مقاومت و گذار به فاز جدید/ لزوم حضور ادامه‌دار مردمی در نبرد دیپلماتیک

مقاومت و گذار به فاز جدید/ لزوم حضور ادامه‌دار مردمی در نبرد دیپلماتیک

دیپلماسی در خلاء اتفاق نمی‌افتد؛ قدرت چانه ‎زنی دیپلمات‌های ما پشت میز مذاکره، مستقیماً به فریادهای حق‌طلبانه و حضور مقتدرانه مردم در صحنه میادین مقاومت شهری وابسته است.

به گزارش خبرنگار مهر، سرانجام پس از چهل شبانه‌روز نبرد بی‌امان و پایداری خیره‌کننده در برابر تجاوز غیرقانونی و گسترده نظامی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، جهان شاهد عقب‌نشینی آشکار متجاوزان و پذیرش شروط برحق جمهوری اسلامی ایران بود. این برهه حساس از تاریخ معاصر که با ایثار آحاد ملت و سلحشوری نیروهای مسلح رقم خورد، نه تنها به یک آتش‌بس، بلکه به یک نقطه عطف راهبردی در توازن قدرت جهانی تبدیل شده است. دشمن که با سودای بازگرداندن ایران به عصر حجر و تغییر ساختارهای کلان سیاسی پا به میدان گذاشته بود، در برابر دیوار استوار مقاومت ملی و تدبیر نظامی، راهی جز تن دادن به میز مذاکره و پذیرش طرح‌ پیشنهادی ۱۰ ماده ای تهران نیافت.

این پیروزی بزرگ که ریشه در خون پاک هزاران شهید از رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله شهید سید علی خامنه ای و فرماندهان عالی‌رتبه و مسئولان سیاسی و امنیتی تا دانشجویان و کودکان معصوم به ویژه شهدای مدرسه میناب دارد، ثمره وحدتی است که در آن تمام اقشار جامعه، با وجود تحمل خسارات گسترده زیرساختی، از وجب به وجب خاک میهن حراست کردند. اکنون که شعله‌های مستقیم نبرد در پی پذیرش طرح ده‌ماده‌ای ایران توسط دشمن فروکش کرده، زمان آن است که دستاوردهای این پایداری در حوزه‌های حقوقی، اقتصادی و ژئوپلیتیک با همان منطق «حضور مردمی» تثبیت گردد.

تثبیت حاکمیت ملی و بازتعریف نظم حقوقی در شاهرگ‌های حیاتی

یکی از اصلی‌ترین ارکان پیروزی در این نبرد، مدیریت قاطع و هوشمندانه بر گلوگاه‌های راهبردی، به‌ویژه تنگه هرمز بود. ایستادگی در این آبراه حیاتی، ماشین جنگی دشمن را به زانو درآورد و آن‌ها را ناچار ساخت تا از ادعاهای واهی برای تغییر نظام، به سمت پذیرش واقعیت‌های حقوقی جدید حرکت کنند. مدیریت ایران بر تنگه هرمز، یکی از مهم‌ترین مولفه‌های تسلیم دشمن در نیل به آتش‌بس بوده است. از این رو، ایران باید رژیم جدید حقوقی تنگه هرمز را به گونه‌ای تنظیم نماید تا با دریافت بخشی از هزینه‌های تأمین امنیت آن، به عنوان یک رویه قابل قبول بین‌المللی تثبیت شود. این اقدام نه تنها اقتدار دریایی ایران را نهادینه می‌کند، بلکه به متجاوزان می‌فهماند که امنیت در این منطقه، کالا نیست که با زور به دست آید، بلکه حقی است که تنها با احترام به حاکمیت ایران تامین می‌شود.

در کنار این اقتدار دریایی، صیانت از تمامیت ارضی در خشکی نیز اهمیت مضاعف دارد. باید به گونه‌ای عمل کرد که همسایگانی چون امارات متحده عربی، هیچ‌گاه و در هیچ محفلی، ادعایی درباره حاکمیت جزایر سه‌گانه ایرانی—که پاره تن خاک میهن هستند—مطرح نکنند. این ثبات سرزمینی، پیش‌نیاز هرگونه توسعه در دوران پس از جنگ است.

استیفای حقوق اقتصادی و برچیدن زنجیره تروریسم مالی

در عرصه اقتصادی، این پیروزی باید به معنای پایان قطعی دوران تروریسم مالی علیه ملت ایران باشد. بر اساس شروط پذیرفته‌شده، تمامی دارایی‌های بلوکه‌شده و مطالبات تاریخی ایران از ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و کشورهای اروپایی، که از دهه‌های گذشته تا به امروز به ناحق توقیف شده بود، باید با احتساب ارزش روز و خسارات وارده مسترد گردد. این تنها یک بازگشت مالی نیست، بلکه به رسمیت شناختن حقوق غصب‌شده ملتی است که زیر بار تحریم‌های ظالمانه هرگز کمر خم نکرد.

دیپلماسی در خلاء اتفاق نمی‌افتد؛ قدرت چانه ‎زنی دیپلمات‌های ما پشت میز مذاکره، مستقیماً به فریادهای حق‌طلبانه و حضور مقتدرانه مردم در صحنه وابسته است

علاوه بر این، فراتر از تحریم‌های اقتصادی، باید تمامی محدودیت‌های علمی، فناوری و تسلیحاتی برچیده شود. نظام بانکی بین‌الملل نیز موظف است بدون هیچ‌گونه تبعیض یا مانع‌تراشی، تمامی تبادلات پولی و مالی با ایران را به رسمیت شناخته و انجام دهد. نبرد اخیر ثابت کرد که دانش بومی ایران متوقف‌شدنی نیست و اکنون زمان آن است که جهان، حق ایران را در دسترسی به بالاترین سطوح فناوری به رسمیت بشناسد. در بُعد ساختاری نیز، حذف نام نهادهای دفاعی کشور و تمامی زیرمجموعه‌های آن‌ها از فهرست‌های خودساخته گروه‌های تروریستی، از شروط تغییرناپذیر این صلح پایدار است؛ چرا که این نیروها در چهل روز گذشته نشان دادند که ستون اصلی ثبات در منطقه هستند.

پاکسازی منطقه از کانون‌های جاسوسی

بخش مهمی از توافقات صورت‌گرفته به خروج متجاوزان از سرزمین‌های اشغالی و پایان دادن به پایگاه‌های فتنه‌انگیزی اختصاص دارد. عقب‌نشینی کامل رژیم صهیونیستی از خاک لبنان، مزارع شبعا، اراضی سوریه و نوار غزه، بخشی از مطالبه حق‌طلبانه برای برقراری آرامش واقعی در منطقه است. تا زمانی که اشغالگری ادامه یابد، ریشه‌های جنگ باقی خواهد ماند. علاوه بر این، برچیده شدن تمامی هسته‌های جاسوسی و پایگاه‌های نظامی دشمن در کشورهای همسایه ایران الزامی است.

در همین پیوند، پایان دادن به جنگ‌های نوین و نرم نیز در دستور کار قرار دارد. دوری ماهواره‌های جاسوسی از حریم هوایی ایران و توقف استخدام مزدوران برای اقدامات خرابکارانه، از دیگر شروط صلح است. همچنین، رسانه‌هایی که در طول این چهل روز به عنوان ابزار پروپاگاندای متجاوزان عمل کرده و مشوق ویرانی ایران بودند، باید تعطیل شده و سازوکارهای بین‌المللی مانع از تکرار چنین جریان‌سازی‌های سمی علیه حاکمیت ملی کشورها شوند. دشمن باید بفهمد که فضای رسانه‌ای و اطلاعاتی ایران نیز مانند مرزهای جغرافیایی‌اش، حریمی غیرقابل نفوذ دارد.

پیوند میدان و دیپلماسی؛ حضور دلاورانه مردم به عنوان واجب فوری

نکته کلیدی و حیاتی در این میان، درک نسبت میان «مقاومت مردمی» و «دستاورد سیاسی» است. همت و سلحشوری نیروهای مسلح در کنار ایستادگی وصف‌ناشدنی مردم در چهل روز تجاوز دشمن، زیربنای این پیروزی را ساخت. اما باید دانست که پیروزی در میدان نظامی، بدون پیروزی در میدان دیپلماسی کامل نخواهد شد. همچنانی که حضور شبانه، دلاورانه و مستمر مردم در طول این چهل روز در خیابان‌ها، سنگرها و پشت جبهه‌ها، ما را در عرصه نظامی پیروز کرد و لرزه بر اندام متجاوزان انداخت، اکنون در عرصه «نبرد دیپلماسی» نیز حضور شبانه و دلاورانه مردم یک «واجب فوری و قطعی» است.

دیپلماسی در خلاء اتفاق نمی‌افتد؛ قدرت چانه ‎زنی دیپلمات‌های ما پشت میز مذاکره، مستقیماً به فریادهای حق‌طلبانه و حضور مقتدرانه مردم در صحنه وابسته است. دشمن نباید حس کند که با برقراری آتش‌بس، مردم به خانه‌ها بازگشته و صحنه را خالی کرده‌اند. حضور مستمر ملت در این برهه، به مثابه پشتیبانی آتش برای نیروهای خودی در اتاق مذاکرات است. این حضور، ضامن اجرای بندبند شروط ده‎گانه ایران و مانع از پیمان‌شکنی احتمالی دشمن خواهد بود. مردم باید با همان شور و شعوری که در زیر بمباران‌ها ایستادگی کردند، اکنون در عرصه مطالبه‌گری بین‌المللی و حمایت از مواضع قاطع ملی حضور داشته باشند تا میوه شیرین پیروزی نظامی در میدان سیاست چیده شود.

به سوی افق‌های نوین قدرت

ایران امروز، با سرافرازی از یک آزمون بزرگ خارج شده است. این تجربه نشان داد که دفاع از امنیت ملی، امری تفکیک‌ناپذیر از اراده عمومی است. دشمن در موضع ضعف، شروط ایران را پذیرفته است، اما برای تثبیت این پیروزی، باید هوشیاری ملی حفظ شود. ما از تغییر نظام توسط دشمن، به جایی رسیده‌ایم که دشمن را مجبور به تغییر در نظام حقوقی و عقب‌نشینی از ادعاهای راهبردی‌اش کرده‌ایم.

این پیروزی، پیامی روشن به تمامی قدرت‌های استکباری بود که هرگونه تجاوز به مرزهای این مرز و بوم، هزینه‌ای غیرقابل‌تحمل در پی خواهد داشت. اکنون با تکیه بر تجربه این چهل روز حماسه، و با استمرار حضور دلاورانه مردم در صحنه‌های سیاسی و اجتماعی، ایران آماده است تا نظم جدیدی را در منطقه رقم بزند؛ نظمی که در آن عدالت، استقلال و اقتدار ملی حرف اول را می‌زند.

نبرد دیپلماسی آغاز شده است و پیروزی نهایی در این عرصه نیز، تنها با پیوند ناگسستنی میان تدبیر حاکمیت و حضور حماسی ملت در تمامی شب های نبرد دیپلماتیک محقق خواهد شد.

کد مطلب 6795082

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha