به گزارش خبرنگار مهر، شهید آیتالله سید محمدباقر صدر، خورشید درخشانی در آسمان فقاهت و اندیشه است که کارنامه زندگی او را میتوان آمیزهای شکوهمند از نبوغ علمی و مجاهدت عملی دانست. او وارث خاندانی عریق است که ریشه در شجره طیبه ولایت دارد و تمامی مردان این سلسله تا امام موسیبنجعفر (ع)، از سرآمدان دانش و مرجعیت بودهاند.
محمدباقر از همان کودکی بر سر دوراهی رفاه مادی و فقر طلبگی، مسیر دوم را برگزید تا به تعبیر تاریخ، معمار نوین اندیشه اسلامی در عصر حاضر باشد. او تنها یک فقیه سنتی نبود، بلکه متفکری بود که با اشراف بر نیازهای زمانه، تلاش کرد تا غبار کهنگی را از چهره دروس حوزوی بزداید و فقه و اصول را با روشهای علمی و منطقی نوین، به نیازهای عینی جامعه پیوند بزند.
در ساحت دانش اصول فقه، نوآوریهای شهید صدر چنان عمیق بود که بنیانهای سنتی را با طرحی نو درانداخت. او با تألیف کتاب «حلقات»، تحولی ساختاری در آموزش این علم ایجاد کرد و با ارائه نظریات مبنایی همچون «حقالطاعه»، قرائتی دقیق و مسئولانه از رابطه انسان و پروردگار ارائه داد. شهید صدر معتقد بود که فقه نباید تنها در پستوی کتابخانهها بماند، بلکه باید در متن زندگی جاری شود. آثار ماندگاری همچون «فلسفتنا» در نقد اندیشههای الحادی و «اقتصادنا» در تبیین نظام اقتصادی اسلام، گواه قدرت تئوریپردازی او در تقابل با مکاتب شرق و غرب است. او با نگاهی میانرشتهای، پیوندی میان دین، اقتصاد و اجتماع برقرار کرد که تا پیش از آن در حوزههای علمیه سابقه نداشت.
در قلمرو قرآنپژوهی، شهید صدر با ابداع روش «تفسیر موضوعی»، نقطه عطفی در تاریخ مطالعات اسلامی رقم زد. او بر این باور بود که مفسر نباید در برابر متن قرآن منفعلی باشد، بلکه باید با پرسشهای واقعی و چالشهای تمدنی به سراغ وحی برود تا از طریق «استنطاق»، پاسخهای راهگشا را استخراج کند. این رویکرد که در جلسات درس تفسیر او در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ایران تجلی یافت، در واقع تلاشی برای تأمین زیرساختهای نظری حکومت اسلامی و تبیین منطق تحول اجتماعی بود. او معتقد بود تحول در ساختارهای بیرونی جامعه، لزوماً باید از تحول درونی انسان و پیوند او با آرمانهای الهی آغاز شود.
حیات سیاسی شهید صدر نیز لبریز از حماسههایی است که از عمق باورهای دینی او سرچشمه میگرفت. او با تأسیس نهادهایی چون حزبدعوت اسلامی و حضور در عرصههای بینالمللی مانند دفاع از آرمان فلسطین، ثابت کرد که مرجعیت دینی نمیتواند نسبت به سرنوشت امت اسلام بیتفاوت باشد. او قدس شریف را پاره تن اسلام میدانست و همواره تأکید میکرد که برای بیداری امت و نجات سرزمینهای غصبشده، فداکاری با خون و جان بر سخنوری اولویت دارد. نگاه او به قیام امام حسین (ع) صرفاً یک نگاه تاریخی نبود، بلکه آن را الگویی عملی برای ایستادگی در برابر ظلم رژیمهای سفاکی همچون بعث میدید.
سرانجام، این فقیه عالیقدر که پشتیبان نظری و معنوی انقلاب اسلامی بود، در راه تحقق آرمانهای والای خود به همراه خواهر فاضلهاش، بنتالهدی صدر، شکنجههای رژیم صدام را به جان خرید و به فیض شهادت نائل آمد. شهادت او، امضای سرخی بر صدها صفحه اثر علمی و تئوریک بود که نشان داد اندیشه شهید صدر، نه در جوهر قلم، که در خون او ریشه دارد. امروز میراث او نهتنها در کتابهای تخصصی فقه و اصول، بلکه در بیداری جوانان مسلمان و تلاش برای برپایی تمدن نوین اسلامی، زندهتر از هر زمان دیگری به چشم میخورد.


نظر شما