۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۹:۲۹

از راهپیمایی تا زندگی روزمره/ مسئله ناتمامِ پرچم

از راهپیمایی تا زندگی روزمره/ مسئله ناتمامِ پرچم

پرچم، نماد هویت مشترک و همبستگی‌ست، اما حضورش در روزمره شهر کمرنگ است. این متن، دلیل رسانه‌ای این شکاف را واکاوی کرده و بر ضرورت عادی‌سازی حضور پرچم برای تبدیل آن به یک رسانه تأکید می‌کند.

یادداشت مهمان- میثم رمضانعلی، پژوهشگر و مشاور رسانه و ارتباطات: در روزهای اخیر، اگر در میدان‌ها، خیابان‌ها و مسیر راهپیمایی‌ها قدم بزنیم، یک نشانه به‌وضوح دیده می‌شود: فراوانی پرچم ایران. پرچم روی دست‌هاست، روی ماشین‌هاست، در تجمع‌ها و حرکت‌ها حضور دارد. این تصویر، از نظر رسانه‌ای، یک پیام روشن تولید می‌کند: همبستگی، هویت مشترک و نوعی بازنمایی از «ما».

اما اگر از همین فضا چند قدم فاصله بگیریم و به بافت روزمره شهر نگاه کنیم، چیزهایی مثل سردر خانه‌ها، مغازه‌ها، ساختمان‌ها، این نشانه تقریباً غایب است. پرچم در «موقعیت‌های خاص» حاضر است، اما به «عنصر ثابت فضا» تبدیل نشده. این شکاف، یک نکته ساده نیست؛ یک مسئله رسانه‌ای است.

در منطق ارتباطات، آنچه عمومی می‌شود، لزوماً آن چیزی نیست که «دیده می‌شود»، بلکه آن چیزی است که «تداوم دارد». حضور پرچم در راهپیمایی، یک رخداد است؛ اما حضور آن بر سردر خانه و مغازه، یک وضعیت است. رخداد می‌تواند اثرگذار باشد، اما وضعیت است که معنا را تثبیت می‌کند.

وقتی پرچم فقط در موقعیت‌های جمعی و لحظه‌های خاص دیده می‌شود، پیام آن هم در همان سطح باقی می‌ماند: واکنشی، موقتی و وابسته به شرایط. اما اگر همین نشانه به بخشی از منظر روزمره شهر تبدیل شود، کارکردش تغییر می‌کند. دیگر فقط «بیان احساس» نیست، بلکه به «بیان پایدار هویت» تبدیل می‌شود.

از این زاویه، می‌توان گفت ما با یک ناتمام‌بودن در چرخه بازنمایی مواجه‌ایم. خیابان در لحظه، تصویر قدرتمندی می‌سازد؛ اما شهر در تداوم، آن را تثبیت نمی‌کند. نتیجه این می‌شود که پرچم، به جای آنکه به یک «نشانه عمومی» تبدیل شود، در حد یک «نشانه مناسبتی» باقی می‌ماند.

مسئله، الزاماً کمبود علاقه یا انگیزه نیست. بیشتر به الگوی استفاده برمی‌گردد. ما هنوز پرچم را در ساحت عمومیِ پایدار تعریف نکرده‌ایم. در حالی که در بسیاری از کشورها، حضور پرچم بر سردر خانه‌ها و مغازه‌ها، نه یک کنش سیاسی، بلکه یک رفتار عادی و تثبیت‌شده است. همین عادی‌شدن است که آن را به یک «رسانه دائمی» تبدیل می‌کند.

اگر از منظر «رسانه خیابان» به موضوع نگاه کنیم، پرچم یکی از ساده‌ترین و در عین حال قدرتمندترین ابزارهای تولید معناست. اما این ابزار زمانی به حداکثر اثر می‌رسد که از سطح رویداد عبور کند و به سطح محیط برسد؛ یعنی از «دست‌ها و ماشین‌ها» به «دیوارها و سردرها» منتقل شود.

در غیر این صورت، ما هرچند وقت یک‌بار، تصویرهای قوی تولید می‌کنیم، اما آن‌ها را در زندگی روزمره تثبیت نمی‌کنیم. و رسانه، بدون تداوم، به سختی می‌تواند به بخشی از ادراک عمومی تبدیل شود.

شاید پرسش اصلی این باشد: چگونه می‌توان پرچم را از یک نشانه موقعیتی، به یک نشانه عمومی و ماندگار تبدیل کرد؟ پاسخ، بیش از آنکه در دستور و الزام باشد، در «عادی‌سازی» است. در اینکه این کار، از یک رفتار استثنایی به یک انتخاب طبیعی تبدیل شود.

گروه‌های مختلف مردمی می‌توانند در تثبیت پرچم و تبدیل آن به بخشی از فضای پایدار زندگی نقش‌آفرینی کنند. اقداماتی ساده اما مؤثر - از طراحی و ساخت پایه‌های پرچم و نصب آن بر سردر خانه‌ها گرفته تا ابتکار نهادهای دولتی و غیردولتی برای نصب پرچم بر سردر ساختمان‌ها، مدارس و مراکز خدماتی - می‌تواند به‌تدریج به شکل‌گیری یک «کمپین تثبیت پرچم» در سطح شهر منجر شود.

تا آن زمان، پرچم در خیابان خواهد بود؛ اما هنوز به طور کامل در شهر حضور نخواهد داشت.

کد مطلب 6813547

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha