به گزارش خبرگزاری مهر، سومین جلسه کارگاههای آموزشی پاتوق فیلم کوتاه در تئاتر شهر (سینماگپ) و دومین نشست فیلمنامهنویسی در رویداد «برای ایران، سرچشمه هنر»، عصر دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ در ادامه گفتگوهای جلسه پیشین و با تمرکز دوباره بر مباحث فیلمنامهنویسی در سینمای کوتاه شکل گرفت.
در این نشست، گفتگوها مشخصاً بر فیلمنامهنویسی در فیلم کوتاه متمرکز بود. در ابتدای جلسه کتاب «فیلمنامه کوتاه؛ از ایده تا تولید» معرفی شد و سپس بحثی درباره انواع فیلم کوتاه از منظر زمان و کارکرد شکل گرفت.
در این بخش تأکید شد که اگرچه فیلم کوتاه معمولاً بر اساس مدت زمان دستهبندی میشود اما در بسیاری از موارد تقسیمبندی آن بر اساس کارکرد و شیوه بیان اندیشه اهمیت بیشتری دارد.
در ابتدای این نشست ضمن معرفی منابع آموزشی این حوزه، بحثی پیرامون تعاریف بنیادین فیلم کوتاه شکل گرفت و تصریح شد که اگرچه در جشنوارهها «زمان» ملاک اصلی دستهبندی است، اما برای درک عمیق این فرم سینمایی باید به «کارکرد» و «شیوه بیان اندیشه» نگریست. طبق آرای مطرحشده، فیلم کوتاه بیش از آنکه با دقیقههایش شناخته شود، با چگونگی انتقال نگاه منحصربهفرد فیلمساز به مخاطب تعریف میگردد.
در فیلم کوتاه «بیان اندیشه» و ایجاد تأمل فکری در اولویت قرار دارد
رضایی با تبیین تفاوتهای ساختاری این مدیوم، فیلم کوتاه را فضایی برای تجربهگری و رهایی از بند تعهدات تجاری دانست. برخلاف سینمای بلند که اغلب تحت تأثیر نظام اقتصادی و اولویت سرگرمی است، در فیلم کوتاه «بیان اندیشه» و ایجاد تأمل فکری در اولویت قرار دارد. در این نگاه، کیفیت یک اثر نه با میزان جذابیتهای رایج بازار، بلکه با توانایی آن در شکل دادن به یک تجربه احساسی یا فکری عمیق سنجیده میشود.
در ادامه با استناد به مباحث کتاب «رباعی سینما»، دستهبندی فیلمها بر اساس ابزار بیان ایده مورد بررسی قرار گرفت. بر این اساس، «داستانگویی» به عنوان یکی از اصلیترین ابزارهای انتقال معنا معرفی شد. آمارها نشان میدهد که حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد آثار جشنوارهای، فیلمهای «طرحمحور» هستند که با وجود استفاده از عناصر کلاسیک مانند شخصیت و تعارض، به دلیل فشردگی روایت، بر یک موقعیت یا ایده مرکزی تمرکز ویژهای دارند.
سینمای کوتاه؛ قلمروی تجربهگری و اندیشه، فراتر از مرزهای زمان
بخش دیگری از سخنان رضایی به تمایز فیلمنامهنویسی در سینمای کوتاه و بلند اختصاص پیدا کرد. وی اشاره کرد که فیلمنامه کوتاه کمتر تابع ملاحظات بازگشت سرمایه است و بیشتر بر لحظات روایی فشرده و تأثیرگذار استوار میشود. در این مسیر، اگر هدف ساخت اثری داستانمحور باشد، حیاتیترین مسئله، سازماندهی دقیق «پلات» است؛ به طوری که حتی در چند دقیقه محدود، گرهافکنی و گرهگشایی باید با مهندسی دقیق طراحی شوند تا روایتی منسجم شکل بگیرد.
در پایان نشست، نقش نویسنده در خلق تصاویر روایی تشریح و مرز میان وظایف فیلمنامهنویس و کارگردان تبیین شد. تأکید گردید که وظیفه نویسنده، توصیف دقیق کنشها و فضاسازی برای ایجاد تصویری ذهنی در خواننده است، اما تعیین جزئیات فنی نظیر لنز و زاویه دوربین در قلمروی کارگردانی قرار میگیرد.
بنابراین، تمرکز نویسنده در متن باید بر خلق موقعیتها باشد، نه تعیین دستورالعملهای فنی اجرا.



نظر شما