۱۳ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۰۰

پرونده «جنگ رمضان»/۱۰؛

بازتاب جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان؛ ظهور نسل تازه ضد آمریکایی

بازتاب جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان؛ ظهور نسل تازه ضد آمریکایی

با گذشت ۳۴ روز از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است.

خبرگزاری‌ مهر، گروه بین الملل: با گذشت ۳۴ روز از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی برای طرف‌های متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرده و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخته است.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های غربی

بلومبرگ در گزارشی نوشت:«دونالد ترامپ در روز دروغ آوریل، در سخنرانی خود خطاب به مردم آمریکا و افکار عمومی جهان نه یک پیام مشخص درباره جنگی که ایالات متحده و اسرائیل، بلکه همه پیام‌های ممکن را به‌طور هم‌زمان منتقل کرد. او گفت این درگیری «در آستانه پایان» قرار دارد، اما بلافاصله بار دیگر هشدار داد که اگر «توافقی حاصل نشود»، آمریکا ممکن است با هدف قرار دادن نیروگاه‌های ایران، دامنه حملات را گسترش دهد. ترامپ همچنین تأکید کرد که آمریکا «در مسیر تحقق همه اهداف نظامی خود قرار دارد، آن هم به‌زودی، خیلی زود»، اما در ادامه مدعی شد: «ما هرگز از تغییر حکومت سخن نگفتیم»؛ در حالی که هم‌زمان چنین القا کرد که نظام حاکم، با وجود باقی ماندن در قدرت، به نوعی دگرگون شده است، زیرا نیروهای آمریکایی و اسرائیلی شمار زیادی از رهبران آن را کشته‌اند. ترامپ بار دیگر ادعا کرد که آمریکا سال گذشته تأسیسات هسته‌ای ایران را «به‌طور کامل نابود کرده است»، این در حالی است که شواهد فزاینده‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد ایران پیش از آن حملات، اورانیوم غنی‌شده خود را با امنیت به مکان‌های دیگری منتقل کرده بود. خود او نیز این موضوع را می‌داند، زیرا در عین بررسی احتمال صدور دستور اعزام نیروهای زمینی برای تصرف این مواد هسته‌ای، نگران آن است که چنین مأموریتی به یک باتلاق نظامی تبدیل شود. او با لحنی مطمئن گفت: «همه برگ‌ها دست ماست، آن‌ها هیچ برگی ندارند.» با این حال، حکومت ایران همچنان اقداماتی انجام می‌دهد که دولت آمریکا را غافلگیر می‌کند؛ مهم‌ترین نمونه آن، بسته شدن تنگه هرمز است که اقتصاد جهانی را با اختلال روبه‌رو کرده است. سخنرانی ترامپ پس از چند روز ارسال پیام‌های متناقض و به‌طور فزاینده سردرگم‌کننده انجام شد؛ نشانه‌هایی که نه از پیروزی، بلکه از نوعی درماندگی حکایت دارند.»

نیویورک تایمز در گزارشی نوشته است:«وزرای پیشین دفاع آمریکا که تجربه مستقیم تصمیم‌گیری درباره اعزام نیروهای نظامی به میدان‌های پرخطر را داشته‌اند، به‌خوبی می‌دانند که فرستادن زنان و مردان نظامی به میدان جنگ، مسئولیتی بسیار سنگین و سرنوشت‌ساز است. در چنین شرایطی، وجود یک هدف روشن، راهبردی مشخص برای دستیابی به آن هدف و همچنین چشم‌اندازی برای پایان دادن به جنگ و بازگرداندن نیروها به کشور، ضرورتی انکارناپذیر است. هنگامی که کشوری وارد جنگ می‌شود، رئیس‌جمهور، کنگره و مردم باید در این تصمیم در موضعی واحد قرار داشته باشند. اکنون بیش از پنجاه هزار نیروی نظامی آمریکا در خاورمیانه مستقر هستند و گزارش‌ها حاکی از آن است که دونالد ترامپ در حال بررسی اعزام نیروهایی برای مأموریت تصرف اورانیوم ایران یا اشغال جزیره خارگ است. هر دو عملیات با ریسک بسیار بالا همراه‌اند و می‌توانند به تلفات سنگین انسانی و طولانی‌تر شدن جنگ منجر شوند. هر حمله غیرضروری یا هر مرگی که در نتیجه این جنگ رخ می‌دهد، به تقویت احساسات ضدآمریکایی در خاورمیانه و فراتر از آن منجر می‌شود و ممکن است زمینه‌ساز شکل‌گیری نسل تازه‌ای از گروه های ضد امریکایی شود؛ نسلی که در آینده، آمریکا و متحدانش را با تهدیدهای جدی روبه‌رو خواهد کرد، شمار درگیری‌های منطقه را افزایش خواهد داد و حتی ممکن است متحدان منطقه‌ای آمریکا مانند بحرین و امارات را به اخراج پایگاه‌های نظامی آمریکا از خاک خود وادار کند تا از حملات بعدی جلوگیری شود. اگر آمریکا می‌خواهد از انزوای جهانی پرهیز کند و دوران شکوفایی و امنیتی را که جهان طی هشتاد سال گذشته تجربه کرده حفظ کند، باید مسیر خود را تغییر دهد.»

رویترز در گزارشی نوشت:«جنگی که قرار بود ایران را درهم بشکند، ممکن است تهران را قدرتمندتر و خلیج فارس را آسیب‌پذیرتر کند. اگر دونالد ترامپ جنگ با ایران را بدون دستیابی به توافق پایان دهد، این خطر وجود دارد که تهران با حفظ اهرم فشار خود بر منابع انرژی خاورمیانه، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را درگیر پیامدهای جنگ کنند. برای کشورهای خلیج فارس، پایان جنگ بدون تضمین روشن درباره مرحله بعد، تهدیدی جدی محسوب می‌شود؛ زیرا منطقه باید پیامدهای جنگی را تحمل کند که ممکن است در نهایت به سود ایران خاتمه یابد. مسئله اصلی توقف جنگ بدون دستیابی به نتیجه واقعی است. ممکن است ترامپ جنگ را متوقف کند، اما این به معنای توقف ایران نخواهد بود. این عدم توازن، هسته اصلی نگرانی کشورهای خلیج فارس است: اینکه ایران بتواند بدون شکست از جنگ خارج شود و با قدرت چانه‌زنی بیشتر، مسیرهای کشتیرانی، جریان انرژی و ثبات منطقه را تهدید کند، در حالی که کشورهای خلیج فارس هزینه‌های اقتصادی و راهبردی یک منازعه حل‌نشده را متحمل شوند.»

سایت مدرن دیپلماسی در گزارشی نوشته است:«امیدها برای پایان سریع درگیری میان آمریکا، اسرائیل و ایران پس از سخنرانی شبانه ترامپ کمرنگ شد. او در این سخنرانی از تشدید عملیات نظامی خبر داد؛ از جمله احتمال حمله به زیرساخت‌های انرژی و نفت ایران، بی‌آنکه جدول زمانی روشنی برای پایان درگیری‌ها ارائه کند. این موضع‌گیری به افزایش نااطمینانی در بازارها و تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی منجر شد؛ به‌طوری که قیمت نفت از هر بشکه ۱۰۸ دلار عبور کرد و بازارهای سهام جهانی نیز واکنشی منفی نشان دادند. ترامپ این جنگ را عملیاتی کوتاه‌مدت و قاطع توصیف کرد و مدعی شد ایران به عصر حجر بازگردانده خواهد شد. با این حال، تحلیلگران و سرمایه‌گذاران نسبت به این ارزیابی با تردید نگاه کردند و تأکید داشتند که در سخنان رئیس‌جمهور آمریکا، راهبرد مشخص یا طرح روشنی برای خروج از جنگ دیده نمی‌شود. ادامه درگیری نظامی می‌تواند به تشدید بحران، کاهش اعتماد جهانی نسبت به امنیت انرژی، تجارت بین‌المللی و ثبات منطقه‌ای منجر شود.»

رسانه‌های عربی و منطقه‌ای

المیادین در مقاله ای به قلم «حسن نافعه» نوشت: جنگ کنونی در ظاهر جنگی آمریکایی–اسرائیلی علیه ایران، اما در واقع جنگی علیه همه ملت های عرب و مسلمان به نفع پروژه «اسرائیل بزرگ» از نیل تا فرات است. ایران تهدیدی برای آمریکا نبوده و برنامه هسته ای آن نیز صلح آمیز بوده است و هدف نیز تغییر نظام نیست؛ هدف اصلی، جلوگیری از پیشرفت مبتنی بر استقلال و خودکفایی ایران است. کشورهای عربی به دلیل حضور گسترده پایگاه های نظامی آمریکا در خاک خود (از قطر و بحرین تا عراق و اردن) عملاً اراده ای ندارند و در جنگی که علیه منافع خودشان است، ناخواسته مشارکت داده شده اند. ملت های عرب با آگاهی فطری خود از حقانیت موضع ایران حمایت می کنند، اما حکومت های عربی در سکوت یا همدستی با آمریکا و اسرائیل، خود را در معرض بدترین سناریو یعنی جنگ طولانی عرب–ایرانی قرار داده اند. نویسنده تأکید می کند ایران همسایه همیشگی منطقه است، اما اسرائیل با افول قدرت آمریکا و ظهور نظم چندقطبی جدید محو خواهد شد، به شرط آنکه ملت های عرب اراده آزاد خود را بازیابند.

الجزیره در مقاله ای به قلم «احمد کامل» دلایل کلیدی ناتوانی نظامی آمریکا در کنترل تنگه هرمز را به صورت ذیل برشمرد:

۱.جغرافیا و ماهیت تنگه: عرض تنگه در باریکترین نقطه فقط ۳۴ کیلومتر است و عمق آب به حدود ۶۰ متر می رسد. این ویژگی، میدان مانور را برای کشتی های بزرگ محدود کرده و شرایط ایده آلی برای کارگذاری مین ایجاد می کند.

۲. هزینه-کارآمدی مین های دریایی: یک مین ساده با هزینه حدود ۲۰۰۰ دلار می تواند خسارتی میلیون دلاری به یک ناو وارد کند (مثل اصابت مین به ناو ساموئل بی. رابرتز در ۱۹۸۸ با هزینه تعمیر ۹۰ میلیون دلار).

۳.تعداد و تنوع مین های ایرانی: ایران بیش از ۵۰۰۰ مین دریایی در اختیار دارد.

۴. حذف ناوگان مین روب قدیمی آمریکا: آمریکا در سپتامبر ۲۰۲۵، آخرین ناو مینروب خود را از خلیج فارس خارج کرد و به انبار فرستاد، درست زمانی که ایران مشغول کارگذاری مین بود.

۵.تهدیدات ترکیبی ایران در حین عملیات مین روبی: فرآیند مین روبی بسیار کند است و ایران می تواند همزمان با قایق های تندرو (سرعت بیش از ۵۰ گره)، موشک های ضدکشتی (مانند نور و خلیج فارس)، زیردریایی های کوچک کلاس غدیر و پهپادها، به ناوگان آمریکایی حمله کند.

الشرق الاوسط در گزارشی نوشت: تهدیدهای دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، مبنی بر بمباران ایران «تا بازگشت به عصر حجر»، امید سرمایه گذاران به پایان سریع جنگ در خاورمیانه را از بین برد و بازارهای جهانی را با افت سهام، افزایش قیمت نفت و صعود دلار مواجه کرد. نگرانی اصلی، اختلال در عرضه نفت و تشدید تورم است که نگرانی از «رکود تورمی» (رکود اقتصادی همراه با تورم بالا) را افزایش داده است. کارشناسان معتقدند تا زمانی که ابهام درباره بازگشایی تنگه هرمز و پایان درگیری ادامه دارد، نوسان بازار، قدرت دلار و گرانی نفت پایدار خواهد ماند. »

المسیره در مقاله ای به قلم «القاضی عبدالمغنی» به احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران پرداخت و نوشت: جمهوری اسلامی ایران پیش از آغاز جنگ، امتیازات تاریخی مهمی را برای جلوگیری از درگیری ارائه داده بود، اما ترامپ نادان با رد آنها و تحت تأثیر خواست صهیونیست ها، به دنبال براندازی نظام اسلامی و بازگشت رضا پهلوی بود. پس از یک ماه تجاوز، اطلاعات آمریکا و اسرائیل به این نتیجه رسیدند که چنین هدفی غیرممکن است. ایران با شجاعت می گوید جنگ تنها با شروط آن پایان می یابد. ترامپ دچار تناقض گویی و هذیان شده و رسانه‌ها اوضاع را غیرواقعی گزارش می‌کنند. حمله زمینی آمریکا به ایران به دلایل زیر تقریبا غیرممکن است:

۱.قدرت عظیم زمینی ایران (نیروی نظامی و بسیج بالغ بر دو میلیون نفر)

۲.ماهیت اعتقادی و مقاوم ارتش ایران

۳.تجربه بالای نیروهای ایرانی در نبردهای زمینی

۴. فرهنگ جهادی و شهادت‌طلبی مردم ایران

۵. توانمندی‌های بالای محور مقاومت که نمونه آن در یمن، لبنان و غزه دیده شده

۶. عدم تحمل تلفات انسانی توسط مردم آمریکا

۷. مخالفت اکثر آمریکایی‌ها با جنگ به خاطر حمایت از اسرائیل

۸.باور آمریکایی‌ها به شکست ترامپ در جنگ با ایران

۹.بسته شدن کامل تنگه‌های هرمز و باب‌المندب و شوک نفتی به اقتصاد غرب

۱۰.خود ترامپ پیشتر از اعزام نیروی زمینی به یمن خودداری کرده بود، درحالی که ایران توان بسیار بیشتری دارد.

النشره در مقاله ای به قلم «ماهر الخطیب» نوشت: در بحبوحه جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، ایران تنگه هرمز را بست تا واشنگتن را عقب بنشاند. ترامپ از این فرصت برای جلب حمایت کشورها به منظور گشایش نظامی تنگه استفاده کرد. ایران هنوز از برگ باب‌المندب استفاده نکرده است. در این میان، نتانیاهو طرح ایجاد خط لوله انتقال نفت و گاز از عربستان به بنادر مدیترانه را مطرح کرده که مستلزم عادی‌سازی روابط ریاض-تل‌آویو است. کارشناسان معتقدند این طرح در عمل به‌دلیل نیاز به امنیت، زمان‌بر بودن و مخالفت احتمالی چین و دیگر قدرت‌ها، فعلاً راهکار واقع‌بینانه‌ای نیست و بیشتر اقدامی تبلیغاتی برای معرفی اسرائیل به‌عنوان شریان حیاتی بین‌المللی در خاورمیانه جدید است.

مهمت علی گوللر ستون نویس روزنامه جمهوریت ترکیه می نویسد: تنگه هرمز مشکل آمریکا است، آن هم یک مشکل بزرگ. زیرا تنگه هرمز فقط مسیری نیست که حدود ۲۰ درصد نفت و گاز طبیعی جهان از آن عبور می‌کند، بلکه جایی است که انتقال نفت و گاز با ارزهایی غیر از دلار نیز آغاز شده است. تنگه هرمز همچنین برای ابتکار «کمربند و جاده» به رهبری چین اهمیت حیاتی دارد. ابتکار کمربند و جاده در عمل مسیری برای دلارزدایی است؛ راهی برای خروج از وابستگی به دلار، حرکت به سمت کاهش نقش دلار و گسترش تجارت با ارزهای ملی غیر دلاری. بنابراین، تنگه هرمز از منظر تجارت جهانی نیز به نوعی گذرگاهی برای دلارزدایی محسوب می‌شود. برای آمریکا، حمله به ایران از این جهت به‌منزله تلاشی برای حفظ نظام پترو-دلار است؛ زیرا در بسیاری از کریدورهای کمربند و جاده، از جمله تنگه هرمز، روند فاصله گرفتن از دلار ادامه دارد. نیروی دریایی‌ای که آمریکا بسیار به آن افتخار می‌کند، نمی‌تواند تنگه هرمز را که ایران به روی آمریکا و کشتی‌های وابسته بسته است، باز کند. برای ترامپ، پیدا کردن متحد در این مرحله از جنگ به مسئله‌ای حیاتی تبدیل شده است. آن‌قدر در تنگنا قرار گرفته که کار به جایی رسیده که می‌گوید: «تنگه هرمز مشکل من نیست.» حتی می‌گوید: «هر کشوری که به نفت آن منطقه نیاز دارد، خودش برود و آن را باز کند.»

رسانه‌های چین و روسیه

راشا تودی در تحلیلی به قلم فیودور لوکیانف (سردبیر نشریه «روسیه در امور جهانی») توضیح داده چرا آمریکا را بازنده جنگ با ایران می داند. استدلال های وی به شرح زیر است:

۱. محاسبه راهبردی اشتباه: آمریکا ایران را با عراق ۲۰۰۳ یا افغانستان ۲۰۰۱ اشتباه گرفته است. ایران کشوری بزرگ، مقاوم و دارای عمق راهبردی است که می‌تواند جریان انرژی و تجارت جهانی را مختل کند.

۲. خدشه به راهبرد «آمریکا اول»: دو مبنای این راهبرد «نه» به انزواگرایی مطلق و در عین حال کسب حداکثر منفعت بدون ایجاد مسئولیت و پرداخت هزینه است. اما این استراتژی زمانی کار می‌کند که مقاومت معناداری وجود نداشته باشد و ایران چنین مقاومتی را ایجاد کرده است.

۳. بحران اعتبار آمریکا: متحدان سنتی واشنگتن برای حمایت از این جنگ مرددند، زیرا فاقد توجیهات رسمی (مانند جنگ‌های پیشین) است.

۴. نامشخص بودن تعریف پیروزی: پیروزی چیست؟ شکست کامل ایران؟ فروپاشی حکومت؟ یا توافقی برای محدود کردن قدرت ایران؟ هیچ تعریف روشنی وجود ندارد و هر چه جنگ طولانی‌تر شود، فشار بر آمریکا بیشتر می‌شود.

۵. حفظ کنترل تنگه هرمز توسط ایران: اگر ایران کنترل مؤثر بر این آبراهه حیاتی را حفظ کند، نمی‌توان هیچ عملیاتی را موفق تلقی کرد.

لذا آمریکا اکنون به یک پیروزی قاطع نیاز دارد. در غیر این صورت، یک جنگ فرسایشی بدون نتیجه روشن، موقعیت آمریکا را نه فقط در خاورمیانه، بلکه در سطح جهانی تضعیف خواهد کرد. احتمال توافق کم است و مسیر محتمل، تشدید بیشتر درگیری است.

راشا تودی در تحلیلی دیگر پیش بینی کرده جنگ با ایران دیگر یک درگیری محدود نیست، بلکه به یک درگیری منطقه‌ای گسترده تبدیل شده که در آن گروه‌های متحد ایران (حزب‌الله در لبنان، نیروهای عراقی و انصارالله در یمن) جبهه‌های جدیدی باز کرده‌اند و شوکی جهانی در حوزه حمل‌ونقل ایجاد کرده و باعث افزایش قیمت سوخت و تورم شده اند. استراتژی ایران و متحدانش این است: پیروزی در یک نبرد مستقیم نظامی هدف نیست. هدف کش دادن زمان جنگ، گسترش مکانی آن به چند جبهه و تبدیل برتری نظامی آمریکا و اسرائیل به بحرانی فرسایشی و فراتر از ظرفیت آنهاست. آمریکا و اسرائیل تصور می‌کردند فشار نظامی ایران را منزوی می‌کند، اما در عمل این حملات باعث فعال شدن متحدان ایران شده است. نابودی با کنترل و پیروزی فرق دارد. هر چه جنگ طولانی‌تر شود، هزینه‌های سیاسی، لجستیکی و اقتصادی برای طرف مقابل بیشتر می‌شود. در نتیجه برتری نظامی به معنای کسب پیروزی سیاسی نیست. ابتکار راهبردی به کسی می‌رسد که بتواند طرف مقابل را مجبور به جنگ در مناطق جغرافیایی متعدد کند. ایران و متحدانش دقیقاً همین کار را انجام می‌دهند.

مصطفی شربینی، کارشناس مصری و ناظر کنوانسیون چارچوب سازمان ملل درباره تغییرات اقلیمی به اسپوتنیک گفت: محصولات جانبی حاصل از آتش سوزی ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل وارد جو شده و به صورت باران اسیدی به خلیج فارس بازمی‌گردند.این امر تعادل شیمیایی آب را به طور برگشت‌ناپذیر تغییر داده و گیاهان و جانوران را نابود می‌کند. شربینی توضیح داد ویژگی‌های جغرافیایی خلیج فارس ( فضای آبی نیمه‌بسته با تبادل آبی بسیار کند) وضعیت را خطرناک‌تر می‌کند، به طوری که سموم به جای دفع شدن، طی دهه‌ها انباشته می‌شوند. هر گونه حادثه برای کشتی حامل مواد شیمیایی می‌تواند به فاجعه‌ای بلندمدت در خلیج فارس منجر شود. به گفته او: «برای ۱۰۰ میلیون نفر، خلیج فارس تنها منبع زندگی است و هیچ گزینه دیگری ندارند. این دیگر فقط یک مسئله زیست‌محیطی نیست، بلکه مسئله بقای فیزیکی منطقه است.

اسپوتنیک درباره پیامدهای جنگ ایران هشدار داد: بازار انرژی ممکن است فروبپاشد. جهان به نقطه ای نزدیک شده که باید مصرف انرژی را به طور قابل توجهی کاهش دهد. با افزایش قیمت انرژی، کاهش قدرت خرید مردم ادامه خواهد یافت. حملات آمریکا به تأسیسات انرژی ایران می‌تواند به فاجعه‌ای با پیامدهای غیرقابل‌پیش‌بینی منجر شود و حتی اگر همه کارشناسان انرژی جهان جمع شوند، نمی‌توانند ابعاد کامل این پیامدها را بسنجند. جنگ ایران بر تولید کود، هلیوم، گوگرد و حتی شامپو تأثیر منفی می‌گذارد.

روزنامه گلوبال تایمز چین در مقاله ای می نویسد: استراتژی «هژمونی شکارچی» دولت فعلی آمریکا پیامدهای مخربی برای آن داشته است. از جمله مصادیق هژمونی شکارچی می توان به حمله‌های نظامی به ایران و ونزوئلا، تهدید به حمله به گرینلند و تعرفه‌های تنبیهی علیه متحدان اشاره کرد. اما به گفته استفان والت استاد دانشگاه هاروارد، این استراتژی «بذر نابودی خود را در خود دارد». زیرا از یک سو، این جنگ ها به علت هزینه های سرسام آور باعث زوال داخلی آمریکا می شود؛ هزینه هایی که می‌توانست صرف نیازهای داخلی مانند تغذیه کودکان یا مسکن بی‌خانمان‌ها شود. از سوی دیگر نارضایتی عمومی شدیدی به دنبال می آورد و در نهایت اهداف راهبردی نامشخصی دارد؛ یعنی نوسان بین تشدید جنگ و خروج آبرومندانه از ایران. پیامد منفی دیگر استراتژی «هژمونی شکارچی»، فروپاشی اعتماد متحدان اروپایی، آسیایی و آمریکایی ترامپ است. راهبرد مذکور در درازمدت موجب تضعیف نظم بین‌المللی موجود و نقض حاکمیت ملی کشورها و تشدید تقابل‌های ژئوپلیتیکی به ضرر خود آمریکا شده و به گفته والت، تأثیر جهانی آمریکا «تدریجی و سپس ناگهانی» رو به افول خواهد رفت. لذا این رویکرد برخلاف شعار «آمریکا اول»، نهایتاً به انزوای آمریکا منجر خواهد شد.

رسانه‌های رژیم صهیونیستی

تایمز اسرائیل در تحلیلی با رد نزدیک بودن پایان جنگ و موفقیت صهیونیست ها می نویسد: علیرغم اعلام ترامپ و نتانیاهو مبنی بر نزدیک شدن به پایان کارزار نظامی علیه ایران و دستیابی به اهداف اصلی مانند حذف تهدید فوری هسته‌ای و نابودی بخشی از توان موشکی، جنگ با جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه تمام نشده است. ایران همچنان ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد را حفظ کرده، رهبران جدید همان سیاست قبلی را دنبال می‌کنند، و موشک های ایرانی به اهدافشان می‌رسند. تغییر نظام واقعی زمانی رخ می‌دهد که رهبری با اهداف و ایدئولوژی متفاوت روی کار آید. جنگ اخیر نشان داد که حتی حزب‌الله با حفظ ۸۰ درصد توان تخریب موشکی، همچنان قادر به بازسازی خود و حمله به شمال اسرائیل است. حماس نیز در غزه در سکوت در حال بازسازی نیروهای خود است. ترامپ که از مخالفت‌های داخلی و اختلال در انتقال‌ انرژی جهانی نگران شده، احتمالاً از ادامه درگیری کنار می‌کشد. اما اسرائیل که ماهیت وجودی تهدید را درک می‌کند، نمی‌تواند لحظه‌ای چشم از ایران بردارد و جنگ برای آن همچنان ادامه دارد، چه تدافعی و چه تهاجمی. همزمان با عید پسح، جامعه یهودی جهان با یهودستیزی فزاینده و ترس از حضور در کنیسه‌ها روبرو است. در اسرائیل نیز مردم زیر حملات موشکی مداوم به پناهگاه‌ها می‌دوند و نظامیانشان در جبهه‌ها هستند. با این حال باید نبرد را ادامه داد.

تایمز اسرائیل در مطلبی دیگر نوشت، طرح نظامی آمریکا برای تصاحب حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد ایران که در زیر آوار سایت‌های بمباران‌شده در نزدیکی اصفهان و نطنز مدفون است، هفته‌ها زمان می‌برد و شامل ساخت باند فرود برای هواپیماهای باری و اعزام صدها یا هزاران نیروی ویژه به همراه تجهیزات سنگین می‌شود. این نیروها که شامل متخصصان غیرنظامی هسته‌ای هستند، در معرض آتش مستقیم ایران قرار خواهند گرفت و کارشناسان می‌گویند این عملیات بسیار پیچیده، کند و مرگبار است و احتمالا تلفات بالایی دارد.

وای نت نیوز اسرائیل در مقاله ای تحلیلی شکست آمریکا و اسرائیل در حملاتشان به ایران را این طور توضیح داده است: نزدیک به پنج هفته پس از آغاز حملات مشترک اسرائیل و آمریکا به ایران، دونالد ترامپ مدعی شده که اهداف جنگ تقریباً محقق شده و جنگ رو به پایان است. با این حال، واقعیت میدانی پیچیده‌تر از این ادعاهاست. ایران همچنان موشک‌هایی به سمت اسرائیل پرتاب می‌کند، نیروهای نیابتی ایران فعال هستند و اورانیوم غنی‌شده ایران در تأسیسات زیرزمینی و مستحکم باقی مانده است. ترامپ در ابتدا وعده نابودی زرادخانه و صنعت موشکی ایران را داده بود. هرچند نتانیاهو گفته تهدید ده‌ها هزار موشک بالستیک از بین رفته، اما ایران همچنان به شلیک موشک و پهپاد ادامه می‌دهد. همچنین ترامپ مدعی تغییر نظام پس از حذف رهبران ارشد ایران شده، اما رهبر جدید (ایت الله مجتبی خامنه‌ای) همان خط مشی رهبر قبلی را دنبال می‌کند. مقامات ایرانی تهدید به تشدید عملیات‌های نظامی کرده‌اند و گفته‌اند تا شکست و تسلیم کامل آمریکا و اسرائیل می‌جنگند. قیمت نفت نیز پس از اظهارات ترامپ افزایش یافته و او از سرناچاری تهدید کرده در صورت عدم توافق، زیرساخت‌های انرژی ایران از جمله نیروگاه‌ها هدف حملات همزمان قرار خواهند گرفت.

فرمانده پایگاه هوایی تل نوف اسرائیل که خود شخصا در حملات هوایی به ایران مشارکت داشته در گفتگو با اسرائیل هیوم تأکید کرد: نباید ایران را دست‌کم گرفت، زیرا ایران در تلاش برای بهبود روش‌های جنگی خود است. ما فهمیده ایم باید هرچه سریع‌تر توانایی دشمن برای آسیب زدن را از بین برد. وی افزود: «اگر شروع کنیم به دست‌کم گرفتنشان، اشتباه خواهیم کرد. این نباید رخ دهد، نه در برنامه‌ریزی، نه در فرماندهی و کنترل، نه در اطلاعات و نه در اجرا. پرواز به ایران خطرناک و ترسناک است. ایران بین ۱۶۰۰ تا ۲۰۰۰ کیلومتر از اسرائیل فاصله دارد. دور است. سورتی های پرواز ۳ ساعت طول می کشند و سورتی های بلند بیش از ۵ ساعت.»

کد مطلب 6789924

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۰۶:۰۵ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۴
      0 0
      این ترامپو خدا به زمین گرم بزنه، کثافت متجاوز حیوون ، تو غلط میکنی به آب و خاک و جان مردم ایران تجاوز کردی، و به خواب تصرف جزیره خارگ و ببینی ، کثیف کودک کش بیشرف ، مردشور اون قیافه زشت تو و نتانیاهو و هرچی کفتار دورت رو ببرن، تو ایران و انگار نشناختی ، آخه کثافت با خودت چی فکر کردی ؟ تنها دستاوردت تو جنگ چی بود کشتن آدمهای بیگناه که خونشون یجوری عذابت بشه حالا صبر کن، بعدم احمق دانش رو که نمیتونی از بین ببری ، مرگ برتو و هم دستات بیشرفترین لکه تاریخ
    • IR ۰۹:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۴
      0 0
      ترامپ دیوانه خودشیفته امریکای ابرقدرت عصر حجر طرز فکر خودته که داری غیر نظامی های ایران رو می‌زنی مدارس و بیمارستان و پل رو می‌زنی کوشن نظامی های هالیوودی میخواستی بیاری
    • IR ۰۹:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۴
      0 0
      ایران کاری به امریکا نداشت ،وکاری هم به کشورهای عربی،هم نداشت ،ایران وایرانیان خواهان جنگ نبودندولی متاسفانه به ایران حمله شد وایران چاره ای جزء دفاع نداشت،