به گزارش خبرنگار مهر، افزایش مصرف انرژی در ایران، بهویژه در بخش حملونقل، در سالهای اخیر به یکی از بحثهای مهم سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شده است. در میان حاملهای مختلف انرژی، بنزین جایگاه ویژهای در این بحث دارد؛ سوختی که سهم بسیار بزرگی از سبد مصرف انرژی در بخش حملونقل را به خود اختصاص داده و رشد مصرف آن نگرانیهایی درباره پایداری تأمین و فشار بر منابع ارزی کشور ایجاد کرده است.
در چنین فضایی، بحث تنوعبخشی به سبد سوخت بیش از گذشته در محافل کارشناسی و سیاستگذاری مطرح شده است. منظور از این رویکرد آن است که وابستگی سیستم حملونقل و حتی برخی بخشهای دیگر انرژی به یک نوع سوخت کاهش پیدا کند و مجموعهای از گزینههای مختلف جایگزین در کنار هم مورد استفاده قرار گیرد. حامیان این دیدگاه معتقدند چنین سیاستی میتواند هم به مدیریت مصرف کمک کند و هم امنیت انرژی کشور را افزایش دهد.
مسئله سوخت در ایران تنها یک موضوع اقتصادی نیست؛ بلکه ابعاد اجتماعی و سیاسی نیز دارد. تجربههای گذشته نشان داده که تغییرات ناگهانی در قیمت یا سیاستهای مرتبط با سوخت میتواند واکنشهای گستردهای در جامعه به همراه داشته باشد. همین حساسیتها باعث شده تصمیمگیری در این حوزه با احتیاط بیشتری همراه باشد.
مصطفی نخعی، عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، در اظهاراتی به همین حساسیتها اشاره کرده و گفته است که بحث تولید، انتقال و قیمت سوخت در ایران از جمله موضوعاتی است که به شکل مستقیم با زندگی و معیشت مردم گره خورده است. به گفته او، تجربه برخی اصلاحات گذشته در حوزه سوخت چندان مثبت نبوده و در برخی مقاطع افزایش قیمتها به نارضایتیهای اجتماعی منجر شده است.
به همین دلیل، بسیاری از سیاستگذاران معتقدند هرگونه اصلاح در حوزه انرژی باید با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی جامعه انجام شود. در شرایطی که تورم و افزایش هزینههای زندگی به یکی از دغدغههای اصلی خانوارها تبدیل شده، افزایش قیمت سوخت میتواند آثار زنجیرهای بر قیمت کالاها و خدمات بگذارد.
در مقابل، دولت نیز با چالش دیگری روبهرو است؛ افزایش مصرف بنزین و دشوارتر شدن تأمین آن. بر اساس برخی برآوردها، ایران در سال گذشته میلیاردها دلار برای واردات فرآوردههای نفتی از جمله بنزین و گازوئیل هزینه کرده است. این در حالی است که با ادامه روند کنونی، ممکن است هزینههای واردات در سالهای آینده نیز افزایش پیدا کند.
در چنین شرایطی، برخی نمایندگان مجلس و کارشناسان حوزه انرژی تأکید میکنند که راهکارهای غیرقیمتی برای مدیریت مصرف باید در اولویت قرار گیرد؛ راهکارهایی که به جای افزایش قیمت، بر تغییر ساختار مصرف و توسعه گزینههای جایگزین تمرکز دارند.
سبد سوختی که به بنزین وابسته شده است
یکی از نکات قابل توجه در ساختار انرژی ایران، سهم بالای بنزین در سبد سوخت بخش حملونقل است. بر اساس آمارهای رسمی، بخش قابل توجهی از ناوگان حملونقل سبک کشور همچنان به این سوخت وابسته است. در نتیجه هرگونه افزایش در تعداد خودروها یا میزان تردد شهری، به سرعت خود را در رشد مصرف بنزین نشان میدهد.
سیدکاظم عزیزی، معاون ستاد مدیریت حملونقل و سوخت کشور، میگوید مصرف بیرویه انرژی یکی از بزرگترین چالشهای فعلی کشور است. به گفته او، این مصرف بالا علاوه بر آنکه منابع محدود زیرزمینی را تحت فشار قرار میدهد، موجب خروج قابل توجه ارز از کشور نیز میشود.
او تأکید میکند که در حال حاضر حدود ۸۵ درصد از سبد سوخت ناوگان حملونقل سبک ایران به بنزین اختصاص دارد. چنین سهمی نشان میدهد که این بخش عملاً به یک نوع سوخت وابسته شده است؛ وضعیتی که از نظر کارشناسان انرژی چندان پایدار به نظر نمیرسد.
آمارها همچنین نشان میدهد مصرف بنزین طی سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته است. برخی گزارشها حاکی از آن است که در دو سال گذشته میزان مصرف این سوخت بیش از ۴۰ درصد افزایش یافته است. این افزایش در شرایطی رخ داده که ظرفیت تولید و پالایش بنزین در کشور با سرعت کمتری رشد کرده است.
نتیجه چنین روندی شکلگیری پدیدهای است که از آن با عنوان «ناترازی بنزین» یاد میشود؛ وضعیتی که در آن مصرف از ظرفیت تولید داخلی فراتر میرود و دولت ناچار میشود بخشی از نیاز را از طریق واردات تأمین کند.
در واکنش به این شرایط، در برنامه هفتم توسعه بر تنوعبخشی به سبد سوخت خودروها تأکید شده است. هدف این سیاست آن است که سهم بنزین در سبد سوخت کاهش پیدا کند و در عوض استفاده از گزینههای دیگری مانند CNG، LPG و خودروهای برقی گسترش یابد.
ناترازی انرژی؛ مسئلهای فراتر از بنزین
با وجود تمرکز بحثها بر بنزین، برخی کارشناسان معتقدند مسئله اصلی در ایران ناترازی در کل بخش انرژی است. به عبارت دیگر، عدم تعادل میان عرضه و تقاضا تنها به یک سوخت محدود نمیشود و در حوزههای مختلف انرژی مشاهده میشود.
محمدحسین احمدی، کارشناس انرژی، در این باره میگوید آنچه در ایران رخ داده صرفاً ناترازی بنزین یا برق نیست، بلکه نوعی ناترازی گسترده در کل سیستم انرژی کشور است.
به گفته او، در ماههای گرم سال مصرف برق به سرعت افزایش مییابد و به دلیل محدود بودن ظرفیت نیروگاهی، شبکه برق با کمبود مواجه میشود. در مقابل، در فصل زمستان افزایش مصرف گاز خانگی باعث میشود گاز کمتری به نیروگاهها و صنایع اختصاص پیدا کند.
در چنین شرایطی نیروگاهها ناچار میشوند برای ادامه تولید برق از سوختهای جایگزین مانند نفتگاز یا نفتکوره استفاده کنند. این تغییر سوخت علاوه بر افزایش هزینهها، پیامدهای زیستمحیطی نیز به همراه دارد.
از سوی دیگر، ساختار انرژی ایران به شدت به گاز طبیعی وابسته است. بیش از ۸۰ درصد انرژی مصرفی کشور از گاز تأمین میشود و بخش بزرگی از نیروگاهها نیز بر پایه همین سوخت فعالیت میکنند. این وابستگی بالا باعث میشود هرگونه اختلال در تأمین گاز به سرعت بر تولید برق و فعالیت صنایع اثر بگذارد.
برخی کارشناسان معتقدند یکی از دلایل شکلگیری این وضعیت، کمبود سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی است. در حوزه برق، برای مثال، طی سالهای گذشته سرمایهگذاری در ساخت نیروگاههای جدید با سرعتی کمتر از رشد تقاضا انجام شده است.
همزمان، برخی از نیروگاههای موجود نیز عمر بالایی دارند و راندمان آنها کاهش یافته است. در نتیجه سیستم انرژی کشور با مجموعهای از چالشهای ساختاری روبهرو شده که تنها با یک سیاست کوتاهمدت قابل حل نیست.
تنوع سوخت؛ از CNG تا خودروهای برقی
در چنین فضایی، تنوعبخشی به منابع و حاملهای انرژی به یکی از محورهای اصلی بحثهای کارشناسی تبدیل شده است. هدف از این سیاست آن است که وابستگی سیستم انرژی به یک سوخت خاص کاهش پیدا کند و در صورت بروز مشکل در یک بخش، سایر گزینهها بتوانند بخشی از نیاز را جبران کنند.
در بخش حملونقل، استفاده از گاز طبیعی فشرده یا CNG یکی از گزینههایی است که پیشتر نیز در ایران توسعه یافته است. ایران به دلیل برخورداری از ذخایر بزرگ گاز طبیعی، ظرفیت قابل توجهی برای گسترش این سوخت در ناوگان حملونقل دارد.
با این حال، توسعه بیشتر این بخش نیازمند سرمایهگذاری در زیرساختها و همچنین نوسازی خودروها است. بسیاری از خودروهای موجود برای استفاده بهینه از CNG طراحی نشدهاند و همین مسئله میتواند کارایی این سوخت را کاهش دهد.
گزینه دیگر، گسترش خودروهای برقی است؛ فناوریای که در سالهای اخیر در بسیاری از کشورهای جهان با سرعت قابل توجهی رشد کرده است. خودروهای برقی میتوانند به کاهش مصرف بنزین و همچنین کاهش آلودگی هوا کمک کنند.
اما توسعه این فناوری در ایران با چالشهایی روبهرو است. از جمله این چالشها میتوان به هزینه بالای خودروهای برقی، محدود بودن زیرساختهای شارژ و همچنین وضعیت شبکه برق اشاره کرد.
در کنار این گزینهها، توسعه حملونقل عمومی نیز یکی از مهمترین ابزارهای کاهش مصرف سوخت به شمار میرود. تجربه دهههای گذشته نشان داده که گسترش مترو، اتوبوسهای شهری و سایر سیستمهای حملونقل عمومی میتواند به شکل قابل توجهی مصرف بنزین را کاهش دهد.
در واقع، بسیاری از کارشناسان معتقدند بدون تقویت حملونقل عمومی، مدیریت مصرف سوخت در شهرهای بزرگ دشوار خواهد بود. افزایش تعداد خودروهای شخصی، رشد ترافیک و توسعه شهرها همگی عواملی هستند که مصرف سوخت را بالا میبرند.
در نهایت، تنوعبخشی به سبد سوخت تنها یکی از بخشهای یک راهبرد بزرگتر در حوزه انرژی است. مدیریت مصرف، بهبود بهرهوری، سرمایهگذاری در زیرساختها و اصلاح سیاستهای اقتصادی همگی باید در کنار یکدیگر قرار گیرند تا بتوانند به حل چالشهای انرژی در ایران کمک کنند.
برای بسیاری از تحلیلگران، مسئله اصلی این است که سیستم انرژی ایران در آستانه یک دوره تصمیمگیریهای مهم قرار دارد. اینکه سیاستگذاران تا چه اندازه بتوانند میان ملاحظات اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی تعادل برقرار کنند، نقشی تعیینکننده در آینده امنیت انرژی کشور خواهد داشت.
در چنین شرایطی، تنوع سبد سوخت بیش از آنکه یک گزینه فنی باشد، به یک ضرورت راهبردی تبدیل شده است؛ ضرورتی که هدف آن کاهش وابستگی به یک سوخت، افزایش تابآوری سیستم انرژی و کاهش فشار بر منابع اقتصادی کشور است.

۱۱:۵۳ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۸


نظر شما