خبرگزاری مهر- گروه استانها: جنگ و ابعاد آن صرفاً محدود به عرصه نبرد و خط مقدم و معطوف به سربازان و رزمندگان میدان رزم نیست بلکه لایههای مختلف و اقشار گوناگون جامعه نیز درگیر شده و چه بسیار افرادی که برای تقلیل آثار مخرب جنگ، در پشت جبهه آستین بالا میزنند و کنشگری میکنند. چه بسیار نیکاندیشانی که در شغل و حرفه خود کار خاصی را رقم میزنند تا از رنج و آلام یا آسیبهای متحمل شده در اطرافیان خود بکاهند. در این روزها که ایران عزیزمان از تهاجم خصمانه دشمن آمریکایی صهیونی متأثر است، از این دست روایتهای ایثار و مهربانی، همدلی و همزبانی در گوشه و کنار تاریخ و جغرافیای وسیع کشورمان کم نمیبینیم.
داستان همت والا و احساس مسئولیت «زهره رضازاده»، آموزگار بازنشسته آموزش و پرورش در استان چهارمحال و بختیاری با ۳۸ سال سابقه کار در شغل شریف معلمی یکی از این روایتها است. این معلم باایمان و متعهد باوجود قریب به چهار دهه خدمت صادقانه به مردم و کشورش، در ایامی که سالهای بازنشستگی و استراحت را سپری میکند، دیگر بار عَلَم کارزار در میدان تعلیم و تربیت را برداشته و به سهم خود میکوشد گوشهای از کار بر زمین مانده را به دست گیرد. آموزگاری علاقهمند به کارش که روحیه جهادی و انجام کار خودجوش در خدمت به نظام تعلیم و تربیت را در دل داشته و پیامبرگونه «طبیبٌ دوار» فرزندان عزیز این آب و خاک است.
همینها انگیزهای شد تا خانم رضازاده پارکینگ منزل خود را در قالب یک کلاس درس جمع و جور، مهیای حضور دانشآموزانش کند تا ساعاتی از روز به آنجا بیایند و در کنار همسن و سالهای خود مهارتهای ضروری زندگی را تمرین کنند و بیاموزند. برای آشنایی با اهداف و انگیزههای این آموزگار خوب شهرکردی، گفتگویی با وی انجام شده است که با هم میخوانیم.
* در خصوص انگیزه و اهداف اقدامتان برای اختصاص بخشی از منزل برای میزبانی از دانشآموزان در ایام جنگ تحمیلی سوم بگویید.
با آغاز جنگ رمضان و مجازی شدن فعالیت مدارس با توجه به شناختی که نسبت به مشکلات و آسیبهای فرآیند آموزش آنلاین داشتم و با توجه به آثار و برکات تعامل دانشآموزان در این سن و سال با دوستان و همشاگردیها، تصمیم گرفتم شرایطی را برای دور هم جمع شدن دانشآموزان و تشکیل کلاس حضوری فراهم کنم.
در این راستا میزبان ۱۸ دانشآموز پایه اول ابتدایی در منزلم هستم که آموزشهای حضوری را در محیطی مناسب و در کنار همکلاسیها دریافت میکنند. این کودکان خودشان هم علاقهمند هستند که آموزش را به صورت حضوری دنبال کنند چرا که قاعدتاً هیچ کودکی دوست ندارد در محیطی ایستا و بدون حرکت و پویایی سر کند و به جای نشستن روی نیمکتهای کلاس در کنار همسن و سالهای خود، در فضایی بدون تحرک به صفحه سرد و بی روح گوشی چشم بدوزد و آموزش ببیند.
* آموزش حضوری در مقایسه با آموزش مجازی چه اهمیت و مزیتهایی دارد که شما را به فکر تشکیل کلاس در منزلتان واداشت؟
روشن است که برکات و مزایای فراوانی دارد، معتقدم تا جایی که امکان دارد حتی در شرایط جنگی و در مناطقی که کمتر از تبعات مستقیم جنگ آسیب میبیند، نباید آموزش حضوری را تعطیل کرد. کودکان و نوجوانان حتیالامکان نباید از فعالیتهای جمعی و بازیهای گروهی دور بمانند، معتقدم فرزندان ما نباید به هر بهانهای به ناچار در گوشه اتاق نشانده شوند و به بهانه تدریس مجازی از بسیاری از فعالیتهای فیزیکی خاصه در کنار همسن و سالهایشان محروم شوند.
طبیعی است که کودکان و نوجوانان بسیاری از آموزههای تربیتی را از طریق زیست جمعی خاصه در مدرسه و کلاس درس میآموزند و تمرین میکنند، امری که در آموزش مجازی محقق نمیشود. بر این اساس است که بنده به سهم خودم تلاش کردم در حد توان موجود، محیطی را در منزل شخصیام برای آموزش حضوری دانشآموزانم فراهم کنم که در حقیقت این نوگلان را مانند فرزندانم میدانم.
این ایده خوشبختانه از سوی خانوادهها مورد استقبال واقع شد و نه تنها در این شرایط بلکه در ایام دیگر هم تلاشم بر این بوده است که دانشآموزانم پیوندی عاطفی با آموزگار و مدرسه برقرار کنند.

* در شرایطی که روحیه ایثار و فداکاری و حماسه در تمام اقشار جامعه نمود و بروز بیشتری دارد و هر کسی هر کاری از دستش بر بیاید انجام میدهد، رسالت معلمان در قبال دانشآموزان و خانوادههای آنان، در شرایط فعلی چیست؟
رسالت معلم در کنار آموزش، پرداختن به مقوله پرورش و تربیت دانشآموزان است و باید گفت که تربیت در هیچ حالتی تعطیلپذیر نیست. مقوله تربیت مانند کار، تفریح، تولید و ... نیست که در شرایط خاص در یک مقطع بتواند تعطیل و در زمان دیگری از سرگرفته شود بلکه همواره باید پویا و در جریان باشد. تربیت همچون اکسیژن، مدام، مستمر و همیشگی است لذا باید با قوت و در هر شرایط ممکن برقرار باشد.
بر این اساس در شرایط مجازی شدن آموزش مدارس نباید رسالت تربیتی رها شود و معلمان با همت خود میتوانند به طرق مختلف اهداف تربیتی را محقق کنند.
باید دقت شود که هم پدر و مادرها و هم ما معلمان نباید از سرعت گسترش و اثرگذاری فضای مجازی عقب نمانیم چرا که به تعبیر بزرگان، این فضا همچون اتوبانی است که نمیتوانیم مانع ایجاد و فعالیت آن شویم بلکه باید باشد و بتوانیم ابزار استفاده صحیح و اصولی از آن را خلق و آسیبها و خطرات آن را رفع کنیم. اولویت آموزش حضوری به معنی غفلت از ظرفیت آموزش مجازی نیست که جا دارد خانوادهها و معلمان و مدیران مدارس حتیسواد رسانهای و فضای مجازی خود را تا میتوانند تقویت کنند تا بتوانند بر نحوه بهرهگیری کودکان و نوجوانان از این فضا نظارت لازم را داشته باشند.
* در خصوص عکسالعمل خانوادههای دانشآموزان به این اقدام شما، بیشتر توضیح بدهید.
همانطور که ذکر شد خانوادهها استقبال خوبی داشتند و واکنش آنها با توجه به ارتباط عاطفی که با دانشآموزانم داشتم، مثبت بود. همچنین باید به واکنش خوب همسایهها اشاره کنم. محله ما محله آرام و کمسر و صدایی است، و روبروی منزل ما یک فضای سبز کوچکی قرار دارد که حضور دانشآموزانم در این محله شور و نشاط بسیاری را ایجاد کرده است. همسایهها در زمان زنگ تفریح و بازی دانشآموزان گاهی از منزل خارج میشوند و گاهی فرزندان همسایهها نیز در جمع این دانشآموزان در کلاس بازی و تفریح میکنند.جا دارد اینجا از همکاری و حمایت همهجانبه خانوادهام خاصه همسرم در عملی شدن این ایده قدردانی کنم.
* در پایان، حرف دل خود را درباره نوگلان پرپر شده، دانشآموزان شهید مدرسه شجره طیبه میناب بگویید؟
در قامت آموزگاری که قریب به ۴۰ سال از عمرم را با کودکان و نوجوانان شاداب، توانمند و باهوش این مرز و بوم زیست کرده و افتخار معلمی را داشتهام، نمیتوانم باور کنم که انسانی از روی آگاهی حتی یک خراش کوچک بر جسم و جان کودکی وارد کند. اینان محصول کدام نظام تربیتی هستند، اینان خونخوارانی هستند که ۱۶۸ کودک را به بدترین شکل قطعه قطعه میکنند. حقیقتاً این جنایت در حق کودکان معصوم و بیپناه مینابی باورکردنی نیست و قلوب ایرانیان را برای همیشه داغدار کرد.


نظر شما