۲۹ اسفند ۱۴۰۴، ۱۷:۰۰

یادداشت مدیرعامل؛

خداحافظ! باغبان استعدادها

خداحافظ! باغبان استعدادها

سردار نائینی اهل پیدا کردن ظرفیت آدم‌ها بود. انگار نه انگار که اغلب ما به حسب علم و تجربه، فرزندان او به شمار می‌آمدیم. ظرفیتی اگر می‌دید نه تنها رها نمی‌کرد که پرورش می‌داد.

خبرگزاری مهر- محمدمهدی رحمتی: این روزها آنقدر چکاچک زد و خورد میدان نبرد و ایستادگی در برابر دشمن غدار جان و دل آزادگان این دیار را معطوف به خود ساخته که فرصت سوگواری بر عزیزان به خون غلطیده را از ما گرفته است.

فکر نمی‌کردم زمانی برسد که از خیل شهدا در ذهن من هم خاطره‌ها باشد. عجب غریب روزگاری شده است!

اما میان کسانی که دوستشان داشتم و در این برهه دنیویِ زندگی، سر می‌کنم با فقدانشان، سردار دکتر علی‌محمد نائینی مردِ دیگری بود. این لقب‌ها بیشتر نام خانوادگیِ آنها که خود را به آن می‌آرایند خراب می‌کند اما حذف هر کدام از این دو بعد علمی و عملی او ظلم به ایران و انقلاب اسلامی است.

او با سواد و در میدان بود. اهل شناختن و پیدا کردن ظرفیت آدم‌ها بود با جوان‌ها خوب کار می‌کرد انگار که در میان هم‌رزمان شهید دوران دفاع مقدسش است. انگار نه انگار که اغلب ما به حسب علم و تجربه فرزندان او به شمار می‌آمدیم‌. ظرفیتی اگر می‌دید نه تنها رها نمی‌کرد که پرورش می‌داد و باغبانی می‌کرد.

دوستش داشتم و حس می‌کردم که دوستم دارد، این ذهنیت را نه تنها من که همه دوستانم داشتند و هر یک فکر می‌کرد او به آنها از بقیه نزدیک‌تر است. اینگونه بودن فضیلتی است که هرکس را توان آن نیست.

از کرمانشاه و غرب که شروع کرده بود تا آخرین روز در میدان فرهنگ و رسانه انقلاب زندگی کرد. ماندگاری او در حوزه فرهنگ و رسانه که هیچ‌ زمانی نان و آب درخوری ندارد مثال زدنی بود. الگو بود در مبحث ماندن و ساختن و ساخته‌شدن. مرکز اسناد دفاع مقدس را دوباره ساخت، جایی که به نظر می‌رسید دیگر قابل احیا نیست. چقدر جلسات صمیمی و بی‌پرده روایت‌ او با فرماندهان دفاع مقدس و آن آبگوشت چربی که هر بار به شوخی و از باب کهولت سن، آنها را از خوردن آن پرهیز می‌دادم، می‌چسبید.

یادم نمی‌رود به اعتراض گفتم چرا مسئولیت روابط عمومی و سخنگویی را پذیرفته است. نگاهی کرد و گفت تکلیف شد. گفتم هزینه می‌شوید و آنچه می‌خواهید نخواهد شد. مرکز هم به سیاق سابق نخواهد ماند. اینجور اوقات لحظه‌ای سرش را پایین می‌برد و فکری می‌کرد؛ وقتی سرش را بالا آورد، با لبخند و صدای بم و گرمش گفت: بیا کمک کن آقای رحمتی؛ هرچند اغلب این حرف را از سر تعارف می‌زنند؛ می‌دانستم او تعارف نمی‌کند؛آدم‌های شخیص و شخصیت‌ساز همه جا همین گونه‌اند؛ او برای سخنگویی و روابط عمومی سپاه هم شخصیت ساخت. او درست هزینه شد من اشتباه می‌کردم.

آقای دکتر، سردار، دلم برای آقای رحمتی گفتن‌های گرمت تنگ می‌شود. دلم برای مردی که روی ما حساب می‌کرد تنگ می‌شود.

کاش ما هم مثل تو خوب هزینه شویم؛ برای ایران، برای انقلاب.

کد مطلب 6779872

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۱۷:۰۶ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۹
      11 32
      خداوندا رزمندگان جبهه مقاومت را یاری و نصرت عطا فرما و رهبر عزیزمان امام مجتبی خامنه ای را در پناه خودت سلامت بدار و دشمنان آنها را الساعه نابود بفرما
    • IR ۰۰:۴۵ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۱
      0 0
      روحت شاد یادت جاودانه باد
    • IR ۰۱:۰۸ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۱
      0 0
      ترور کردن به مبدا ترور ضربه مهلک بزنید هر ضربه مهلکی
    • IR ۰۹:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۱
      0 0
      جاسوس ها بیشرف وطن فروش که ریختن توایران جای سران سرداران ما رو لو میدن.بایدحواستون باشه. مراقبت کنید.نذارید کاری پیش ببرن