خبرگزاری مهر، گروه استانها: چهل روز گذشته است و هنوز انگار باد، نامش را آرام زیر لب زمزمه میکند. چهل روز است که غروبها بیآنکه کسی بگوید، رنگ ماتم میگیرند. شهر، هرچقدر هم شلوغ باشد، یک جایش خالیست…. خیابانها حافظه دارند. به یاد میآورند شهیدی را که با هر پیامش، امیدی را دوباره میکاشت.
چهل روز است که بغضها فرصت گریستن پیدا نکردهاند، بلکه در گلو ماندهاند و از چشمها راهشان را گم کردهاند و انگار این سوگ، قرار نیست تمام شود…سوگی که نه در صدا، که در استخوانها ریشه دوانده است.
آری... چهل روز است، اما گویی اولین روز رفتن است. روزی که آسمان، عزادارتر از زمین بود.
محفل سوگواری برای رهبر شهید
امروز، بیرجند همانند دیگر نقاط کشور گرد هم آمدند تا در نبود امام شهیدشان، اشک غم بریزند. آمدند نه برای فراموشی بلکه برای یادآوری پیوندهایی که در طول زمان، استوارتر شدهاند.
گرمای حضورشان، حکایتیست از استقامتی که از جانها برمیخیزد... فریادهایی که زمین و آسمان را میشکافد، از اعماق وجودشان برمیآید، نه از سر خشم بیهوده، که از دردی عمیق...
این صداها، هشداری است به هر دستی که بخواهد آنچه را که با عشق ساخته شده، خدشهدار کند. این پیام مردم است: " ما ایستادهایم. در کنار هم، با هر آنچه داریم. هر دست درازی، پاسخی کوبنده خواهد یافت. پاسخی از جنس اتحاد، از جنس همدلی و از جنس عشقی که به خانهشان دارند."

جانم برای رهبر شهیدم درد میکند
بی صدا اشک میریزد. با یک دست عکس رهبر شهید در دست دارد و با دست دیگر به سینه میکوبد. فروغ چشمهایش در میان چین و چروکها مخفی شده و محاسن سپیدش، یک عمر رنج و تلاش را حکایت میکند.
بدون هیچ معطلی از احوالاتش میپرسم. سری تکان میدهد و میگوید: چه بگویم که قلبم نه، جانم درد میکند.
نفس عمیقی میکشد و میافزاید: خداوند به حرمت خون شهدا و رهبر عزیزمان، ما را در مقابل جبهه کفر سرافزار و پیروز کند.
ذهنش را به روزهای نخست جنگ تحمیلی سوم گره میزند و میگوید: روزی که خبر شهادت رهبرم را شنیدم، بزرگترین غم عالم به دلم آمد اما خوشحالم که سید مجتبی خامنهای ادامه دهنده راه پدر عزیزشان هستند.
کوبنده ادامه میدهد: ما نیز همواره گوش به فرمان رهبر هستیم و اجازه نمیدهیم دشمن وجبی از خاک ما را بگیرد.

اشک جوانان در فراغ رهبر شهید
چهره جوانش را در میان چادر مشکیاش پنهان کرده و شانههایش میلرزد. خلوتش را در هم میشکنم و انگیزهاش میپرسم.
خودش را دانشجو معرفی میکند و میگوید: در هنگامه چالشها و در صف نبرد حق علیه باطل، هیچ سلاحی کارآمدتر و هیچ سپری محکمتر از «حضور مردم» نیست.
فاطمه رحیمی ادامه میدهد: این حضور،نه یک شعار، بلکه یک واقعیت انکارناپذیر است که دشمنان انقلاب اسلامی همواره از آن در هراس بودند.
وی با بیان اینکه ترس دشمن نه از تسلیحات ما، که از جمعیت ما، از همین ارادهی پولادین و همبستگی ملت ایران سرچشمه میگیرد، میافزاید: هدف دشمن تغییر همین ایدئولوژی است، بر هم زدن این یکپارچگی ملت غیور و جان برکف است.

این جوان بیرجندی با بیان اینکه شهادت، نه پایان، بلکه اوج افتخار و ضامن بقای مسیر حق تلقی میشود، میگوید: این روحیه، دشمن را به زانو درمیآورد، زیرا در نبردی که طرف مقابل، ترس از فدا شدن را ندارد، منطق پیروزی به سمت او متمایل میشود.
وی ادامه میدهد: ما دانشجویان، به عنوان پیشگامان فکری و عملی جامعه، همواره در خط مقدم این حضور خواهیم بود.
پشت رهبری ایستادهایم
یکی دیگر از افراد حاضر در جمعیت هم در گفتگو با خبرنگار مهر بیان میکند: دشمن، چون موجی سهمگین، در پی درهم شکستن صخره استقامت ماست، اما غافل از آنکه ریشههای ما در اعماق خاک ایمان و تاریخ فرو رفته است
محمد عسگری با بیان اینکه دست پلید دشمن به خون پاک صدها شهید و رهبر فرزانه انقلاب آغشته است که باید انتقام بگیریم، میافزاید: از رزمندگان اسلام میخواهیم تا نابودی کامل دشمن، موشکها را بر سر دشمن بکوبند.
وی با دشمن، با ترفندهای رنگارنگ، در پی آن است تا راهمان را گم کند و ما را در تاریکی شبهه و ناامیدی فرو برد، میگوید: این ملت بیدار تا زمانی که رهبر عزیزمان دستور بدهند، در خیابان و پشت نظام میایستند.
هر زمان به جلو میرود سیل جمعیت افزوده میشود. گویی غم مشترک، ریسمانی نامرئی است که مردمان را به هم میکشاند. امروز، باز هم نشان دادند که با وجود تمام فاصلهها، یک روح در رگهایشان جاری است. بدون شک این اتحاد، همان گنجینهی ارزشمندی بوده که از دل همین احساسات عمیق، جوانه میزند.


نظر شما