خبرگزاری مهر؛ گروه استان ها- زهرا ژرفی مهر: هوای صبحگاهی تبریز در ساعت ۹:۴۰ دقیقه، رنگ و بوی دیگری داشت. میدانها و خیابانهای اصلی شهر آرامآرام از جمعیتی پر شد که برای بزرگداشت چهلمین روز شهادت حضرت آیت الله سید علی حسینی خامنه ای (ره) «امام وعدههای صادق» گرد هم آمده بودند. پرچمهای سیاه، تصاویر شهید و نوای قرآن و نوحه، فضای شهر را به آیینی از اندوه و همبستگی تبدیل کرده است.
در میان جمعیت، چهرههایی از نسلهای مختلف دیده میشد؛ از نوجوانان و دانشجویان گرفته تا مادران و پدرانی که سالها مسیر انقلاب را از نزدیک دیده بودند. بسیاری آمده بودند تا با حضور خود بگویند که یاد و راه جان ایران شهید حضرت آیت الله سید علی حسینی خامنه ای( ره) تنها یک خاطره نیست، بلکه بخشی از هویت امروز جامعه است.
در حاشیه این مراسم، مردم تبریز هرکدام روایت خود را از این روز و از مسیری که طی شده بیان میکردند؛ روایتهایی که گاه از امید و ایمان سخن میگفت و گاه از مسئولیتی که نسل امروز بر دوش خود احساس میکند.

حضور مردم؛ روایت یک شهر در سوگ و امید
از نخستین ساعات صبح، خیابانهای منتهی به میادین اصلی تبریز مملو از مردمی شد که برای شرکت در مراسم اربعین رهبر شهید گردهم آمده بودند. برخی خانوادهها همراه با فرزندان خود آمده بودند و برخی نیز در قالب گروههای دانشجویی و مردمی حضور داشتند.
یکی از بانوان حاضر در مراسم که خود را «مریم حسینی» معرفی میکند، درباره این حضور میگوید: ما نسل زنانی هستیم که عزت و هویت خود را در سایه انقلاب و رهنمودهای امام و رهبرمان شناختیم. روزگاری بود که زن یا باید از هویت خود فاصله میگرفت تا دیده شود یا در حاشیه میماند. اما ما یاد گرفتیم میشود زن بود، عفیف بود و در متن جامعه هم نقش داشت.
وی با اشاره به نقش زنان در جامعه امروز ادامه میدهد: به ما یاد دادند که مادری و تربیت انسان بزرگترین سازندگی است. این نگاه باعث شد خیلی از زنان احساس کنند که حضورشان در خانه یا جامعه هر دو ارزشمند است.
تأکید بر وحدت در روزگار تفرقه
بسیاری از حاضران در گفتگو با خبرنگار مهر، مهمترین پیام این مراسم را «وحدت» عنوان میکنند. شعاری که در پلاکاردها و سخنان مردم نیز تکرار میشد.
آقای «محسنیمس» یکی از شهروندان تبریزی که در مراسم حضور داشت، میگوید: رهبر شهیدمان همیشه بر وحدت تأکید داشتند. دشمنان تلاش میکنند میان مردم اختلاف ایجاد کنند، اما راه مقابله با این تفرقه همان وحدت کلمه است.
وی سپس به توصیهای از سخنان رهبر شهید اشاره میکند و میافزاید: ایشان فرمودند سوره فتح را بخوانید؛ در این سوره بشارتهای بزرگی از نصرت الهی و گشایشها آمده است. این پیام امیدی است که امروز هم مردم با خود دارند.
گفتگو با یک نوجوان از نسل جدید؛ دلتنگی برای رهبر شهید
در میان جمعیت، نوجوانانی دیده میشدند که شاید بسیاری از سالهای رهبری «امام وعدههای صادق» را تنها از قاب تلویزیون یا شبکههای اجتماعی به یاد دارند، اما دلتنگیشان کمتر از نسلهای قبل نیست. «محمدطاها کریمی» ۱۷ ساله، دانشآموز دبیرستانی در تبریز، یکی از همین نوجوانهاست که با دوستانش در مراسم حضور یافته است.
وی در حالی که پرچمی در دست دارد، میگوید: ما شاید مثل پدر و مادرهایمان سالهای اول انقلاب را ندیده باشیم، اما صدای رهبرمان برای ما خیلی آشنا بود. خیلی از حرفهای ایشان را از کلیپهایی که در فضای مجازی میدیدیم یا از مدرسه و مسجد شنیده بودیم.
محمدطاها میگوید نسل او بیشتر از هرچیز با «امید» در سخنان رهبر شهید ارتباط برقرار میکرد:وقتی درباره آینده کشور حرف میزدند، همیشه تأکید میکردند که جوانها میتوانند کارهای بزرگ انجام بدهند. همین باعث میشد ما حس کنیم واقعاً روی ما حساب شده است.
این نوجوان تبریزی ادامه میدهد: وقتی خبر شهادت ایشان را شنیدم، باورم نمیشد. حس کردم کسی که همیشه از پشت تریبون با آرامش حرف میزد و به ما امید میداد دیگر در میان ما نیست. برای همین امروز با دوستانم آمدیم تا بگوییم نسل ما هم این دلتنگی را حس میکند.
او درباره مسئولیت نسل خودش نیز میگوید: فکر میکنم مهمترین کاری که ما میتوانیم انجام بدهیم این است که درس بخوانیم، کشورمان را بسازیم و نگذاریم راهی که دربارهاش حرف میزدند متوقف شود. اگر ما فقط دلتنگ باشیم ولی کاری نکنیم، فایدهای ندارد.
محمدطاها در پایان با نگاهی به جمعیت حاضر در میدان میگوید: شاید ما نسل گوشی و اینترنت باشیم، اما این به معنی بیتفاوت بودن نیست. خیلی از بچههای همسن ما واقعاً دلشان برای رهبرشان تنگ شده و میخواهند راهی که نشان داده بود ادامه پیدا کند.

روایت یک مادر از ادامه راه
در گوشهای از میدان، مادری میانسال که به همراه دو فرزندش در مراسم حضور یافته بود، از نگاه خود به این روز میگوید.
«زهرا محمدی» میگوید: من دو پسر نوجوان دارم و دوست دارم آنها بدانند که امنیت و آرامشی که داریم نتیجه خون کسانی است که از جانشان گذشتند. امروز آمدهایم تا به آنها نشان دهیم این راه هنوز ادامه دارد.
وی ادامه میدهد: اگر نسل جدید فقط در کتابها درباره شهدا بخواند کافی نیست. باید این فضا را لمس کنند تا بفهمند مردم هنوز به آن آرمانها وفادارند.
دانشجویان؛ مسئولیت نسل امروز
در بخش دیگری از مراسم، جمعی از دانشجویان دانشگاههای تبریز حضور داشتند. «علی رضایی» یکی از این دانشجویان میگوید: برای ما این روز فقط یک مراسم سوگواری نیست؛ بیشتر شبیه تجدید عهد است. نسل ما باید بداند که ادامه مسیر فقط با شعار ممکن نیست، بلکه نیاز به تلاش در علم، اقتصاد و فرهنگ دارد.
وی معتقد است که آینده کشور به مسئولیتپذیری نسل جوان وابسته است: اگر قرار است راه شهیدان ادامه پیدا کند، باید در میدانهای پیشرفت هم جدی باشیم.
پیرمردی که سه نسل را دیده است
در میان جمعیت، پیرمردی با عصا و چهرهای آرام توجه بسیاری را جلب میکند. «حاج رضا کریمی» که خود را از نسل اول انقلاب معرفی میکند، میگوید: من سه دوره را دیدهام؛ قبل از انقلاب، سالهای سخت جنگ و حالا این روزها؛ هر دوره سختیهای خودش را داشت، اما چیزی که مردم را نگه داشت همان ایمان و همبستگی بود.
وی با صدایی آرام اضافه میکند: شاید دشمن فکر کند با فشار و تهدید میتواند مردم را خسته کند، اما تجربه نشان داده هر وقت سختی بیشتر میشود، مردم هم به هم نزدیکتر میشوند.
صدای شهر؛ ترکیبی از سوگ و امید
فضای مراسم تنها به سخنرانی و گفتگو محدود نبود. گروههایی از مردم با قرائت قرآن، مداحی و سرودهای انقلابی حال و هوای خاصی به مراسم داده بودند.
برخی خانوادهها شمع روشن کرده بودند و برخی دیگر در سکوت به تصاویر شهیدان نگاه میکردند. در میان جمعیت، جوانانی دیده میشدند که پرچمها را در دست داشتند و شعارهایی درباره وحدت و مقاومت سر میدادند.
در همین حال، عدهای از مردم نیز با توزیع نذری و چای از حاضران پذیرایی میکردند؛ رسمی که در بسیاری از مراسمهای مشابه در شهرهای مختلف دیده میشود.

پیامی که از تبریز شنیده شد
آنچه در میان روایتهای مختلف مردم تبریز مشترک به نظر میرسید، تأکید بر ادامه راه و حفظ همبستگی بود. بسیاری از حاضران معتقد بودند که یاد شهدا تنها با برگزاری مراسم زنده نمیماند، بلکه با عمل به ارزشهایی که برای آن جان دادهاند ادامه پیدا میکند.
در پایان مراسم نیز جمعی از مردم با قرائت دعا و ادای احترام به مقام شهیدان، بار دیگر بر وفاداری خود به آرمانهای انقلاب تأکید کردند.
صبح تبریز در حالی به نیمروز نزدیک میشد که جمعیت هنوز در میدانها حضور داشت. برای بسیاری از آنان، این روز تنها یادآوری یک فقدان نبود؛ بلکه تجدید پیمانی بود با مسیری که به باورشان با «بعثت خون» آغاز شده و همچنان ادامه دارد.
۱۵:۱۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۰


نظر شما