خبرگزاری مهر، گروه استانها- مرجانه حسین زاده: هنگامی که نسیمِ نوروزی، عطِرِ سرزندگی را در جانِ ایران میپراکند، در هیچ کجای این سرزمین، شکوه و تنوعِ آیینها و رسوم، به اندازه خطه پهناور و پرگهرِ خراسان رضوی، نمایان نیست. این خطه کهن، نه تنها مهد فرهنگ و تمدنِ باستانی، بلکه گنجینهای است از سنتهایی که در طولِ هزارهها، در دلِ مردمانش ریشه دوانده و با هر بهار، حیاتِ دوباره یافته است. از دیرباز تا امروز، نوروز برای مردمان خراسان رضوی، تنها آغاز سال نو نبوده، بلکه جلوهگاهی از هویت فرهنگی، پیوندهای اجتماعی و باورهای عمیق این دیار بوده است.
این گزارش دعوتی است به سفری در خراسان رضوی با نگاهی عمیقتر به باورها، جشنها، بازیها، خوراکیها و سنتهای ویژه هر منطقه از این خاکِ زرخیز تا ببینیم مردمان ساکن کوهستان، دشت، شهر و روستا در این منطقه چطور با بهرهگیری از میراثِ اجدادشان این جشنِ باستانی را گرامی میدارند، به آن طراوت و حیاتِ تازهای میبخشند، غبار گذر زمان را از چهره آیینهای نوروزی خراسان رضوی میزدایند و فرهنگِ این دیارِ پهناور را حفظ میکنند.
رسوم مردم تربتحیدریه در ایام نوروز
بهمن صباغزاده، نویسنده و شاعر اهل تربتحیدریه در خصوص آیین و رسوم مردم این دیار در ایام نوروز در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: مردم تربتحیدریه از گذشته دور شب آخر سال کهنه و نخستین شب سال نو پلو درست میکردند یعنی دو شب پشت سر هم، در شب سال کهنه باید حتما در کنار برنج «کوکو» هم درست میشد چراکه معتقد بودند با تمام شدن سال کهنه مسئله کمبودها و کو؟ کو؟ در خانواده به پایان برسد. در نخستین شب سال جدید هم مرغ و فسنجان درست میشد.
نویسنده و شاعر اهل تربتحیدریه با اشاره به کتاب « قند و قروت در مردمنگاری تربت حیدریه» افزود: مهدی تهرانچی در این کتاب نقل میکند که قبل از فرا رسیدن سال نو سفرهای در اتاق پذیرایی «مِهموخَنَه» گسترده میشد، شامل انوع شیرینی سفید و سیاه (مانند کشمش، مویز، کشته زردآلو، انجیر خشک و...) در کنار سفره هفتسین یک جلد قرآن کریم، دیوان حافظ و یک کاسه آب میگذاشتند. آب حوض هم باید عوض میشد و در آن ماهی قرمز میریختند.
وی گفت: موقع تحویل سال، اعضای خانواده باید شربتی را میخوردند که شامل «تباشیرقلم»، «عرق بیدمشک»، «گلاب» و «تخمِ شربتی» باشد، زیرا آن را خوشیمن میدانستند.
صباغ زاده بیان کرد: دیدارها از بزرگترها شروع میشد و کوچکترها از آنها عیدی میگرفتند. تمامی این رفت و آمدها و کارهای مربوطه به مراسم عید به عهده زنان بود. بالاخره این مراسم تا روز سیزده که مردم به باغها و سبزهزارها میرفتند ادامه داشت. چنانچه دید و بازدیدها به بعد از ایام سیزده موکول میشد آن را بد میدانستند و نوعی بیاعتنایی برای بازدیدشونده به شمار میرفت.
این شاعر خراسانی ادامه داد: مردم تربت حیدریه به کرم شبتاب «اخگل» میگویند و معتقدند پس از نوروز یعنی فروردین ماه، اگر این کرم شبتاب بیرون بیاید، یعنی زمین رو به گرمی است.
نقش زنان در استقبال از بهار
وی با اشاره به نقش زنان در استقبال از بهار گفت: زنان تربتحیدریه از قدیم الایام با خانهتکانی به استقبال عید نوروز میرفتند. عموما شروع خانهتکانی ۲۰ روز به عید بود. در همین ایام یکی از دغدغههای مهم، تهیه و دوختن لباس نو بود. زنها برای خرید به بازار نمیرفتند بلکه مرد خانواده به بزازی میرفت. حتی هنگام رفتن به حمام باید یکی از محارم، آنها را مشایعت میکرد و بعد از استحمام آنقدر منتظر میماندند تا مردشان به سراغشان بیاید. در معابر مردها جلو و زنها باید پشت سر حرکت میکردند.
صباغ زاده ادامه داد: معروفترین بزازها در این شهر «حاج اسدالله خانم جعفری» و «حاج سید محمد ضیایی» بودند. بزازها اندازه مورد نیاز پارچه را میدانستند. پارچهها رنگارنگ پیراهنی، چادر، زیرشلواری و امثال آن را برش میزدند و در بقچهای میبستند. مرد خانه پارچهها را به خانه میآورد. اهل خانواده خوشحال و مسرور دور بقچه مینشستند و با اشتیاق درباره آنها صحبت میکردند. خرید کفش نیز همینگونه بود. پای زنان و دیگر اعضای خردسال خانواده اندازه گرفته میشد و هنگام خرید سعی میکردند کمی بزرگتر باشد.
این شاعر گفت: از دیگر کارهایی که باید انجام میشد پختن نان بود. معمولا هر خانهای دارای تنور خانهخمیر و انباری مخصوص هیزمها و دو عدد کندو بود. کندو مخزنی به شکل استوانه از گلرُس مانند تنور به ارتفاع تقریبا دو متر بود که از بالای آن گندم یا آرد میریختند و از گوشهی انتهای آن سوراخی برای خروج مواد وجود داشت.
وی افزود: قبل از عید مقدار زیادی نان پخته میشد، همراه با نان روغنی، زنجبیلی، قطاب سبزی، تافتون و قلفتی. قطابسبزی هم دو گونه بود یکی از سال کهنه و دیگری برای سال نو که شگون سفره خانواده با خرمی و سرسبزی همراه باشد. همچنین پختن سمنو و تقسیم آن بین دوستان و فامیل نیز در ایام نوروز در بین مردم تربتحیدریه مرسوم بود.
گستره وسیع آیینهای مربوط به نوروز
حسن احمدیفرد، مردم شناس و روزنامه نگار نیز در این خصوص در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: آیینهای ما گستره وسیعی دارد، به ویژه در نوروز که مهمترین آیین ایرانزمین است و چندین کشور این آیین را برگزار می کنند، پس وقتی جشن نوروز در چندین کشور برگزار میشود و گسترهای به این وسعت را شامل میشود، جفاست که تنها به رسوم یک منطقه خاص بپردازیم. این خیلی زیباست که جلوههای خردهفرهنگهای مردم در بخشهای مختلف سرزمین پهناور ایران را در نوروز بررسی کنیم اما باید به این نکته مهم هم دقت کنیم که این مرزبندیهای سیاسی، به آیین و فرهنگ ما آسیبی نزند و تفرقهای ایجاد نکند.
مردم شناس و روزنامه نگار با بیان اینکه آیین مردم ایران در نوروز جمعی، اما مبتی بر فرهنگِ نواحی بوده، گفت: یکی از آیینهایی که در گستره خراسان انجام میشده آیین «سفره نوروزی» بوده که در سالهای اخیر به سفره هفتسین تبدیل شده، چراکه فرهنگ، وجود زندهای دارد و تغییر شکل آن هیچ ایرادی ندارد. روح آیین ثابت است اما شکل آن میتواند تغییر کند.
وی بیان کرد: مفهوم «سفره» از نگاه من بسیار قابل اهمیت است، اینکه چرا وقتی غذا میخوریم سفره پهن میکنیم و نان چه قداستی دارد که نباید آن را روی زمین گذاشت، بسیار حائز اهمیت است. «سفره نوروزی» هم زمینه پذیرایی را فراهم میکرده و از سویی یادآور این بوده که اقلامی که روی سفره چیده میشدند نظیر کشته، شیرینی زنجبیلی، آجیل و.. مقدس هستند و از رهگذر نوروز اهمیتشان بیشتر شده است.
احمدی فرد با بیان اینکه «سفره» مفهومی بنیادین را به ذهن ما متبادر میکند، ابراز کرد: پهن کردن سفره نوروز با محدودیتهای زندگیهای آپارتماننشینی امکانپذیر نیست لذا به مرور مردم به سوی سفره هفتسین رویآوردند.
مردم شناس و روزنامه نگار تاکید کرد: سفره نوروز در تربتجام، تایباد، غرب خراسان، بجنورد، سیستان و حتی فراتر از خراسان وجود داشته است.
رسم خنچه نوروز
وی با اشاره به یکی دیگر از رسوم نوروز گفت: اگر دختری نامزدی داشته و قرار بوده این دو جوان ازدواج کنند، خانواده پسر در نوروز برای خانواده دختر هدیهای در قالب «خنچه نوروز» میبردند. در سالهای اخیر هرچند تشریفات این رسم کمتر شده اما همچنان پابرجاست.
احمدیفرد تصریح کرد: این خنچه اقلامی هم برای تزیین همراه داشته که در ارتباط با نوروز بودهاند نظیر «سبزه» که نماد سرسبزی است، اسم این مراسم «سبزهبران» بوده که قبل از نوروز توسط خانواده داماد انجام میشده، امروز در دیزباد این رسم همچنان با همین نام پابرجا است.
مردم شناس و روزنامه نگار آیین «سبزهبران» را به عنوان مقدمهای بر آیین پخت سمنو دانست و اظهار کرد: مهمترین وجه خنچه نوروزی این است که با هلهله و شادی همراه بوده، مردم قدیم تاکید داشتند که شادیها باید پر سر و صدا باشند تا آدمهای بیشتری در این شادی شریک شوند لذا خنچه نوروزی هم با سرنا و دهل همراه بوده و کل محله و روستا از آن مطلع میشدند لذا روح این آیین وجه مهم آن بوده است.
«نوروز» روح فرهنگ ماست
احمدی فرد گفت: ما نباید نوروز را یک آیین که در موعد مشخصی از سال برگزار میشود بدانیم، «نوروز» روح فرهنگ ماست که در ناخودآگاه جمعی جامعه حضور دارد، باور به نوروز است که به فرهنگ ایرانی کمک میکند زنده بماند و مشکلات فراوانی را پشت سر بگذارد و همین فرهنگ ما است که به جامعه ما کمک کرده بارها از پسِ به خاکسترنشستن دوباره بلند شود و رشد کند. همین روح نوروز است که دست ما را میگیرد و از فراز و فرود تاریخ عبور میدهد. این کشور حملات زیادی را تجربه کرده، حملات و تجاوزهایی که هر کدام میتوانستند یک جامعه را از هم بپاشند، مثالهای مشابه در این باره بسیار است چراکه کشورهای بسیاری داریم که بعد از حمله به آن کشورها، مردم آن سرزمین زبان و فرهنگ و همهچیزشان تغییر کرده. اما این اتفاق برای ایران نیفتاده است.
مردم شناس و روزنامه نگار ادامه داد: ما این روزها متاسفانه درگیر یک جنگ ناجوانمردانه هستیم که سرزمینمان را هدف گرفته، در این شرایط باید نوروز را خیلی گرامی بداریم، نوروز صورتی است از ساختی که در بُنِ جامعه ما وجود دارد و به ما میگوید زمستان هرچقدر سخت و طولانی باشد، بالاخره بهار میآید و زندگی دوباره جریان پیدا میکند، لذا توجه به روحِ نوروز میتواند به ما کمک کند تا جامعه زنده بماند و آدمها دچار فروپاشی نشوند. توجه به روح نوروز به ما کمک میکند این روزهای تلخ را بگذرانیم و یقین داشته باشیم بهار میآید و زندگی با تمام زیباییهایش جریان خواهد داشت و این سرزمین باقی میماند و بهار و سرسبزی را خواهد دید.
تنوع فرهنگی و آیینی بیشمار در خراسان
علی صفرنژاد، استاد دانشگاه و پژوهشگر فرهنگ عامیانه نیز در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه در شاهنامه میخوانیم پیدایش نوروز به زمان پادشاهی جمشید باز میگردد، اظهار کرد: ابوریحان بیرونی هم پیدایش نوروز را به جمشید نسبت داده است.
استاد دانشگاه و پژوهشگر فرهنگ عامیانه خراسان را دارای تنوع فرهنگی و آیینی بیشماری دانست و ابراز کرد: یکی از شهرستانهای زرخیز خراسان کاشمر است و یکی از آداب و رسوم مهم مردم این شهرستان در ایام نوروز این است که همه لباس نو میپوشند و آنقدر به آن اهمیت میدهند که گویا تا زمانیکه این لباس نو آمده نشود، نوروزی هم فرا نخواهد رسید، این موضوع در ضربالمثلهای محلی کاشمر هم وجود دارد، چراکه میگویند «رَخت بعد عید بِرِی گُل مِنار خوبه» یا میگویند «کَل، کلاه مِخه بِری عیدش» و افرادی هم که بضاعت مالی خرید لباس نو نداشتند، لباسهای استفاده شده خود را میشستند و رفو میکردند و آنها را میپوشیدند.
رسم «خانهتکانی»
وی با اشاره به رسم «خانهتکانی» تصریح کرد: این رسم در اغلب نقاط ایرانزمین در روزهای منتهی به نوروز وجود داشته و مردم کاشمر هم آن را انجام میدهند، فلسفه این رسم به آیین زرتشت باز میگردد، زرتشتیان معتقد بودند که در پنج روز آخر سال «فَرَوَهر» یا ارواح درگذشتگان به خانه خود سر میزنند، لذا بازماندگان خانه خود را مرتب میکردند تا وقتی صاحبان خانهها، به منزلشان میآیند آنجا را تمیز ببینند لذا مردم کاشمر هم لوازم کهنه را دور میریزند و همه چیز را نو میکنند.
پخت شیرینیهای محلی
صفرنژاد پخت شیرینیهای محلی را یکی دیگر از رسوم مردم کاشمر دانست و ادامه داد: سوهان خانگی، باقلوا، نان بادومی، نان نخودی، نان نرگیلی و.. شیرینیهای محلی این خطه هستند که بانوان کاشمر برای سفره نوروز تدارک میدیدند. همینطور اینکه سفره را با قطاب و کشته و آجیل، زنجبیل، کلوچه، انواع نان و انواع تخمه تزیین میکردند.
رسم «عیدی دادن»
استاد دانشگاه و پژوهشگر فرهنگ عامیانه با اشاره به رسم «عیدی دادن» گفت: این رسم به دوره هخامنشیان بر میگردد، در این ایام کودکان با جیبهای پر از پول و تخممرغ، شادمانه در کوچههای شهر و روستا به جست و خیز میپرداختند، تخممرغ نماد باروری و خلقت است، همچنین اینکه مردم کاشمر در ایام نوروز بازی «تخممرغ شکنی» هم دارند.
وی ادامه داد: مراسم سمنوپزان هم در کاشمر هرساله برگزار میشود و سمنو توسط بانوان بین همسایهها تقسیم میشود. یک ظرف کوچک هم برای سال آینده نگه میدارند تا باعث برکت خانواده شود، تشریفات پخت سمنو هم در یک شعر عامیانه وجود دارد که از هزارههای قبل در زمان پخت سمنو قرائت میشده:
اولا دیگ بزرگی باید.. گندم سبز و سترگی باید
جمع باید بکنی مردم را.. آب باید بکشی گندم را
ذره ای خاک نریزد در دیگ... چشم ناپاک نیفتد هرگز
جنب و حایض از آن دور شود...ور نه، شیرین نشود، شور شود
جمع گردند ز نِسوان و بَنات...دور دیگ سمنو با صلوات
بنشینند همه، سبحه به کف...پیش دیگ سمنو صف در صف (سبحه = تسبیح)
هی بخوانند جو شیخ و طلبه...کته کات و کته کوت و کته که
سمنو رخت به مینو بکشد...مَلَک از اوج فلک بو بکشد
تا که دیگ سمنو جوش کند.. عَم قِزی، خاله قِزی، نوش کند
بازیهای بومی
صفرنژاد با اشاره به بازیهای بومی و محلی مردم خراسان در ایام نوروز افزود: بازیهایی نظیر «آرا آرا»، «اوستا سهپایه»، «اوستا زنجیرباف»، «بجولبازی»، «تیله بازی»، «توپ زنجیر پله»، «خر سوز پالون سوز»، «درنا بازی»، «دست بده خرما بدم» و.. نمونههایی از بازی های محلی هستند که در شهرستانهای خراسان رضوی در ایام نوروز انجام میشوند.
آنچه این استان را در میان دیگر مناطق ایران متمایز میسازد، نه یکدستی فرهنگی، که تنوع چشمگیرِ آداب و رسوم در هر گوشه و کناره آن است. از کوهپایههای سرسبزِ هزارمسجد تا دشتهای وسیع سبزوار و نیشابور، از شهر هنرپرور تربت تا روستاهای دورافتاده مرزی، هر منطقه با لهجهای متفاوت، نوایی از شور و شوق نوروزی سر میدهد. این تفاوتها نه نشانه گسست که گواه بر غنای فرهنگی و قدرت انطباق سنتها با محیط و سبکِ زندگیِ مردمانِ این سرزمین است. هر نوروز در هر خانه و هر گذر از خراسان، رسم و رسومی دیرینه که از پدربزرگها به پدران و از آنان به فرزندان منتقل شده، با عشق و احترام برگزار میشود.


نظر شما