خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: تحولات اخیر در منطقه غرب آسیا، بیش از هر زمان دیگری نشان میدهد که معادلات قدرت در حال عبور از یک نقطه عطف تاریخی است. اعلام رسمی ورود نیروهای نظامی یمن به عرصه تقابل مستقیم با آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمایت از ایران نشانهای از شکلگیری مرحلهای تازه در نظم امنیتی منطقه است؛ مرحلهای که در آن، بازیگران جدید با ارادهای متفاوت، قواعد پیشین را به چالش کشیدهاند.
بیانیه اخیر نیروهای مسلح یمن درباره «مداخله نظامی مستقیم» در حمایت از جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت، از چند منظر قابل تحلیل است. نخست آنکه این اقدام، بیانگر عبور یمن از نقش پشتیبان غیرمستقیم به یک کنشگر فعال در میدان نبرد است. این تغییر سطح، بهخودیخود پیام روشنی برای طرفهای مقابل دارد: دیگر نمیتوان جغرافیای درگیری را محدود و قابل کنترل فرض کرد.
در سالهای گذشته، یمن با وجود تحمل فشارهای سنگین ناشی از جنگ تحمیلی و محاصره اقتصادی، توانسته است ساختار دفاعی و نظامی خود را بهصورت قابل توجهی بازسازی کند. امروز، آنچه تحت عنوان «ارتش ملی یمن» از آن یاد میشود، صرفاً یک نیروی کلاسیک نیست، بلکه ترکیبی از توان نظامی، تجربه میدانی و پشتوانه مردمی است که در کنار یکدیگر، ظرفیتهای جدیدی را در معادلات منطقهای ایجاد کردهاند.
نکته مهم دیگر، جایگاه راهبردی دریای سرخ و تنگه بابالمندب در این تحولات است. این آبراه حیاتی، یکی از مهمترین شریانهای تجارت جهانی و انتقال انرژی محسوب میشود. هرگونه اختلال در امنیت این مسیر، پیامدهایی فراتر از سطح منطقهای خواهد داشت و اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد. از این منظر، حضور فعال و هدفمند نیروهای یمنی در این منطقه، میتواند موازنهای جدید در برابر قدرتهای فرامنطقهای ایجاد کند؛ موازنهای که هزینههای هرگونه اقدام نظامی یا ماجراجویی را بهطور قابل توجهی افزایش میدهد.
از سوی دیگر، باید به پیوند عمیق میان مردم و نیروهای نظامی یمن توجه کرد. برخلاف برخی از کشورهای منطقه که شکاف میان دولت و جامعه به یکی از چالشهای امنیتی تبدیل شده، در یمن شاهد نوعی همافزایی میان بدنه مردمی و ساختار نظامی هستیم. این همافزایی، نهتنها توان بسیج و پایداری را افزایش داده، بلکه مشروعیت اقدامات دفاعی را نیز تقویت کرده است. در چنین شرایطی، هرگونه فشار خارجی، بهجای تضعیف، میتواند به انسجام بیشتر داخلی منجر شود.
در سطح کلان، ورود مستقیم یمن به این تقابل، به معنای تقویت الگوی «جنگ چندجبههای» علیه رژیم صهیونیستی است؛ الگویی که همواره بهعنوان یکی از جدیترین چالشهای امنیتی این رژیم مطرح بوده است. پراکندگی جغرافیایی جبههها، افزایش دامنه تهدیدات و کاهش امکان تمرکز نظامی، از جمله پیامدهای چنین وضعیتی است. به بیان دیگر، هرچه تعداد و تنوع جبهههای فعال بیشتر شود، مدیریت بحران برای طرف مقابل پیچیدهتر و پرهزینهتر خواهد شد.
در این میان، نباید از نقش بازدارندگی تحولات اخیر غافل شد. برخلاف تصور رایج که افزایش تنش را صرفاً بهمعنای نزدیک شدن به درگیری گستردهتر میداند، در برخی موارد، گسترش دامنه بازیگران میتواند به ایجاد نوعی تعادل منجر شود. زمانی که هزینههای اقدام نظامی برای یک طرف بهطور چشمگیری افزایش یابد، احتمال بازنگری در محاسبات راهبردی نیز بیشتر میشود.
همچنین، ورود یمن به این عرصه را میتوان در چارچوب تحولات گستردهتر نظم منطقهای تحلیل کرد. طی سالهای اخیر، نشانههای متعددی از کاهش انحصار قدرتهای سنتی و افزایش نقش بازیگران مستقل مشاهده شده است. این روند، بهویژه در شرایطی که برخی کشورهای منطقه بهدنبال بازتعریف جایگاه خود در معادلات جهانی هستند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در نهایت، آنچه امروز در حال شکلگیری است، صرفا یک تقابل نظامی نیست، بلکه بازتابی از رقابتهای عمیقتر ژئوپلیتیکی، اقتصادی و حتی فناورانه است. منطقه غرب آسیا، با توجه به موقعیت راهبردی، منابع انرژی و مسیرهای حیاتی تجارت، همچنان یکی از کانونهای اصلی این رقابتها باقی خواهد ماند.
در یک جمعبندی میتوان گفت ورود مستقیم یمن به صحنه تقابل یک تغییر در سطح آرایش راهبردی منطقه است. با فعال شدن جبههای جدید در جنوب و در مجاورت یکی از حیاتیترین گلوگاههای دریایی جهان، دامنه درگیری از حالت محدود خارج شده و به شکل محسوسی چندلایهتر میشود.
این وضعیت، عملا تمرکز و توان طرفهای مقابل را تقسیم میکند؛ بهگونهای که دیگر امکان مدیریت یکجانبه بحران در یک جغرافیای مشخص وجود ندارد. در چنین شرایطی، هر اقدام نظامی یا فشار بر یک جبهه، با واکنش یا هزینه در جبههای دیگر همراه خواهد بود.
از این منظر، ورود یمن میتواند به افزایش فشار ایران بر متجاوزان منجر شود. به بیان سادهتر، وقتی میدان درگیری گسترش پیدا میکند و بازیگران بیشتری وارد عمل میشوند، ظرفیت فشار نیز توزیع و تقویت میشود. این یعنی ایران بدون آنکه الزاماًسطح درگیری مستقیم خود را افزایش دهد، در موقعیتی قرار میگیرد که هزینههای طرف مقابل در چند محور بهطور همزمان بالا میرود.


نظر شما