خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: در اندیشه و سیره رهبر شهید انقلاب، کتاب و کتابخوانی جایگاهی فراتر از یک فعالیت فرهنگی معمول دارد و بهعنوان یکی از پایههای اصلی در ارتقای سطح آگاهی عمومی، تقویت بصیرت و استمرار پایداری فرهنگی مورد توجه قرار گرفته است. این رویکرد، در طول زمان به شکلگیری نگاهی منسجم و راهبردی نسبت به فرهنگ مکتوب در لایههای مختلف جامعه انجامیده است. در سوی دیگر، بررسی برخی رخدادها از جمله جنگ رمضان نشان میدهد که حضور مردم در عرصههای عمومی و خیابانها، صرفاً یک کنش اجتماعی مقطعی نیست، بلکه میتواند بهعنوان یکی از عناصر مؤثر در تقویت همبستگی اجتماعی، بازتعریف انسجام جمعی و تحکیم وحدت ملی نقشآفرین باشد؛ حضوری که در شرایط حساس، در شکلدهی به معادلات اجتماعی و سیاسی اثر قابل توجهی بر جای میگذارد. بر همین اساس و با هدف واکاوی ابعاد مختلف این موضوعات، گفتوگویی با مهدی محمدی، مدیر انتشارات معارف انجام شده است.
*رهبر شهید انقلاب، همواره بر اهمیت کتاب و ترویج فرهنگ مطالعه تأکید داشتند و آن را جایگزینناپذیر میدانستند. ارزیابی شما از این رویکرد چیست؟ بهطور کلی، توجه یک شخصیت سیاسی به کتابخوانی و حوزه فرهنگ چه تأثیری بر شکلگیری نگرش افکار عمومی در داخل و خارج از کشور میتواند داشته باشد؟
این سنتی که رهبر شهید معظم انقلاب در حوزه کتاب و کتابخوانی پایهگذاری کردند، در واقع سنتی متمایز و کمنظیر به شمار میآید؛ بهگونهای که میتوان گفت در میان سیاستمداران جهان، نمونهای همتراز با این میزان توجه و اهتمام به کتاب بهسختی قابل شناسایی است. ایشان نهتنها به کتاب بهعنوان یک ابزار فرهنگی نگاه میکردند، بلکه با صرف زمان و انرژی قابل توجه، بهصورت مستمر بر اهمیت کتابخوانی تأکید داشتند.
این توجه را میتوان هم در بازدیدهای مکرر ایشان از نمایشگاههای کتاب مشاهده کرد و هم در یادداشتها و تقریظهایی که بر آثار مختلف نگاشتهاند. در همین چارچوب، ما نیز توفیق داشتیم در چندین دوره، در غرفه نشر معارف میزبان حضور ایشان باشیم و از نزدیک شاهد این دقتنظر و اشراف علمی باشیم. افزون بر این، بیانات ایشان درباره کتاب و تأکیدهایی که در این زمینه مطرح میکردند، نشاندهنده نگاه راهبردی ایشان به مقوله کتابخوانی است.
نکته قابل توجه این است که ایشان بهندرت از تعبیر «باید» در بیانات خود استفاده میکردند، اما در موضوع کتابخوانی، صراحتاً بر ضرورت آن تأکید داشتند. این امر نشان میدهد که از منظر ایشان، کتابخوانی نه یک فعالیت فرعی، بلکه ضرورتی اساسی برای ارتقای سطح آگاهی جامعه است. در واقع، این تأکیدات بیانگر درایت، تیزبینی و عمق نگاه ایشان است؛ چراکه از طریق ترویج کتابخوانی، جامعه را به سوی بصیرت و آگاهی بیشتر هدایت میکردند.
بر همین اساس، هر فردی که کتابخوانی را به بخشی از سبک زندگی خود تبدیل کند، بهطور طبیعی از سطح آگاهی بالاتری برخوردار خواهد شد و نگاه عمیقتری نسبت به مسائل پیرامون خود پیدا خواهد کرد. این موضوع از نظر ایشان اهمیت ویژهای داشت؛ بهطوری که هر سال زمان مشخص و قابل توجهی را به بازدید از نمایشگاه کتاب اختصاص میدادند و سخنرانیهایی که در این فضا ایراد میکردند، حاکی از سطح بالای تحلیل و اشراف ایشان بر حوزه فرهنگ و اندیشه بود.
این ویژگی حتی در دیدارهای بینالمللی ایشان نیز بازتاب داشت. هنگامی که سیاستمداران و اندیشمندان جهان با ایشان دیدار میکردند، تسلط ایشان بر ادبیات و آثار مکتوب جهان، موجب شگفتی آنان میشد. بسیاری از این افراد با تعجب از این موضوع یاد میکردند که رهبر یک کشور اسلامی، تا این اندازه با آثار جهانی آشنا و بر آنها مسلط است. این مسئله در حالی بود که ایشان در کنار مسئولیتهای سنگین اداره کشور و مواجهه با چالشهای متعدد در سطح بینالمللی، همچنان توجه ویژهای به مطالعه و کتابخوانی داشتند.
در مجموع، این رویکرد نهتنها نشاندهنده جایگاه علمی رهبری در یک کشور اسلامی است، بلکه تصویری متفاوت از آنچه گاه درباره سطح علمی رهبران در برخی کشورهای مسلمان تصور میشود، ارائه میدهد؛ تصویری از رهبری که با برخورداری از دانش گسترده، نگاه جامع و تسلط بر منابع مختلف، توانسته است میان مسئولیتهای کلان حکمرانی و اهتمام به حوزه فرهنگ و اندیشه، توازن برقرار کند.
* چه کتابهایی را برای شناخت بهتر آمریکا و اسرائیل به مخاطبان پیشنهاد میکنید؟
ما در نشر معارف در این حوزه، بیش از ۱۵ عنوان کتاب منتشر کردهایم. اگر بخواهیم آثار تألیفی و تولیدی خود مجموعه را هم در نظر نگیریم، مجموعهای از آثار ارزشمند اساتید و پژوهشگران نیز در اختیار داریم که به این موضوع پرداختهاند.
از جمله این آثار، کتابهای آقای دکتر سید هاشم میرلوحی است؛ ایشان سالها در آمریکا حضور داشتهاند و از نزدیک با ساختار اجتماعی، سیاسی و فرهنگی این کشور آشنا هستند. این تجربه زیسته، به آثار ایشان وجهی تحلیلی و درونی داده است. از جمله کتابهای ایشان میتوان به «یوسرائیل و صهیوناکراسی» اشاره کرد که در آن، موضوع اسرائیل و صهیونیسم جهانی از زاویهای فراتر از مرزهای جغرافیایی و با اتکا به تحلیلهای درونی نسبت به ساختار قدرت در آمریکا بررسی میشود.
کتاب دیگر ایشان با عنوان «گشت ارشاد در آمریکا» نیز به بررسی ابعاد فرهنگی و اجتماعی جامعه آمریکا و لایههای پنهان آن میپردازد. همچنین اثر «رژیم پادشاهی آمریکا و ایران» از دیگر آثار ایشان است که به نسبت ساختار قدرت در آمریکا و جایگاه ایران در این معادله میپردازد.
در کنار این آثار، کتاب «جغرافیای سیاسی رژیم صهیونیستی» نیز در مجموعه ما منتشر شده است که این رژیم را از منظر جغرافیایی، ژئوپلیتیکی و ایدئولوژیک مورد بررسی قرار میدهد و تلاش دارد تصویری چندلایه از ساختار آن ارائه کند.
همچنین کتاب «خاورمیانه عصر ظهور» در این مجموعه وجود دارد که با بهرهگیری از روایات و تحلیلهای تاریخی، به بررسی تحولات خاورمیانه و جنگهای آخرالزمانی میپردازد و برای مخاطبان علاقهمند به این حوزه قابل توجه است.
از دیگر آثار میتوان به کتاب «آمریکا مهد دموکراسی و آزادی» اشاره کرد. عنوان این کتاب بهصورت آگاهانه با نگاهی انتقادی انتخاب شده و در واقع، به واکاوی مفهوم دموکراسی و آزادی در ساختار سیاسی و اجتماعی آمریکا میپردازد.
در کنار این آثار تألیفی، مجموعهای از کتابهای ترجمهای نیز در اختیار داریم که برخی از آنها مستقیماً از نویسندگان آمریکایی و منتقدان غربی ترجمه شدهاند. این آثار به مخاطب کمک میکند تا شناختی از آمریکا از زاویه نگاه اندیشمندان داخلی خود این کشور پیدا کند.
از جمله این آثار میتوان به «طبقه حاکم»، «چه کسی بر جهان حکومت میکند؟» و «بازنشانی بزرگ و جنگ بر سر جهان» اشاره کرد. این کتابها به قلم نویسندگانی منتشر شدهاند که در بطن جامعه آمریکا زیستهاند و ساختار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این کشور را از نزدیک تجربه کردهاند. از این رو، تحلیلهای ارائهشده در این آثار، برای شناخت دقیقتر از آمریکا اهمیت دارد.
یک اثر مناسب برای مخاطب نوجوان وجود دارد با عنوان «جهانخوار» نوشته علی شعیبی. این کتاب با زبانی ساده و قابل فهم برای نوجوانان، تلاش میکند تصویر روشنی از مفهوم قدرت جهانی و نقش آمریکا در آن ارائه دهد و میتواند برای نسل جوان، نقطه شروع مناسبی برای آشنایی با این مباحث باشد.
* در شرایط جنگ کنونی، وظایف بخش فرهنگی، نویسندگان و ناشران را چگونه ارزیابی میکنید؟ بهطور مشخص، این مجموعهها چه نقشی در تبیین شرایط، ارتقای آگاهی عمومی و مدیریت فضای فکری جامعه میتوانند ایفا کنند؟
ببینید، امروز ما با پدیدهای مواجه هستیم که از آن با عنوان «جنگ روایتها» یاد میشود. این مسئله صرفاً مربوط به شرایط کنونی نیست، بلکه از ابتدای شکلگیری اسلام وجود داشته و در مقاطع مختلف تاریخی، با شدت و ضعف ادامه پیدا کرده است. اما آنچه امروز اهمیت موضوع را دوچندان میکند، شکل ترکیبی و پیچیدهای است که این جنگ روایتها علیه کشور ما به خود گرفته است. همین مسئله ضرورت تحلیل، تعمق و برنامهریزی جدیتر را در این حوزه آشکار میکند.
در مجموعه ما در انتشارات معارف، به این جمعبندی رسیدیم که یکی از اقدامات ضروری، ترجمه آثار تبیینی به زبانهای مختلف است. بر همین اساس، از حدود دو تا سه سال گذشته، فرآیند ترجمه کتابها آغاز شده و این آثار با همکاری افراد فعال در این حوزه، برای مخاطبان بینالمللی آمادهسازی و عرضه میشود. این کتابها به زبانهای مختلفی از جمله انگلیسی، عربی، اسپانیولی، ترکی استانبولی، اردو و سایر زبانها ترجمه و در کشورهای مختلف منتشر میشوند.
این وظیفهای است که صرفاً متوجه یک مجموعه خاص نیست، بلکه همه ناشران و فعالان فرهنگی باید خود را در قبال آن مسئول بدانند. در شرایطی که بسیاری از کشورهای جهان تحت تأثیر گسترده جریان رسانهای غرب قرار دارند و افکار عمومی در معرض حجم بالایی از روایتهای جهتدار قرار میگیرد، طبیعتاً مسئولیت ما در ارائه روایت صحیح و دقیق، سنگینتر میشود.
از سوی دیگر، فعالانی که در حوزه ترجمه و انتشار این آثار فعالیت میکنند نیز نیازمند حمایت نهادهای مختلف از جمله سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، رایزنیهای فرهنگی در کشورهای مختلف و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند. این مجموعهها باید بهصورت منسجم در این حوزه ورود کنند.
در صورتی که ما نتوانیم روایت صحیح، دقیق و بهموقع از وقایع ارائه کنیم، حتی اگر در عرصه نظامی با اتکا به حضور مردم و ظرفیتهای دفاعی به موفقیتهایی دست پیدا کنیم، ممکن است در میدان روایتها با چالش جدی مواجه شویم. اهمیت این موضوع در سرعت و دقت روایتگری است؛ چراکه اگر روایت اول توسط دیگران شکل بگیرد، اثرگذاری آن بسیار بیشتر خواهد بود و اصلاح آن در مراحل بعدی زمانبر و دشوار خواهد شد.
بنابراین، ضرورت دارد که روایت صحیح، هم بهموقع و هم دقیق ارائه شود. تحقق این امر مستلزم هماهنگی میان تمامی دستگاههای متولی، از رسانه ملی گرفته تا نهادهای فرهنگی و بینالمللی، و همچنین ناشران و مترجمان فعال در این عرصه است. این مجموعهها باید در قالب یک ساختار منسجم و هماهنگ عمل کنند تا از ظرفیتهای موجود بهدرستی بهرهبرداری شود.
در حال حاضر، حجم فعالیتها در این حوزه نسبت به نیاز واقعی بسیار محدود است و میتوان گفت فاصله قابل توجهی تا نقطه مطلوب وجود دارد. هرچند اقداماتی آغاز شده، اما برای رسیدن به نتیجه مؤثر، صرف تولید چند ده عنوان کتاب کافی نیست. علاوه بر تولید محتوا، باید به بخش رسانهای و تولیدات تکمیلی نیز توجه جدی شود.
در نهایت، آنچه اهمیت دارد شکلگیری یک مرکز یا سازوکار هماهنگکننده است که بتواند تمامی این ظرفیتها را در کنار هم قرار دهد و از آنها بهصورت هدفمند استفاده کند. تنها در این صورت است که میتوان امیدوار بود در جنگ روایتها نیز، روایت دقیق، صحیح و اثرگذار از واقعیتها ارائه شود و جایگاه کشور در این عرصه تثبیت گردد.
* به نظرشما درحال حاضر چه فعالیتی میتواند موثر باشد و اثر جنگ رمضان را برای نسل آینده باقی بگذارد؟
ما انتظار داریم حجتالاسلام قمی در این فضای غبارآلودی که امروز در حوزه روایتها شکل گرفته، نقش فعالتری ایفا کنند. همانطور که عرض شد، امروز سازمانها و نهادهای مختلفی در این عرصه مشغول فعالیت هستند، اما به نظر میرسد نیاز به یک نقطه کانونی و متمرکز بیش از گذشته احساس میشود.
پیشنهاد مشخص این است که سازمان تبلیغات اسلامی یک پایگاه ویژه برای «روایتها» ایجاد کند؛ پایگاهی که مأموریت اصلی آن صرفاً روایتسازی و روایتپردازی باشد. این پایگاه میتواند بهصورت مستقل و تخصصی شکل بگیرد و صرفاً محدود به یک حوزه خاص مانند حوزه هنری نباشد، بلکه بهعنوان یک مرکز جامع عمل کند.
در چنین ساختاری، انواع روایتها اعم از روایتهای مکتوب، شفاهی و هنری میتواند تجمیع شود. سپس بر اساس نیاز، این محتواها در همانجا فرآوری شوند؛ بهعنوان مثال، در صورت نیاز ترجمه شوند، در صورت لزوم دوبله شوند و در قالبهای مختلف رسانهای آماده عرضه گردند. همچنین این پایگاه میتواند با رایزنیهای فرهنگی در کشورهای مختلف ارتباط مستقیم برقرار کند و مسیر انتشار بینالمللی این آثار را تسهیل نماید.
در واقع، چنین مرکزی میتواند به یک مأمن و مرجع برای ناشران و فعالان فرهنگی تبدیل شود؛ جایی که تولیدکنندگان محتوا بدانند آثارشان در یک ساختار منسجم بررسی، تکمیل و به مخاطب جهانی عرضه میشود. این امر مستلزم نوعی هماهنگی بیندستگاهی است که در آن نقش سازمان تبلیغات اسلامی و شخص حجتالاسلام قمی میتواند بهعنوان محور و پرچمدار این حرکت تعریف شود.
از سوی دیگر، واقعیت امروز جهان نشان میدهد که ظرفیت شنیدن و پذیرش روایتهای جدید در سطح بینالمللی وجود دارد. نشانههای این مسئله را میتوان در نقاط مختلف دنیا مشاهده کرد؛ از جمله در شهرهایی مانند تورنتو یا حتی در آمریکا، جایی که در برخی تجمعات، پرچم ایران نیز به اهتزاز درمیآید. این موضوع نشاندهنده نوعی تشنگی در میان ملتها و شکلگیری یک بیداری نسبی در افکار عمومی جهان است.
این وضعیت، بهنوعی فرصت مهمی را برای ارائه روایتهای دقیق و اثرگذار فراهم کرده است. امروز این ضرورت وجود دارد که توضیح داده شود چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است، چرا برخی قدرتها به دنبال اعمال فشار بر کشورهایی مانند ونزوئلا هستند و اهداف کلانتر این سیاستها چیست. همچنین لازم است تصویر دقیقتری از مسئله ایران و جایگاه آن در معادلات جهانی ارائه شود؛ نه صرفاً در چارچوب داخلی، بلکه در سطحی فراتر از مرزها.
البته تبیین داخلی این مسائل اهمیت خود را دارد و اتفاقاً در حال انجام است، اما برای همراهسازی افکار عمومی جهان، باید این روایتها به زبان جهانی نیز منتقل شوند. در واقع، نوعی هماهنگی زبانی و ادبیاتی در سطح بینالمللی لازم است تا امکان درک مشترک از واقعیتها فراهم شود.
از این منظر، میتوان گفت شکلگیری چنین ادبیاتی در جهان، میتواند مقدمهای برای تحولات بزرگتر باشد؛ بهگونهای که در سطحی کلانتر، زمینهساز نوعی همگرایی فکری در برابر جریانهای سلطهگر شود. این مسئله در تحلیلهای کلان، بهعنوان یکی از مقدمات قابل بحث برای تحولات آینده نیز مطرح میشود.
در نهایت، انتظار این است که این دیدگاه بهصورت جدی منتقل شود و مورد توجه قرار گیرد. به نظر میرسد امروز بیش از هر زمان دیگری، شرایط برای شکلگیری یک حرکت منسجم در حوزه روایتها فراهم است و میتوان از این «جنگ روایتها» بهعنوان یک فرصت راهبردی نیز بهره گرفت.



نظر شما