حامد عبدالهی سفیدان پژوهشگر پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی، در گفتوگو با خبرنگار مهر، گفت: ابعاد رسانهای و شناختی جنگها، از دوران گذشته تا امروز امتداد دارد؛ چنانکه در جنگ احد، کفار با پخش شایعه شهادت پیامبر مکرم اسلام، جنگ شناختی علیه لشکر مسلمانان رقم زد.
وی ادامه داد: در دوران مدرن با گوناگونی ابزارها و فناوریها، جنگ شناختی در لایههای عمیقتر پیچیدهتری جاری است. در جنگهای مدرن امروز، شکست در یک جبهه رسانهای و شناختی، بسان از دست دادن بخشی از خاک است؛ چرا که تصاحب افکار عمومی دشمن، ارزشمندتر و اثرگذارتر از تصاحب خاک دشمن است.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، جنگ روایتها به یکی از تعیینکنندهترین ابعاد منازعات تبدیل شده است؛ جایی که روایت مسلط از واقعیت، میتواند بر ادراک جامعه، تصمیمگیری نخبگان و حتی روند تحولات میدانی اثر بگذارد. از این منظر، پیروزی در نبردهای معاصر تنها به توان نظامی وابسته نیست، بلکه به ظرفیت مدیریت افکار عمومی، روایتپردازی اثرگذار و حفظ انسجام اجتماعی نیز بستگی دارد.
وی یادآور شد: نبرد رمضان را میتوان نمونهای روشن از این تحول در ماهیت جنگها دانست. این نبرد، افزون بر ابعاد نظامی و امنیتی، در لایههای پیچیدهتری همچون جنگ رسانهای، جنگ شناختی و رقابت روایتها نیز جریان دارد.
عبداللهی گفت: در چنین شرایطی، رسانهها، سکوهای ارتباطی و کنشگران فضای مجازی بازیگران این میداناند و عملکرد آنها میتواند شکلگیری ادراک عمومی از واقعیت جنگ و میزان تابآوری اجتماعی در جامعه تعیین کند.
وی افزود: نشریه «رخداد» سوم با عنوان «رسانه و روایت در خط مقدم نبرد رمضان» مجموعه یادداشتهایی است برای واکاوی برخی از مهمترین ابعاد رسانهای و اجتماعی نبرد رمضان. این مجموعه میکوشد با نگاهی تحلیلی، از سطح توصیف رخدادها فراتر رفته و به پیشنهادهای کاربردی در این زمینه برسد.
این پژوهشگر ادامه داد: در این چارچوب، دو یادداشت نخست به تحلیل نقش سکوهای ارتباطی داخلی تخصیص یافته است. یادداشتهای مربوط به پیامرسانهای ایتا و بله و نیز سکوی روبیکا، به ارزیابی ظرفیتها، محدودیتها و چالشهای این پلتفرمها در شرایط محدودیت دسترسی به شبکههای خارجی میپردازد و میکوشد نشان دهد که این سکوها تا چه اندازه توانستهاند در مدیریت جریان اطلاعات و ارتباطات اجتماعی در شرایط بحران نقشآفرینی کنند.
وی یادآور شد: در ادامه، بخشی از مجموعه به بررسی عملکرد نهادها و بسترهای رسانهای میپردازد. یادداشت سوم مجموعه عملکرد سازمان صداوسیما در نبرد رمضان را بررسی کرده، نقاط قوت و ضعف آن در مدیریت روایت جنگ را تحلیل میکند. یادداشت چهارم با تمرکز بر شبکه خبر، نقش این شبکه را در اطلاعرسانی رسمی، انتقال اخبار و شکلدهی به ادراک عمومی از تحولات جنگ بررسی میکند.
عبداللهی گفت: در بخش دیگری از این مجموعه، به یکی از مهمترین ابعاد جنگ ترکیبی یعنی جنگ اطلاعاتی و شایعهپراکنی پرداخته شده است. یادداشت «ارزیابی و تحلیل مهمترین شایعات منتشرشده در نبرد رمضان» نشان میدهد که چگونه آشوب اطلاعاتی و انتشار اخبار کذب میتواند به ابزاری برای تضعیف اعتماد عمومی و ایجاد شکاف اجتماعی تبدیل شود.
وی یادآور شد: در کنار این تحلیلها، دو یادداشت دیگر به ابعاد اجتماعی و روانی جنگ توجه دارند. یادداشت «روانشناسی جامعه ایران در شرایط جنگ» میکوشد واکنشهای عاطفی و روانی جامعه را در مواجهه با بحران جنگ تحلیل کند.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: در ادامه نیز یادداشت «تابآوری اجتماعی و رسانه» به این پرسش پاسخ میدهد که رسانهها چگونه میتوانند در تقویت ظرفیت جامعه برای مواجهه با بحران و حفظ انسجام اجتماعی نقشآفرینی کنند.
وی افزود: در نهایت، مجموعه با یادداشتی درباره «چالشها و فرصتهای کنشگران رسانهای در روایتپردازی نبرد رمضان» تکمیل میشود؛ یادداشتی که با تکیه بر گفتوگو با فعالان رسانهای، نقش انسانرسانهها و کنشگران فضای مجازی در شکلدهی به روایتهای جنگ را تحلیل میکند؛ بازیگرانی که در عصر شبکههای اجتماعی، گاه به اندازه رسانههای رسمی در هدایت افکار عمومی اثرگذارند.
عبداللهی گفت: نشریه رخداد سوم کوششی است برای فهم ابعاد رسانهای و اجتماعی یکی از مهمترین تحولات معاصر کشور. امیدواریم این مجموعه بتواند زمینهای برای گفتوگوهای عمیقتر درباره نقش رسانهها، مدیریت افکار عمومی و تقویت تابآوری اجتماعی در شرایط بحران فراهم آورد و گامی هرچند کوچک برای ارتقای کیفیت تحلیل و سیاستگذاری در حوزه رسانه و ارتباطات باشد.
وی ادامه داد: جنگهای معاصر بیش از گذشته به منازعاتی طولانی و چندلایه تبدیل شدهاند که در آنها هدف صرفاً پیروزی سریع در میدان نظامی نیست و بیشتر با فرسایش تدریجی توان مادی، روانی و اجتماعی طرف مقابل دنبال میشود.
این پژوهشگر گفت: در چنین شرایطی، میدان جنگ از عرصه نظامی فراتر میرود و حوزههایی مانند اقتصاد، رسانه، افکار عمومی و ادراکات اجتماعی نیز به بخشی از آن تبدیل میشوند؛ ازاینرو، فهم جنگ فرسایشی مستلزم توجه همزمان به ابعاد میدانی، شناختی و اجتماعی آن است. جنگ فرسایشی صرفاً بهمعنای طولانی شدن یک درگیری نظامی نیست و به وضعیتی اشاره دارد که در آن رقابت میان طرفها به تدریج از عرصهنظامی فراتر رفته، به لایههای عمیقتری از حیات اجتماعی، فرهنگی و روانی جامعه سرایت میکند.
وی افزود: در چنین شرایطی، هدف اصلی نه لزوما پیروزی سریع در میدان نبرد که فرسایش تدریجی توان مادی، ارادهجمعی، اعتماد اجتماعی و ظرفیتهای معنایی جامعهدشمن است؛ از این جهت جنگ فرسایشی را باید نوعی وضعیت ممتد اجتماعی نیز دانست؛ وضعیتی که در آن جامعه، همان اندازه که ارتشها، میدانهای اصلی رقابتاند، پایداری اجتماعی به همان اندازهاهمیت مییابد.
عبداللهی در ادامه با اشاره به شماره چهارم نشریه رخداد گفت: این شماره از نشریه تلاش میکند این پدیده را از زوایای مختلف بررسی کند؛ از مفهوم و سازوکارهای جنگ فرسایشی و نقش روایتها و جنگ شناختی در تشدید یا مهار آن تا ظرفیتهای هویتی، فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی برای مدیریت چنین شرایطی. هدف اصلی این مجموعه ترسیم تصویری واقعبین از جنگ فرسایشی و الزامات آن است. در گام نخست، ابعاد جنگ فرسایشی تحلیل میشود.
وی افزود: یادداشت «ابعاد جنگ فرسایشی در نبرد رمضان» و پس از آن «جنگ در جنگ» میکوشند ساختار چندلایهی این نوع نبرد را تبیین کنند و نشان دهند که چگونه یک درگیری نظامی میتواند به مجموعهای از میدانهای همزمان رقابت تبدیل شود.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: در ادامه، با طرح «نبرد روایتها در یک جنگ فرسایشی» و نیز مسئله «فرسایش ما یا آنها»، تحلیل به سطح ادراک و معنا منتقل میشود؛ جایی که رقابت بر سر تفسیر واقعیتها و شکلدهی به برداشت اجتماعی از جنگ اهمیت تعیینکننده مییابد. پس از این مرحله، توجه مجموعه به وضعیت جامعه در بستر چنین جنگی معطوف است.
وی افزود: یادداشت «جنگ فرسایشی و جامعه آسیبدیده» پیامدهای اجتماعی استمرار فشارهای جنگی میکاود و در ادامه، دو مفهوم «تابآوری اجتماعی در جنگ فرسایشی» و «امید اجتماعی و فرسایش جنگ» بهمثابه دو سازوکار مهم در حفظ پایداری جامعه بررسی میشوند. در گام بعد، رخداد ۴ به منابع عمیقتر فرهنگی و هویتی جامعه میپردازد.
عبداللهی خاطرنشان کرد: یادداشت «هویت به مثابه سپر» به نقش هویت جمعی در حفاظت نمادین و معنایی جامعه در شرایط فشار میپردازد و پس از آن، «ظرفیتهای دینداری ایرانیان در جنگ فرسایشی» به یکی از مهمترین منابع تاریخی و فرهنگی پایداری اجتماعی در جامعهی ایرانی توجه میکند.
وی افزود: در ادامه، بحث به سطح کنشگران اجتماعی منتقل میشود. یادداشت «جریانهای انقلابی و ادراک اجتماعی از جنگ فرسایشی» نقش نیروهای اجتماعی در شکلدهی به فهم عمومی از جنگ و جهتدهی به واکنشهای اجتماعی را بررسی میکند.
این پژوهشگر گفت: در نهایت مجموعه با یادداشت «عاملیتسازی از انسان ایرانی در جنگ فرسایشی رمضان» به پایان میرسد؛ جایی که پرسش از ظرفیت کنشگری انسان ایرانی در مواجهه با شرایط فرسایشی مطرح میشود و تلاش میشود پیوندی میان تحلیل ساختارها و امکان کنش اجتماعی برقرار شود.
عبداللهی در پایان گفت: به این ترتیب، مسیر مفهومی مجموعه از تبیین ماهیت جنگ فرسایشی آغاز میشود و به بررسی جامعه، منابع پایداری آن و در نهایت امکان کنش اجتماعی در چنین شرایطی میرسد. امیدواریم این مجموعه بتواند گامی هرچند کوتاه و کوچک در مسیر فهم عمیقتر نسبت میان جنگهای فرسایشی و پویاییهای اجتماعی جامعهایرانی برای پیروزی نهایی ملت ایران بردارد.



نظر شما