خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: احسان اشراقی درباره او گفته بود: «امروز هر پژوهشگری که بخواهد از دریای فارس و عمان و از جزایر و کرانههای آن سخن به میان آورد، از کتابها و مقالات دکتر اقتداری بینیاز نیست. نام او با خلیج فارس پیوندی ناگسستنی پیدا کرده است.»
احمد اقتداریزاده ۳ خرداد ۱۳۰۴ که با نام احمدخان اقتداری نیز شناخته میشود، از ایرانشناسان و پژوهشگران برجسته حوزه خلیج فارس و جغرافیای تاریخی و فرهنگی جنوب ایران بود. وی همچنین به عنوان استاد دانشگاه تهران فعالیت داشت. اقتداری از خاندان خوانین گراش در دوران قاجار و نوه سدید السلطنه کبابی بود، و در سالهای جوانی مسئولیتهایی همچون ریاست اداره فرهنگ لارستان و شهرداری لار را بر عهده داشت. او همچنین مدتی نامزد نمایندگی مجلس شورای ملی از حوزه لارستان شد. در ادامه فعالیتهای علمی و اداری خود، به تدریس در دانشگاه تهران پرداخت و ریاست دفتر مطالعات خلیج فارس در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی را نیز بر عهده داشت.
پدر مطالعات خلیج فارس
بخش عمده شهرت احمد اقتداری به پژوهشهای گسترده او درباره خلیج فارس بازمیگردد؛ به همین دلیل از او با عنوان «پدر مطالعات خلیج فارس» یاد میشود. وی برای انجام تحقیقات میدانی، سواحل خلیج فارس و دریای عمان را با پای پیاده پیمود.
در سال ۱۳۲۹، احمد اقتداری در خلال چند برنامه کوهنوردی با جمعی از نویسندگان و پژوهشگران برجسته، از جمله ایرج افشار، منوچهر ستوده و مصطفی مقربی آشنا شد. دوستی او با ایرج افشار از همان سالها آغاز شد و تا پایان عمر ادامه یافت. اقتداری در این دوره مشغول نگارش دو اثر مهم «فرهنگ لارستانی» و «لارستان کهن» بود که هر دو در سال ۱۳۳۴ منتشر شدند. این فعالیتها زمینهای برای ورود رسمی او به عرصه ایرانشناسی فراهم کرد و بهدنبال آن به عضویت انجمن اطلس زبانشناسی ایران و انجمن تحقیق لهجهها و فولکلور ایران درآمد.
در مهر ۱۳۴۱ اقتداری در «سمینار خلیج فارس» که به همت سید محمد محیط طباطبایی و با ریاست سعید نفیسی برگزار میشد، شرکت کرد و مقالهای با عنوان «زبانهای محلی و فولکلور خلیج فارس» ارائه داد. در این نشست، او به رومن گیرشمن، تاریخدان و باستانشناس فرانسوی، نسبت به کاربرد نادرست عبارت «خلیج» بهجای «خلیج فارس» و بهکارگیری عنوان «اسکندر کبیر» تذکر داد و این تیزبینی موجب عذرخواهی رسمی گیرشمن شد. اقتداری در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ در دورههای متعدد «کنگره ایرانشناسی» شرکت کرد؛ این همایشها به همت سید حسین نصر و با ریاست ایرج افشار برگزار میشد. همچنین در سال ۱۳۵۶ در کنگره باستانشناسی و هنر ایران در مونیخ حضور یافت.
فعالیتهای پژوهشی او همراه با دو ایرانشناس دیگر، ایرج افشار و منوچهر ستوده، سبب شد جلال آلاحمد به آنان لقب «سه تفنگدار گورنگار» بدهد؛ زیرا این سه پژوهشگر در معرفی اسناد تاریخی و بناهای کهن ایران نقش مهمی ایفا کردند. اقتداری در نتیجه پژوهشهای گسترده خود در حوزه ایرانشناسی، موفق به دریافت دکترای افتخاری تاریخ از دانشگاه تهران شد.
در ردیف پشت سر از راست دومین نفر ایرج افشار و پس از او منوچهر ستوده و مصطفی مقربی و علیقلی جوانشیر را میتوان دید،
ردیف جلو از راست اسلام کاظمیه، احمد مصباحی، احمد اقتداری و عباس زریاب خویی هستند.
در سال ۱۳۴۳، یک سال پس از تشکیل سازمان جلب سیاحان، او که به عضویت این سازمان دعوت شده بود، به عنوان عضوی از یک هیئت مطالعاتی به شیخنشینهای دبی، ابوظبی و قطر سفر کرد و با راشد بن سعید آل مکتوم و شخبوط بن سلطان آل نهیان دیدار نمود. در سال ۱۳۴۶ مأمور تحقیق درباره صنعت گردشگری در عربستان سعودی، عراق و لبنان شد. در جریان این سفرها علاوه بر زیارت اماکن مقدس، از آثار تاریخی لبنان بازدید کرد و با شماری از فعالان فرهنگی و روزنامهنگاران گفتوگو داشت.
در فاصله سالهای ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۶، اقتداری سفرهای علمی گستردهای به کشورهای مختلف از جمله امارات، عراق، لبنان، قبرس، اسرائیل، فرانسه، انگلستان، آمریکا، سوئیس، مصر و آلمان انجام داد. او در این سفرها از بناهای مهمی مانند کعبه، مسجدالاقصی، موزه ملی عراق، موزه لوور، موزه بریتانیا و اهرام جیزه بازدید کرد و با استادان دانشگاههای اورشلیم، لندن، کمبریج و کالیفرنیا دیدار نمود. او همچنین همراه با افشار، باستانی پاریزی و زریاب خویی، به دیدار محمدعلی جمالزاده در ژنو رفت. این ارتباطات بینالمللی موجب آشنایی بیشتر او با پژوهشهای ایرانشناسی در خارج از کشور شد و زمینه ترجمه برخی از آثار آنان را فراهم کرد.
مردی که تمام سواحل جنوبی را پای پیاده پیمود
او در کنار سفرهای خارجی، سفرهای میدانی متعددی نیز در داخل ایران انجام داد. یکی از مهمترین آنها پیمایش سهماهه و نیمه سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان از بندر دیلم تا بندر چابهار بود؛ مأموریتی که به سفارش انجمن آثار ملی انجام شد. در این سفر، اقتداری با پای پیاده به بررسی آثار تاریخی، عکسبرداری و نقشهبرداری پرداخت و یافتههایش را در کتاب «آثار شهرهای باستانی سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان» منتشر کرد.
پس از انتشار کتاب «خلیج فارس» در سال ۱۳۴۵، اقتداری به تدریس در دانشگاه تهران دعوت شد. وی در مهر ۱۳۴۸ از وزارت آموزش و پرورش بازنشسته شد و به پیشنهاد حمید عنایت، از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۶ درس «مسائل خلیج فارس» را در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران تدریس کرد. پس از آن نیز بنا به درخواست احسان اشراقی، رئیس گروه تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، و با تأیید صلاحیت علمی وی، قرار بود درس «تاریخ تمدن در خلیج فارس» را در مقطع دکترای تاریخ تدریس کند، اما این برنامه در نهایت اجرا نشد.

از نگاه ایرج افشار، اقتداری از پیشگامان نسل سوم فارسشناسان بهشمار میرود. استناد شرقشناسانی چون مینورسکی، فلور و اوبن به آثار او، بهویژه «لارستان کهن»، انتقال میراث علمی سدیدالسلطنه به کتابخانه ملی و پژوهشهای گستردهاش درباره جنوب ایران، از جمله دلایلی است که افشار این جایگاه را برازنده او دانسته است. اقتداری در حوزههای زبانشناسی، تاریخ و فرهنگ مردم جنوب ایران پژوهشهای گستردهای انجام داد و مقالههای متعددی درباره زبان لارستانی منتشر کرد. او نخستین پژوهشگری بود که بخش قابل توجهی از آثار محمدعلی سدیدالسلطنه بندرعباسی، دیوان شیدای گراشی، منظومه «باغستان» و «تفسیر گل و برگ» را یافته، تصحیح و منتشر کرد.
اقتداری در طول زندگی علمی خود دهها کتاب و صدها مقاله در حوزههای مختلف ایرانشناسی منتشر کرد. آثار او طیف گستردهای از موضوعات تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی مرتبط با ایران، بهویژه مناطق جنوبی کشور، را در بر میگیرد. کتاب «خلیج فارس از دیرباز تا کنون» نوشته او موفق به دریافت جایزه ویژه یونسکو در ایران شد و کتاب «تاریخ مسقط و عمان، بحرین و قطر و روابط آنها با ایران» نیز مورد تقدیر قرار گرفت. همچنین او برای نخستین بار شخصیت محمدعلی سدیدالسلطنه را معرفی کرد و به تصحیح و انتشار آثار این شخصیت تاریخی پرداخت. افزون بر آثار منتشرشده، اقتداری نوشتهها و پژوهشهای منتشرنشدهای نیز دارد که به موضوعات مهمی درباره تاریخ و فرهنگ جنوب ایران میپردازند.
شیوه مستندنگارانه اقتداری، پاسخی به نیازهای علمی و شرایط زمانه
سبک تاریخنگاری احمد اقتداری تا حد زیادی متأثر از رویکردی حقوقی در پژوهش تاریخی است. این شیوه که ریشههای آن به سنتهای پژوهشی اروپا در قرن هجدهم بازمیگردد، بر آن است که دادهها و گزارشهای تاریخی از مرحله نقل خبر فراتر رفته و به سطحی از استدلال و استناد برسند که بتوان آنها را همچون شواهدی مستند و محکمهپسند ارائه کرد. در این چارچوب، هدف آن است که شواهد تاریخی به گونهای تنظیم شوند که قابلیت اقناع مخاطب و دفاع علمی در برابر دیدگاههای مخالف را داشته باشند.
دوره اوج فعالیتهای علمی اقتداری میان سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۶۰ قرار میگیرد؛ دورهای که همزمان با فضای جنگ سرد و تحولات مهم سیاسی و تاریخی در منطقه خلیج فارس بود. به همین دلیل، برخی پژوهشگران از جمله عبدالرسول خیراندیش بر این باورند که آثار اقتداری در پاسخ به نیازهای علمی و شرایط زمانه شکل گرفته و در راستای تبیین و دفاع از حقوق تاریخی ایران در منطقه خلیج فارس و تأمین منافع ملی کشور نگاشته شدهاند.
یکی از ویژگیهای مهم آثار اقتداری، استفاده از اطلاعات دستاول و دادههایی است که در بسیاری از منابع مکتوب پیشین وجود نداشت. او برای گردآوری این اطلاعات به مشاهدات مستقیم، مصاحبه با افراد محلی و تحقیقات میدانی گسترده تکیه میکرد. اقتداری در عمل تلاش میکرد آنچه را در منابع خوانده است، با حضور در محل و مشاهده مستقیم بررسی کند و سپس یافتههای خود را به عنوان شاهد در آثارش منعکس سازد. در همین راستا، او بارها به سواحل شمالی و حتی برخی از سواحل جنوبی خلیج فارس و دریای عمان سفر کرد تا موضوعات مورد مطالعه خود را از نزدیک مشاهده کند. اقتداری پس از این بررسیهای میدانی، با بهرهگیری از دانش تاریخی خود و تسلط بر زبانهای انگلیسی و عربی، مشاهداتش را با اسناد و منابع بینالمللی تطبیق میداد تا نتایج پژوهشهایش از پشتوانه مستندتری برخوردار شود.
نمود برجسته این شیوه تاریخنگاری را میتوان در کتاب «آثار شهرهای باستانی سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان» مشاهده کرد. در این اثر، اقتداری با رویکردی جامع به بررسی ارتباط میان عناصر جغرافیایی و تاریخی منطقه، از جمله دریا، ساحل، پسکرانهها، جزایر، شهرها و فلات مرکزی ایران پرداخته و تعامل این پدیدهها را در قالب یک چارچوب منسجم پژوهشی تحلیل کرده است.
کتابخانه شخصی، یادگاری برای بنیاد دائره المعارف بزرگ اسلامی
کتابخانه شخصی او با نام «کتابخانه خلیج فارس» به مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی اهدا شده است. همچنین مستندی با عنوان «به ایران جاودانیام» درباره زندگی علمی و تلاشهای پژوهشی او ساخته شد که علاوه بر حضور در جشنوارههای داخلی، چندین بار از صدا و سیما پخش شده است. مجموعه مقالهای با عنوان «مروارید خلیج فارس» نیز که شامل نوشتههایی در حوزه ایرانشناسی است، به احمد اقتداری تقدیم شده است.
او در یکی از سخنرانیهای خود درباره جزایر ایران در خلیج فارس و اسناد آنها اینطور میگوید: «مرحوم محمدعلی خان سدیدالسلطنه بندرعباسی مینابی کبابی در آثارش نوشته است (در کتاب مقاص اللثالی و منار اللیالی) که من با نام (سرزمینهای شمالی پیرامون خلیج فارس و دریای عمان در صد سال پیش) چاپ و منتشر کردهام و امسال مؤسسه امیرکبیر آن را چاپ دوم نموده است، گفته است پدرم حاج احمدخان سدیدالدوله بندرعباسی شش سند به خط و زبان عربی و به امضاء شیوخ و معتمدین ساکنین جزایر مزبور و بندر لنگه و جزیره قشم که بیشتر اقوام و اجداد همین شیوخ مدعی مالکیت این جزایرند نوشتهاند که این جزایر مرتع مردم بندر لنگه و رأسالخیمه بوده و با اجازه حاکم لنگه و پرداخت حقالتعلیف گوسفندان خود را در هنگام بهار در آنها میچرانیدهاند و مالیات غوص و صید مروارید در این سه جزیره را حاکم بندر لنگه برای دولت ایران وصول میکرده و به آنها عطایا و بخشش از طرف دولت ایران میداده. متن عربی این شش سند و ترجمه فارسی آن را در فصلنامه وزارت امور خارجه بخوانید.»
سرانجام احمد اقتداری، که او را پدر مطالعات خلیج فارس و پاسبان خلیج فارس مینامیدند، در فروردین ۱۳۹۸ بر اثر عوارض ناشی از شکستگی استخوان لگن در بیمارستان آسیای تهران درگذشت. بنا بر وصیت او، پیکرش پس از تشییع در تهران به زادگاهش گراش منتقل شد و در آرامگاه اختصاصی خاندان دهباشی به خاک سپرده شد.



نظر شما