۱۳ فروردین ۱۴۰۵، ۱۲:۲۸

واکاوی یک سخنرانی؛ توهمات ترامپ و روایت یک ناکامی آشکار

واکاوی یک سخنرانی؛ توهمات ترامپ و روایت یک ناکامی آشکار

رصد فضای سیاسی آمریکا نشان می‌دهد که سخنرانی دیشب رئیس‌جمهور این کشور نه دارای یک راهبرد روشن، بلکه مجموعه‌ای از تناقض‌ها، عقب‌نشینی‌های پنهان و تلاش برای بازسازی یک پیروزی خیالی بوده است.

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: سخنرانی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا درباره جنگ با ایران، نه به یک «به‌روزرسانی راهبردی» بلکه اعتراف غیرمستقیم به بن‌بست و شکست شباهت داشت؛ اعترافی که البته در لایه‌ای از تهدیدهای تکراری، اغراق‌های تبلیغاتی و دستاوردسازی‌های خیالی پنهان شده بود. این همان الگوی آشنای ترامپ است: وقتی واقعیت میدانی با وعده‌های قبلی همخوانی ندارد، هدف‌ها تغییر می‌کنند و روایت‌ها بازنویسی می‌شوند.

در این سخنرانی، نه خبری از طرحی تازه بود و نه حتی تلاشی جدی برای اقناع افکار عمومی. حتی در داخل آمریکا نیز این موضوع به‌وضوح دیده شد. مجری شبکه CBS News پس از پایان سخنرانی صراحتا اعلام کرد که این حرف‌ها برای مخاطبانی که قبلا ترامپ را نشنیده‌اند شاید تازه باشد، اما در واقع هیچ نکته جدیدی در آن وجود نداشت. این قضاوت، نقطه شروعی است برای فهم اینکه چرا این سخنرانی بیشتر شبیه یک مانور تبلیغاتی بود تا یک اعلام موضع جدی در میانه یک بحران بزرگ.

ترامپ در این سخنرانی بار دیگر تلاش کرد اهداف جنگ را بازتعریف کند. او این بار مدعی شد که هدف از عملیات، «جلوگیری از تهدید همسایگان توسط ایران» و «از بین بردن توان تخریبی» آن بوده است؛ ادعایی که به‌وضوح با اهداف اولیه‌ای که خود او و متحدانش مطرح کرده بودند، فاصله دارد. در آغاز جنگ، صحبت از تغییر نظام سیاسی ایران، تضعیف کامل توان دفاعی و حتی مهار ساختار قدرت در داخل ایران بود. اما حالا، در میانه یک جنگ فرسایشی، این اهداف به‌طرز محسوسی کوچک‌تر و مبهم‌تر شده‌اند.

اما شاید مهم‌ترین بخش این سخنرانی، نه آن چیزی بود که ترامپ گفت، بلکه آن چیزی بود که ناخواسته فاش کرد: ناتوانی آمریکا در تحقق اهداف کلیدی، به‌ویژه در میدان‌های راهبردی مانند تنگه هرمز. او عملاً با کنار گذاشتن این موضوع از دایره مسئولیت آمریکا، به نوعی اعتراف کرد که واشنگتن توانایی تحمیل اراده خود در این نقطه حیاتی را ندارد. این در حالی است که کنترل این تنگه، یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار در این جنگ محسوب می‌شود.

تناقض‌های آشکار در سخنان ترامپ نیز قابل توجه بود. او از یک‌سو مدعی نابودی توان دفاعی و موشکی ایران شد و از سوی دیگر، همزمان شاهد حملات سنگین و مستمر در منطقه هستیم. این شکاف میان ادعا و واقعیت، نه تنها برای تحلیلگران بلکه برای افکار عمومی نیز به‌وضوح قابل درک است.

واکنش‌ها در داخل آمریکا نیز به‌شدت منفی بود. «سارا لانگول» نویسنده و تحلیلگر آمریکایی، این سخنرانی را «احمقانه» توصیف کرد و ترامپ را فردی «کم‌هوش» خواند که نباید نسبت به خطرناک بودن رفتارهایش بی‌تفاوت بود. چنین ادبیاتی در فضای سیاسی آمریکا کم‌سابقه نیست، اما شدت آن نشان‌دهنده میزان نارضایتی از عملکرد رئیس‌جمهور است.

در همین راستا، «بشرا شیخ» تحلیلگر بی‌بی‌سی، نیز تأکید کرد که ترامپ «هیچ چیز متفاوتی نسبت به نوشته‌هایش در تروث‌سوشال نگفت» و این سخنرانی را اتلاف وقت دانست. این ارزیابی نشان می‌دهد که حتی در سطح رسانه‌ای نیز، سخنان ترامپ فاقد عمق و نوآوری تلقی شده است.

از سوی دیگر، «ریچارد هاس» رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا، با صراحت گفت که ۲۰ دقیقه از وقت خود را پای «سخنرانی بی‌ارزش» ترامپ هدر داده است. این اظهارنظر از سوی فردی با چنین جایگاهی، به‌خوبی نشان می‌دهد که نخبگان سیاست خارجی آمریکا نیز این سخنرانی را جدی نگرفته‌اند.

اما شاید تندترین انتقادات از سوی سناتورهای آمریکایی مطرح شد. کریس مورفی تأکید کرد که «ترسناک است» رئیس‌جمهوری تا این حد از واقعیت دور باشد. کریس ون هولن نیز ترامپ را «دروغ‌گو» و «متوهم» خواند و او را خطری برای آمریکا و جهان دانست. همچنین کریس کونز از نبود هرگونه طرح مشخص سخن گفت و تأکید کرد که تنها با «سخنان نامتعادل و غیرجدی» مواجه هستیم. اندی کیم نیز این جنگ را «فاجعه کامل» توصیف کرد و هشدار داد که ادامه آن تنها هزینه‌های بیشتری بر دوش مردم آمریکا خواهد گذاشت.

در سطحی بالاتر، چاک شومر این سخنرانی را یکی از نامرتبط‌ترین و ناهماهنگ‌ترین سخنرانی‌های جنگی دانست و اقدامات ترامپ را «یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات سیاسی» در تاریخ آمریکا توصیف کرد. برنی سندرز نیز خواستار پایان فوری این «جنگ غیرقانونی» شد و تأکید کرد که آمریکایی‌ها از جنگ‌های بی‌پایان خسته شده‌اند. در مجلس نمایندگان نیز حکیم جفریز تصریح کرد که مردم آمریکا از هرج‌ومرج و هزینه‌های گزاف این جنگ به ستوه آمده‌اند و ترامپ باید فوراً به آن پایان دهد.

در میان رسانه‌ها، تری موران تصویری متفاوت اما گویا ارائه داد: ترامپ «گیر افتاده»، «خسته» و «ناامید» به نظر می‌رسد؛ فردی که تلاش می‌کند با اعلام پیروزی زودهنگام، افکار عمومی را با خود همراه کند، در حالی که واقعیت چیز دیگری است.

مجموع این واکنش‌ها یک پیام روشن دارد: سخنرانی ترامپ نه تنها نتوانست شکاف میان روایت رسمی و واقعیت میدانی را پر کند، بلکه این شکاف را عمیق‌تر کرد. او تلاش کرد با تهدیدهایی مانند «بازگرداندن ایران به عصر حجر» فضای روانی ایجاد کند، اما این تهدیدها بیش از آنکه نشانه قدرت باشند، نشانه استیصال به نظر می‌رسند.

در نهایت، آنچه از این سخنرانی باقی می‌ماند، نه یک راهبرد روشن، بلکه مجموعه‌ای از تناقض‌ها، عقب‌نشینی‌های پنهان و تلاش برای بازسازی یک پیروزی خیالی است. ترامپ می‌داند که تحقق اهداف اولیه ممکن نشده و حالا در تلاش است تا با تغییر روایت، این ناکامی را به‌عنوان موفقیت جلوه دهد. اما واقعیت این است که جنگ‌ها را نمی‌توان با کلمات برد. میدان، معیار نهایی است و وقتی میان ادعا و واقعیت فاصله‌ای عمیق وجود دارد، حتی بلندترین سخنرانی‌ها نیز نمی‌توانند آن را پنهان کنند.

کد مطلب 6789641

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha