خبرگزاری مهر، یادداشت- حسین رجائی: «تفکیک مسائل» یک اصل کلیدی در مذاکرات پیشرو است. اینکه ما ریشه و سر رشته هر یک از مباحثمان با دشمن را گم نکنیم.
بر همین اساس:
۱_ اگر در موضوع هستهای با دشمن مذاکره میکنیم به دلیل تلاش برای رفع تحریمهاست. طبعا نباید مسائل دیگر مثل تنگه هرمز را در آن دخیل کنیم. دشمن آخرین پیشنهاد ما در موضوع هستهای را قبول نکرد و وارد جنگ شد و سرآخر شکست خورد، پس طبیعتا نباید امتیازات هستهای که اکنون به دشمن پیشنهاد میدهیم در سطح همان پیشنهاد قبل از جنگ یا خدای نکرده بیشتر از آن باشند.
۲_ قضیه تنگه هرمز ربطی به تحریمها و داراییهای مسدود شده ما ندارد، بلکه مرتبط با بحث جنگ و غرامت ۲۷۰ میلیارد دلاری کشور ماست. عمری ملت ما از حقوق و قدرت سرزمینی خود در تنگه هرمز صرفنظر کرد، در عوض همسایگان عربمان از آن سود بردند. ولی سر آخر نتیجه آن شد که خاک و امکانات خود را برای حمله به کشور ما در اختیار دشمنانمان قرار دادند. از این به بعد داستان فرق میکند. تنها زمانی میتوانند ضمن پرداخت عوارض، به تجارت از این تنگه ادامه دهند که غرامتهای جنگی که علیه ما آغاز شد را بپردازند.
پس طرف مذاکرات ما در تنگه ابتدا دولتهای همسایه و پس از آن خریداران انرژی آنها هستند. بر این اساس، آمریکا هم تنها به اندازه سهمی که از پرداخت غرامت میخواهد برعهده بگیرد میتواند طرف مذاکرههای مرتبط با آن قرار بگیرد. این مذاکرات باید به صورت دو به دو و جداگانه با کشورهای ذینفع صورت پذیرد و اگر آمریکا نمیخواهد غرامت خسارتی که در جنگ به ما زده را بپردازد لزومی ندارد در جریان نوع تعاملات دیپلماتیک جدید ما با سایر کشورها قرار بگیرد.
برپایه آنچه اشاره شد معادل ساختن مواردی چون آزادسازی بخشی از داراییهای مسدود شده ایران یا برداشتن بخشی از تحریمها با موضوع حاکمیت کشورمان بر تنگه هرمز، یک اشتباه راهبردی به حساب میآید.
۰۱:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۹


نظر شما