خبرگزاری مهر، گروه استان ها - کوثر اشرافی: درست دو ماه پیش بود، حوالی سحر دهم ماه رمضان، دهم اسفند که با شنیدن خبری پای تلویزیون میخکوب شدیم. چند دقیقه زمان از حرکت ایستاد، صدای سوت ممتد در گوش پیچید و تپشهایی که نامنظم شد و چشمهایی که از باران اشک دیگر از کار افتاد.
هنوز اگر از کسی بپرسی چطور ۶۰ شب از آن اتفاق عجیب گذشت، برای هیچکس قابل باور نیست. اصلاً چطور در نبود آن مرد بزرگ که رهبرمان بود و روزی برایش جانمان را فدا میکردیم، توانستیم تا امروز زنده بمانیم؟
غم هست اما امید هم دارند، اشک هست اما لبخند را فراموش نکردهاند. در این راهی که باید ادامه داشته باشد، امروز ادامهدهنده این راه ملت صبوری هستند که به نیابت از شهدا، راهبلد شدهاند در مسیر حفظ وطن، همان وطنی که سایبان مردم زیر یک عَلَم است؛ عَلَم سهرنگ.
دشمن اشتباه همیشگی را تکرار کرد
این ملت فارغ از فراق رهبر عزیزشان، برای سومین بار طعم تلخ جنگ را چشیدند و دم نزدند تا مبادا این غم بزرگ بر چهرههایشان نمایان شود و حس پیروزی بر عدو غالب گردد. دشمن با خودش حساب و کتاب کرد که این ملت پس از رهبرشان دیگر توان ایستادن در برابر ما را نخواهند داشت، اما برای هزارمین بار اشتباهش را تکرار کرد و ندانست و نخواهد دانست که خامنهای و ملت خامنهای هرگز نمیمیرد.

خون رهبر شهید، بچههای میناب، سردار پاکپور، سردار تنگسیری و... هر قطره، دریایی است که این برگههای سفید را گلگون خواهد کرد و همین خونهای پاک طومار کسانی را که همدست با دشمن شدند، خواهد پیچید.
آن بیوطنهایی که امروز تمام پشتوانهشان در پشت ویترین است تا مبادا بر شاهنشاه سُس بپاشند، نقطه اختلافشان با مردم همین است: مردم برای حفظ این آب و خاک حریف میطلبند و جلودار این صف عظیم رهبری بود، اما آنان اولین و آخرین امیدشان دست به دامن نامردان شدن بود.
از نسل آریایی اصیل تا میراث پدری
بدانند امروز گرچه رهبر عزیز این ملت نیست، اما با وجود این خلف صالح، خواب کوتاه شیرین از سرشان پرید و دشمنان اصلی آنان این مردم هستند که پس از گذشت دو ماه خیابانها را ترک نمیکنند و تنها یک خواسته دارند: نابودی آمریکا و اسراییل.

باید از نسل آریایی اصیل بنویسیم که امروز پس از آتشبس -که نه تسلیم شدن دشمن- دلشان برای موشکهای سید مجید موسوی تنگ شده است. باید از نسلی بنویسیم که خمینی کبیر گفت ما از شهادت نمیترسیم، این دختران و پسران فرزندان همان بزرگمردی هستند که هیچگاه در برابر دشمن سر خم نکرد.
از مادری با کمر خمیده و گالش پوش در خیابان، از پدری با سه فرزندش که پرچم به دست میدان را خالی نکرد، از دخترانی که اسلحه به دست شدند و کودکانی که همقد و قواره پرچمشان هستند. این میراث پدری ایران است؛ ایران اسلامی که قریب به ۴۸ سال است پرچمش کلمه «الله» را در آغوش گرفته و امروز بر دوش هر مرد و زن ایرانی سنگینی میکند تا لحظه آخر دست اجنبی و اجنبیپرستان به این آب و خاک نرسد.
۱۸:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۰


نظر شما