۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۰:۰۰

نذر پرچم تا سحر؛ روایت شب‌هایی که خیابان‌های قزوین مملو از غیرت است

نذر پرچم تا سحر؛ روایت شب‌هایی که خیابان‌های قزوین مملو از غیرت است

قزوین- نزدیک به ۶۰ شب است که مردم قزوین هر کدام به شکلی متفاوت در سنگر خیابان حضور دارند و جلوه هایی متفاوت و بی نظیر در حمایت از ایران و ایرانی خلق می کنند.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها - مطهره میرزایی: شب‌زنده‌داری مردم در خیابان‌ها همان راهبرد است که دشمن را در پس نگرانی به گمانه‌زنی‌ها و ادعاهای بی‌جا واداشته است.

از جوش و خروش شبانه مردم روایت‌ها بسیار است و این شب‌هایی که شمارش از پنجاه هم عبور کرده از زبان هر یک از آن چند هزار نفری که هرشب در جای‌جای خیابان‌های استان حاضر هستند متفاوت است.

این حضور بر کسی که حتی گذری به خیابان داشته پوشیده نیست، اما ادعاهای رسانه‌های فارسی‌زبان غرب‌گرا که از هر فرصتی برای بازنمایی افکار منفی و مخالف استفاده می‌کنند همچنان و در هر برهه ادامه دارد.

رسانه مدعی شده که حاضرین در خیابان هزینه‌ای به صورت روزانه از دولت دریافت می‌کنند، و افرادی که با خودروی شخصی در خیابان‌ها راهپیمایی می‌کنند نیز از سهمیه بنزین برخوردار می‌شوند، اگرچه به نوبه خود این ادعا مضحک بود اما گفت‌گوی مردم در خیابان‌ها پاسخ قاطع‌تری را در پی داشت.

وطن فروختنی و سهمیه‌ای نیست

راننده نیسان، که در راهپیمایی شبانه همراه خانواده در میدان در حال تردد بود، در گفت‌وگو با خبرنگار مهر، در پاسخ به سوال اینکه برای حضور در راهپیمایی چند لیتر بنزین دریافت کرده‌ای؟ با تعجب پاسخ داد: چه کسی این حرف را زده؟ مگر موضوع وطن فروختنی و سهمیه‌ای است که من بخواهم برای دفاع و حمایت از آن سراغ هزینه و سهمیه دریافت کنم، من برای وطنم آمدم، تنها هم نه بلکه با خانواده، نه تنها هزینه بنزین بلکه هزینه تهیه پرچم هم با خودمان بود.

نذر پرچم تا سحر؛ روایت شب‌هایی که خیابان‌های قزوین مملو از غیرت است

تنوع خودرویی و شمایل انسانی که دور میدان جانبازان اجتماع داشتند بسیار بالا بود، هرکس هم به نحو خلاقانه‌ای در راهپیمایی شرکت کرده بود، اما خودروی «بی ام و» در بین خودروها بیش‌از پیش خودنمایی می‌کرد.

بدون مقدمه گفت‌وگو را با سوال سهمیه بنزین خودروی خارجی در راهپیمایی چقدر است؟ آغاز کردیم، راننده مبهوت پرسید: سهمیه؟ سوال را واضح‌تر پرسیدیم که آیا برای حضور در راهپیمایی سهمیه بنزین دریافت کرده‌اند؟ من جز این خودرو چند خودروی دیگر هم دارم اما برای هیچکدام هیچ سهمیه‌ای دریافت نکردم و تقریبا اغلب شب‌ها هم در راهپیمایی حضور داشتم البته که اگر سهمیه‌ای هم در کار باشد دریافت نمی‌کنم، مسئله امروز مسئله ملی است و این موضوع جای معامله ندارد و من یقین دارم تمام کسانی که شب‌ها در خیابان حاضر می‌شوند بیشتر از هر موضوع دیگری به وطن فکر کردند و این عشق به خاک بوده که آنها را پای خیابان کشانده.

راننده تاکسی که در کنار میدان در ترافیک ایستاده و متوجه مکالمات ما بود با صدای بلند گفت: کدام سهمیه؟ اصلا این چه سوالی است که می‌پرسید؟ از داخل کیفش کارت بنزین را درآورد و گفت: همه بنزین‌ها را با هزینه شخصی می‌دهیم اگر هزار شب هم باشد، هرشب باز هم می‌آییم.

برای دفاع از وطن با کسی شوخی نداریم

برای رفع سوءتفاهم‌ها موضوع ادعای رسانه‌های معاند را شرح دادم و او در پاسخ گفت: اسم رسانه معاند، معاند است. از کسانی که دشمن هستند نمی‌توان انتظار دوستی داشت، او دشمن است و در حال دشمنی است و قطعا برای این دشمنی از هیچ تلاشی کوتاهی نمی‌کند اما مسئله مهم این است که دیگر حنایش برای ایرانی‌ها رنگ ندارد، حرف‌ها و ادعاهایش دیگر خریداری ندارد، حالا هم در مخمصه افتاده و دنبال راه تازه است، ما که خودمان در این کشور زندگی می‌کنیم می‌بینیم این اتفاقات را، می‌بینیم که پیر و جوان چطور در این راهپیمایی‌ها شرکت می‌کنند، حالا او هرچقدر که می‌خواهد برای خودش حرف بزند و ادعا کند، همه مردم می‌دانند و کسانی که نمی‌دانند هم بدانند که موضوع وطن، موضوع غیرت است و برای چنین موضوع مهمی ما با هیچ کس شوخی نداریم.

چند جوان از پنجره ماشین کناری بیرون آمده و پرچم‌به دست هستند، یکی از آنها که درست پشت سر من قرار گرفته بود، خطاب به من گفت: ایرانی‌ها را همه به غیرت می‌شناسند ما آنقدر بی‌غیرت نیستیم که بخواهیم برای دفاع از ناموس و وطن پول و بنزین بگیریم، حتی برای این آب و خاک حاضریم پول و بنزین نه، اصلا جانمان را بدهیم.

ترافیک روان شده و خودروها کمی با سرعت در حال حرکت هستند، مسیر خود را از وسط خیابان به کنار میدان تغییر دادیم، دور تا دور میدان مزین به پرچم‌هایی بود که پیر و جوان، زن و مرد آنها را می‌گرداندند.

از خانم جوانی که در حال پرچم‌گردانی بود پرسیدم، بابت پرچم‌گردانی چقدر دریافت می‌کنید؟ خندید و گفت: این حرف‌ها را از کجا می‌آورید؟ کدام هزینه؟ اصلا چه هزینه‌ای؟ ایران خانه ما است و همه ما بزرگ‌شده‌ همین خانه‌ایم، حالا که شرایط حساس شده و خانه در معرض خطر است، نه می‌رویم و نه از شرایط موجود سوءاستفاده می‌کنیم بلکه می‌مانیم و از خانه دفاع می‌کنیم.

نذر پرچم تا سحر؛ روایت شب‌هایی که خیابان‌های قزوین مملو از غیرت است

حرف مشترک این مردم که هرشب همین جا حضور دارند یک چیز است و آن ایران است، بدون شک اگر روزی مجبور به دفاع زمینی شویم و حمله زمینی انجام شود باز هم شما همین مردم را می‌بینید که با هرچه در دست دارند آمده‌اند تا از کشورشان دفاع کنند، حالا بیگانه هرچه دلش می‌خواهد بگوید، هرچقدر که دلش می‌خواهد داستان‌سرایی کند، چه اهمیتی دارد؟ وقتی مسیر برایمان مشخص و روشن است دیگر حرف بقیه اهمیتی ندارد.

باز هم در بین تمام چهره‌ها و خودروها، خودروی سفیدرنگ شاسی‌بلند توجهم را جلب کرد، در همان مدتی که در آنجا ایستاده بودم این چندمین باری بود که این خودرو را می‌دیدم، سایر خودروها در این چند ساعت حضور ما یا کنار میدان ایستاده بودند یا متفرق شده بودند اما، خودروی شاسی‌بلند سفید همچنان در حال راهپیمایی بود، برای مصاحبه پیش‌قدم شدم، راننده از مصاحبه اجتناب کرد، خودم را به گوشه خیابان رساندم. خانمی که پرچم‌به دست در حال پرچم‌گردانی بود گویا متوجه موضوع شده بود جوری که صدایش به من برسد گفت: با کسی مصاحبه نمی‌کند، هرشب هم در خیابان است هم اینجا هم میدان میرعماد و تا پاسی از شب هم، حتی وقتی همه به خانه رفتند او باز هم با پرچم‌هایش در خیابان می‌ماند، می‌ماند تا نذرش تمام شود.

متعجب پرسیدم نذر؟ خانم که همچنان به پرچم‌گردانی ادامه می‌دهد می‌گوید بله نذر، نذر دارد هرشب حدود هزار یا هزار و صد دور در شهر با پرچم‌هایش راهپیمایی کند، بعد با خنده می‌گوید از قدیمی‌های راهپیمایی است.

باز پرسیدم هزار دور؟ چرا؟ مکالمات ما پرچم‌گردانی خانم را متوقف نکرد و او پاسخ داد: بالاخره هرکس در این شب‌ها کاری می‌کند او هم اینگونه در راهپیمایی حاضر می‌شود، دلیلش را نمی‌دانم اما می‌دانم وکیل است یعنی چند نفری که او را می‌شناختند اینطور گفتند اما با کسی مصاحبه نمی‌کند ولی بارها پیش آمده که در پاسی از شب حدودا ساعت دو یا سه از اینجا به سمت میدان میرعماد برویم و او را در حال راهپیمایی ببینیم.

نذر پرچم تا سحر؛ روایت شب‌هایی که خیابان‌های قزوین مملو از غیرت است

شمایل مختلف مردمی در خیابان حاضر بودند و هستند، آنچه در این شب‌ها در خیابان‌های استان به چشم می‌آید، فراتر از یک حضور فیزیکی یا راهپیمایی خودرویی است؛ نمایشگاهی زنده از «وحدت در عین کثرت» است. از راننده نیسان و تاکسی که با کارت سوخت شخصی‌شان هزینه عشق به وطن را می‌پردازند تا آن راننده «بی‌ام‌و» و وکیل نذر کرده‌ای که نیمه‌شب‌ها تنهایی پرچم ایران را به اهتزاز درمی‌آورد، همه و همه یک پیام واحد را مخابره می‌کنند و آن «غیرت و اتحاد دلیرمردمان ایران» است و این همان چیزی است که امروز دشمن را متزلزل کرده است.

کد مطلب 6813748

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha