خبرگزاری مهر - مجله مهر: سال کنکورمان مصادف شده بود با اولین تجربه نسل جدید از فقدان قهرمانهایش. ایام امتحانات ترم اول بود و گویا امتحان اصلی، محک عیار صبر ما بود در مقابل از دست دادنهای مکرری که سیزدهم دی ۹۸، نقطه آغازش بود.
سیزدهم دی، خبر شهادت حاج قاسم، شد مهمترینِ آن روزها. غم نبودن او هنوز هم برای قلبها عادی نشده چه برسد به حال آن روزها.
چند روز بعد حوالی ساعت ده صبح خبری در مدرسه پخش شد که نمیخواستیم باورش کنیم و برای تکذیب شدنش دعا دعا میکردیم. صحبتهای سردار حاجی زاده و غصه هواپیمای اوکراینی شد بهت آن روزمان. سال آخر بود و با خانم حداد کلاس نداشتیم، اما او تنها کسی بود که احساس میکردیم دستش به حقیقت میرسد. همان روز خودش آمد به کانکس معروف و کمی آراممان کرد، کلاس داشت و بنا شد بعد از ساعت کاری مدرسه مجدد بیاید و به سوالات پرتکراری که پیش رویمان بود، پاسخ دهد. زنگ خورد و مطابق قول و قرارش آمد. پشت یکی از میزها نشست و ما دورش حلقه زدیم. قریب به سه ساعت برایمان توضیح داد، نه فقط اتفاقات آن روز، که شبهات چندساله را.
در ذکر اسامی اشخاص محتاط و شرح وقایع بیستساله اولویتش بود. نمیخواست به شخص یا جناحی بتازد، هر بار هم که من نام میآوردم، برخورد میکرد. زمانی که آمده بود هوا روشن و وقتی میخواست برود شب شده بود. شخصیت حقوقیاش هیچ وظیفهای در قبال حضور آن روز نداشت. ولی شخصیت حقیقیاش اجازه نداد، ذهن مشوش ما را رها کند و با پایان ساعت کاری او هم به خانهاش برگردد. خانم حداد آن روزها و شهید حداد امروز، جهاد تبیینی که آقا میگفت را پیش از همه زندگی میکرد و برایش مهم بود حقیقت مخدوش و واقعیت تار نشود. و امروز حقی که از او بر گردن ماست، روایت حقیقی از منش و روزگار بودن اوست؛ شهیدی که خودش راوی حقیقتها اما تیتر ثابت شایعات بود.
راوی: زهراسادات میرغضنفری


نظر شما