۱۲ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۵۰

ما فرزندان امام خمینی هستیم

ما فرزندان امام خمینی هستیم

رسانه‌های دشمن و منافقان وطن‌فروش طی سال‌ها مدام زمزمه می‌کردند که رزمندگان بادل و جرئت و فرماندهان حرفه‌ای هشت سال دفاع مقدس، تربیت‌شده‌های شاه بودند. موسپیدهای امروز جواب دیگری داشتند.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، فاطمه نعمتی: در تجمعات شبانه‌مان در خیابان و میدان‌داری‌ای که یک ماه است بدون خستگی انجام می‌دهیم، اقشار مختلف مردم و سنین متفاوتی را می‌بینیم. از نوزادان و کودکان گرفته تا نوجوانان و جوانانی که برای حمایت از رزمندگان و فرماندهان جنگ، لحظه‌ای تعلل نمی‌کنند. در میان این تنوع احتمالا مواردی به چشم شما هم خاص‌تر آمده است و دوست داشتید بیشتر به آن‌ها نگاه کنید و از حضورشان لذت ببرید یا حتی چند کلامی به گپ و گفت با آن‌ها بپردازید.

در سی‌ویکمین شب میدان‌داری مردمی که روز و شب‌شان جابه‌جا شده است، از همان هنگام که به میدان الغدیر تهران رسیدم، موسپیدهایی که مقابلم ایستاده بودند و پرچم می‌گرداندند توجهم را جلب کرد.

یکی پرچم کوچک‌تری به دست داشت و دیگری بزرگ‌تر، یکی محکم‌تر حرکتش می‌داد و دیگری آرام‌تر؛ اما همه‌شان یک جان داشتند برای یک هدف. برای ایران و انقلاب اسلامی عزیز ایران آمده بودند.

دوست داشتیم صحبتی با آن‌ها داشته باشیم و ببینیم آیا آن‌ها برای دشمنان ایران و انقلاب حرفی دارند. موسپیدی که حدودا ۸۰ساله به نظر می‌رسید درباره اینکه آیا طبق گفته رسانه‌های دشمن و منافقان وطن‌فروش، آن‌ها و فرماندهان و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس تربیت‌شده‌های شاه بودند یا نه، گفت: نه، این‌طور نیست. وقتی به امام در ۱۵ خرداد ۴۲ گفتند چرا قیام نمی‌کنی؟ گفت سربازان من هنوز در قنداق‌اند. آن‌ها سربازان امام بودند. کسانی هم که این‌ حرف‌ها را می‌گویند کور خوانده‌اند و کور فهمیده‌اند و اصلا نمی‌فهمند.

او در ادامه گفت: زمان شاه تربیت بوده ولی نه به خط شاه. مگر ما در آن‌موقع انقلابیون آن‌چنانی نداشتیم؟ داشتیم. آن‌هایی که شاه تربیت کرده ۱۸ و ۱۹ دی را به بار آورده‌اند. الان ما داریم امتحان می‌شویم و برگه امتحان را جلویمان گذاشته‌اند. دعا کن که خداوند ما را در این راه ثابت‌قدم نگه دارد. دعای من همیشه این است. درست است که اینجا میدان است و کف خیابان و هیچ‌کار دیگری از دست‌مان برنمی‌آید؛ اما دلگرمی برای آن‌هایی است که پشت لانچرها هستند. همه سربازان امام خمینی بودیم و هستیم.

موسپید دیگری به ما گفت: من خودم سرباز دوران جنگ تحمیلی بودم. با دو بچه، ۲۷ ماه خدمت کردم. شاه ما را تربیت نکرده، ما بچه‌های امام خمینی هستیم.

او با شور و حرارتی که نمی‌توان با کلمه بیانش کرد، برایمان گفت: ما با دین بزرگ شدیم، با دین امام حسین (ع). پرچم‌دار ما امام حسین بوده است. ما پرچم امام حسین را تا هستیم بالای سرمان نگه می‌داریم و تا قیامت، پرچم امام حسین و آل محمد (ص) بالاست. این پرچم هرگز بر زمین نمی‌افتد.

موسپید دیگری نیز برایمان صحبت کرد. او که ۸۲ سال سن داشت گفت: مکتب ما مکتب حسینی بود و پدرها و مادرهایمان به ما یاد دادند که مسیرمان این است. در زمان انقلاب، من کفن می‌پوشیدم و مردم را جمع می‌کردم و می‌رفتیم تظاهرات. چندسال هم جبهه بودم در کنار آقای چمران. همه پیرو مکتب حسینی بودیم و شیر پاک خورده‌ایم. ما این‌طور نیستیم که بالانشین باشیم. طبقه کارگر بودیم.
به شماها نیز پدر و مادرتان شیر پاک داده‌اند که اکنون اینجا هستید. من قربان رزمنده‌ها بروم که شب و روز برای ما جان می‌دهند. این ملتی که اینجا جمع شده‌اند به‌خاطر اسلام است تا از آن در برابر اسرائیل محافظت کنند.

او در پایان با اشتیاقی که رنگ حسرت نیز داشت، گفت: من برای جبهه نیز ثبت‌نام کرده‌ام، حتی برای اینکه خشاب رزمندگان را پر کنم.

صحبت‌مان که تمام شد، آن‌ها بلندتر از قبل با شعارها همراهی کردند. صدای آن‌ها من را شرمنده کرد. وقتی بلند شعار می‌گفتم فکر می‌کردم با آخرین توانم است، اما صدای آن‌ها و انرژی‌ای که مصرف می‌کردند به من فهماند که بیش از این‌ها باید فریاد بزنم و نباید زود خسته شوم. من باید تا می‌توانم از جوانی‌ام استفاده کنم. من جوان این انقلابم؛ جوانی که افتخارش این است، می‌خواهد پیرو مکتب امام حسین (ع) باشد، مثل آن موسپیدهای میدان الغدیر.

کد مطلب 6789114

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha