خبرگزاری مهر، گروه استانها، زینب رنج کش: آمریکا و رژیم صهیونیستی با انجام حملاتی به خاک جمهوری اسلامی ایران بدون هیچگونه مجوز بین المللی و در تضاد آشکار با منشور سازمان ملل و اصول بنیادین حقوق بین الملل آغازگر مرحلهای جدید از تنشهای منطقهای شدند.
هنرمندان استان بوشهر همانند سایر اقشار در این زمینه سکوت نکردند و حرفهای دلشان را با خبرگزاری مهر در میان گذاشتند.
هنر، زبان دوم مردم است
بابک شاکر شاعر و روزنامه نگار بوشهری در گفتوگو با خبرنگار مهر گفت: این روزها که هوای جهان پر از پرسش و التهاب است، هنرمند بیش از هر قشر دیگری وزن زمان را بر شانههایش حس میکند؛ من نیز همچون بسیاری از مردم، گاهی سنگینی لحظهها را در قلبم میشنوم؛ اما درست در همین موقعیتهاست که کار هنر معنا پیدا میکند.
وی افزود: هنر، زبان دوم مردم است؛ زبانی که نه فریاد میزند، نه خطکشی میکند، بلکه روشن میکند، توضیح میدهد، آرام میسازد و شفافیت میآورد.
این هنرمند اضافهکرد: در روزگاری که ذهنها خسته و چشمها نگراناند، هنر همان پناهگاهی است که انسان را از هیاهوی بیرون بیرون میکشد و به حقیقتِ درونیاش برمیگرداند؛ هنرمندان و اهالی فرهنگ، بخشی از حافظهی فرهنگی جامعه است، که در هر شرایطی باید به آن اتکا کرد؛ زیرا مردم، در نهایت به کلامی اعتماد میکنند که رنگ انسانیت داشته باشد، نه هیجان و شعار سیاستمداران ..
شاکر اظهارکرد: هیچ تغییری در جهان، چه کوچک، چه بزرگ، به زندگی مردم بیتأثیر نمیماند؛ در بوشهر، شهری که همیشه نسیم دریا حامل خبر، روایت و امید بوده هنرمندان و اهل قلم این تغییرات را زودتر از بقیه حس میکنند، برنامههایی لغو میشود، فضای کار محتاطتر و دلها زودتر خسته میشود.
شاکر گفت: اما مسئلهای هست که نمیشود آن را نادیده گرفت؛ قطع اینترنت. برای ما روزنامهنگاران، این فقط یک مشکل فنی نیست؛ بلکه مانعی بنیادین در انجام مسئولیت حرفهای است.
وقتی اینترنت نباشد، ارتباطها کند میشود، جریان اطلاعات گسسته میشود، و هنرمند یا خبرنگاری که باید کنار مردم بایستد، ناچار عقب میافتد؛ این یعنی عقبماندن از روایتهای واقعی مردم. و این، برای حرفهای که رسالتش روشنگری است، رنجی بزرگ است.
وی افزود: ما در روزگاری زندگی میکنیم که تحلیلهای شناختی، روایتسازی مستند، و حضور در متن تجربههای مردم اهمیت دارد. اگر صدای هنرمند، شاعر، خبرنگار و نویسنده کمرنگ شود، جامعه خالی میشود از روایتهای اصیل.و آنگاه طبیعیست که مردم برای فهمیدن واقعیتها به منابع دیگری رو بیاورند؛ منابعی که لزوماً از جنس فرهنگ و اعتماد نیستند.
این نویسنده بوشهری گفت: نمیتوان مردم را فقط به یک منبع خبری حواله داد. جامعه امروز تنوع روایت میخواهد، صدای انسانی میخواهد، گفتوگوی واقعی میخواهد، اگر این فضا فراهم نشود، خستگی بر دلها مینشیند و اعتماد فرسوده میشود.
وی افزود: با همهی اینها، من همچنان مینویسم و روایت میسازم؛ چون باور دارم مردم به ادبیات، به فرهنگ و به رسانههای متعهد تکیه میکنند. این اعتماد سرمایهای است که باید مراقبش بود.
شاکر گفت: پیام من ساده اما جدی است: بگذاریم صدای انسان شنیده شود. بگذاریم شعر و رسانه و تحلیل، در کنار هم، تصویر کاملتری از جهان بسازند. جامعهای که تنوع صداها را میشنود، جامعهای ایمنتر، آگاهتر و آرامتر است.
وی افزود: من امید دارم آن چراغ فرهنگ، که سالهاست در این سرزمین روشن مانده، همچنان راه را نشان دهد. باید شرایطی فراهم شود که هنرمند و روزنامهنگار بتواند بدون واهمه، بدون محدودیتهای فنی، و با دسترسی درست، مسئولیت حرفهای خود را انجام دهد. از جهان نیز انتظار دارم نگاهش به ایران، نگاه به انسانهای این خاک باشد—مردمی با آرزوهای ساده، صلحجو، آبرومند و فرهنگدوست.

تاریخ در حال شکل گرفتن است
ساحل صالحی هنرمند تأتر و کارگردان بوشهری نیز در گفتوگو با خبرنگار مهر بیان کرد: در روزهایی که یک جامعه با تنش روبه روست نخستین چیزی که آسیب میبیند صرفاً امنیت یا زیرساخت ها نیست، بلکه حافظه و روح جمعی مردم است. به عنوان یک شهروند، طبیعتاً مثل بسیاری از هموطنانم این روزها را با نگرانی و تأمل دنبال میکنم؛ اما از منظر یک هنرمند تئاتر، من فکر میکنم این لحظات فقط یک بحران سیاسی یا نظامی نیستند، بلکه لحظاتی هستند که تاریخ در حال شکلگرفتن است.
وی افزود: تئاتر هنریست که باید تجربه انسانی یک زمانه را به شکلی زنده و ملموس ثبت کند؛ وقتی جامعه درگیر اضطراب، امید، ترس یا مقاومت است، صحنه تئاتر باید به مکانی برای فهم و بازخوانی این احساسات تبدیل شود.
صالحی گفت: ما در تاریخ کشورمان روزهایی داشتهایم سرشار از حماسهها، شکستها و پیروزیها؛ اما متأسفانه به دلیل کملطفی برخی حافظان، راویان و حتی حاضران آن دورهها، بخش زیادی از این تجربهها یا ثبت نشده یا به درستی روایت نشده است؛ نتیجه این شده که از بسیاری از لحظات مهم تاریخیمان فقط روایتهای پراکنده و گاه ناقص باقی مانده است.
این کارگردان تئاتر اظهارکرد: به گمان من، یکی از مسئولیتهای جدی هنرمندان امروز این است که فارغ از هر جهتگیری، اجازه ندهند حقیقت این روزهایی که به چشم میبینیم به فراموشی سپرده شود.
وی گفت: ضرورت هنر دقیقاً در همینجا معنا پیدا میکند؛ تئاتر میتواند حافظه زنده یک جامعه باشد. وظیفه هنرمند شاید این نباشد که پاسخ قطعی بدهد یا قضاوت کند، بلکه مهمتر از آن این است که با دقت، صداقت و حساسیت انسانی، آنچه را بر مردم میگذرد ببیند، ثبت کند و به تجربهای مشترک تبدیل کند؛ زیرا آنچه امروز تجربه میکنیم، فردا بخشی از تاریخ ما خواهد بود؛ و اگر روایت نشود، به سادگی در غبار زمان گم میشود.
صالحی بیانکرد: استان بوشهر به دلیل جایگاه ویژهاش در حوزه انرژی و زیرساختهای حیاتی کشور، یکی از حساسترین مناطق ایران به شمار میرود. طبیعی است که در این شرایط ، حساسیت بیش از پیش در زندگی روزمره مردم احساس شود، وقتی یک منطقه چنین نقش مهمی در اقتصاد و امنیت کشور دارد، مردمش ناگزیر با نوعی آگاهی دائمی از وضعیت پیرامون خود زندگی میکنند؛ آگاهیای که در گفتوگوها، نگرانیها و حتی در نوع نگاه به آینده دیده میشود.
وی اضافه کرد: باین حال، درچنین شرایطی هنرمتوقف نمیشود؛ بلکه شکل و کارکردش تغییرمی کند شاید اجراها کمتر شود یا روند تولید آثاربا احتیاط بیشتری بیش برود، اما شاید چنین اتفاقاتی تلنگری باشد برای ما هنرمندان؛ یادآوری این نکته که توجه به جامعه، انسان معاصر و واقعیتهای پیرامونمان باید در مرکز نگاه هنری ما قرار بگیرد.

وی افزود: گاهی بحرانها باعث میشوند هنرمند دقیقتر ببیند، عمیقتر گوش بدهد و مسئولانهتر روایت کند.
این کارگردان گفت: در عین حال، آنچه در این روزها برای من قابل تأمل است این است که برخلاف بسیاری از تصورات بیرونی، ایران و ایرانی متوقف نشدهاند. زندگی همچنان در جریان است؛ مردم کار میکنند، میآفرینند، میاندیشند و امید را در دل روزمرگیهایشان حفظ میکنند. شاید همین استمرار زندگی، همین پافشاری بر زیستن و خلق کردن، یکی از مهمترین روایتهایی باشد که هنر میتواند از این روزها ثبت کند.
صالحی بیانکرد: در روزهایی که جهان پر از سوءتفاهم و روایتهای ناقص است، پیام من قبل از هر چیز پیام «انسان» است. ما در تئاتر یاد گرفتهایم که ورای مرزها و تنشها، ریشه همه تجربهها به یک نقطه مشترک بازمیگردد: میل به زندگی، امنیت، معنا و امید. مردم ایران امروز، همانند بسیاری از مردم جهان، بیش از هر چیز تشنه آرامش، ثبات و امکان زیستن در فضایی محترمانه و انسانی هستند.
وی گفت: آنچه در این روزها میبینم، با وجود تمام سختیها، «اصرار بر زندگی» است؛ مردم کار میکنند، خانواده میسازند، مهربانی میکنند… و این خود بزرگترین نشانه امید است.
وی افزود: امید من این است که جهان، ورای روایتهای رسانهای، مردم را ببیند؛ نه عنوانها، نه برچسبها، نه افسانههای ساختهشده. مردمِ هر سرزمینی از جنس آرزوها و ترسهایی مشابهاند. اگر مسئولان و جامعه بینالمللی مسئولیتی دارند، پیش از هر چیز این است که «انسان» را در مرکز تصمیمگیریها قرار دهند؛ تصمیمهایی که در نهایت بر زندگی خانوادهها، کودکان، هنر و فرهنگ تأثیر میگذارد.


نظر شما