورتیکه با زبانهای خارجی آشنا هستیم به تولید روایتهای عربی، انگلیسی و عبری به زبان دیپلماتیک و حقوقی برای جذب و اقناع مخاطبان خارجی کمک کنیم. خط خبری ترومای جمعی ایرانیان را به حماسه جمعی و اقتدار ملی ایرانیان تغییر دهیم. از نیروهای نظامی و رشادتشان در دفاع از وطن حمایت کنیم و شهادت را نقطه اوج زیستن و مرگی حماسی و خردمندانه در راه وطن توصیف کنیم. بر حقوق حقه خود در زمینه انرژی هستهای تأکید کنیم و جملاتی مانند «دفاع پیشدستانه» یا «ایران تهدیدی هستهای» را که اسرائیل و آمریکا طرح کردهاند نقد کنیم. سعی کنیم از واژههای حماسی مذهبی و ملی نهایت بهره را ببریم. به تجارب فردی و خاطرات شخصیِ بهویژه از قهرمانان ملی ارجاع دهیم. برای کنش در زمینه دفاع ملی فراخوان عمومی بدهیم. بر جنبههای اخلاقی و ضد حقوق بشری جنگ مانند حادثه جانکاه دختران مدرسه میناب یا تخریب میراث فرهنگی و تاریخی و تمدنی یا قربانیان زن و کودک تأکید بیشتری بورزیم. از نمادها و روایتهای مذهبی، تاریخی و حماسی نهایت بهره را ببریم. هویت ایرانی و مبارزه تاریخی با استعمار را در نقد وطنفروشان برجسته کنیم. از واژگان علمی برای تثبیت معناها استفاده کنیم.
اما در ساحت «شکلی و ظاهری» نیز به ادغام هوشمند متن و تصویر برای تولید معنا توجه کنیم؛ چراکه بسیار تأثیرگذار است. به «تکرار» مفاهیم یا معنای اساسی توجه کنیم، چرا که نشانه یا واژه یا تصویر تکرارشونده در ذهن افراد تثبیت میشود. از استعاره و نمادسازی بصری با واژگان یا تصاویر استفاده کنیم (مثلاً سوژه جمعی خلق کنیم؛ جامعه بهمثابه خانواده). روایتهایمان از قدرت در واژگان و توصیف، انسجام در معانی، وثاقت در منابع، شفافیت و انتقالپذیری آسان برخوردار باشند تا اعتماد مخاطب را برانگیزاند.
پس درمجموع علیرغم محدودیت اینترنت بینالملل میتوانیم در زیستبوم رسانهای ایرانی و شبکههای در دسترس داخلی تاحدامکان روایتهای نزدیک به واقع را با تأکید بر میراث فرهنگی- حماسی و ملی و مذهبی خود تولید کنیم و با تبلیغ و ترویج حرفهای آن بر روایتهای سوگیرانه دشمن غلبه کرده و ضمن تحکیم انسجام داخلی به تزریق امید و حمایت از نیروهای نظامی و افزایش تابآوری و استقامت ملی کمک کنیم. تولید روایت صحیح بهعنوان کنشگر فعال عرصه جنگ اطلاعاتی و شناختی در زیستبوم رسانهای داخل مهمترین وظیفه ما در برهه فعلی است. فراموش نکنیم اهمیت روایتهای ما در بحبوحه جنگ بهعنوان ابزاری راهبردی برای هدایت افکار عمومی و استحکام بخشیدن به مقاومت ملیْ کمتر از موشکها و پهپادهایی که در دفاع از ایران شلیک میشوند نیست. بیایید باوجود همه مشکلات دوباره برای «مام وطن» و با تمام وجود «ای ایران»زمزمه کنیم. بیایید «برای ایران» بنویسیم، بخوانیم، بیاندیشیم و حتی اگر لازم شد جان نثار کنیم.
«ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای دشمن اَر تو سنگ خارهای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم»



نظر شما