«تروریسم فرهنگی» علیه میراث جهان/واکاوی حقوقی تخریب ابنیه تاریخی ایران

«تروریسم فرهنگی» علیه میراث جهان/واکاوی حقوقی تخریب ابنیه تاریخی ایران

از منظر حقوقی، حمله به آثار باستانی نظیر کاخ گلستان و سعدآباد و میدان نقش جهان و حریم آن نه تنها تجاوز به خاک ایران، بلکه تجاوز به وجدان جمعی بشریت است که یونسکو متولی حفاظت از آن شده است.

به گزارش خبرنگار مهر،در سپیده‌دم تمدن، ایران همواره به عنوان گهواره‌ای برای اندیشه، هنر و معماری شناخته شده است. با این حال، تحولات نظامی اخیر و استفاده ایالات متحده از پایگاه‌های منطقه‌ای خود برای پشتیبانی و اجرای حملات هوایی علیه تمامیت ارضی ایران، فصلی تاریک و نگران‌کننده را در تاریخ حفاظت از میراث بشری گشوده است. این حملات که با مشارکت مستقیم رژیم صهیونیستی و با بهره‌گیری از زیرساخت‌های نظامی آمریکا در منطقه صورت گرفته، تنها زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی و بهداشتی را هدف قرار نداده، بلکه سایه سنگین باروت و انفجار را بر سر بناهایی افکنده است که شناسنامه هویتی یک ملت و میراث مشترک جهانیان محسوب می‌شوند. تخریب احتمالی یا آسیب به سایت‌هایی نظیر کاخ گلستان، مجموعه سعدآباد و میدان نقش‌جهان، نه یک «خسارت جانبی» در جنگ، بلکه مصداق بارز جنایت علیه فرهنگ و تلاش برای «پاکسازی حافظه تاریخی» یک ملت است.

چارچوب حقوق بین‌الملل و صیانت از میراث فرهنگی

از منظر حقوق بین‌الملل، حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه یک اصل لایتغیر و از قواعد آمره محسوب می‌شود. اصلی‌ترین سند در این زمینه، کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حمایت از اموال فرهنگی در صورت منازعه مسلحانه است. طبق این کنوانسیون، هرگونه حمله به بناهای تاریخی، آثار هنری و اماکن مذهبی که دارای ارزش استثنایی برای میراث فرهنگی بشریت هستند، ممنوع است.

«تروریسم فرهنگی» علیه میراث جهان/واکاوی حقوقی تخریب ابنیه تاریخی ایران

ایالات متحده و متحدانش با استفاده از پایگاه‌های هوایی مستقر در کشورهای پیرامونی ایران برای هدایت حملات، عملاً مفاد این کنوانسیون و پروتکل‌های الحاقی آن را نقض کرده‌اند. کنوانسیون لاهه صراحتاً دولت‌های عضو را متعهد می‌کند که از هرگونه استفاده از اموال فرهنگی و محیط پیرامون آن‌ها برای مقاصدی که ممکن است این اموال را در معرض تخریب یا آسیب قرار دهد، خودداری کنند. زمانی که بمباران‌های سنگین در مجاورت بافت‌های تاریخی شهرهایی چون تهران، اصفهان و شیراز صورت می‌گیرد، لرزه‌های ناشی از انفجار و اصابت‌های احتمالی، مصداق نقض مستقیم این تعهدات است.

علاوه بر این، طبق قواعد دیوان کیفری بین‌المللی، هدایت عمدی حملات علیه ساختمان‌های اختصاص یافته به مذهب، آموزش، هنر، علم یا خیریه و بناهای تاریخی، به عنوان جنایت جنگی تعریف شده است. استدلال متجاوزان مبنی بر «ضرورت نظامی» در مجاورت این آثار، از نظر حقوقی باطل است؛ چرا که اصل «تناسب» و «تفکیک» در حقوق بشردوستانه بین‌المللی، هرگونه عملیاتی که منجر به آسیب جبران‌ناپذیر به میراث جهانی شود را غیرقانونی می‌داند.

طبق قواعد مسئولیت بین‌المللی دولت‌ها، کشورهایی که قلمرو خود را برای ارتکاب اعمال غیرقانونی بین‌المللی در اختیار دولت دیگری قرار می‌دهند، در جرم شریک هستند. اگر از پایگاه‌های موجود در کشورهای همسایه برای حملاتی استفاده شود که منجر به تخریب میراث فرهنگی ایران می‌گردد، این کشورها نیز در برابر کنوانسیون لاهه مسئولیت حقوقی دارند

کاخ گلستان و سعدآباد؛ هویت ملی در تیررس

تهران به عنوان پایتخت، کانون تمرکز آثاری است که پیوند دهنده سنت و مدرنیته ایرانی هستند. کاخ گلستان، به عنوان میراث جهانی یونسکو، نه تنها یک شاهکار معماری دوره قاجار، بلکه نماد گذار ایران به عصر جدید است.تجاوز نظامی غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل به ایران و استفاده آمریکا از پایگاه‌های منطقه‌ای برای هدایت موشک‌ها و پهپادها به سمت اهدافی در قلب تهران، این نگین معماری را در معرض خطر جدی لرزه‌های ناشی از انفجار قرار داده است. سقف‌های آینه‌کاری شده و کاشی‌کاری‌های ظریف این بنا، کمترین تاب‌آوری را در برابر موج انفجارهای سنگین دارند و تصاویر پس از انفجار در نزدیکی کاخ، نشان از ریزش بخش هایی از آئینه کاری این بنا بوده است.

از سوی دیگر، مجموعه فرهنگی-تاریخی سعدآباد با وسعت و قدمت خود، ریه فرهنگی شمال تهران محسوب می‌شود. حملات هوایی با هدف امحاء مراکز مدیریتی یا زیرساختی در شمال تهران، مستقیماً امنیت این عمارت‌های باشکوه را تهدید می‌کند. تخریب این ابنیه به معنای نابودی بخشی از تاریخ دیپلماسی و هنر ایران است. از منظر حقوقی، حمله به این نقاط نه تنها تجاوز به خاک ایران، بلکه تجاوز به وجدان جمعی بشریت است که یونسکو متولی حفاظت از آن شده است.

میدان نقش‌جهان؛میراثی فراتر از مرزها زیر آتش

اصفهان، ملقب به «نصف جهان»، در استراتژی‌های نظامی متجاوزان همواره به دلیل استقرار برخی صنایع حساس، در لیست اهداف احتمالی بوده است. اما نکته فاجعه‌بار اینجاست که میدان نقش‌جهان، عالی‌قاپو، مسجدِ امام و مسجد شیخ لطف‌الله در فاصله‌ای قرار دارند که هرگونه خطای محاسباتی یا استفاده از تسلیحات با قدرت تخریب بالا، می‌تواند منجر به فاجعه‌ای شود که جهان از زمان تخریب مجسمه‌های بودا در بامیان یا غارت پالمیرا به خود ندیده است.

چرا میراث فرهنگی هدف قرار می‌گیرد؟ پاسخ در مفهوم «پاکسازی حافظه تاریخی» نهفته است. قدرت‌های متجاوز نیک می‌دانند که برای تسلیم کردن یک ملت، تنها تخریب توان نظامی کافی نیست؛ بلکه باید پیوند آن ملت با گذشته‌اش گسسته شودمیدان نقش‌جهان تنها یک فضای شهری نیست؛ بلکه تبلور هندسه الهی و هنر اسلامی-ایرانی است. طبق کنوانسیون ۱۹۷۲ یونسکو درباره حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان، این آثار متعلق به تمام انسان‌ها در تمام زمان‌ها هستند. کوتاهی ایالات متحده در تضمین امنیت این اماکن هنگام طراحی عملیات نظامی از پایگاه‌های خود، نشان‌دهنده بی‌اعتنایی مطلق به ارزش‌های تمدنی است. این رویکرد، در واقع نوعی «تروریسم فرهنگی» است که هدف آن حذف فیزیکی شواهدی است که برتری تمدنی و تداوم تاریخی ملت ایران را اثبات می‌کنند.

پاکسازی حافظه تاریخی؛ هدف غایی تجاوز فرهنگی

چرا میراث فرهنگی هدف قرار می‌گیرد؟ پاسخ در مفهوم «پاکسازی حافظه تاریخی» نهفته است. قدرت‌های متجاوز نیک می‌دانند که برای تسلیم کردن یک ملت، تنها تخریب توان نظامی کافی نیست؛ بلکه باید پیوند آن ملت با گذشته‌اش گسسته شود. تخریب بناهای تاریخی، تلاش برای ایجاد یک «فراموشی جمعی» است. وقتی موزه‌ها لرزیده و ستون‌های تخت‌جمشید یا دیوارهای شوش با تهدید مواجه می‌شوند، در واقع غرور ملی و ریشه‌های هویتی جامعه هدف قرار گرفته است.

این اقدام، شباهت تکان‌دهنده‌ای به رفتارهای گروه‌های افراطی نظیر داعش در تخریب آثار باستانی سوریه و عراق دارد. تفاوت در اینجاست که در اینجا، یک دولت مدعی دموکراسی و حقوق بشر با استفاده از پیشرفته‌ترین جنگ‌افزارها و از طریق پایگاه‌های رسمی خود، همان نتیجه‌ای را رقم می‌زند که تروریسم غیردولتی به دنبال آن بود. حقوق بین‌الملل این قرینه‌سازی را تحت عنوان «جنایت علیه بشریت» قابل پیگرد می‌داند، زیرا میراث فرهنگی بخشی از حیات معنوی بشریت است.

نقش نهادهای مدنی و یونسکو در مستندسازی جنایات

در برابر این تهدیدات، مسئولیت نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های مردم‌نهاد دوچندان شده است. یونسکو به عنوان دیدبان فرهنگی سازمان ملل، وظیفه دارد فراتر از صدور بیانیه‌های تشریفاتی، مکانیسم‌های نظارتی شدیدی را برای جلوگیری از تکرار این فجایع فعال کند. مستندسازی آسیب‌های وارده، حتی آسیب‌های غیرمستقیم مانند ترک‌خوردگی بناها بر اثر موج انفجار یا آلودگی‌های شیمیایی ناشی از بمباران‌ها بر بافت‌های تاریخی، گام نخست در مسیر دادخواهی بین‌المللی است.

شوراهای بین‌المللی بناها و محوطه‌ها و موزه‌ها، باید با اعزام تیم‌های کارشناسی و استفاده از تصاویر ماهواره‌ای، هرگونه تغییر در وضعیت ابنیه تاریخی ایران را رصد کنند. این مستندات باید به عنوان ادله جرم در دیوان‌های کیفری بین‌المللی علیه فرماندهان و دولت‌هایی که دستور این حملات را صادر کرده یا امکانات لجستیکی (پایگاه‌های هوایی) را فراهم آورده‌اند نظیر کشورهای عربستان سعودی، بحرین، امارات متحده عربی و کویت مورد استفاده قرار گیرد.

پایگاه‌های آمریکا در منطقه؛ سکوی پرتاب علیه تمدن

نکته حائز اهمیت در این گزارش، نقش کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکایی است. طبق قواعد مسئولیت بین‌المللی دولت‌ها، کشورهایی که قلمرو خود را برای ارتکاب اعمال غیرقانونی بین‌المللی در اختیار دولت دیگری قرار می‌دهند، در جرم شریک هستند. اگر از پایگاه‌های موجود در کشورهای همسایه برای حملاتی استفاده شود که منجر به تخریب میراث فرهنگی ایران می‌گردد، این کشورها نیز در برابر کنوانسیون لاهه مسئولیت حقوقی دارند.

استقرار سیستم‌های موشکی و پرواز بمب‌افکن‌ها از این پایگاه‌ها به قصد مرعوب کردن ملت ایران و ضربه زدن به مراکز حیاتی که غالباً در مجاورت شهرهای تاریخی هستند، نشان‌دهنده یک استراتژی نظامی است که در آن «فرهنگ» به عنوان گروگان گرفته شده است. این رویکرد، نقض صریح قطعنامه های سازمان ملل متحد است که بر حفاظت از میراث فرهنگی در جریان درگیری‌های مسلحانه تاکید کرد و تخریب آن را تهدیدی برای صلح و امنیت بین‌المللی دانست.

تخریب میراث فرهنگی ایران نباید بی‌پاسخ بماند. جمهوری اسلامی ایران با استناد به اصل «دفاع مشروع» و همچنین با بهره‌گیری از ظرفیت‌های حقوقی در دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ)، می‌تواند علیه دولت آمریکا و رژیم اسرائیل اقامه دعوا کند. جامعه جهانی باید درک کند که بمب‌هایی که در نزدیکی کاخ گلستان یا میدان نقش‌جهان فرود می‌آیند، تنها خاک ایران را نمی‌خراشند، بلکه قلب تاریخ جهان را نشانه رفته‌اند.

حفاظت از این آثار، نه یک موضوع داخلی، بلکه یک تکلیف بین‌المللی است. میراث فرهنگی ایران، گواهی بر همزیستی ادیان، شکوه هنر و تداوم دانش بشری است. اجازه دادن به ایالات متحده برای تبدیل کردن این گنجینه‌ها به ویرانه‌های جنگی، به معنای بازگشت به عصر بربریت و نادیده گرفتن دستاوردهای قرن‌ها تمدن بشری است. تهاجم فرهنگی از طریق جنگ‌افزار، خطرناک‌ترین نوع تهاجم است؛ چرا که هدف آن نه فقط زمین، بلکه روح و حافظه یک ملت است. ما موظفیم پیش از آنکه ستون‌های تاریخ زیر آوار کینه‌توزی‌های سیاسی مدفون شوند، فریاد دادخواهی فرهنگی را به گوش جهانیان برسانیم. جنایت علیه فرهنگ، جنایتی است که مشمول مرور زمان نمی‌شود و متجاوزان باید بدانند که حافظه تاریخی ملت‌ها، سرسخت‌تر از بمب‌های آنان است.

کد مطلب 6792265

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha