منطق مقاومت و افول هژمونی آمریکا/ از شکست حقوقی تا سقوط اسطوره F35

منطق مقاومت و افول هژمونی آمریکا/ از شکست حقوقی تا سقوط اسطوره F35

عدم همراهی جامعه بین‌المللی و شکست فراخوان‌های نظامی آمریکا ثابت کرد که فرامرزگرایی قوانین و سیاست های آمریکایی دیگر در میدان عمل خریدار ندارد.

خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه-محمد حسین پورامینی*:علیرغم تلاش‌های جهانی برای استقرار یک نظم بین‌المللی قاعده‌محور بر اساس منشور ملل متحد در دهه‌های اخیر، ایالات متحده آمریکا همواره درصدد بوده است تا اراده سیاسی و استثناگرایی خود را به عنوان تنها هنجار جهانی تثبیت کند.

این رویکرد که عملاً به معنای «آمریکایی‌سازی حقوق بین‌الملل» است، در دوران دونالد ترامپ با خروج‌های یک‌جانبه از معاهدات بنیادین به اوج رسید. این راهبرد بر این پیش‌فرض باطل استوار بود که قدرت نظامی و سلطه‌گری واشینگتن، منبع نهایی تولید قواعد حقوقی است؛ اما در شرایطی که بسیاری از قدرت‌های جهانی در برابر این زیاده‌خواهی سکوت یا همراهی کردند، تنها جریانی که به شکلی بنیادین و عملیاتی در برابر این ساختار ظالمانه ایستاد، «جبهه مقاومت» به رهبری جمهوری اسلامی ایران بود.

تقابل این ادعاهای برتری‌جویانه با واقعیت‌های میدانی، به‌ویژه در مواجهه با اقتدار جبهه مقاومت، پرده از ناکارآمدی و زوال نظم آمریکایی-صهیونیستی برداشت.

نقطه عطف این تقابل، در ایستادگی مقتدرانه علیه تجاوزات مستقیم و مشترک ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به حریم مقدس و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران تجلی یافت؛ جنایتی که نه تنها اراده ملت ایران را متزلزل نکرد، بلکه به محملی برای اثبات پوشالی بودن قدرت متجاوزان بدل شد.

ناتوانی ایالات متحده در تحمیل اراده خود در آبراه‌های راهبردی و بن‌بست واشینگتن در برابر اعمال محدودیت‌های حاکمیتی ایران در تنگه هرمز، نخستین لرزه‌ها را بر پیکره این نظم وارد کرد.

عدم همراهی جامعه بین‌المللی و شکست فراخوان‌های نظامی آمریکا ثابت کرد که فرامرزگرایی قوانین و سیاست های آمریکایی دیگر در میدان عمل خریدار ندارد. این شکست‌های راهبردی نشان داد که محور مقاومت توانسته است با تعریف جدیدی از قدرت، «حقوق بین‌الملل ادعایی» آمریکا را در صحنه‌های واقعی نبرد به چالش بکشد و آن را از اعتبار تهی کند.

در ساحت نمادین نیز، انهدام دومین جنگنده F-35 توسط پدافند هوایی جمهوری اسلامی ایران، نقطه پایانی بر الهیاتِ قدرت آمریکا بود. این پرنده که به عنوان «مجسمه تفرعن» و مظهر شکست‌ناپذیری تکنولوژیکِ غرب شناخته می‌شد، قرار بود ضامن اجرایی همان نظمی باشد که ملت‌ها را به اطاعت وا می‌داشت.

لحظه سرنگونی این نماد، صرفاً یک واقعه نظامی نبود، بلکه لحظه فروپاشی باوری بود که دهه‌ها بر پایه ترس از هیمنه پوشالی آمریکا و رژیم صهیونیستی بنا شده بود. این رخداد، باطل‌السحرِ «شکست‌ناپذیری» بود و نشان داد وقتی عالی‌ترین نماد اقتدار یک نظامِ سلطه در هم می‌شکند، بازدارندگی و مشروعیت آن در کلیت خود فرو می‌پاشد.

امروز، شکست‌های پی‌درپیِ محور آمریکایی-صهیونیستی در عرصه‌های نظامی، دیپلماتیک و راهبردی، نویدبخش طلوع عصر جدیدی است. پاسخ کوبنده به تجاوزات اخیر در جبهه‌های مشترک جمهوری اسلامی ایران، حزب‌الله لبنان، یمن و مقاومت عراق علیه متجاوزان آمریکایی، ثابت کرد که ترازوی قدرت تغییر کرده و هرگونه تعرض به خاک ایران، به انزوای بیشترِ متجاوز در صحنه جهانی منجر خواهد شد. با این تحولات راهبردی، فضا برای تثبیت «منطق مقاومت» بیش از پیش فراهم گشته است.

این رویکرد نوین، نه بر پایه برتری‌طلبیِ یک قدرت خاص، بلکه بر مدار حاکمیت ملی، عدالت بین‌المللی و ایستادگی ملت‌ها در برابر سلطه تعریف می‌شود. جبهه مقاومت با در هم شکستن بت‌های تکنولوژیک و سیاسی غرب، ثابت کرد که عصر جدید، عصر حاکمیت قواعدی است که در آن اراده ملت‌های آزاده، جایگزین تفرعن و یک‌جانبه‌گرایی شده است.

*حجت الاسلام دکتر محمد حسین پورامینی مدیر گروه حقوق بین‌الملل دانشنامه قرآن شناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

کد مطلب 6791016

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha