۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۸:۱۱

وزیر خارجه پیشین لبنان در گفتگو با مهر:

اهداف آمریکا و اسرائیل از جنگ محقق نشد؛ آتش‌بس در لبنان شکننده است

اهداف آمریکا و اسرائیل از جنگ محقق نشد؛ آتش‌بس در لبنان شکننده است

«عدنان منصور» هدف از جنگ آمریکایی- صهیونیستی علیه ایران را سرنگونی حاکمیت ایران خواند و گفت که آنها در تحقق اهداف خود شکست خورده و مجبور به ورود به میز مذاکرات شدند.

خبرگزاری مهر؛ گروه بین الملل: در شرایطی که تحولات منطقه‌ای با شتابی کم‌سابقه در حال تغییر است، مذاکرات میان ایران و آمریکا بار دیگر به یکی از کانون‌های اصلی توجه در عرصه دیپلماسی بین‌المللی تبدیل شده است. این گفت‌وگوها نه‌تنها در سایه بی‌اعتمادی عمیق میان دو طرف، بلکه در بستر یک تقابل مستقیم نظامی و پیامدهای سنگین آن دنبال می‌شود؛ تقابلی که به‌جای تحقق اهداف اعلامی واشنگتن، پرسش‌های جدی درباره کارآمدی راهبرد فشار حداکثری و مداخلات نظامی آمریکا ایجاد کرده است.

در چنین فضایی، رفتار و مواضع دونالد ترامپ که با ترکیبی از تهدید، فشار و هم‌زمان طرح پیشنهاد مذاکره همراه بوده بر پیچیدگی معادلات افزوده و آینده این روند را با ابهامات بیشتری روبه‌رو کرده است. از یک سو، آمریکا تلاش دارد شروطی حداکثری را بر میز مذاکره تحمیل کند و از سوی دیگر، ایران با تأکید بر خطوط قرمز خود در حوزه حاکمیت، امنیت ملی و حفظ دستاوردهای راهبردی، نشان داده که حاضر به پذیرش توافقی یک‌جانبه نیست.

هم‌زمان، تحولات میدانی از جمله تنش در تنگه هرمز، آثار اقتصادی جنگ و فشارهای بین‌المللی بر مسیر مذاکرات سایه انداخته و این پرسش را مطرح کرده است که آیا دیپلماسی می‌تواند جایگزین تقابل شود یا منطقه در آستانه دور تازه‌ای از بحران قرار دارد.

در همین رابطه «ورده سعد» خبرنگار خبرگزاری مهر در گفتگو با «عدنان منصور» وزیر امور خارجه پیشین لبنان به بررسی تحولات اخیر لبنان و ارتباط آن با موضوع ایران پرداخته است که در ادامه متن کامل این گفت‌وگو آمده است:

شما از نظر دیپلماتیک، مسیر و سرنوشت مذاکرات بین ایران و آمریکا را در سایه تکبر ترامپ و برتری‌جویی آمریکا چگونه می‌بینید و اوضاع به کجا خواهد رسید؟

شکی نیست که مذاکرات بین ایران و آمریکا در مرحله حساسی قرار دارد. آمریکا تلاش دارد شرایط غیر قابل تحقق خود را به ایران تحمیل کند، ولی ایران نمی‌تواند این شرایط را بپذیرد، به ویژه که این شرایط به مسائل حساس امنیت ملی و حاکمیت ایران از جمله برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران و برنامه موشکی و موضوع پول‌های بلوکه شده در خارج و تحریم‌های اقتصادی اعمال شده بر ایران مربوط است. باید توجه داشت که تحریم‌های اعمال شده علیه ایران، یکجانبه هستند و از سوی سازمان ملل متحد یا شورای امنیت اعمال نشده اند. زیرا این تحریم‌ها در سال ۲۰۱۵ پس از امضای توافق ایران با گروه ۱+۵ برداشته شد، ولی ترامپ در سال ۲۰۱۸ از توافق هسته‌ای خارج شد.

آمریکا هنگامی که از توافق هسته‌ای خارج شد، تحریم‌های یکجانبه گسترده را دوباره علیه ایران اعمال کرد. واشنگتن به این موضوع اکتفا نکرد، بلکه کشورهای جهان و از جمله کشورهای اروپایی امضا کننده توافق را ملزم کرد که به تصمیمات آمریکا پایبند باشند. به این ترتیب محاصره اقتصادی ایران منجر به محاصره مالی، اقتصادی، تجاری و غیره شد. ایران نمی پذیرد که تحت فشار و تحریم‌ پای میز مذاکرات بنشیند. تهران در این مدت توانست تحریم‌ها را تحمل کند و خواسته‌های آمریکا را نپذیرد تا اینکه آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند.

امروز مسئله روشن است، ایران بارها اعلام کرد که از آنچه به حاکمیت و امنیت ملی آن لطمه می‌زند، کوتاه نمی‌آید. تهران می‌خواهد برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز خود را با درصد غنی‌سازی کمی که در سال ۲۰۱۵ با آن موافقت کرده بود، حفظ کند. درصد غنی‌سازی اورانیوم در آن دوره از ۳.۷ درصد تجاوز نمی‌کرد. این امر بهانه‌ آمریکا و برخی دیگر از کشورها که ادعا می‌کنند ایران به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای است، را از بین می برد. این در حالی است که رهبر انقلاب و همچنین رئیس جمهور و دیگر مقامات آن بارها گفته‌اند که ایران هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نیست. اکنون توپ در زمین آمریکا است، به ویژه پس از جنگ یا تجاوزی که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه انداختند و نتوانستند به هدف خود دست یابند، این موضوع تشدید شد. هدف آمریکا و رژیم صهیونیستی از این جنگ، سرنگونی نظام ایران و جایگزینی آن با نظامی دیگر بود که وفادار به آمریکا باشد تا واشنگتن از طریق آن بتواند اهداف خود را به طور کامل محقق کند، اما این امر محقق نشد و کاخ سفید خود را در موقعیتی دید که چاره‌ای جز مذاکره ندارد.

در نهایت، همه جنگ‌ها باید به مذاکرات دیپلماتیک ختم شوند، اما ایران با این مذاکرات دیپلماتیک با صلابت و اصرار برای حفظ دستاوردهای ایران برخورد کرد. دور اول مذاکرات انجام شد، اما باید دید پس از بسته شدن تنگه هرمز و همچنین محاصره تنگه توسط آمریکا، آیا مذاکرات به تاخیر خواهد افتاد؟ یا آتش بس باز هم بین طرفین ایرانی و آمریکایی تمدید خواهد شد؟

در مورد برگزاری دور دوم مذاکرات گمانه زنی‌های زیادی وجود دارد. به نظر شما آیا این مذاکرات برگزار خواهد شد و ابعاد آن چیست؟

شکی نیست که اگر دور دوم برگزار شود، به این معنی است که پیشرفتی در خواسته‌های هر دو طرف حاصل خواهد شد. یعنی آمریکا نمی‌تواند به هیچ وجه با ۱۵ بندی که مطرح کرده است، پیش برود و ایران نیز ۱۰ بند خود را مطرح کرده است و تصور می‌کنم وقتی ایران به آمریکا تضمین‌های بین‌المللی مبنی بر عدم ساخت سلاح هسته‌ای بدهد، این امر کافی است؛ به خصوص اگر تعهدات ایران مبتنی بر توافقات بین‌المللی و بازرسی از تاسیسات هسته‌ای نیز باشد.

ایران هرگز از بازرسی تاسیسات هسته‌ای توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی جلوگیری نکرده است و آژانس طی سه سال از ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸ اعلام کرده است که ایران توافق را با شفافیت کامل اجرا کرده است. وقتی ایران این تضمین‌ها را می‌دهد، تصور می‌کنم می‌توان راه‌حل‌های دیگری را در مورد آزادسازی پول‌های بلوکه شده ایران توسط آمریکا و همچنین رفع محاصره اقتصادی و تجاری از ایران پیدا کرد.

این امر می‌تواند گامی رو به جلو باشد و دو طرف می‌توانند با راه‌حل‌هایی که منافع مشترک هر دو طرف را تضمین می‌کند، از مذاکرات خارج شوند. اما اگر دو طرف به مذاکرات دوم نرسند، مانع بزرگی برای یافتن راه‌حل وجود دارد. ممکن است آمریکا متوسل به عملیات نظامی شود، اما ایرانی‌ها گفته‌اند که حتی اگر آمریکا عملیات انجام دهد، آنها آماده پاسخگویی به هرگونه تجاوز هستند، زیرا به هیچ وجه نمی‌توانند از مبانی اساسی خود دست بکشند. من تصور می‌کنم که آمریکا امروز محاسبات زیادی انجام می‌دهد، به خصوص که تصویر این کشور در جهان مخدوش شده و اروپایی ها نیز با جنگ آمریکا علیه ایران مخالف هستند. از سوی دیگر سیاست ترامپ در قبال ایران در عرصه جهانی محکوم شده است. آمریکایی ها باید همه این مسائل را قبل از هرگونه اقدام نظامی در نظر بگیرند، زیرا تجاوز هزینه زیادی برای جهان داشته است و فقط ایران نیست که متحمل خسارات جانی و مالی شده است. دیدیم که چگونه قیمت‌ ها و تورم در جهان افزایش یافت و مشکلات مالی و اقتصادی به وجود آمد و بورس‌های جهانی سقوط کرده‌اند. همه اینها امنیت غذایی جهان را تهدید می‌کند و همچنین انرژی و سایر زمینه‌های صنعتی را تهدید می‌کند.

نظر شما در مورد آتش بس بین لبنان و دشمن صهیونیستی و مذاکرات جاری بین آنها چیست؟ آیا آتش بس می تواند تمدید شود و نتایج آن چیست، به خصوص که می بینیم دشمن به آتش بس پایبند نبوده و نخواهد بود؟

تصور می‌کنم آتش‌بس در لبنان شکننده است، زیرا رژیم صهیونیستی ما را عادت داده است که به هیچ توافق یا تصمیمی پایبند نباشد. دشمن صهیونیستی با وجود آتش‌بسی که با میانجیگری آمریکا و پس از مذاکرات لبنان و اسرائیل توافق شد، به تجاوزات خود ادامه می‌دهد. این عملیات نظامی متاسفانه با بیانیه صادر شده پس از نشست بین اسرائیلی‌ها و لبنانی‌ها در واشنگتن همراه شد. در بند سوم این توافق آمده است که رژیم صهیونیستی حق خود را برای اتخاذ کلیه تدابیر لازم در هر زمان علیه هرگونه حملات برنامه‌ریزی شده، قریب‌الوقوع یا جاری حفظ می‌کند و توقف اقدامات خصمانه مانع از اعمال این حق نخواهد شد. این امر بسیار خطرناک است. چرا که طرف لبنانی به رژیم صهیونیستی اجازه می‌دهد که کلیه تدابیر لازم را به بهانه دفاع از خود مجاز بداند.

لبنان زیر آتش است و ما به این ترتیب به رژیم صهیونیستی بهانه و اختیار می‌دهیم تا هر زمان که تصور می کند حملات برنامه‌ریزی شده‌ای را می بیند، اقدام به حمله کند. شاید هیچ حملات برنامه‌ریزی شده، قریب‌الوقوع یا جاری وجود نداشته باشد؛ ولی تل آویو می‌تواند هر زمان که بخواهد، بهانه‌ای ایجاد کند و بگوید که کسی در حال آماده شدن برای انجام عملیات نظامی است. رژیم صهیونیستی تاکنون به توافق احترام نگذاشته و به تخلیه روستاها، بمباران و تخریب آنها ادامه می‌دهد تا لبنانی‌ها را از بازگشت به منازل مسکونی خود بازدارد.

تل‌آویو قصد دارد یک کمربند امنیتی در جنوب لبنان ایجاد کند. آنها به این منظور از سیاست زمین سوخته استفاده می‌کنند و همه چیز را تخریب می‌کنند تا ساکنان را از بازگشت به سرزمین‌های خود بازدارند. این کشور معتقد است که هیچ آتش‌بسی وجود ندارد و متاسفانه آمریکا نیز به عنوان حامی رژیم صهیونیستی و میانجی توافق ، چشم خود را بر جنایات این رژیم می‌بندد و به آن اعتراض نمی‌کند یا آن را مجبور به احترام به آتش‌بس نمی‌کند. این رویکرد مطمئناً قابلیت استمرار ندارد، لبنان به آتش‌بس احترام می‌گذارد، ولی رژیم صهیونیستی به تجاوزات مکرر خود ادامه می‌دهد. این موضوع برای دولت لبنان شرم‌آور است که در قبال این تجاوزات مکرر هیچ کاری انجام نمی‌دهد ؟ آیا فقط با تماس‌ها، محکومیت‌ها یا اعتراض کاری از پیش می‌رود؟ این امر به نفع اسرائیل است. تصور می‌کنم رژیم صهیونیستی با اقداماتش، فضای جدیدی برای شعله‌ور شدن جنگ در مقیاس وسیع‌تر ایجاد می‌کند.

چرا طرف لبنانی خود را به مذاکره‌ کننده ایرانی وصل نکرد؟ این در حالی است که از زیرکی و حکمت و هوش ایرانی در مدیریت دیپلماسی اطمینان خاطر داشت. چرا لبنانی ها تا این حد تسلیم خواسته آمریکا هستند ؟

مذاکره‌ کننده لبنانی خود را به مذاکرات ایران مرتبط نکردند، زیرا رئیس دولت لبنان قبلاً گفته بود که هیچ‌کس از طرف لبنان مذاکره نمی‌کند. آنها می‌دانستند که ایران نقش اصلی را در آتش‌بس داشت و نخست‌وزیر پاکستان به عنوان میانجی مذاکرات ایران و آمریکا، این موضوع را فاش کرد.

طرف ایرانی اصرار داشت که آتش‌بسی نخواهد بود مگر اینکه در لبنان نیز دنبال شود، اما متأسفانه اختلافات سیاسی و حساسیت‌ها نسبت به ایران، باعث شد که مذاکره‌ کننده لبنانی یا به عبارت بهتر، دولت این کشور، مواضعی دور از موضع ایران اتخاذ کند. دولت لبنان باید آنچه را که ایران در خصوص لزوم آتش بس در لبنان مطرح کرده بود، درک و دنبال می‌کرد.

در واقع، تصمیم ایران برای آتش‌بس در لبنان بسیار مؤثر بود. اساساً موضع لبنان در قبال ایران ناشی از یک تصمیم مستقل و حاکمیتی نیست، بلکه فشارهای آمریکا نقش اساسی در این زمینه ایفا می‌کند. فشارهایی بر لبنان وجود دارد که نمی‌خواهند لبنان به نقش حاکمیتی خود در این عرصه دست پیدا کند. این فشارها اجازه نمی‌دهد لبنان به سمت شرق اعم از چین یا روسیه یا ایران برود. آنها می‌خواهند لبنان با سیاست‌های غربی و در نتیجه با آمریکایی‌ها همسو و همگام باشد.

کد مطلب 6810634

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۱۰:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۹
      0 0
      این خوک زرد امریکایی وحشی درنده عاشق خرابکاری جنگ ویرانگری تخریب است هر چه زودتر باید ترور و کشته شده به جهنم جایگاه ابدی ساقط شود وگرنه نظم امنیت همه دنیا را بیش از این به خطر می اندازد بر ذات پست پلید شیطانی اش لعنت که اصلاح شدنی نیست!