خبرگزاری مهر، سرویس دین، حوزه و اندیشه، یادداشت مهمان_محمدحسن علایی، جامعهشناس: در این جستار اجمالا در دو سطح جامعهشناختی و پدیدارشناختی به برخی مؤلفههای دخیل در جنگ ایران با متجاوزگران صهیونی-آمریکایی میپردازیم.
هر کدام از این مولفهها مستقیم و غیرمستقیم در تبیین عوامل دخیل در شکلگیری، تداوم و پیامدهای این جنگ نقش اساسی ایفا کرده و میکنند. فلذا تأمل و تفکر بر روی هر کدام از آنها میتواند در ارتقای سطح تحلیل و گشودن افق و گستره دید مخاطبان دغدغهمند مفید فایده واقع گردد.
مؤلفهی سیاسی(حاکمیتی)
نظام سیاسی برآمده از انقلاب سال ۵۷، نظامیست که در عداد نظامهای سیاسی موجود در جهان قلمداد نمیگردد فلذا میتواند مخالفانی را در سطوح منطقهای و بینالمللی به همراه داشته باشد. نظامی که قریب به نیم قرن فراز و فرودهای عدیدهای را آزموده و پشت سر نهاده است و اکنون با فاصله گرفتن از انقلابی که سرچشمه و منشأ آن بوده است، چالشها، فرصتها و تهدیداتی را تجربه میکند که جنگ اخیر در حقیقت مهمترین مصاف منطقهای و به تعبیری جهانی را پیشروی او و در برابر موجودیت وی گشوده است. استقلال نسبی ایران پساانقلابی مهمترین دستاوردیست که دشمن متجاوز تقویت و تحکیم آن را بر نمیتابد.
مؤلفهی فرهنگی(روبنایی)
دین اسلام و مذهب تشیع، فرهنگ شهادت، ایدئولوژی انقلابی، اندیشهی پیکار و مقاومت، و روحیهی جهادی در طول نیم قرن و با تجربهی جنگهای تحمیلی از ابتدا تا امروز در حیات فرهنگی این سامان نقشآفرین بوده، فلذا در جنگ اخیر نیز و در مواجههی با جبههی این دو دشمن متخاصم نیز بایستی به عنوان یکی از مولفههای مهم قلمداد گردد. چنین ظرفیت و منبعی در صورت تبدیل آن به سرمایهی فرهنگی فراگیر مردمی و ملی فارغ از فرقهگراییها و هویتطلبیها، میتواند در خدمت بقا و پایداری عمومی ایرانیان به استخدام درآید به شرطی که با مواجههی عالمانه، دستمایهی اختلافافکنیها و دسیسهجوییها دشمن واقع نگردد.
مؤلفهی️ اجتماعی(مردمی)
در جنگ جاری، که معالاسف گسترهی وسیعی از پیکرهی کشور را دربر گرفتهاست، تمام اقشار و طبقات اجتماعی، اقلیتها و اقوام مختلف، انواع و اصناف گروهها و طیفهای اجتماعی، نسلهای مختلف، زن و کودک و پیر و جوان هر کدام به نحوی تحت الشعاع قرار گرفتهاند فلذا دشمن و پروپاگاندای رسانهای آن در جهت دامن زدن به شکافهای اجتماعی تمام توان خود را به خدمت گرفتهاست. علی الخصوص که در فاصلهی زمانی بسیار کوتاهی تا جنگ اخیر، کشور بزرگترین بحران اجتماعی در تاریخ معاصر خویش را در دیماه سال گذشته تجربه کرده است. به رسمیت شناختن پویشهای نسلی و تحولات رخداده در ساحت سبکزندگی و زندگی روزمره، و ترویج زیست مسالمتآمیز انواع سلیقهها، در قالب نوعی همگرایی ملی، و نیل به سنخی از وحدت در کثرت، میتواند راه سواستفاده دشمن برای دوقطبیسازیهای خطرناک را سد کند. جای امیدواری ست اگر سیلی واقعیت سخت جنگ اخیر موجبات نیل به خودآگاهی آن دسته از مردم ما را که مع الاسف فریب بازار رویافروشیهای بی اساس عملههای دشمن را خورده بودند فراهم آورد تا بدانند بایستی مسئولیت تغییر و اصلاح را خود به دوش بگیرد.
مؤلفهی️ اقتصادی(زیربنایی)
در یک جهان سرمایهسالار که تقریبا همهی آرمانهای بدیل و نیروهای نفی در سطح جهانی در آن با شکست مواجه شدهاند، مؤلفهی اقتصادی و جنگافروزی بر سر غارت منابع کشورهای تحت سلطه توسط قدرتهای چیره و استعماری، ای بسا مهمترین نقش را در تبیین مؤلفههای دخیل در جنگ اخیر به خود اختصاص داده باشد، علی الخصوص که ایران پساانقلابی واجد فقر تئوریک عظیمی در ساحت امر اقتصادی بوده است و تحریمهای اقتصادی نیز در دامن زدن به بحرانها، و ترویج فسادها و ناکارآمدیها در این ساحت حیاتی نقش موثری بازی کرده است. نظام سلطه جهانی، هماره چشم طمع به گستردهی عظیم داراییهای ملی ما داشته است ایران ضمن برخورداری از موقعیت ژئوپولیتیک ویژه در منطقه خاورمیانه و با وجود انواع ذخایر و منابع طبیعی و انسانی از انواع توطئهچینیها و تهدیدات در امان نبوده است و در همین جنگ نیز دشمن در اصل به دنبال همان مطامع و منافع اقتصادی خویش است. نظام سلطه ترجیح میدهد کشورهای خاورمیانه به عنوان حلبیآبادهای جهان جدید به زیست فلاکتبار خویش ادامه دهند فلذا اجازه نمیدهد ایران به قدرتی بزرگ در منطقه تبدیل گردد.
مؤلفهی نظامی(دفاعی)
نیروهای نظامی با وجود شکاف عمیق تکنولوژیکال ما با جهان جدید، در سایهی فداکاریها و ایثارگریها و تلاشها و ممارستهای فنی و علمی فرزندان غیور این ملت، با وجود پارهای از نقصانها، به سطحی از اقتدار دست یافتهاند که توانستهاند در برابر بزرگترین ابرقدرتها در حد توان و با تمام قوا ایستادگی و از کیان کشور دفاع کنند، که جا دارد همهی ما و باقی ارکان حکمرانی نیز قابلیتهای خویش را پا به پای سربازان وطن و به نحو احسن ارتقا دهیم، تا در میدان عمل و در عرصههای فرهنگی و اجتماعی به واقع قدردان جانفشانیها و رشادتهای مدافعان وطن باشیم و در این صورت است که میتوانیم با وجود پرورش یافتن بزرگمردان و بزرگزنان در صحنهی حیات اجتماعی، ساحت فرهنگ را به اهل آن بسپاریم.
مولفههای پدیدارشناختی دخیل در جنگ ایران با دشمن صهیونی-آمریکایی!
مؤلفهی️ هستیشناختی(تمدنی)
کشورهای توسعهیافته خود را در نظم تمدنی مدرنیته و پسامدرنیته تعریف کرده، خود را با الزامات و اقتضائات آن هماهنگ کردهاند. در حالی که کشور ما به عنوان یک کشور توسعه نیافته و در حال توسعه با یک شکاف تمدنی عظیمی مواجه بوده و هست. فلذا در مصاف با بزرگترین ابرقدرت اقتصادی جهان و نیز شرکای منطقهای آن حتی صرفا با وجه نظر به وجوه هستیشناختی امر تکنولوژیکال، خواه ناخواه، وارد بازی خطیر و جنگ نابرابری شده است. اما همین رویارویی، امروز آوازهی ایران را در خصوص امر مقاومت و ایستادگی در برابر زیادهخواهیهای متجاوزگران بیش از پیش بلند کرده است که امید است به عنوان برگ برندهای در دست آحاد ایرانیان حراست گردد و در آینده مهملی برای سواستفادهها و مصادرهطلبیها واقع نگردد.
مؤلفهی معرفتشناختی(تاریخی)
منابع معرفتی هر کدام از طرفین تقابل در این جنگ جاری، از اساس متفاوت و ناهمخوان هست، در یک جهان ماکیاولی و هابزی رجوع به مبانی معرفتشناختی جهان پیشامدرن الزامات اخلاقی سترگی را فراروی ما میگذارد که در مصاف با دشمن افسارگسیخته دست و پاگیر و مسئلهساز است و ای بسا خود در شکلگیری این منازعات نقشآفرین بوده است و در نتایج و پیامدهای آن معالاسف به سود جبههی متجاوز و متخاصم تمام میگردد. اگر چه میدان جنگ بیشتر از اینکه عرصهی نظریهپردازی باشد صحنهی رجزخوانیست اما با ارائه صورتبندیهای تحلیلیتر از مفاهیمی مثل مقاومت و نیروهای نفی و ... میتوانیم به تأسیس و تحکیم مجتمعهای مقاوم در دوران پساجنگ مبادرت ورزیم.
مؤلفهی️ غایتشناختی(الاهیاتی)
در جهان نیچهای، توسل به نیروهای قدسی و اسطورهای در مقابل ارادههای معطوف به قدرتی که مع الوصف در میدان عمل، بسط ید مهارناپذیری یافتهاند بازی کردن در زمینی هست که شوربختانه تقدیر تاریخی با آن یار نیست فلذا موجبات آسیبپذیری مضاعفتری را فراهم می سازد که در جنگ جاری نیز هم در ساحت ترور شخصیتها و هم تخریب زیرساختها به انحا گوناگون این هزینههای گزاف قابل مشاهده بودهاست. فلذا تمهید فلسفهی سیاسی متناسب با زمینه و زمانهای که در آن زیست میکنیم کاریست که بایستی اهل نظر در بسط و توسعهی آن به وقت مقتضی همت بگمارند.
مؤلفهی️ ارزششناختی(معنوی)
در یک چنین جهان نیهیلیستیک و معناباختهای اگر انتخاب یک ملت و یا یک حکومتی پیروزی در ساحت اخلاق و معنویت باشد، پیشاپیش بایستی به این حقیقت معترف و ملتفت باشد که پیروزی در ساحت مادی و اینجهانی لزوما با آن ارزشها همبسته و همراه نخواهد بود، فلذا گره زدن سرنوشت جنگ و به طریق اولا سرنوشت یک کشور به مبانی و مبادی ارزششناختی، نمیتواند بدون قبول پیامدهای آن مورد انتظار باشد. گر چه ایران قوی ناگزیر از تحولآفرینی در ساحت فهم و خلق ارزشهای جدید است.
دفاع همهجانبه: ️در مقام جمعبندی باید اذعان کرد که مولفههای جامعهشناختی و پدیدارشناختی کثیری در جنگ اخیر چه در ساحت وقوع و چه در ساحت پیامدها دخیل بوده و هست فلذا هر گونه تبیین و تحلیل تک متغیره و تک عاملی از این جنگ، نمیتواند در ارتقای افق دید و گسترهی شناختی ما مفیده فایده واقع گردد و حقیقتا سنخ مسئله ایجاب می کند که از منظرها و نظرگاههای متکثر و متکاملتری مورد تأمل و مداقه قرار گیرد. کوشش نگارنده در این جستار متوجه برجسته ساختن همین نقطهنظر چندبعدی و چندعاملی بود که امیدوارم با ملاحظات انتقادی مخاطبان عزیز و اصحاب نظر اصلاح و تکمیل گردد. عجالتا، آنچه حقیقتا حائز اهمیت است نقشآفرینی تکتک ما ایرانیان است در دفاع از کیان کشور، ماموطن و موجودیت ایران عزیز. فلذا در مقام یک جامعهشناس دلنگران سرنوشت جامعه، از اهالی اندیشه و قلم دعوت میکنم با هر توش و توانی که دارید میدان را خالی نگذارید، بغضها و کینههایمان را بگذاریم برای فردای پس از جنگ، امروز زمان، زمان خطیر، حیاتی و بیبازگشت دفاع همهجانبه از کشور است.

۲۲:۰۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۱


نظر شما