خبرگزاری مهر_سرویس دین، حوزه و اندیشه، حسن عبدی پور، استاد دانشگاه: حوزه علمیه نجف در طول تاریخ یکی از مهمترین کانونهای هدایت و رهبری جامعه شیعی بوده است. این حوزه نه تنها در عرصه علمی و فقهی، بلکه در حوزههای اجتماعی و تاریخی نیز نقش مهمی در حمایت از شیعیان، جریانهای شیعی و حتی دولتهای شیعی ایفا کرده است. مرجعیت نجف متناسب با شرایط تاریخی هر دوره، گاه به صورت مستقیم و گاه به شکل غیرمستقیم در هدایت تحولات جهان تشیع نقشآفرینی کرده و در مقاطع حساس تاریخی از هویت و موجودیت شیعیان دفاع نموده است.
واقعیت آن است که تشیع در بخش بزرگی از تاریخ خود از فقدان قدرت سیاسی و دولتهایی که بتوانند در عمل به تعمیق باورهای شیعی و گسترش هویت اجتماعی شیعه کمک کنند رنج برده است. همین مسئله موجب شد که جامعه شیعی در دورههای مختلف با بحرانهای سخت سیاسی، اجتماعی و امنیتی مواجه شود. با این حال، نهاد مرجعیت دینی به عنوان مهمترین نهاد هدایتگر جامعه شیعه توانست این خلأ قدرت را تا حد زیادی جبران کند و جامعه شیعی را در مسیر بقا، انسجام و رشد هدایت نماید. از این رو تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مرجعیت شیعه مهمترین سازوکار مدیریت اجتماعی و سیاسی شیعیان در جهان اسلام به شمار میرفت.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) نقطه عطفی در تاریخ معاصر تشیع محسوب میشود. برای نخستین بار پس از قرنها، تشیع در قالب یک دولت مبتنی بر هویت شیعی در عرصه بینالمللی ظاهر شد. پس از امام خمینی، این مسیر با رهبری آیتالله خامنهای ادامه یافت و جمهوری اسلامی ایران توانست با وجود فشارهای گسترده سیاسی، امنیتی و اقتصادی، به تدریج به یک قدرت منطقهای و حتی فرامنطقهای تبدیل شود. شکلگیری گفتمان مقاومت، گسترش پیوندهای فراملی میان جوامع شیعی و ظهور بازیگران قدرتمند شیعی در منطقه از جمله پیامدهای این تحول تاریخی به شمار میآید.
در این چارچوب، در کشورهای مختلف منطقه جریانهای شیعی قدرتمندی شکل گرفتند که در برخی موارد به صورت نیروهای سازمانیافته سیاسی و نظامی نیز ظهور یافتند. در کشورهایی مانند عراق، لبنان و یمن این جریانها توانستند نقش مهمی در معادلات منطقهای ایفا کنند. با این حال بدیهی است که هر دولت یا جریان شیعی دارای ملاحظات داخلی، سیاسی و اجتماعی خاص خود است و ناگزیر باید کنشگری خود را متناسب با شرایط ملی و ساختارهای داخلی کشور خویش تنظیم کند. از این رو انتظار یک الگوی واحد از رفتار سیاسی برای همه جریانهای شیعی واقعبینانه نخواهد بود. در این میان، حوزه علمیه نجف و مرجعیت آن نیز همواره نسبت به تحولات جهان تشیع و بهویژه انقلاب اسلامی ایران نگاه حمایتی داشتهاند. حتی در دورهای که رژیم بعث عراق با شدیدترین فشارها حوزه نجف را تحت کنترل خود داشت، برخی مراجع بزرگ مانند آیتالله العظمی خویی در حد امکان از جمهوری اسلامی ایران و مجاهدان عراقی حمایت میکردند.
در سالهای اخیر نیز اسناد و شواهدی از این حمایتها و نوع مدیریت پنهان مرجعیت آیه الله خویی در حال تدوین و مستندسازی توسط پژوهشگران اندیشه سیاسی است. پس از سقوط رژیم بعث عراق در سال ۲۰۰۳، شرایط جدیدی در این کشور پدید آمد. از یک سو فروپاشی حکومت صدام فرصت تازهای برای حضور و نقشآفرینی شیعیان در ساختار سیاسی عراق فراهم کرد؛ اما از سوی دیگر، اشغال عراق توسط ایالات متحده و شکلگیری ساختار سیاسی جدید، بحرانهای پیچیدهای را برای این کشور به همراه آورد.
نفوذ سیاسی و نظامی آمریکا، شکنندگی ساختار دولت، تنوع قومی و مذهبی جامعه عراق و رقابتهای منطقهای مجموعهای از چالشهای جدی را ایجاد کرد که آثار آن تا امروز نیز ادامه دارد. در چنین شرایطی، آیتالله سیستانی به عنوان مرجع عالی شیعیان عراق تلاش کردهاند نقش تاریخی مرجعیت را متناسب با واقعیتهای سیاسی و اجتماعی عراق ایفا کنند. برای درک صحیح سیاستهای ایشان باید شرایط خاص عراق را در نظر گرفت؛ زیرا اگر رفتار مرجعیت نجف با الگوی کنشگری سیاسی در ایران سنجیده شود، ممکن است به سوءبرداشتهایی منجر گردد.
یکی از مهمترین ویژگیهای عراق پس از سال ۲۰۰۳، ساختار شکننده دولت آن است. دولت مرکزی در بسیاری از موارد اقتدار کامل بر همه نیروهای مسلح و جریانهای سیاسی ندارد و ساختار قدرت میان گروههای متعدد قومی، مذهبی و حزبی تقسیم شده است. در چنین شرایطی هرگونه درگیری گسترده خارجی میتواند ثبات شکننده کشور را به سرعت از میان ببرد. از این رو احتیاط مرجعیت نجف در ورود مستقیم به درگیریهای منطقهای را میتوان بخشی از راهبرد حفظ ثبات سیاسی عراق دانست.
از سوی دیگر، بافت اجتماعی عراق بهشدت متکثر است. این کشور از ترکیب شیعیان، اهلسنت، کردها و اقلیتهای مذهبی تشکیل شده و هر یک از این گروهها دارای هویت تاریخی و اجتماعی خاص خود هستند. مرجعیت نجف همواره تلاش کرده است در این فضای چندگانه، نقش خود را نه صرفاً به عنوان رهبر یک جریان مذهبی، بلکه به عنوان مرجعی ملی ایفا کند. از همین رو در بسیاری از بیانیهها و مواضع آیتالله سیستانی از ادبیاتی فراگیر و ملی استفاده میشود تا از تشدید شکافهای مذهبی و قومی جلوگیری شود. در سالهای اخیر، صدور فتوای «جهاد کفایی» در سال ۲۰۱۴ یکی از رویدادهای مهم عراق محسوب میشود. این فتوا در زمانی صادر شد که حملات گروه داعش کشور عراق را با خطر جدی مواجه کرده بود. مرجعیت نجف با صدور این فتوا زمینهساز بسیج عمومی مردم برای دفاع از وطن شد و بر ضرورت فعالیت نیروها در چارچوب قوانین دولت تأکید کرد.
نتیجه این اقدام، شکلگیری نیروهای «حشدالشعبی» بود که بعدها به عنوان بخش رسمی نهادهای امنیتی عراق شناخته شدند. در ادامه، آیتالله سیستانی همواره تلاش کرده است عراق از تداوم درگیریهای منطقهای و رقابتهای قدرتهای خارجی مصون بماند. او بر حفظ حاکمیت ملی، استقلال سیاسی و تمامیت ارضی کشور تأکید داشته و این رویکرد نشانگر تلاشی است برای ایجاد تعادل میان مصالح داخلی عراق و تحولات منطقهای گستردهتر.
نکته مهم در تحلیل رویکرد مرجعیت، نگرش این مرجعیت نسبت به جایگاه جمهوری اسلامی ایران است. هرچند مرجع نجف همواره استقلال خود را حفظ کرده و از مداخلههای مستقیم در سیاستهای منطقهای پرهیز کرده، اما شواهد نشان میدهد که نسبت به موقعیت ایران در جهان تشیع دیدگاهی مثبت دارد. بسیاری از مراجع نجف بر شکلگیری و ثبات دولت شیعی در ایران پس از قرنها تأکید کرده و معتقدند تداوم آن میتواند در توازن قوا در جهان اسلام و تقویت جایگاه شیعیان مؤثر باشد. در این راستا، رویکرد آیتالله سیستانی بر پایه حمایتهای هوشمندانهای است که در قالب روابط متعادل میان کشورهای اسلامی، پرهیز از سیاستهای تنشزا و حفظ روابط حسن همسایگی با جمهوری اسلامی ظاهر میشود. این رویکرد، در واقع، تلاشی است برای حفظ ثبات منطقه و کاهش تنشهای متعاقب آن، و حفاظت از دستاوردهای تاریخی تشیع در دوره معاصر. در نتیجه میتوان گفت مرجعیت نجف، در عین تأکید بر استقلال حوزه ، همواره کوشیده است میان منافع ملی عراق، ثبات منطقهای و مصالح کلان جهان تشیع نوعی تعادل برقرار کند.
در این چارچوب، حفظ ثبات و اعتبار دولتهای شیعی، از جمله جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یکی از مؤلفههای اثرگذار در معادلات جهان تشیع مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، در شرایطی که تحولات امنیتی و تهدیدهای خارجی شدت مییابد ــ از جمله اقداماتی مانند حملات ایالات متحده و اسرائیل ــ زمینه برای موضعگیری صریحتر جریانهای مذهبی و نیروهای مقاومت در عراق فراهم میشود و حمایت آنان ازایران به عنوان محور مقاومت برجستهتر جلوه میکند. در چنین موقعیتهایی، پیوندهای مذهبی و سیاسی میان نیروهای مقاومت و نهادهای دینی عراق نیز پررنگتر در فضای منطقهای نمود پیدا میکند.



نظر شما