خبرگزاری - مجله مهر: نشستهاند آن سر دنیا، در مسیر نان و پنیر و خیار و گوجهشان را میخورند و گزینه مطلوبشان از پشت شیشه ضدگلوله علامت پیروزی نشان میدهد، در همین حال زبان باز میکنند که:«آزادی هزینه دارد، باید بهایش پرداخته شود. خراب شد؟ میسازیمش.»
برای شرح حماقتشان و توصیف کیفیت تحلیلشان از وقایع، همین بس که در مقابل تخریب آثار تاریخی که هویتشان به قدمتشان است، میخواهند بهترش را بسازند.
اگر شما دلسوز و بساز بودید که این روزها در خیابانهای ایران پیدایتان میکردیم نه در گوشه و کنار کشورهای خارجی مشغول رقاصی و پایکوبی. شما توهمش را میزنید، هزینه جنایت و آتش بر پاشدهای که هیزمش را جمعآوری کردید، زینبسادات دو ماهه پرداخت میکند، با بدنی که هنوز جان نگرفته؛ جان فدا کرده. با چشمهایی که هنوز فرصت پیدا نکرده بودند جهان را واضح ببینید. تابوت تک نفرهاش را دیدهاید؟ به قدری کوچک است که بر سر دستها نه، بر سر دستی تشییع میشود.
حرامتان باد آزادیای که بهایش خونی شدن تن نحیف نوزادی است که حتی هنوز یک بهار را هم ندیده!


نظر شما