به گزارش خبرنگار مهر، از آن وقت که شهرزاد قصه گو، در قصری در بغداد، ملک جوانبخت را با قصه های هزار و یکشب سرگرم میکرد تا جان خویش را بخرد و او را بر سر عقل بیاورد، و در آن میان داستان سفرهای سندباد را برای شاه تعریف میکرد، میتوان گفت سفرنامه نوعی از انواع ادبی بوده است.
سفر همیشه برای بشر موضوعی جالب توجه بوده و پرسشهای بسیاری پیش میآورد: سفرنامه نویسی در ایران چقدر قدمت دارد؟ و در اروپا چطور؟ کدام شاعران و نویسنگان به سفر رفتهاند؟ چرا ایران سرزمین جذابی برای جهانگردانی بوده که از خود سفرنامه به جا گذاشتهاند؟ کدام شاهکارهای ادبی با سفر و سفرنامه در ارتباط است؟
چند نمونه از آثار ادبی که به سفر مربوطند را میتوان مثال زد: ناصرخسرو دارای سفرنامهای مشهور است و قصیده معروف خاقانی درباره ایوان مدائن، حاصل سفر او به حج است و توقفی که در نزدیکی بغداد داشته. فرخی سیستانی شاعر بزرگ دوره غزنوی، به دنبال ممدوح با کاروان حله از سیستان به سفر رفت، مولانا نیز به دلیل حمله مغولان از بلخ به قونیه مهاجرت کرد. منوچهری بارها در اشعارش از سفر سخن گفته است. نظامی عروضی داستانی از ابن سینا درباره رواندرمانی نقل میکند که حاصل سفر او از بخارا به گرگان است. بیش از همه سعدی، که عمر خود را در سفر گذرانده و اگرچه سفرنامه مستقل ندارد، اما بوستان و گلستان حاصل سفرهای او و شناختش از جهان است. نظامی در «هفت پیکر»، به ویژه در داستان گنبد فیروزه، وقایع را در سفر روایت میکند و... اما با این حال ژانر سفرنامه در ایران چندان مرسوم نبوده است.
تعداد سفرنامههایی که غربیها درباره مشرق زمین و سایر نقاط جهان نوشتهاند، بیشمار است. حتی تاریخ کهن و مشهور هرودوت که منبع اصلی اطلاعات ما درباره دوره مادها و هخامنشیان است، حاصل سفر او تا بابل میباشد. همچنین تاریخ کتزیاس که سالها به عنوان طبیب اردشیر دوم در ایران زندگی میکرد، و آثار گزنفون که از قدیمیترین سیاحتنامهها درباره ایران به شمار میرود، همگی نشاندهنده جایگاه ریشهدار سفر در ثبت تاریخ و ادبیات غرب هستند.
در ادبیات داستانی غرب نیز ردپای سفر به وضوح دیده میشود و بسیاری از آثار ماندگار بر این بنا شدهاند. «داستانهای کانتربری» اثر چاسر که نخستین شاعر و نویسنده بزرگ انگلیسی است، در بستر سفر شکل میگیرد. جاناتان سوئیفت را با «سفرنامه گالیور» میشناسند. «ماجراهای هاکلبری فین»، «پیرمرد و دریا» و «صد سال تنهایی» مارکز، یا در جریان سفر اتفاق میافتند و یا مایههای اصلی داستان را موادی تشکیل میدهند که نویسنده در سفرهایش فراهم آورده است؛ چرا که سفر بخش جداییناپذیر و مهمی از زندگی انسان است.
سفرنامه نویسی اروپاییان درباره ایران
نوشتن مشاهدات و خاطرات سفر به شیوه رایج در اروپا، در میان نویسندگان ایرانی سابقه درخشانی نداشته و این ژانر ادبی بیشتر از مغرب زمین آموخته شده است. اگرچه آثاری چون سفرنامه ناصرخسرو و مطلعالسعدین در تاریخ ادبیات ایران وجود دارد، اما تا زمان ناصرالدین شاه قاجار که با سفر خود به فرنگستان الگویی برای دیگران شد، این نوع نگارش رواج نیافته بود. نویسندگان ایرانی پیش از این، تحریر خاطرات سفر را موجبی برای تالیف کتاب مستقل نمیدانستند و از دورههای پیش از اسلام نیز اگر ایرانیان سفرنامههایی نوشته باشند، اثری از آنها به دست ما نرسیده است.
در دوره اسلامی نیز سفرهای ایرانیان اغلب به دلیل اجبار، فرار، کسب معاش یا زیارت بوده و نویسندگان کمتر به فکر تالیف کتابی با عنوان سفرنامه افتادهاند. در مقابل، تعداد سفرنامههایی که خارجیان درباره ایران نوشتهاند بسیار زیاد و بیشمار است؛ به طوری که طبق گفته مجتبی مینوی تنها فرانسویان بیش از دویست و پنجاه سفرنامه و به گفته فضل الله رضا روسها بیش از دویست اثر در این باره دارند. بسیاری از این آثار هنوز در نسخههای خطی در کتابخانهها مانده و ترجمه نشدهاند، اما آنچه ترجمه شده نشان میدهد که ایران از دیدگاه سیاحان سرزمینی قابل توجه و مهم بوده است.
البته که بیشتر کسانی که درباره ایران نوشتهاند، سفیران و ماموران سیاسی بودهاند که گزارشهای آنها جنبه سیاسی داشته، اما در میان آنها سیاحانی واقعی نیز وجود داشتهاند، مثل اورسل بلژیکی که صرفا به خاطر سیاحت ایران را گشته و سفرنامه نوشته، یا پیترو دلاواله ایتالیایی، مسیحی متعصبی که به ایران آمد تا در جنگ علیه عثمانی شرکت کند و انتقام بدرفتاری عثمانیها با مسیحیان را بگیرد، یا کمپفر آلمانی که با سودای جهانگردی و تحقیق در نقاط دوردست به ایران آمد.
سفرنامه شاردن هم که بینیاز از معرفی است، در دوره صفویه ناگهان تعداد جهانگردان اروپایی در ایران افزایش یافت و میتوان گفت که مسافران هیچ دورهای به اندازه عهد صفویه درباره ایران ننوشتهاند. اگرچه دورههای افشاریه و زندیه از نظر سفرنامهنویسی فعال نبودند، اما دوره قاجاریه دورانی درخشان به شمار میرود که بیشترین تعداد سفرنامهها مربوط به این دوران است.



نظر شما