به گزارش خبرگزاری مهر، در پی تجاوز محور آمریکایی ـ صهیونیستی به ایران اسلامی در اسفند ۱۴۰۴، تهران مجموعهای از اقدامات مقابلهای را در دستور کار قرار داد؛ اقداماتی که تنها واکنشی مقطعی به یک حمله نبود، بلکه نشانههایی از تغییر در معادلات راهبردی منطقه را نیز با خود به همراه داشت. بررسی تحولات چند روز نخست جنگ رمضان نشان میدهد پاسخ ایران در حوزههای مختلف، چهار خط قرمزی را هدف قرار داده که ایالات متحده در راهبرد امنیتی خود برای غرب آسیا ترسیم کرده بود؛ خطوطی که واشنگتن آنها را پایه حفظ منافع خود و شرکای منطقهایاش میدانست.
*چهار خط قرمز آمریکا در غرب آسیا *
آمریکا در سند امنیت ملی خود که در نوامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، چهار محور اساسی را به عنوان خطوط قرمز در منطقه غرب آسیا معرفی کرد. این خطوط در واقع چارچوبی برای مدیریت حضور آمریکا در منطقه و فراهم کردن زمینه خروج کمهزینه از آن بود؛ به گونهای که واشنگتن بتواند تمرکز خود را بر اولویتهای دیگر راهبردی معطوف کند. با این حال، تحولات اخیر نشان داد که این خطوط قرمز نه تنها شکنندهاند، بلکه در برابر اقدام هماهنگ ایران و نیروهای مقاومت منطقهای میتوانند به سرعت دچار چالش شوند. نخستین خط قرمز آمریکا به مسئله منابع انرژی خلیج فارس بازمیگردد. در این چارچوب، واشنگتن تأکید کرده بود که هیچ دشمن آشکاری نباید بر منابع انرژی این منطقه تسلط پیدا کند. دومین خط قرمز، باز ماندن آبراهههای حیاتی منطقه از جمله تنگه هرمز و دریای سرخ است؛ مسیرهایی که بخش قابل توجهی از تجارت جهانی انرژی از طریق آنها انجام میشود. سومین محور به حضور و فعالیت گروههای مقاومت در منطقه مربوط میشود؛ گروههایی که آمریکا آنها را تهدیدی برای منافع خود تلقی میکند. چهارمین خط قرمز نیز امنیت رژیم صهیونیستی است؛ موضوعی که همواره در اولویت سیاستهای منطقهای واشنگتن قرار داشته است.
*تنگه هرمز و معادله انرژی*
با آغاز اقدامات مقابلهای ایران در جریان جنگ رمضان، هر چهار محور یاد شده با چالش جدی مواجه شد. مهمترین نمونه در این زمینه به تحولات مربوط به تنگه هرمز بازمیگردد. محدودیتهایی که از سوی ایران در این آبراهه اعمال شد، عملاً یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان را تحت تأثیر قرار داد. این وضعیت علاوه بر آنکه مسیر انتقال انرژی را با اختلال روبهرو کرد، کنترل جریان نفت منطقه را نیز از دسترس غرب خارج ساخت؛ شرایطی که در ادبیات سیاسی از آن با تعبیر قرار گرفتن «شیر نفت» در اختیار ایران یاد میشود. پیامدهای این وضعیت به سرعت در بازارهای انرژی بازتاب پیدا کرد. افزایش قیمت حاملهای انرژی تنها محدود به کشورهای مصرفکننده در اروپا و آسیا نماند و حتی اقتصاد داخلی آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار داد. هرچند ایالات متحده وابستگی مستقیمی به منابع انرژی خاورمیانه ندارد، اما نوسان قیمت جهانی انرژی به طور مستقیم بر اقتصاد این کشور اثر میگذارد و هزینههای سیاسی و اقتصادی قابل توجهی برای کاخ سفید به همراه دارد. در این میان حضور ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن که با هدف تأمین امنیت تنگه هرمز به منطقه اعزام شده بود نیز نتوانست معادله را تغییر دهد و این ناو در همان روزهای ابتدایی درگیری ناچار به ترک منطقه شد.
مقاومت منطقهای و چالش امنیت رژیم صهیونیستی
در کنار این تحولات، فعالیت نیروهای مقاومت در نقاط مختلف منطقه نیز یکی دیگر از خطوط قرمز واشنگتن را به چالش کشید. عملیات گسترده حزبالله لبنان در شمال سرزمینهای اشغالی و همچنین حملات نیروهای مقاومت در عراق علیه پایگاههای آمریکا، نشانهای از توان و پویایی این جریان در غرب آسیاست. گروههایی که نه تنها از میان نرفتهاند، بلکه همچنان به عنوان عاملی اثرگذار در معادلات منطقه حضور دارند و منافع آمریکا و متحدانش را هدف قرار میدهند. در این میان، یمن نیز به عنوان یکی از اضلاع مهم محور مقاومت هنوز به طور کامل وارد میدان نشده است. با این حال، فعال شدن گسترده مقاومت یمن میتواند دامنه درگیری را به بخشهای وسیعتری از منطقه بکشاند. در چنین شرایطی نه تنها کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، بلکه نیروهای آمریکایی مستقر در مناطقی همچون دریای سرخ، دریای عرب، تنگه بابالمندب و حتی اقیانوس هند نیز در معرض فشار مستقیم قرار خواهند گرفت. اما شاید مهمترین خط قرمز آمریکا در منطقه، امنیت رژیم صهیونیستی باشد؛ موضوعی که در تحولات اخیر بیش از هر زمان دیگری زیر سؤال رفته است. حملات موشکی و پهپادی ایران به سرزمینهای اشغالی و هدف قرار گرفتن پایگاهها و زیرساختهای این رژیم نشان داد که توان دفاعی آن در برابر چنین حملاتی با محدودیتهای جدی روبهرو است. بخشی از این وضعیت به انهدام رادارهای آمریکا در منطقه بازمیگردد؛ اقدامی که موجب کاهش قابل توجه توان پدافندی دشمن شد.
نمونهای از این شرایط در موج بیستوچهارم عملیات
نیروی هوافضای سپاه دیده شد؛ جایی که تنها سه موشک شلیک شد و هر سه به اهداف تعیینشده اصابت کردند. رخدادی که از نگاه بسیاری از ناظران، نشانهای از تغییر در موازنه بازدارندگی در منطقه تلقی میشود. جمعبندی تحولات هفته نخست جنگ رمضان نشان میدهد که ایالات متحده با وجود آنکه آغازگر این درگیری بوده، نه تنها به اهداف کلان خود دست نیافته، بلکه خطوط قرمز اعلامشده در راهبرد امنیتیاش نیز با چالش جدی روبهرو شده است. با این حال، دستاوردهای ایجاد شده در سطح راهبردی تنها زمانی میتوانند به نتایج پایدار تبدیل شوند که روند تثبیت آنها ادامه پیدا کند؛ فرآیندی که ماهیتی تدریجی دارد و حتی در صورت شکلگیری توافق آتشبس نیز باید در قالب معادلهای پایدار حفظ شود.



نظر شما