داوود فتحعلیبیگی هنرمند پیشکسوت تئاتر در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به رویدادهای اخیر کشور عنوان کرد: من هم مانند هر هموطن دیگری هم نسبت به این تجاوزها اعتراض دارم، هم به مقاومت باور دارم و هم دعاگوی نیروهای مسلح هستم و معتقدم بیگانه هیچوقت خیرخواه ما نبوده و نخواهد شد. در طول تاریخ هم به همین شکل بوده است و نه فقط برای ما بلکه برای هر کشوی چنین بوده است.
بیگانه هرگز برای نجات نمیآید
وی ادامه داد: کسانی که تصور میکنند که این بیگانه منجی است مطقا نه تحلیل درستی از تاریخ دارند و نه جامعه بشری را میشناسند و این سخن را از روی ناآگاهی میگویند. مگر ممکن است که استعمارگر تو را نجات بدهد؟ مگر ممکن است که مغول تو را نجات بدهد؟ بیگانه برای آبادی تو نمیآید، او میآید تا تو را اسیر کند و برده خود سازد. تاریخ این را آشکار کرده است؛ مگر زمانی که انگلستان به هندوستان حمله کرد میخواست آنجا را نجات بدهد؟ اگر ما مشکل و گلایهای نسبت به حکمرانان خود داریم به خودمان مربوط است، مانند فرزندی که در خانواده ممکن است با پدرش اختلاف دیدگاههایی داشته باشد.
این هنرمند پیشکسوت در رابطه با رسالت و نقش تئاتر در این زمان گفت: طبیعتا تئاتر نمیتواند یک واکنش لحظهای و زود از خودش نشان بدهد و طبیعی است که این رویدادها بتواند به عنوان دستمایه هنرمندان تئاتر قرار بگیرد. میتوان در جشنوارههای تئاتر شرایطی فراهم کرد که آثاری خلق شود که هم نشانگر رفتار امروز مردم باشد و هم در آینده بتواند مورد استقبال مردم قرار بگیرد. این به مدیران و گردانندگان دستگاههای فرهنگی باز میگردد که چگونه بتوانند این رویداد مهم تاریخی را در نظر بگیرند و زمینهای برای خلق آثار مهم نمایشی فراهم کنند.
باید زمینهای برای اجرای این حماسهها فراهم شود
وی با اشاره به توقف اجرای نمایشش اظهار کرد: این دومین بار در امسال بود که اجرای نمایش من در اثر جنگ متوقف شد. نخستین بار اجرای نمایش «شبنشینی با مولیر» بود که با آغاز جنگ ۱۲ روزه متوقف شد آن هم در حالی که ما تمامی بلیتهایمان را فروخته بودیم؛ اما فدای سر مردم. بسیاری جان خودشان را در طول جنگ از دست دادند. نمایش دیگری هم بود که برای کانون پرورش فکری روی صحنه برده بودیم و یک هفتهای از اجرایش میگذشت به نام «بهشت دور است یا نزدیک» که ویژه کودک و نوجوان بود. آن نمایش هم با آغاز جنگ متوقف شد.
فتحعلیبیگی درباره نقش هنرمندان در وضعیت جنگی بیان کرد: طبیعتا همه نمیتوانند مرجع باشند. اگر فرض کنیم که هنرمندان نیز بتوانند در شکلگیری حرکتهای اجتماعی بر علیه استعمار و تجاوز مرجعیتی داشته باشند، در وهله اول باید هم حمایتشان را از مقاومت و هم انزجارشان را از حمله استعمارگران اعلام کنند. این حداقل است. در کنار این باید زمینههایی فراهم شود تا هنرمندان بتوانند جلوههای مختلف این حماسه را به عرصه اجرا در بیاورند.
وی افزود: امروز شنیدم که زنی به همراه کودکش به یکی از ایستگاههای بازرسی رفته بود و در کنار آنان ایستاده بود تا حضور خودش را اعلام کند؛ این خود یک دستمایه است. بسیاری از رویدادهای اینچنینی دستمایهای هستند تا آثار گرانقدر هنری مختلف بر اساس آنها خلق بشود. ایجاد چنین زمینهای بر عهده مسئولان است و فکر میکنم که زمانش همین الان است تا نهادهای فرهنگی و هنری مسابقات نمایشنامهنویسیای در ارتباط با حماسه جنگ رمضان برگزار کنند.
چرخ فلک هم نمیتواند دست ما را ببندد
این هنرمند و مدرس تئاتر با اشاره به نقش تئاتر خیابانی در این روزها گفت: فکر میکنم که تئاتر خیابانی همین رویدادهایی است که شبها در خیابانها اتفاق میافتد. خود این رویدادهایی که رخ میدهند چنان پررنگ و حائز اهمیت هستند که نمایش خیابان در کنار آنها مانند قطره در برابر دریا است.
فتحعلیبیگی در پایان عنوان کرد: باید خطاب به این تجاوزگران از زبان رستم و فردوسی بگویم «که گفتت برو دست رستم ببند؟ / نبندد مرا چرخ، دست بلند» چرخ فلک هم نمیتواند دست ما را ببندد چراکه ما هم خدا را داریم و هم ایمانی که دنیا را به حیرت واداشته است. وقتی این حماسهها را میبینم بیاختیار به یاد جملهای میافتم که در رابطه با شهدای کربلا گفته شده است که میگوید «مرگ را به بازی گرفته بودند». امروز ایرانیان اینچنین جانفشانی میکنند و از آنچه دنیا از آن میترسد، نمیترسند.


نظر شما