به گزارش خبرنگار مهر، حجتالاسلام و المسلمین علوی تهرانی، در سخنرانی خود به مناسبت ماه مبارک رمضان، با اشاره به آیه ۴۵ سوره بقره اظهار داشت: خداوند متعال میفرماید: از صبر و نماز یاری بجویید، و این کار جز بر خاشعان گران و دشوار است.
این استاد حوزه با بیان اینکه در معارف اهلبیت علیهمالسلام، بسیاری از الفاظ قرآنی افزون بر معنای ظاهری، دارای لایههای عمیقتری نیز هستند، تصریح کرد: در برخی روایات، صبر به وجود مبارک رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و صلاه به وجود نورانی امیرالمؤمنین علیهالسلام تفسیر شده است. بر این اساس، استعانت از صبر و صلاه تنها به معنای بهرهگیری از شکیبایی یا انجام نماز ظاهری نیست، بلکه در مرتبهای عمیقتر، تمسک به حقیقت نبوت و ولایت است.
حجتالاسلام علوی تهرانی در ادامه با اشاره به روایت مشهور معرفت امیرالمؤمنین علیهالسلام به نورانیت گفت: در این روایت، سلمان فارسی و ابوذر غفاری درباره حقیقت این معرفت با یکدیگر گفتگو میکنند و برای فهم دقیقتر آن، به محضر امیرالمؤمنین علیهالسلام شرفیاب میشوند. حضرت پس از شنیدن پرسش آنان، نهتنها این سؤال را انکار نمیکنند، بلکه آن را نشانهای از تعهد دینی میدانند و بیان میکنند که کسی که در پی فهم حقیقت ولایت است، در واقع نسبت به دین خود احساس مسئولیت دارد.
وی افزود: مطابق این روایت، شناخت مقام امیرالمؤمنین علیهالسلام و معرفت به ولایت آن حضرت، امری حاشیهای و فرعی نیست، بلکه از ضروریات مسیر ایمان و دینداری است. از همین رو، کوتاهی در این شناخت، به معنای کوتاهی در فهم یکی از بنیادیترین ارکان هدایت الهی است.
این استاد حوزه در تشریح بخش دیگری از همین روایت بیان کرد: در این گفتوگو از امیرالمؤمنین علیهالسلام درباره اقامه صلاه سؤال میشود و حضرت توضیح میدهند که مقصود از اقامه صلاه در این سطح از معنا، اقامه ولایت است. بنابراین اگر در ظاهر، نماز ستون دین معرفی میشود، در باطن و در افق روایی مورد بحث، حقیقت نماز با ولایت پیوندی جداییناپذیر دارد و اقامه حقیقی صلاه، بدون فهم و پذیرش ولایت، به معنای کامل خود تحقق نمییابد.
وی ادامه داد: یکی از نکات مهم در استدلال روایی بر این معنا، همان تعبیر آیه شریفه است که میفرماید: «وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَی الْخَاشِعِینَ». در آغاز آیه، دو عنوان صبر و صلاه آمده، اما در ادامه، ضمیر مفرد به کار رفته است. در تبیین روایی این تعبیر، گفته میشود که این سنگینی در حقیقت ناظر به امر ولایت است؛ یعنی ولایت حقیقتی است که حمل و اقامه آن بر بسیاری از نفوس سنگین است و تنها اهل خشوع، تسلیم و درک باطنی بالاتر، توان پذیرش آن را دارند.
حجتالاسلام علوی تهرانی با تأکید بر اینکه بسیاری از مردم ممکن است نماز ظاهری را بهجا آورند، اما از حقیقت اقامه ولایت فاصله داشته باشند، خاطرنشان کرد: آنچه قرآن از دشواری آن سخن میگوید، صرف انجام یک صورت عبادی نیست؛ زیرا نماز خواندن به معنای ظاهری، حتی در گستره عمومی نیز قابل تحقق است. آنچه دشوار است، ورود به حقیقتی است که انسان را در مدار ولایت قرار میدهد و از او تسلیم، خشوع، معرفت و التزام میطلبد.
وی سپس درباره حقیقت دعا، گفت: دعا هنگامی به معنای واقعی خود محقق میشود که انسان به فقر وجودی خویش در برابر خداوند ملتفت شود. مقصود از فقر در اینجا، صرف فقر اقتصادی و نداشتن امکانات مادی نیست، بلکه حقیقتی عمیقتر و فراگیرتر است؛ یعنی انسان در اصل وجود، بقا، هدایت، توفیق، رزق، سلامت، توبه، فهم، محبت، عبادت و همه شئون زندگی، نیازمند خداوند متعال است.
این استاد حوزه با استناد به آیه شریفه یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَی اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ توضیح داد: همه انسانها فقیر به خدا هستند؛ نه فقط فقیران از نظر مالی. انسان اگر به این حقیقت توجه پیدا کند، نوع نگاهش به دعا، عبادت و حتی زندگی روزمره تغییر میکند. در این صورت، دعا دیگر صرفاً مجموعهای از الفاظ نیست، بلکه ظهور یک فهم عمیق از نسبت عبد با رب است.
وی با بیان اینکه انسان موحد کسی است که این نیازمندی دائمی را در تمام ساحتهای زندگی خود درک کند، افزود: توحید تنها یک باور ذهنی نیست، بلکه باید به یک احساس و شهود دائمی از نیاز به خدا تبدیل شود. هنگامی که انسان بداند بدون خدا هیچ ندارد و هیچ نیست، آنگاه دعا برای او امری طبیعی، اصیل و حقیقی خواهد شد.
حجتالاسلام علوی تهرانی در ادامه سخنان خود، دعا را تمرین و تحقق فهم فقر ذاتی انسان دانست و گفت: یکی از کارکردهای دعا این است که انسان را از غفلت نسبت به حقیقت خودش خارج میکند. انسان در زندگی روزمره ممکن است بر اثر برخورداری از اسباب ظاهری، گرفتار توهم استقلال شود؛ اما دعا او را متوجه میسازد که در پس همه اسباب، این خداوند است که منشأ اثر حقیقی است و بنده در همه حال محتاج اوست.
وی سپس به آداب دعا پرداخت و اظهار داشت: از جمله مهمترین شرایط و آداب دعا این است که انسان در برابر خداوند حالت طلبکاری نداشته باشد. کسی که دعا میکند، نباید خود را در موضع استحقاق و طلب از خدا ببیند؛ بلکه باید با فهم عبودیت، با خضوع و انکسار در پیشگاه الهی حاضر شود. دعا زمانی به حقیقت خود نزدیک میشود که بنده بداند هرچه دارد از خداست و اگر خیری به او میرسد، از فضل پروردگار است نه از استحقاق ذاتی خویش.
این استاد حوزه یکی دیگر از آداب مهم دعا را انقطاع از ماسویالله عنوان کرد و گفت: دعا زمانی اثر حقیقی خود را نشان میدهد که دل انسان از تکیهگاههای غیرالهی بریده شود. البته این به معنای ترک اسباب نیست، بلکه به این معناست که دل به اسباب بسته نشود و اعتماد نهایی تنها به خداوند باشد. بنده باید در مقام دعا، با همه وجود دریابد که پناهگاه حقیقی فقط خداست.
وی افزود: از دیگر آداب دعا، یقین به اجابت است. انسان باید بداند که خدای متعال دعای بنده را میشنود و نسبت به او بیاعتنا نیست. البته اجابت همیشه به معنای برآورده شدن فوری و ظاهری خواستهها نیست، بلکه خداوند بر اساس حکمت خویش، دعا را به بهترین وجه پاسخ میدهد. آنچه مهم است، این است که بنده با سوءظن و یأس به درگاه الهی نرود.
حجتالاسلام علوی تهرانی همچنین به برخی مقدمات ظاهری دعا اشاره کرد و گفت: در روایات و سنت دینی، برای دعا آدابی مانند باوضو بودن، رو به قبله قرار گرفتن، خواندن نماز پیش از دعا، حضور در مسجد یا نشستن بر سجاده، و نیز دادن صدقه مطرح شده است. این امور هرچند ظاهریاند، اما برای آمادهسازی روح و توجه قلبی انسان نقش مهمی دارند و بنده را در فضای مناسب مناجات قرار میدهند.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: دعا باید با نام خدا و ثنای الهی آغاز شود. آغاز دعا با بسمالله، حمد و ستایش پروردگار، تمجید، تکبیر، تهلیل و تسبیح، در حقیقت ادب حضور در پیشگاه الهی است. انسان پیش از آنکه حاجت خود را مطرح کند، باید عظمت خداوند را یادآور شود و با زبان ستایش وارد مقام دعا شود. همچنین پناه بردن به خداوند از شرور و آفات، از دیگر مقدمات معنوی دعاست.
این استاد حوزه سپس به یکی دیگر از محورهای مهم دعا اشاره کرد و گفت: بنده در مقام دعا باید نعمتهای الهی را به یاد آورد. یادآوری نعمتها سبب میشود انسان از غفلت خارج شود و بداند که پیش از این نیز غرق در رحمت خدا بوده است. اگر انسان نعمتهای الهی را ببیند، زبانش به شکر باز میشود و نوع مواجههاش با دعا نیز از حالت صرف درخواست، به حالت معرفتآمیزتر تبدیل میشود.
وی افزود: پس از یادکرد نعمتها، نوبت به اعتراف به گناه میرسد. انسان باید ببیند با وجود آنکه خداوند پیوسته به او روزی داده، عیب او را پوشانده و راه بازگشت را نبسته است، او چگونه در برابر این همه لطف، گرفتار غفلت و معصیت شده است. چنین اعترافی، روح توبه، خشوع و صدق را در دعا پدید میآورد و مانع از آن میشود که بنده با غفلت و غرور به درگاه الهی نزدیک شود.
حجتالاسلام علوی تهرانی در ادامه، شکر الهی را یکی از ارکان مهم مناجات و دعا برشمرد و گفت: انسان باید همواره متوجه باشد که حتی توان شکرگزاری درست نیز نعمتی از جانب خداست. بنده نهتنها از ادای کامل حق نعمتهای الهی عاجز است، بلکه از ادای حق شکر نیز ناتوان است. در همین زمینه، در معارف دینی گفتوگویی از حضرت موسی علیهالسلام نقل میشود که مضمون آن، ناتوانی انسان از ادای حق شکر الهی است؛ زیرا هر توفیقی برای شکر نیز خود نعمتی تازه از جانب پروردگار است و شکر دیگری میطلبد.
وی در ادامه با نقد روحیه رایج طلبکاری از خداوند تصریح کرد: یکی از آسیبهای جدی در ساحت دینداری این است که انسان گمان کند خداوند به او بدهکار است. گاهی بنده عبادتی انجام میدهد یا سختیای تحمل میکند و بهتدریج در درون خود احساس میکند که خدا باید خواسته او را آنگونه که او میخواهد برآورده کند.
این نگاه، با حقیقت عبودیت سازگار نیست؛ زیرا بنده هرچه دارد از خدا دارد و اساساً از خود چیزی ندارد که بر مبنای آن، در برابر خدا مدعی شود.
این استاد حوزه افزود: اگر اتصال انسان به خداوند قطع شود، او فینفسه هیچ سرمایهای از خود ندارد. همه ارزش، عزت، قدرت، علم، آبرو و توان انسان به افاضه الهی وابسته است. بر همین اساس، دعا باید از موضع فقر، انکسار و عبودیت شکل بگیرد، نه از موضع مطالبهگری و خودبینی.


نظر شما