۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۲۱:۳۳

انسجام ما و ابطال پروژه‌های جایگزینی قدرت/بازنگری نظم امنیتی خلیج فارس

انسجام ما و ابطال پروژه‌های جایگزینی قدرت/بازنگری نظم امنیتی خلیج فارس

در کنار پاسخ نظامی به پایگاه‌های تروریستی ایالات متحده آمریکا در کشورهای عربی، اقدام ایران در وضع نظم جدید در تنگه هرمز، مکمل حقوقی دفاع ملی است.

به گزارش خبرنگار مهر، در کنار پاسخ نظامی به پایگاه‌های تروریستی ایالات متحده آمریکا در کشورهای عربی، اقدام ایران در وضع نظم جدید در تنگه هرمز، مکمل حقوقی دفاع ملی است. طبق کنوانسیون حقوق دریاها، اگرچه عبور ترانزیتی اصل است، اما این اصل در زمان جنگ و برای دولتی که مورد تجاوز قرار گرفته، تحت‌الشعاع «حق بقا» قرار می‌گیرد.

کشورهای میزبان پایگاه‌های ارتش تروریستی ایالات متحده آمریکا، با مشارکت در تجاوز، وضعیت «دولت متخاصم» یا «حامی متخاصم» را پیدا کرده‌اند. بنابراین، محروم کردن کشتی‌های متعلق به این دول از عبور آزاد و وضع عوارض برای جبران خسارت‌های زیرساختی، یک «اقدام تلافی‌جویانه مشروع» در حقوق بین‌الملل تلقی می‌شود.

عصر حجر، نه سهم ایران، بلکه سرنوشت تفکری است که گمان می‌کرد با موشک و ترور می‌تواند اراده یک ملت کهن را در هم شکند

این اقدام ایران، در واقع پاسخی به تلاش متجاوزان برای فروپاشی اقتصادی کشور است. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا تهدید به بازگشت ایران به عصر حجر می‌کند، ایران از اهرم قانونی خود در تنگه هرمز استفاده می‌کند تا نشان دهد که امنیت بین‌المللی، یک جاده دوطرفه است.

انسجام ملی و ابطال پروژه‌های جایگزینی قدرت

یکی از اهداف اصلی تهاجم نظامی و ترور مقامات عالیرتبه ایران، ایجاد خلأ قدرت و تحمیل مهره‌های دست‌نشانده‌ای مانند رضا پهلوی بود. اما ایستادگی نیروهای مسلح و حمایت بی‌سابقه مردمی، تمامی محاسبات سیاسی واشینگتن را ابطال کرد. از منظر حقوق سیاسی، مشروعیت یک نظام در گرو اراده ملت است. حضور میلیونی مردم ایران در خیابان‌ها در حمایت از نیروهای مسلح، یک «رفراندوم عملی» علیه هرگونه دخالت خارجی و پروژه‌های تغییر رژیم بود.

تلاش آمریکا برای استفاده از بازمانده خاندان وابسته پهلوی، نقض صریح «اصل حق تعیین سرنوشت» است که در بند ۱ ماده ۱ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی بر آن تأکید شده است. این گزارش نشان می‌دهد که چگونه پیوند میان «دفاع نظامی در مرزها» و «وحدت اجتماعی در مرکز»، مانع از پیروزی استراتژی «تجاوز برای تغییر» شد. مردم ایران با درک این واقعیت که بمب‌های آمریکایی فرقی میان گروه‌های سیاسی قائل نیستند، حول محور استقلال ملی متحد شدند و ثابت کردند که حاکمیت ایران، ریشه در خاک و خون این سرزمین دارد، نه در راهروهای کاخ سفید یا پایگاه‌های نظامی منطقه.

مسئولیت ناگزیر و نظم نوین منطقه‌ای

تهاجم ۲۰۲۶ به ایران، اگرچه خسارات زیرساختی سنگینی به بار آورد، اما باعث شد تا تکلیف «نفاق امنیتی» در منطقه روشن شود. کشورهای میزبان پایگاه‌های ایالات متحده آمریکا اکنون با واقعیتی تلخ روبرو هستند: آن‌ها نه تنها در جنایات متجاوزان شریک هستند، بلکه خاکشان نیز به دلیل این همکاری، مصونیت خود را از دست داده است. ایران با استناد به حق دفاع مشروع، مسئولیت بین‌المللی دولت‌ها و قواعد آمره حقوق بین‌الملل، نشان داد که هیچ تهاجمی بدون پاسخ نخواهد ماند و مبدأ تهدید، هر کجا که باشد، هدفی مشروع است.

این بحران، ضرورت بازنگری در ترتیبات امنیتی خلیج فارس را بیش از پیش نمایان کرد. نظم آتی منطقه نمی‌تواند بر پایه میزبانی از نیروهای فرامنطقه‌ای متجاوز بنا شود. مسئولیت بین‌المللی کشورهای میزبان، تنها به جبران خسارات مادی محدود نمی‌شود؛ آن‌ها باید پاسخگوی وجدان بیدار جامعه جهانی و ملت ایران باشند که چگونه اجازه دادند از خاکشان برای هدف قرار دادن بیمارستان‌ها و ترور دانشمندان و مسئولان سیاسی نظام جمهوری اسلامی استفاده شود.

ایرانِ پس از جنگ، با تکیه بر نبوغ ملی و اقتدار نظامی، نه تنها زیرساخت‌های خود را بازسازی خواهد کرد، بلکه نظم جدیدی را بر تنگه هرمز و منطقه حاکم خواهد ساخت که در آن، امنیت برای همه است و تجاوز، هزینه‌ای گزاف و پشیمان‌کننده خواهد داشت.

عصر حجر، نه سهم ایران، بلکه سرنوشت تفکری است که گمان می‌کرد با موشک و ترور می‌تواند اراده یک ملت کهن را در هم شکند.

کد مطلب 6794591

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha