به گزارش خبرنگار مهر، فردا یازدهم ذی القعده سالروز میلاد با سعادت حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء است.حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیهالسلام) در یازدهم ذیالقعده سال ۱۴۸ هجری قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند؛ سالی که با شهادت جد بزرگوارشان، امام صادق (ع) مصادف بود. حیات ایشان که حدود ۵۵ سال به طول انجامید، دورانهای پرفراز و نشیب تاریخ اسلام را در بر میگیرد.
امامت ایشان از سال ۱۸۳ هجری و پس از شهادت مظلومانه پدرشان، امام موسی کاظم (ع) در زندانهای بغداد آغاز شد. این دوران که حدود ۲۰ سال به طول انجامید، به دو بخش متمایز تقسیم میشود: ده سال نخست که همزمان با خلافت هارونالرشید بود و دوران میانی و پایانی که با خلافت مأمون عباسی و ماجرای ولایتعهدی گره خورد.
آغاز امامت حضرت در فضایی شکل گرفت که به تعبیر تاریخنگاران، «از شمشیر هارون خون میچکید». اختناق شدیدی بر جامعه حاکم بود و دستگاه خلافت عباسی پس از حذف فیزیکی امام کاظم (ع)، گمان میکرد پیوند شیعیان با نهاد امامت گسسته شده است. در این شرایط، یاران نزدیک امام نگران جان ایشان بودند و میپرسیدند چگونه در چنین فضای خونباری، حضرت میتواند آشکارا ادعای امامت کند؟ اما سیره سیاسی امام در این دهه، ترکیبی از شجاعت الهی و تدبیر حکیمانه بود. ایشان با صراحت بر جایگاه امامت خویش تکیه زدند و به شبهات فرقههایی نظیر «واقفیه» که منکر امامت ایشان بودند، پاسخ دادند. حضرت با استفاده از استدلالهای قرآنی و نبوی، چنان بنیانهای فکری تشیع را مستحکم کردند که حتی دستگاه اطلاعاتی هارون نیز نتوانست بهانه کافی برای برخورد مستقیم با ایشان پیدا کند.
تدبیر الهی در مواجهه با مکر مأمونی
با مرگ هارون و بروز جنگ قدرت میان پسرانش امین و مأمون، مأمون با تکیه بر قوای خراسان پیروز شد. مأمون که زیرکترین خلیفه عباسی شمرده میشد، برای مشروعیت بخشیدن به حکومت متزلزل خود و مهار شورشهای علویان، نقشهای پیچیده طراحی کرد. او بر خلاف اسلاف خود، به جای تقابل فیزیکی، سیاست «جذب و هضم» را در پیش گرفت. مأمون با دعوت اجباری امام رضا (ع) از مدینه به مرو و پیشنهاد خلافت و سپس ولایتعهدی، قصد داشت امام را شریک جرم حکومت خود نشان دهد و قداست ایشان را در میان تودههای مردم بشکند.
امام رضا (ع) با درک عمیق از این نقشه، ابتدا به شدت با سفر مخالفت کردند، اما زمانی که تهدید به قتل شدند، با شروطی دقیق ولایتعهدی را پذیرفتند. شرط اصلی ایشان این بود که در هیچ عزل و نصب، قضاوت و امور اجرایی دخالت نکنند. این موضعگیری هوشمندانه، عملاً طرح مأمون را خنثی کرد؛ زیرا امام ثابت کردند که حضورشان در دستگاه حکومت، نه از روی میل به قدرت، بلکه یک اضطرار سیاسی است. حضرت در طول مسیر مدینه تا مرو، به ویژه در نیشابور با بیان حدیث قدسی «سلسلة الذهب»، شرط ورود به حصن ایمن الهی (توحید) را پذیرش ولایت و امامت خویش دانستند و بدین ترتیب، مرزبانی اعتقادی خود را در قلب قلمرو عباسی به نمایش گذاشتند.
تجلی سیره نبوی در نماز عید و مناظرات علمی
یکی از درخشانترین جلوههای سیره اجتماعی و سیاسی امام در دوران حضور در مرو، ماجرای نماز عید بود. مأمون که میخواست از وجاهت امام برای نمایش اقتدار خود استفاده کند، از ایشان خواست نماز عید را اقامه کنند. امام با شرط اقامه نماز به شیوه رسولالله (ص) پذیرفتند. خروج امام از خانه با پای برهنه، پوشش ساده و طنین تکبیرهای لرزهافکن، چنان لشکریان و تودههای مردم را دگرگون کرد که ارکان حکومت مأمون به لرزه درآمد. نظامیانی که غرق در تجملات بودند، با مشاهده سادگی و عظمت معنوی فرزند پیامبر، از اسبها پیاده شده و با پای برهنه به دنبال ایشان روان شدند. این واقعه نشان داد که قدرت واقعی نه در تخت خلافت، بلکه در نفوذ معنوی بر قلوب مردم نهفته است.
علاوه بر این، برگزاری مناظرات علمی با سران ادیان و مکاتب مختلف، بخش دیگری از سیره امام برای اثبات برتری فکری اسلام و اهلبیت بود. مأمون گمان میکرد در این جلسات، امام در برابر دانشوران غیرمسلمان درمانده میشود، اما حضرت با استناد به کتب مقدس همان ادیان، همگی را مجاب کردند. این جلسات نه تنها جایگاه علمی امام را تثبیت کرد، بلکه باعث شد معارف ناب اسلامی در دورترین نقاط تمدن آن روز منتشر شود.
اخلاق اجتماعی؛ همسفر با محرومان
سیره اجتماعی امام رضا (ع) تجسم عینی تواضع و کرامت انسانی بود. ایشان بر خلاف حکام زمانه که دیوارهای بلند میان خود و مردم ساخته بودند، در نهایت سادگی با اقشار مختلف برخورد میکردند. در روایات آمده است که ایشان هیچگاه با سخن خود کسی را نیازردند و سخن هیچکس را پیش از اتمام قطع نکردند. امام در سفرههای خود با غلامان و زیردستان همنشین میشدند و هرگز اجازه نمیدادند تبعیض طبقاتی در محضر ایشان شکل بگیرد.
حضرت در پاسخ به کسانی که این رفتار را با شأن ولایتعهدی متناقض میدیدند، تأکید میکردند که فضیلت انسانها نه به مقام دنیوی، بلکه به تقوا و عمل صالح است. سیره اجتماعی ایشان بر پایه «احسان بیمنت» و «رازداری در کمک به نیازمندان» استوار بود. امام حتی در دوران ولایتعهدی، شبها به صورت ناشناس به یاری محرومان میشتافتند تا درس بزرگ انسانیت و عدالت را به جامعهای که گرفتار فساد حکومتی بود، بیاموزند.
مأمون که میدید حضور امام رضا (ع) به جای تقویت حکومت او، به کانون بیداری مردم و تضعیف مشروعیت عباسیان تبدیل شده است، در نهایت به همان شیوه سنتی پدرانش متوسل شد. او که تاب تحمل نفوذ روزافزون امام را نداشت، در سال ۲۰۳ هجری، حضرت را با زهر به شهادت رساند.
شهادت امام در غربت خراسان، به تعبیر رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله شهید خامنه ای بخشی از «مهندسی الهی» بود. با استقرار مزار ایشان در قلب ایران، این سرزمین به پایگاه ترویج معارف اهلبیت تبدیل شد. حیات سیاسی امام رضا (ع) نشان داد که یک رهبر الهی چگونه میتواند در بدترین شرایط اختناق، نه تنها از نابودی نهضت جلوگیری کند، بلکه آن را به اوج شکوفایی برسانند. مفهوم «انسان ۲۵۰ ساله» در زندگی ایشان به خوبی متجلی است؛ یعنی امامان شیعه همگی یک نور واحدند که در هر زمان با توجه به مقتضیات، بهترین استراتژی را برای حفظ حق و حقیقت برمیگزینند.
امام رضا (ع) با عبور از بحرانهای فکری و سیاسی عصر خود، تشیع را از یک گروه تحت فشار به یک جریان گسترده و ریشهدار در دنیای اسلام تبدیل کردند. میراث ایشان نه تنها در کتابهای حدیث، بلکه در فرهنگ و زیست اجتماعی میلیونها مسلمان باقی مانده است که همچنان از آموزههای اخلاقی و سیره سیاسی ایشان الگو میگیرند. ایشان با پیوند دادن سیاست به اخلاق و علم به معنویت، الگویی بیبدیل از خلیفه واقعی خداوند بر روی زمین را به تاریخ ارائه دادند.


نظر شما