خبرگزاری مهر، سرویس دین، حوزه و اندیشه_ یادداشت مهمان، سمیه عرب خراسانی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب: از شگفتیهای این روزها ذهن هایی است که مطیع و بیش از آن سرسپرده پیامها از رسانههایی هستند که روایت خود را واقعی مینمایاند. این وضعیت معلول دلایل و شرایطی است. چرا با وجود انواعی از رسانههای داخلی، کسانی ایران را در روایات واقعی نمای فارسی زبانان و غیر از آن میفهمند و درست میدانند؟ چهل و هفت سال عمر جمهوری اسلامی ایران زمان زیادی در مجموعه مسائل و مشکلاتی که در بیست سال اخیر آن پیش آمده نیست.
تحریم، اغتشاش، بدسیلقگی مدیران میانی ناکارآمد و نالایق، رؤسای اموری که به توان ایرانی باور نداشته و ندارند و چشم به بیرون و بیگانه دارند و البته بیشمار افرادی که در ظاهر خودی برنامهها و چشم اندازها را منحرف کردند، بیش از هر حوزه ای، به امر فرهنگ و رسانه آسیب زده است. این آسیب محل تأمل جدی و نیازمند بازنگری در همین حالِ جنگی و پس از آن است. در مجموعه دستاوردهای سمعی و بصری رسانه به ندرت فیلم یا سریالی از عظمت و موفقیت ایران دیده میشود. روند رسانهای با هدف صحیح نمایش جریان حق خواهی و حق طلبی ایرانیان، به تولیداتی رسیده است که در آن ایران رنجور و ناتوان است. افرادی که خواهان رفع مشکلات بودهاند نیز در برابر ایرانیان خائن به وطن و هموطن ستیز قرار داشته و در نهایت هم حذف شدهاند: سربداران، میرزا کوچک جنگلی، مدرس، عباس میرزا، امیر کبیر، قائم مقام فراهانی و ... . ایران و ایرانی در هیچ کدام از این داستان و سریالها با عزت و افتخار نبوده بلکه روند روایت غالب آن است که هر جا اراده کرده حرکت مثبتی و مؤثری انجام دهد، بیشمار افراد داخلی و خارجی مانع او شدهاند.
شکست در این روایات بصری جزء جدایی ناپذیر تاریخ ایران و ذهن مخاطب ایرانی است. تصویری که از ایران در ذهن مخاطب امروز است، ناتوانی و ناممکن بودن اصلاح و پیشرفت است. و این ناتوانی بر اساس روایت تکراری فیلمها و سریالها، تقصیر طبقه حاکمه منجمد است. ضرب ایران درجا زده و ناتوان و حاکمیتِ مانع، محتمل است که نگاهها را متوجه بیگانه کرده و البته که همواره ناامیدتر و سرخورده تر باقی گذاشته است. قطعا تقصیر سرسپردگی به روایت بیگانه و سیاه نمایی های آن، تماما متوجه مخاطب و ذهنیت تاریخی پر از شکست او نیست بلکه در نگاهی دیگر، تلاش همواره انسان ایرانی برای شکست سدها و موانع است؛ هر چند از مسیر نادرست. اما تفاوت این بار در آنجاست که روایت نادرست رسانههای بیگانه از تاریخ و امروز ایران تا عمیق ترین بدنه جامعه نفوذ کرده و هر کسی که آنتن ماهواره، حتی در دور دست ترین نقطه این آب و خاک دارد را، تحت تأثیر و اسارت خود گرفته است.
بزرگ نمایی ناواقعیت ها و حتی واقعیتهایی که جزئی از هر جامعه و حاکمیتی است، از فساد، فقر، جرم، ارتشا و اختلاس، کارتن خوابی و ظلم و امنیتی سازی،.. و تکرار آن در طی سالها و سالها، بسادگی ذهنها را تخدیر کرده است؛ آنچنان عمیق که تطهیر آن با ارائه روایت واقعی و صحیح از دستاوردها و پیشرفتها، کم تأثیر مانده است. ذهنی که ایران را آمیخته با فساد و تباهی و سیاهی بداند و با روایتهای تاریخی دردآور و پر از ناکامی تقویت و تثبیت شده، محیط بسیار آمادهای برای تحریک انواعی از اعتراضات، اغتشاشات و خشونت هاست که به بهانههای مختلف در سالهای اخیر و هر بار نزدیکتر به قبلی تکرار شده است. حساسیت نسبت به این ماجرا و تغییر موقعیت از مظلوم نمایی ایران و تاریخ ایرانی به روایت اقتدار،دستاوردها و موفقیتها بسیار لازم است. ترسیم جایگاه واقعی ایران در تاریخ و امروز، هر چند دیر، اما بسیار لازم برای نسلهای آینده و تغییر ذهنیت ایرانیان در مورد ایران است.



نظر شما