خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: با مرور منابع تاریخی، به نظر میرسد رژیم صهیونیستی یک سازمان تروریستی کامل است که در قامت یک دولت جعلی بیش از ۷۷ سال است به جان جهان افتاده است. دایره ترورهای اسرائیل بسیار گسترده بوده و تقریباً از ابتدای شکلگیری این رژیم با همین روش پیش رفته است. از ترور چهرههای فرهنگی و علمی، خبرنگاران، فعالان سیاسی و حتی افرادی که احتمال میدادند در آینده مانعی برای آنها باشند. به نظر میرسد هر کسی که به نوعی در مسیر اهدافشان قرار میگرفت، در هر سطحی، با ترور و حذف فیزیکی کنار زده میشد.
اگر به امروز نگاه کنیم، میبینیم که این الگو هیچ تغییری نداشته است. در همان روز نخست جنگی که به عنوان سومین جنگ تحمیلی علیه ما مطرح میشود، رهبر کشور و فرمانده کل قوا به همراه چهار فرمانده ارشد نظامی ترور شدند و علاوه بر آن حدود ۱۷۰ کودک مدرسهای نیز به شهادت رسیدند. به نظر میرسد که ما بیشترین تعداد ترور مقامات و افراد توسط اسرائیل را داریم. به همین مناسبت و برای دانستن ریشه آنچه امروز رخ میدهد، با محمدتقی تقیپور به گفتگو نشستیم.
محمدتقی تقیپور، پژوهشگر و دانشآموخته دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران است. او در حوزه مطالعات تاریخی و اجتماعی پژوهشهای متعددی انجام داده و آثار گوناگونی از او منتشر شده است. از جمله کتابهای او میتوان به «توطئه جهانی (پژوهشی درباره صهیونیسم جهانی)» منتشرشده در سال ۱۳۶۷، «نغمه مقاومت فلسطین» در سال ۱۳۶۸، «استراتژی پیرامونی اسرائیل» در سال ۱۳۸۳، «سازمانهای یهودی و صهیونیستی در ایران» در سال ۱۳۸۰، «پسِ پرده هولوکاست» در سال ۱۳۸۵، «ایران و اسرائیل در دوران سلطنت پهلوی» در سال ۱۳۹۱ و «یعقوب نیمرودی (سرجاسوس اسرائیل در ایران)» در سال ۱۴۰۲ اشاره کرد.
ترورهای اسرائیل اساساً از کجا شروع شد و ریشه این رویکرد چیست؟
اقدامات تروریستی این جماعت جنایتکار از همان زمانی شروع شد که قدم نحس و ناپاک آن ها به سرزمین فلسطین باز شد. یعنی از حدود دهۀ ۱۸۸۰ میلادی که اولین دسته ها و گروه های یهودی وارد سرزمین فلسطین شدند و اوّلین آبادی ها و روستاهای فلسطین را با شگردهای شیطانی خویش تصرف و اشغال کردند.
از جمله، روستای فلسطینی «عیون قاره» که آن را «ریشون لِصیون» یعنی «اولین دَرِ صهیون» نامگذاری کردند، یا روستای فلسطینی «مَلبس» که آن را «پِتَح تِکواح» یعنی «دروازه اُمید» نام نهادند. از همان زمان جوخه های تروریستی یهود در مسیر تصاحب اراضی فلسطینان دست به ترور و کشتار مردم بومی، یعنی ساکنان و صاحبان اصلی آن سرزمین دست زدند.
جبهه جهانی یهود بینالملل ارکان قدرت ایالات متحده را کاملاً تحت قبضه خود دارد و به فرمایش امام شهید، حضرت خامنهای عزیز، آمریکا به مثابه غولی است که افسارش دست یک سگ است.
پس از جنگ جهانی اوّل و اشغال کامل سرزمین فلسطین از سوی ارتش انگلیس، و سپس برگماری «هربرت سموئیل» یهودی به عنوان کمیسر عالی یا فرماندار نظامی آن سرزمین از سوی انگلستان و به دنبال آن، پیدایش گروهها و سازمانهای شبه نظامی و تروریستی یهودی، مثل هاگانا، پالماخ، ایرگون و اشترن، ترور و کشتار فلسطینیان، به ویژه رهبران و شخصیتهای سرشناس و برجسته فلسطینی افزایش و گسترش پیدا کرد که شهادت شیخ عزالدین قسّام از نمونه های برجسته آن است. از این تاریخ تا حدود شش ماه پس از اعلام تأسیس دولت جعلی اسرائیل در ماه مه ۱۹۴۸ میلادی، این تروریست های اشغالگر یهودی، بیش از یک میلیون فلسطینی را از خانه و سرزمینشان اخراج و آواره کردند که از این تعداد هزاران نفر را نیز به صورت جمعی یا فردی به طرز فجیعی قتل عام کردند که نمونه بارز و برجسته آن قتل عام و کشتار جمعی ساکنان روستاهای دیریاسین، کفر قاسم، دوایمه، بلدالشیخ، طنطوره، عین الزیتون، سعسع و صدها آبادی و روستای دیگر در شهرهای یافا، حیفا، بیت المقدس، الخلیل، عکّا و ... بود. آن ها بر این باور و ادعا بودند که خشونت نظامی از طریق ترور و کشتار فلسطینیان، عٌنصر موثری در جلوگیری از مقاومتِ ساکنان و صاحبان اصلی آن سرزمین و اشغالِ آسانتر اراضی متعلق به فلسطینیان و تأمین امنیت و حفاظت از آبادی های یهودی نشین نوپا در آن سرزمین است.
بنابراین، ترور و اقدامات تروریستی از همان آغاز در دستور کار مهاجمانِ اشغالگر یهود قرار داشته و دارد، آن چنان که تا به امروز صدها نفر از فرماندهان، رهبران، متفکران و دانشمندان جبهه مقاومت از فلسطین تا لبنان، عراق، ایران و ... توسط جوخههای تروریستی این جماعت ناپاک ترور شده و به شهادت رسیدهاند که فهرست اسامی آنان از شهید عزالدین قسّام، تا شهیدان شیخ احمد یاسین، دکتر رنتیسی، دکتر فتحی شقاقی، اسماعیل هنیه، یحیی عیاش، محمّد ضیف، محمود المبوح، یحیی سنوار، ناجی العلی، غسان کنفانی، مُعین بسیسو، ابوجهاد، مغنیه (حاج رضوان)، سیدعباس موسوی، سیدحسن نصرالله، سیدهاشم صفی الدین، حاج قاسم سلیمانی، تا فرماندهان و دانشمندان برجسته ایرانی و حتی به شهادت رساندن سید و سالار شهیدان کربلای ایران، امام خامنه ای عزیز، شامل یک دایره المعارف بزرگ از جنایات تروریستی دژخیمان سفاک یهودی ـ اسرائیلی است.
اما ریشه این رویکرد را باید در آموزهها و اصول و مبانی فکری یهودی بنی اسرائیلی جستوجو کرد. از میان این آموزهها، فرضیه مبتنی بر اصلِ «قوم برگزیده» در آیین یهود بیش از همه خودنمایی میکند. به بیانی دیگر، وحشتناک تر و جنایت بارتر از این همه اقدامات تروریستی و قتل عام و کشتارهای وحشیانه، این آموزه یا فرضیه شیطانی «قوم برگزیده» است که قوم یهود را برتر و بالاتر از همه اقوام و ملتها قلمداد میکند. این آیین مدعی است که تمام ابنای بشر، جز یهودیان شبه انسان یا بر طبق ادبیات عبرانی «گوی» هستند؛ یعنی موجوداتی معادل حیوان که خلق شدهاند تا به قوم برگزیده که حقّ آقایی و سروری و حکومت بر جهان را دارد، خدمت کنند، در غیر این صورت، یعنی اگر در خدمت قوم برگزیده نباشند و یا در برابر زیادهخواهی و برتری طلبی قوم یهود ایستادگی کنند باید از سَر راه برداشته شوند و به قتل برسند.
شما اشاره کردید که برای فهم مسئله ترورها و جنگها باید ریشه های عمیقتری را بررسی کرد. از نگاه شما، در ماجرای تنشها و جنگ های اخیر، بازیگران اصلی چه کسانی هستند و نقش افرادی مثل ترامپ یا نتانیاهو را چگونه باید فهمید؟
بله. بنده معتقدم برای فهم و درک درست از اقدامات تروریستی اسرائیل باید به آموزهها و تعلیمات یهودی در این خصوص مراجعه کرد. زیرا تمام رفتارهای وحشیانه، ترورها، کشتارها، فاجعه نسلکشی در فلسطین، به ویژه جنایاتی که در غزه به وقوع پیوست همه و همه ریشه در آیین یهود دارد. بنابراین، نویسندگان، هنرمندان، استادان دانشگاه ها، مُبلغان و رسانههای ما باید در این باره به وظایف خود عمل کنند. یعنی مردم مسلمان ایران، به خصوص نسل جوان دختر و پسر را با تعالیم و آموزههای شیطانی این جماعت بیش از پیش آشنا کنند. نکته بسیار مهمی که در جامعه ما، به ویژه پس از استقرار نظام اسلامی کمتر به آن پرداخته و توجه شده است.
افرادی مثل دونالد ترامپ ولو در جایگاه رئیس جمهور آمریکا، حتی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم غاصب اسرائیل بازی گردان اصلی صحنه نیستند. این هر دو سگهای وحشی و دستآموز جبهه جهانی یهود بینالملل هستند و قلاده امثال اینها در دست آنها است. آن ها بازیگر اصلی هستند. یعنی افراد و کانونها و بنیادهایی که عمدتاً یهودیاند و سیاستگذاریها و تصمیمسازیهای اصلی را چه در واشنگتن و نیویورک و چه در تل آویو در دست دارند. امروز هیچ تردیدی وجود ندارد که کاخ سفید، پنتاگون، کنگره، سنا و بازار پول وال استریت آمریکا در دست مشتی یهودی قرار دارد. این شبکه مافیایی یهود است که قلب و مغز متفکر سیاستها و برنامهها و تصمیمسازی پشت پرده حکومت و دولت آمریکاست. جبهه جهانی یهود بینالملل ارکان قدرت ایالات متحده را کاملاً تحت قبضه خود دارد و به فرمایش امام شهید، حضرت خامنهای عزیز، آمریکا به مثابه غولی است که افسارش دست یک سگ است.
درواقع میفرمایید ما با یک پدیده نیمه پنهان، خطرناک و تاریخی مواجه هستیم؟
کاملاً درست است. ما با یک مسأله خطرناکی مواجه هستیم که در طول تاریخ این قوم مایه تهدید بشریت، یعنی اقوام و ملتهای غیریهودی و غیربنی اسرائیلی بوده است. علاوه بر جنایات و آدم کشیهای این قوم در تاریخ معاصر جهان، در ادوار بسیار گذشته تاریخ نیز آن ها عامل اصلی کشتار در کشورها و مناطق مختلف جهان، از آفریقا تا آمریکای لاتین، به خصوص در دوره بردهداری و نیز در هندوستان و حتی ایرانِ خود ما بودهاند. در جنگ جهانی اوّل توسط قوای اشغالگر انگلیس اما تحت مدیریت و فرماندهی پشت پرده جبهه جهانی یهود بین الملل، حدود ۹ تا ۱۱ میلیون ایرانی، یعنی تقریباً شصت درصد مردم مظلوم ایران بر اثر یک قحطی مصنوعی و بیماری های مُسری که خود آن ها عامل اصلی اش بودند، قتل عام شدند.
طبق نوشته کتاب «استر» از مجموعه عهد عتیق، خود آن ها اعتراف کردهاند که زمان هخامنشی، یعنی دوره خشایارشا، از طریق نفوذ دو نفر یهودی به نام «استر» و «مُردخای» در هِرم قدرت و حکومت هخامنشی، یهودیها موفق شدند ۷۵۰۰۰ ایرانی را در ۱۲۷ ایالت ایران آن روز یعنی ۲۴۹۹ سال پیش در طی دو روز به صورت جمعی کشتار و قتل عام کنند. آنها همه ساله به یاد این قتل عام وحشتناک جشنی به نام «عید پوریم» در ۱۴ و ۱۵ ماه آدار عبری در تمام مناطق یهودی نشین جهان برگزار میکنند. امسال نیز روز سه شنبه مصادف با ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ این جشن را برگزار کردند. یعنی حدود ۳ روز پس از تهاجم نظامی به ایران اسلامی و به شهادت رساندن امام خامنهای و تعدادی از فرماندهان و مردم ایران.
شما اشاره کردید که برای فهم رفتار کنونی اسرائیل باید به ریشه های فکری جریانهای صهیونیستی بازگشت. منظور شما از خاستگاه اندیشه صهیونیستی چیست؟
ببینید برخلاف برداشت و تصور بسیار اشتباه و غلطی که عدهای در جامعه اسلامی ما ترویج کردهاند و بعضی روشنفکران و غربزدهها یا ناآگاهان نیز همواره آن را تکرار و تبلیغ میکنند، «صهیونیسم» پدیدهای جدای از یهودیت نیست. به بیان دقیقتر، آیین و اندیشه یهود، خاستگاه فکری اصلی پدیدهای تحت عنوان صهیونیسم در دنیای معاصر است. یعنی، آموزهها و تعالیم صهیونیستی دقیقاً و کاملاً در متن و بطن متون یهودی، یعنی تورات و مجموعه «عهد عتیق» وجود دارد. امروز در دانشگاهها، مدارس، پادگانها و دیگر مراکز آموزشی و فرهنگی دولت جعلی اسرائیل، همین آموزهها و اصول و مبانی فکری آموزش داده میشود و ترویج و تبلیغ میگردد. یعنی شما، هیچ وجه افتراقی بین مرام و مبانی یهودی با آن چه که تفکر صهیونیستی قلمداد می شود نمیبینید، چون وجود ندارد. بهترین و مناسبترین متون، منابع و مستندات برای شناخت بهتر و بیشتر و دقیق این جماعت، علاوه بر متون و منابع یهودی یاد شده، کلام الهی یعنی قرآن این کتاب آسمانی است. در قرآن کریم نه فقط به اقدامات و رفتارهای شیطانی و جنایت بار این جماعت به صراحت اشاره شده، بلکه روحیات، خُلقیات، شگردها و شیوههای رفتاری غیرانسانی آنها در طول تاریخ نیز یادآوری شده است.
براساس متون یهودی، آن ها در پای کوه سینا چون «تورات» را پذیرفتند، پس عهد خود را به خدای یهود یعنی «یَهُوه» وفا کردند. زیرا، به قول خودشان، تورات یک پیمان نامه بین خدا و قوم یهود است. از این پَس تا آخرالزمان این خدا یعنی «یَهُوه» است که باید به عهد خود نسبت به قوم یهود پایبند باشد و به آن وفا کند! یعنی خدا در برابر یهود متعهد است. این قوم برگزیده است که در نظام خلقت اصالت دارد، نه خدا یا انبیای خدا. پس خدا باید مطابق منویات، مطالبات و خواست یهود عمل کند تا وفاداری اش به عهد خود با یهود را ثابت کند. بنابراین، حتی اگر پیامبری مبعوث کند که پیامش یا وابستگی قومی اش سازگار یا مطابق خواست و مطالبات این قوم نباشد، مورد پذیرش و قبول نخواهد بود. این اصل که در واقع یک «فرضیه» بسیار خطرناک یهودی است نه فقط برخلاف عدالت، سُنّت و حکمت الهی است؛ بلکه در طول تاریخ، منشاء بسیاری از جنایات و تبهکاری های این قوم تاکنون بوده است.
در قرآن کریم، این کتاب آسمانی و پیام الهی، که کتاب هستیشناسی و کتاب هدایت است، صدها آیه در حوزه دشمنشناسی وجود دارد که عمدتاً درباره قوم یهود است. گرایش آنها به بت پرستی، عصیان و نافرمانی در برابر فرامین الهی، گوساله پرستی، دروغ پردازی، فریب کاری و دغل بازی، پیمان شکنی، استهزا و تمسخر آیات نازل شده از سوی خدا، و مهم تر از همه تکفیر و تکذیب انبیای خدا و حتی قتل پیامبران الهی، آن هم در شرایطی که می دانستند و واقف بودند که او رسول خدا و پیامبر مبعوث شده از سوی باریتعالی است. به این مهم در آیات متعددی اشاره شده است. برای مثال در آیه ۱۵۵ سوره نساء، به قتل انبیای خدا از سوی قوم یهود تصریح و سپس تأکید شده که «بِغَیرِ حَقٍّ»، یعنی آن ها علم بر این داشتند که او پیامبر خداست. یا در آیه ۱۵۶ همین سوره اشاره گردیده که چگونه به حضرت مریم تهمت زشت زدهاند. باز در آیه ۱۵۷ سوره نساء با اشاره به رفتار و ادعای یهود تصریح شده که «یهودیها گفتند ما مسیح، عیسیبنمریم رسول خدا را به قتل رساندیم و به صلیب کشیدیم.» البته قرآن میفرماید که «اَمر به آنها مشتبه شد». یعنی اگرچه قصد کردند آن حضرت را به صلیب کشیده و به قتل برسانند، اما خداوند در آیه ۱۵۸ سوره نساء میفرماید که «خدا او را به سوی خود بالا برد».
به همین دلیل، یعنی این قبیل جنایات وحشتناک، خداوند آنها را به «عذاب الیم» بشارت داده است. آن چنان که در آیه ۲۱ آل عمران خطاب به این قوم آمده است: «همانا، کسانی که پیوسته آیات الهی را انکار میکنند و پیامبران را به ناحق] یعنی با علم به نبوت آنان [به قتل میرسانند و نیز اشخاصی را که به عدالت امر میکنند را هم به قتل میرسانند، آنها را به عذابی دردناک بشارت ده».
البته در آیه ۱۷۰ سوره مائده و ۹۱ سوره بقره نیز به قتل پیامبران خدا از سوی قوم یهود تصریح گردیده؛ اما یکی از آیات بسیار شگفت آور و تکاندهنده در این باره، آیه ۸۷ سوره بقره است که خداوند تبارک و تعالی، به طور مستقیم یهودیها، به خصوص رهبران و سران یعنی «احبار و ربّانیون» قوم یهود را مخاطب قرار داده و قتل پیامبران گذشته را نیز به آن ها گوشزد میکند، که شما این جنایت را مرتکب شدهاید. این در حالی است که از زمان حضرت موسی تا زمان پیامبر اسلام، حدود ۱۹۵۰ سال فاصله زمانی وجود دارد. اما خدای تبارک و تعالی به یهود زمان پیامبر اسلام خطاب میکند که شما این پیامبران را تکذیب کرده و به قتل رساندهاید! یعنی شما هم همان موجوداتی هستید که پیشینیان شما بودند و فرقی میان شما پس از گذشت قریب دو هزار سال وجود ندارد.
در این آیه شریف خداوند تبارک و تعالی به صورت سؤال و در عین حال با خشم و غضب، خطاب به آنان چنین میفرماید: «وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَی الْکِتَابَ وَقَفَّیْنَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَیْنَا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنَاتِ وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَکُلَّمَا جَاءَکُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَی أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقًا کَذَّبْتُمْ وَفَرِیقًا تَقْتُلُونَ؛ البته به موسی کتاب دادیم و پیامبرانی نیز بعد از او فرستادیم و به عیسیبنمریم حجّتهای روشن اِعطا کردیم و او را با روح القدس تأیید نمودیم. پس آیا هر بار پیامبری پیامی برایتان آورد که مطابق هوای شما نبود، استکبار ورزیدید و سپس گروهی] از پیامبران [را تکذیب و گروهی را میکشتید؟»
برداشت شما از این آیه چیست؟
برداشت بنده، براساس آن چه عالمان و مفسران نیز تشریح فرمودهاند، این است که قرآن یک مُدل و شیوه رفتاری و فکری تاریخی یهود را توصیف میکند. براساس اندیشه یهودی، هرکسی، حتی پیامبر مبعوث از سوی خدای خالق هستی هم، باید کتاب و پیامش منطبق با خواست، انتظارات، مطالبات و فرضیه های یهود و سازگار با آن باشد وگرنه تکذیب می شود و آن رسول الهی به قتل میرسد. قرآن به گونه ای یادآوری میکند که این تفکر و روحیه در تمام ادوار تاریخ این قوم ثابت مانده و تغییر نیافته است. یعنی یهودیهای دوران بعثت پیامبر اکرم(ص)، به همان افکار، اندیشه، روحیه، آیین و فرضیه ها پایبند بودند که یهود زمان حضرت موسی(ع) و حضرت عیسی(ع) و ... پایبند بودند.
براساس این آموزه قرآنی، به جرأت میتوان گفت، یهودیت امروز با تمام شیوههای رفتاری، افکار، روحیات، خُلقیات و اقدامات، همان یهود زمان حضرت رسول(ص) و همان یهود زمان حضرت عیسی(ع) و موسی(ع) است. تفکیک اینها از هم برخلاف تعلیمات و آموزههای قرآن است که متأسفانه امروز بعضی غربزدهها و روشنفکران، و در واقع «یهودزده»ها مرتکب میشوند و درصدد تطهیر یا تبرئه یهود هستند. این در حالی است که خدای خالق عالم هستی همراه با مذمّت و غضب، خودبرتربینی، هواپرستی و رفتار جنایت بار یهود را توبیخ کرده و آن ها را با شدّت و خشم مورد سؤال قرار داده تا ماهیت ددمنشانه آن ها را افشا کند.
از دیدگاه شما، ریشه و منشاء این خصلت و رفتار یهود در طول تاریخ این قوم چیست و از کجا سرچشمه می گیرد؟
ببینید، براساس آیین یهود، یهود «قوم برگزیده» نظام خلقت است و هیچ ملت یا قوم دیگر برابر این قوم نیست. ملاک و معیار برگزیدگی در یهودیت هم، پایبندی به موازین اخلاقی و رعایت آن و یا پایبندی به ارزشهای انسانی نیست. یهودی جماعت بدون پایبندی به تمامی ارزشهای انسانی و معیارهای اخلاقی هم، باز «قوم برگزیده» محسوب میشود؛ چرا؟ چون براساس متون یهودی، آنها در پای کوه سینا چون «تورات» را پذیرفتند، پس عهد خود را به خدای یهود یعنی «یَهُوه» وفا کردند. زیرا، به قول خودشان، تورات یک پیماننامه بین خدا و قوم یهود است. از این پَس تا آخرالزمان این خدا یعنی «یَهُوه» است که باید به عهد خود نسبت به قوم یهود پایبند باشد و به آن وفا کند! یعنی خدا در برابر یهود متعهد است.
به بیانی دیگر، این قوم برگزیده است که در نظام خلقت اصالت دارد، نه خدا یا انبیای خدا. پس خدا باید مطابق منویات، مطالبات و خواست یهود عمل کند تا وفاداریاش به عهد خود با یهود را ثابت کند. بنابراین، حتی اگر پیامبری مبعوث کند که پیامش یا وابستگی قومی اش سازگار یا مطابق خواست و مطالبات این قوم نباشد، مورد پذیرش و قبول نخواهد بود. این اصل که در واقع یک «فرضیه» بسیار خطرناک یهودی است نه فقط برخلاف عدالت، سُنّت و حکمت الهی است که در طول تاریخ، منشاء بسیاری از شرارت ها، جنایات و تبهکاری های این قوم تاکنون بوده است.
به نظر حقیر، عبارتِ «بِمَا لَا تَهْوَی أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ» در این آیه شریفه، اشاره به این فرضیه یهودی دارد که اشاره بر «هوای نفس» این جماعت است که با استناد و اتکای به آن هوای شیطانی یا فرضیه ابلیسی، در برابر خدا هم استکبار می ورزند. یعنی نه فقط خود را برتر از دیگر ابنای بشر میپندارند بلکه در برابر خدا و انبیای خدا نیز خود را بزرگتر و برتر میبینند!
این نگاه چگونه با وضعیت امروز منطقه پیوند پیدا میکند و چرا این تحلیل برای ارزیابی امروز منطقه ما اهمیت دارد؟
اوّلاً خاستگاه فکری پدیدهای تحت عنوان «صهیونیسم» و نیز آرمان و اندیشه تأسیسِ این رژیم غاصب و جعلی اسرائیل، آیین و آموزهها و تعالیم یهودی است. هم صهیونیسم و هم اسرائیل به اصول، مبانی فکر و اندیشه های برخاسته از متون یهودی یعنی «تورات» و «عهد عتیق» استوار، متکی و پایبند هستند. سیاستها، شیوههای رفتاری، اهداف و راهبردهای صهیونیسم و اسرائیل کاملاً یهودی است. بنابراین، برخلاف نگرش برخی ناآگاهان یا روشنفکرزدهها، این پدیدهها تافته جدابافتهای از یهود نبوده و نیستند. آن چه امروز در مراکز آموزشی اسرائیل، مدارس، دانشگاهها و مراکز نظامی آن رژیم آموزش داده میشود، حتی قوانین و مقررات حقوقی و اجتماعی و فرهنگی، کاملاً یهودی است و مجمع عالی خاخامها، به ویژه جریان یهودیت ارتودوکس یا راست کیش در اسرائیل دست برتر را دارد و حرف اول و آخر را میزند.
آنها با استناد به فرضیه قوم برگزیده یا قوم برتر، مدعی هستند که گُلِ سرسَبد عالم آفرینش هستند و این «حق تاریخی» در نظام خلقت به آن ها اعطا شده که بر جهان سروری، آقایی و حکومت بکنند.
طبق ادعای مبتنی بر متون یهودی و ساخته و پرداخته رهبران و نویسندگان یهود، فلسطین «سرزمین موعود» قوم یهود یا قوم برگزیده است. این «حق تاریخی» به آنها مجوز می دهد که پس از مرحله تأسیس دولت یهودی در فلسطین، به ایجاد دولت بزرگ بنیاسرائیلی به پهنه نیل تا فرات، یعنی از عراق تا مصر اقدام کنند؛ همان آرمان یا رؤیایی که در پرچم رژیم جعلی اسرائیل به صورت یک نماد آمده است؛ یعنی دو نوار آبی رنگ که نمادی است از دو رود نیل و فرات. با این همه، آن ها با استناد به متون توراتی و عبرانی مدعیاند که مرحله بعد از تأسیس اسرائیل بزرگ، حکومت یا سلطنت جهانی قوم یهود باید در کُلّ جهان برپا شود. بنابراین، سیطرهای که امروزه یهود در ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا به دست آورده از این منظر و از این زاویه قابل ارزیابی است.
امروز نظام سیاستگذاری و برنامهریزی و حتی تصمیمسازی و به بیانی دقیق تر نظام حکمرانی در مناطق یادشده دنیای غرب در دست مشتی یهودی یعنی صاحبان مراکز بزرگ بانکی و پولی، مالکان کمپانیهای بزرگ صنعتی و تولیدی و ... قرار دارد.
آنها امروز بخشهای بسیار وسیع و گستردهای از ممالک اسلامی را به ویژه در غرب آسیا و منطقه خلیج فارس، از طریق عوامل و عناصر مزدور و دست نشانده و یا از طریق سرمایهگذاریهای کلان، در چنگال خود گرفتهاند و از این طریق یک حاشیه امن برای امنیت رژیم نامشروع اسرائیل از یکسو و یک خطر و تهدید برای امت اسلام به وجود آوردهاند که همه این تحرکات و توطئهها را باید در مسیر پروژه ایجاد «اسرائیل بزرگ» تحلیل و ارزیابی کرد.
از سویی دیگر، آن چه در چند دهه اخیر، تکاپوی حاکمیت جهانی یهود را به چالش کشیده، پدیده بیداری جهانی، به ویژه بیداری اسلامی در دنیای اسلام است که نقطه کانونی و مرکزی آن ایران اسلامی است. به بیانی دیگر، انقلاب اسلامی، نه فقط پایگاههای آنها را با ساقط کردن سلطنت دستنشانده شاهنشاهی برچید و طومارِ جولان و حضورشان را در این سرزمین درهم پیچید، بلکه با احیای آرمان مقدس آزادسازی سرزمین فلسطین از چنگال اشغالگران بنی اسرائیلی، رؤیای دیرینه این قوم را به کابوس تبدیل کرد.
علاوه بر این، گسترش تولید علم و فنآوریهای نوین و بومی در همه عرصههای پزشکی، صنعت، دارویی، هستهای، هوافضا و حرکت ایران به سوی قُلّههای شکوفایی تمدّن اسلامی و نیز استقبال آزادگان جهان از گفتمان ایرانی ـ اسلامیِ مبتنی بر خوداتکایی، خودکفایی، استقلالطلبی، آزادیخواهی و استکبارستیزی، نه تنها در تقابل و تعارض با تکاپوی شیطانی و پروژه جهان گشایی یهود و موجب هراس و نگرانی این جماعت تبهکار گردید که آنها از ظهور یک قطب قدرت جدیدِ متکی بر معیارهای الهی و ارزشهای انسانی بهعنوان یک الگوی حکمرانی معنوی در جهان به شدّت دچار آشفتگی، روانپریشی گردیده و وحشتزده شدهاند. زیرا این قطب قدرت متکی بر ارزشهای معنوی و الهی درست در مقابل مادیگرایی، فسادگستری، چپاولگری، استثمارگری و ملاک های ضدانسانی این جماعت تبهکار و این مافیای گوسالهپرستِ شیطان گرا قرار دارد.
بنابراین، خصومت، کینه توزی و همه دسیسهها، فشارهای سیاسی، تحریمها، آشوبها، فتنهها، جنگ تحمیلی هشت ساله، ترور عالمان، دانشمندان، فرماندهان و تهاجم نظامی دوازده روزه و به دنبال آن شبه کودتای دی ماه سال گذشته و عملیات تروریستی و وحشیانه نظامی شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴ شیطان بزرگ آمریکای جنایتکار با همراهی و همدستی رژیم سفاک و خون آشام اسرائیل به ایران اسلامی و شهادت قائد بزرگ دنیای اسلام، حضرت امام خامنه ای شهید و شماری از فرماندهان بلندپایه و مردم ایران را از این زاویه باید بررسی و ارزیابی کرد.

۱۳:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۹


نظر شما