خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ، زینب رازدشت: فرهنگ، همچون فرشی است که انسانها بر تاروپود تاریخ میبافند؛ طرحها و نقشهای آن از باورها، اقلیم، اقتصاد و هنر هر تمدن حکایت دارد. در میان دستساختههای بشری، شاید هیچکدام به اندازه فرش، پیوندی تنگاتنگ و چندلایه با «فرهنگ زیستی» یک قوم نداشته باشد.
فرش تنها یک کفپوش یا صنعت نیست؛ بلکه روایتگر مهاجرتها، مناسک، طبقات اجتماعی، سلیقههای زیباشناختی و حتی نگاه انسان به مفاهیمی همچون خانه، گرما، آرامش و تقدس است. از چادرهای عشایر بدوی که پناهگاهی در برابر توفان شن بود تا فرشهای نفیس درباری که نماد قدرت و ثروت به شمار میرفت، هر گره و رنگی معنایی فرهنگی را حمل میکرد.
ارتباط فرهنگ و فرش، ارتباطی دوسویه و پویاست. از یک سو، فرهنگ هر منطقه، طرح و رنگ، جنس و اندازه فرش را تعیین میکند؛ از فرشهای هندسی و پشمبافت کوچنشینان آناتولی تا ابریشمبافتهای گلوپرنده کرمان و تبریز که بازتاب باغهای ایرانی و جهانبینی اسلامی هستند. از سوی دیگر، خود فرش نیز عاملی فرهنگی و اثرگذار بر سبک زندگی جوامع بوده است.
چه زمانی که اراسموس، نویسنده قرن پانزدهم، حصیرهای آلوده و بیماریزای انگلیسی را نشانهای از عقبماندگی بهداشتی میدانست و چه وقتی که کاردینال ولسی با ۶۰ قطعه فرش دمشقی، دادگاه هامپتون را از شر آن رهانید. همینجا بود که فرش از یک عنصر عشیرهای یا شرقی، به نمادی از تمدن، پاکیزگی و منزلت در غرب تبدیل شد. به عبارت دیگر، فرش نهتنها یک «کالای فرهنگی» بود که گاه خود «سفیر فرهنگ» تمدنی از آن سوی جهان به شمار میآمد؛ روایتی که این گزارش، بخشی از آن را از دل اسناد تاریخی و سفرنامهها بازخوانی میکند.
خوشبختانه در حدود ۵۰۰ سال پیش فرش جایگزین کفپوشهای معمولی حصیری شد که در همه جا مورد استفاده بودند و از دورهای به دوره دیگر تغییرات جزئی میکردند.

شترها را با فرش زین میپوشاندند تا شترسواران در سفرهای طولانی خسته نشوند و احساس راحتی کنند. آنها در خورجینهای زین نیز آذوقه ذخیره میکردند.
در اوایل قرن شانزدهم میلادی(دهم هجری) کاردینال والسی تصمیم گرفت که دادگاه هامپتون را از شر کفپوشهای حصیری غیر بهداشتی رها بخشد و به جای آن کفها را با فرش بپوشاند. او ۶۰ قطعه فرش مرص از دمشق و تعدادی فرش دیگر نیز از ونیز سفارش داد.
اراسموس نویسنده قرن پانزدهم میلادی درباره حصیر، که انگلیسیها کف ساختمانها را با آن میپوشاندند، عقیده کامل متفاوتی داشت. او میگوید که عموما کفها را خاک سفید میریزند و آن را با حصیر میپوشانند. وقتی این حصیر کهنه میشود به جای آن پوششی تازه قرار میدهند اما این کار را به طور کامل نمیتوان انجام داد؛ زیرا لایه زیرین همواره دست نخورده باقی میماند درحالی که گاهی مدت بیست سال، آب دهان، استفراغ، ادرار انسانها و سگها، انواع نوشیدنیها و بسیاری چیزهای نفرتآور دیگر که نمیتوان نام برد، روی آنها میریزد. وقتی هوا تغییر میکند، از حصیر بخار خارج میشود که به تعبیر من برای سلامت افراد بسیار زیان دارد. باید اضافه کنم که انگلستان بسیار تمیزتر و بهداشتیتر خواهد شد؛ اگر استفاده از انواع حصیر کنار گذاشته شود.
برای رفع مشکلات ناشی از چنین کفپوشهایی گفته شده است که دادگاه هامپتون حصیرهایی داشت که به دستور کاردینال ولسی هر روز عوض میشد. همچنین تصویری از قصر لامبت وجود دارد که در آن شاه ادوارد چهارم(۱۴۸۳ - ۱۴۶۱ م) در اتاقی با حصیرهایی به رنگ سبز روشن مفروش شده است دیده میشود. خوشبختانه کاردینال ولسی، که به پوشش کف اتاقهای خود توجه خاصی پیدا کرده بود، سرانجام با سفارش دادن هفت قطعه فرش از ونیز و ۶۰ قطعه فرش مرصع از دمش، در سال ۱۵۲۰ میلادی(۹۲۶ هجری قمری) دادگاه هامپتون را از شر حصیرها راحت کرد.
فرش حاصل سنت کهن فرشبافی است
فرش که حاصل سنت کهن فرشبافی است، زمان درازی پیش از ظهور اسلام پدیدار شد. نخستین فرشها را اقوام و قبایل بدوی عرب، ایران و آناتولی تولید کردند. آنها از این فرشها به عنوان چادر که پناهگاه آنها در برابر توفان شن بود، استفاده میکردند. کاربرد فرش به عنوان کفپوش، راحتی و رفاه زیادی برای اهالی خانه به ارمغان میآورد و به عنوان دیوار و جداکننده فضاها، برای هر کس فضایی خصوصی ایجاد میکرد. به علاوه از آن در تولید انواع روانداز، کیف و زینپوش استفاده میشد.
مسلمانان به فرش اعتقاد خاصی دارند و آن را به عنوان نماد بخشی از بهشت، تحسین و ستایش میکنند. براساس این اعتقاد، آنها طراحی و بافت فرش را بسیار توسعه دادند و فرشهایی در طرحها و رنگهای زیبا و چشمنواز تولید کردند. این باور مسلمانان در حوزه علم شیمی به کشف و تولید تهرنگهای جدید انجامید که در دباغی و نساجی کاربرد دارد.
یک دانشمند تونسی به نام ابن بادیس در قرن پنجم همجری قدمهای آغازین را برای تولید جوهر و انواع رنگ برداشت و مخلوطهایی را برای تولید چیزی که با آن بتوان نوشت، ساخت. فرشهای مسلمانان علاوه بر رنگین بودن، به دلیل برخورداری از کیفیت مناسب و داشتن طرحهای هندسی پر از ستارگان، هشت ضلعیها، سه وجهیها و نشانهای روبانی، که همه به دور یک ترنج بزرگ مرکزی مرتب و چیده شده بودند، شهرت داشتند.
طرحهای اسلیمی و گلدار اطراف این شکلها را پر میکرد و همه این عناصر، حس وحدت را به بیننده القا میکردند. فرشها ممکن است بسیار بزرگ باشند، سطوح گستردهای از یک سالن اجتماعات را بپوشانند یا قالیچههای کوچک و ظریف باشند که مردم به عنوان فضایی پاک روی آنها نماز میخوانند یا مینشینند. مردم هرجا که باشند، میتوانند قالیچه خود را روی زمین پهن کنند و مطمئن باشند که پاک و تمیز است.
در اروپا فرش میان مردم به نماد منزلت و مقام اجتماعی تبدیل شد
در اروپا نیز استفاده از فرش به سرعت رواج یافت و در میان مردم به نماد منزلت و مقام اجتماعی تبدیل شد. شاه هنری هشتم(زمان سلطنت: ۱۵۰۹ تا ۱۵۴۷ میلادی) به داشتن بیش از ۴۰۰ فرش ساخت مسلمانان، معروف است. تصویری که در سال ۱۵۳۷ میلادی(۹۴۴ هجری قمری) از این پادشاه کشیده شده او را درحالی که روی یک فرش ترکی با ستاره عشاقیاش ایستاده است، نشان میدهد. طرحهای اسلامی نیز لباس او و پردهها را آراستهاند.
نخستین برخورد انگلیسیها با فرشهای مسلمانان زمانی روی داد که نوه ویلیام فاتح، که در صومعه کلونی زندگی میکرد، در قرن دوازدهم میلادی(ششم هجری) فرشی به یک کلیسای انگلیسی هدیه داد. ادریسی، جغرافیدان و فیلسوف مسلمان، میگوید که در همین زمان، فرشهای پشمی در چین چیلا و مورسیا، هر دو در اسپانیا بافته و به سراسر دنیا صادر میشدند. نقاشیهای متعلق به اواخر قرون وسطی به ما نشان میدهند که فرشها چگونه و در کجا مورد استفاده قرار میگرفتند و این موارد استفاده به ذهن چه کسانی میرسیده است.
در مقطعی فرشها در نقاشیهای مذهبی مسیحیان استفاده میشد
در اروپای قرنهای چهاردهم و پانزدهم میلادی(هشتم و نهم هجری) نخست از فرشها در نقاشیهای مذهبی مسیحیان استفاده میشد. سپس در قرن پانزدهم میلادی(نهم هجری) اشراف زمیندار اروپایی فرشهایشان را از پنجرهها و بالکنها به نمایش میگذاشتندو به رخ دیگران میکشیدند.
در قرن هفدهم میلادی(یازدهم هجری) فرشهای تزیینی رومیزی و پامیزی و نیز فرشهایی که با آنها ویترینها و قفسهها را میپوشاندند هم ظاهر شدند. هنرمندان بلژیکی نیز در خلق آثار خود از فرش الهام گرفتند. نقاش ونایک از مریم باکره و کودک، با سنت دنیشن و سنت جرج و کشیش وندرپیل که او آن را در سال ۱۴۳۶ میلادی(۸۴۰ هجری قمری) در بروژ کشید، مریم مقدس را در حالی که روی فرشی با اشکال هندسی به ویژه دایره، نشسته است، نشان میدهد. در اطراف نیز آذینهای گل سرخی همراه با لوزیها و ستارههای هشت پر دیده میشوند.
فرشهای مسلمانان چنان کیفیت بالایی داشتند که در یکی از کتابهای موجود در موزه ویکتوریا و آلبرت، نویسنده در بخشی از سفرهای دریایی ریچارد هاکلوت با عنوان «رهنمودهایی به مورگان هابل تورن» فرستاده بریتانیا به ایران در سال ۱۵۷۹ میلادی درباره طرحی برای وارد کردن فرشبافان ایرانی به انگلستان سخن به میان آورده است.
او می گوید: در ایران شما میتوانید فرشهای پشمی را که رنگآمیزی فوقالعادهای هم دارند و بهترین فرشهای جهان هستند، پیدا کنید. همچنین در بعضی شهرها و شهرستانهایی که بهترین محلهای رفوی فرش هستند، میتوانید قاعده رنگآمیزی رشتههای پشمی به کار رفته در فرش را به گونهای که دیگر نه باران، نه سرکه و نه هیچ چیزی دیگری روی آن لکه ایجاد نکند، یاد بگیرید. اگر پیش از اینکه برگردید بتوانید نیروی کار هنرمند و ماهر در زمینه بافت فرش ترکی را پیدا کنید باید او را به اینجا بیاورید و برای شرکت خود کارآفرینی کنید.

جز فرش ترکی عثمان، هیچ فرش دیگری در دنیا از نظر معروفیت و محبوبیت به فرش ایرانی نمیرسد. فرشبافی در دوره حکومت صفویان به یک کار دولتی تبدیل شد. پادشاهان این سلسله روابط تجاری خود را با اروپا گسترش دادند و در زمان شاه عباس اول(۱۰۳۹ - ۹۹۵ هجری قمری) صادرات فرش و تجارت ابریشم مهمترین منبع درآمد و ثروت شاهان صفوی بود. فرشها همچنین هدایایی ارزشمند بودند که سران کشور در مأموریتهای سیاسی خود در اروپا، به دولتمردان آن سرزمین میدادند.
فرشبافی صنعتی عظیم و هنری تخصصی بود. این هنر به طراحانی نیاز داشت که ابتدا نقشه فرش را روی کاغذ بکشند و سپس آن را به صورت طرحهای بافته شده در آوردند. این طرحها در مقیاسهای بسیار بزرگی بودند و کارگاههای فرشبافی سفارشهای بسیاری از طرف مشتریان اروپایی خود دریافت میکردند.
هنرمندان ایرانی از تبریز، کاشان، اصفهان و کرمان با طرحهایی خیره کننده و جذاب و گرههایی بسیار ماهرانه و منظم فرشهایی خلق میکردند که در میان آنها از نمونههایی که در مرکز آنها ترنج طراحی شده بود تا فرشهای محراب و فرشهایی با طرح گلدان و نیز فرشهایی با طرحهای شخصی که نشان شماری از حاکمان اروپایی را بر خود داشتند، دیده میشد. بسیاری از این فرشها، مرکزی مستطیل شکل، که طرح یک ترنج عنصر غالب آن بود و یک حاشیه داشتند که پهنای آن در فرشهای مختلف میتوانست متفاوت باشد.
در ابتدای قرن سیزدهم هجری، صنعت فرشبافی رو به انحطاط گذاشت. این امر بخشی به دلیل کشمکشها و وقایع تاریخی بود که در نتیجه آنها ایران ثبات و امنیت خود را از دست داد. بخش دیگری از آن نیز بدان علت بود که اروپاییان در قرن هجدهم میلادی (دوازدهم هجری) تولید فرش را آغاز کردند.

تولید نخستین فرشی که به تقلید از فرشهای مسلمانان در اروپا بافته شد، تحت حمایت انگلیسیها انجام گرفت. انجمن سلطنتی هنرها با اختصاص دادن کمکهای مالی و جوایز بسیار تولید فرش طبق اصول فرشهای مسلمانان را تشویق کرد. بین سالهای ۱۷۵۷ و ۱۷۵۹ میلادی، انجمن جایزهای ۱۵۰ پوندی را به بهترین فرش تقلیدی از فرشهای مسلمانان اختصاص داد.
امروزه شهرت و محبوبیت فرشهای بربری، تولید شده در شمال آفریقا نسبت به دیگر فرشها روز به روز بیشتر میشود. بربرها در فرشهایشان نشانههای شاخص ندارند و میتوانند از نخهایی ضخیمتر از نخهایی که در فرشهایی با انبوه گره هم سطح به کار میروند، استفاده کنند. این فرشها در دسترس همه هستندچون هم نوع بافته شده از الیاف پشم گران قیمت و هم نوعی که از نخ نایلونی یا الفین(الیاف نایلون) یافته میشود و ارزان هم هست، وجود دارد.
امروزه با وجود مواد اولیه پیشرفته فرش به یکی از ارزانترین گزینههای پوشش کف خانهها، آپارتمانها و ادارهها تبدیل شده است. راحتی و گرمایی که فرشها به ما میدهند، بر محبوبیت آنها افزوده و آنها را به پرمصرفترین کفپوش مبدل ساخته است.
فرشها همچنین جزء اسباب و اثاثیه مجلل منزل و مورد علاقه مجموعهداران، موزهها و بازرگانان هستند. در عین حال شهرت فرش پرنده علاءالدین اندگی بر رازگونگی هیجانآور این محصول هنری افزوده است. در دنیای جدید، فرش یکی از وسایل ضروری و اساسی زندگی به حساب میآید.



نظر شما