به گزارش خبرنگار مهر،در پی تجاوزات اخیر ایالات متحده آمریکا به زیرساختهای ایران که با استفاده از پایگاههای نظامی خود در منطقه و نقض آشکار اصول بنیادین حقوق بینالملل صورت گرفت، کشور با برنامه ای دوگانه و همزمان مواجه شده است: صیانت از حاکمیت ملی در جبهههای دفاعی و بازسازی فوری شریانهای اقتصادی که هدف حملات سیستماتیک قرار گرفتهاند. در این میان، تولد مدلی نوظهور از «اقتصاد تابآور» که ریشه در مشارکتهای مردمی و تامین مالی جمعی دارد، نه تنها روند ترمیم پلها و راهها، بیمارستان ها و سایر اموال عمومی هدف قرار گرفته شده را تسریع کرده، بلکه راهبرد دشمن برای «فلجسازی اقتصادی» و بازگرداندن ایران به «عصر حجر» را با بنبست مواجه ساخته است.
مبانی حقوقی تجاوز و حق بر بازسازی
اقدامات ایالات متحده در استفاده از پایگاههای منطقهای برای حمله به اهداف غیرنظامی و زیرساختهای مواصلاتی ایران و حملات وحشیانه رژیم اسرائیل، مصداق بارز «تجاوز» و نقض ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد است. بر اساس عرف بینالملل و آراء دیوان بینالمللی دادگستری، تخریب عمدی پلها، جادهها و مسیرهای ترانزیتی که معیشت عمومی به آنها وابسته است، نقض فاحش حقوق بشر و «حق بر توسعه» تلقی میشود.
در شرایطی که دولت تمام توان لجستیکی و مالی خود را معطوف به دفع تجاوز و حفاظت از مرزها کرده است، طبق دکترین «اقتدار ملی»، این حق و تکلیف برای آحاد ملت ایجاد میشود که در دفاع از کیان اقتصادی کشور مشارکت فعال داشته باشند. مشارکت مردمی در بازسازی، در واقع پاسخی مدنی و اقتصادی به یک جنایت بینالمللی است. این مدل، فراتر از یک اقدام خیرخواهانه، یک «پدافند غیرعامل» است که زنجیره تأمین دشمن را در حوزه جنگ نرم و اقتصادی از کار میاندازد.
در حالی که بمبهای آمریکایی به دنبال تخریب ارزش هستند، مدل تامین مالی جمعی در ایران می تواند «خلق ارزش» کند و این دقیقاً همان نقطهای است که استراتژی دشمن شکست میخورد؛ چرا که تخریب هر پل، به جای ایجاد یاس، به فرصتی برای سرمایه گذاری و همبستگی بیشتر تبدیل میشود
تغییر پارادایم از دولتمحوری به مشارکت تودهای
به طور سنتی، بازسازی پس از جنگ وظیفهای حاکمیتی قلمداد میشد که از طریق بودجههای عمومی و استقراض دولتی تأمین میگشت. اما در مدل فعلی، ایران شاهد یک تحول پارادایمی است. استفاده از روشهای نوین «تأمین مالی جمعی» برای پروژههای بزرگ زیرساختی، می تواند پیوندی استراتژیک میان سرمایههای خرد مردمی و نیازهای کلان ملی ایجاد کند.
این مدل اقتصادی، می تواند پاسخ مستقیمی به تلاش دشمن برای ایجاد گسست میان ملت و دولت باشد. وقتی تودههای مردم، از کارآفرینان بزرگ تا خانوارهای کمدرآمد، در خرید اوراق مشارکت بازسازی یک پل استراتژیک سهیم میشوند، آن سازه دیگر صرفاً یک دارایی دولتی نیست؛ بلکه «دارایی مشترک ملت» محسوب میشود. این تعلق خاطر، سرعت بازسازی را به شکل معجزهآسایی افزایش داده است، چرا که دیوانسالاریهای پیچیده اداری جای خود را به نظارتهای مردمی و مدیریت جهادی دادهاند.
مدلهای نوین اقتصادی: مشارکت پایاپای و سود مشترک
انگیزه مشارکت مردمی صرفاً احساسات ملیگرایانه نیست؛ بلکه طراحی هوشمندانه مدلهای «سودآوری دوجانبه» است. مدلهای مردمی، به گونهای بومیسازی شدهاند که مشارکتکنندگان در پروژههای پلسازی و جادهسازی، در درآمدهای ناشی از بهرهبرداری (مانند عوارض هوشمند ترانزیتی و خدمات رفاهی جادهای) به طور جدی سهیم میشوند.
ما نه تنها به عقب و عصر حجر آمریکایی بازنمیگردیم، بلکه با هر تخریب، سازههایی مدرنتر، مقاومتر و «مردمیتر» بنا میکنیم که خود نماد پیروزی اراده ملی بر تجاوزگری بینالمللی است
این رویکرد، بازسازی را از یک «هزینه جنگی» به یک «سرمایهگذاری سودآور» تبدیل می کند. در حالی که بمبهای آمریکایی به دنبال تخریب ارزش هستند، مدل تامین مالی جمعی در ایران می تواند «خلق ارزش» کند. این دقیقاً همان نقطهای است که استراتژی دشمن شکست میخورد؛ چرا که تخریب هر پل، به جای ایجاد یاس، به فرصتی برای سرمایه گذاری و همبستگی بیشتر تبدیل میشود.
نقش تکنولوژی و پلتفرمهای دیجیتال در اقتصاد تابآور
شفافیت، کلید اصلی جلب اعتماد عمومی در این مسیر بوده است. استفاده از پلتفرمهای مبتنی بر زنجیره بلوکی برای رهگیری ریال به ریال کمکها و سرمایهگذاریهای مردمی در پروژههای بازسازی، مانع از هدررفت منابع شده است. مردم میتوانند به صورت لحظهای شاهد پیشرفت فیزیکی پلی باشند که با سرمایه آنها ساخته میشود. این سطح از نظارت عمومی، فساد را به حداقل رسانده و بهرهوری را در پروژههای مهندسی به اوج رسانده است.
استنادات بینالمللی و مسئولیت کیفری متجاوز
از منظر حقوق بینالملل، اقدام مردم ایران در بازسازی خودجوش، رافع مسئولیت بینالمللی ایالات متحده آمریکا، رژیم اسرائیل و دولت های امارات متحده عربی، بحرین، عربستان سعودی، کویت و اردن نیست. بر اساس طرح پیشنویس مسئولیت دولتها (۲۰۱۱)، دولت متجاوز ملزم به پرداخت خسارت و اعاده وضعیت به حالت سابق است. با این حال، سرعت عمل ایران در بازسازی از طریق مشارکت مردمی، «ضرر تبعی» ناشی از توقف تجارت و حملونقل را کاهش می دهد. این اقدام، در حقوق بینالملل میتواند به عنوان تلاشی برای «کاهش خسارت» توسط کشور آسیبدیده تلقی شود که قدرت چانهزنی حقوقی ایران را در محاکم بینالمللی افزایش میدهد.
همبستگی ملی به مثابه سد دفاعی
روحیه همبستگی که در دوران دفاع مقدس شکل گرفته بود، اکنون در کالبد مهندسان، سرمایهگذاران و کارگران تجلی یافته است. دشمن با هدف قرار دادن پلها، بیمارستان ها، مدارس، هلال احمر و...، قصد داشت پیوند میان استانها و شریانهای حیاتی کشور را قطع کند و با زدن اماکن عمومی روند روزانه خدمت رسانی به مردم را مختل کند تا از این طریق نارضایتی اجتماعی ایجاد نماید. اما مدل «مشارکت محلی» باعث می شود که جوامع بومی پیرامون هر پروژه تخریب شده، خود به نگهبانان و سازندگان آن تبدیل شوند. این پدیده نشاندهنده تولد یک «جامعه مدنی تابآور» است که در آن مرز میان بخش خصوصی و مسئولیت اجتماعی از میان می رود.
شکست دکترین بازگشت به عصر حجر
تجاوزات ایالات متحده با استفاده از پایگاههای منطقهای و رژیم اسرائیل، با این فرض طراحی شده بود که ساختار اقتصادی ایران تحت فشار هزینههای نظامی و تخریب زیرساختها فروخواهد پاشید. اما مدل نوین بازسازی با مشارکت مردمی نشان می دهد که قدرت واقعی یک کشور نه در بتن و فولاد زیرساختهایش، بلکه در مدل اقتصادی پیوند خورده با اراده عمومی است.
ایران امروز، از میان آوارهای ناشی از موشکهای متجاوز، سیستمی را بنا می نهد که در آن بازسازی نه یک پروسه دولتی طولانی، بلکه یک حرکت ملی سریع و سودآور است. این «اقتصاد تابآور» که بر پایه مشارکتهای مردمی و تامین مالی نوین استوار شده، تضمین میکند که هدف دشمن برای بازگرداندن ایران به گذشته هرگز محقق نخواهد شد.
ما نه تنها به عقب بازنمیگردیم، بلکه با هر تخریب، سازههایی مدرنتر، مقاومتر و «مردمیتر» بنا میکنیم که خود نماد پیروزی اراده ملی بر تجاوزگری بینالمللی است.
۰۶:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۵


نظر شما