خبرگزاری مهر- گروه استانها؛ جنگ تحمیلی سوم و مقابله ایران با حملات ددمنشانه دشمن متخاصم آمریکایی صهیونی تنها یک درگیری نظامی نیست بلکه دشمن در ساحت شناختی و رسانهای نیز برنامههای وسیع دارد و با ابزارهای مختلف رسانهای بر ذهن و ادراک مردم نیز معطوف است. در این راستا دشمن مثل ۴۷ سال گذشته تلاش داشته تا با راهاندازی جنگ رسانهای تمامعیار و هدف گرفتن ذهنها، شکستها و ضعفهای عرصه نظامی در تقابل با ایران را پوشش دهد و پنهان کند.
ایران اما در این مدت بیکار نبود و جوانان متخصص و کاربلد ایرانی با تکیه بر ابزار نوین و هوش مصنوعی توانستند محتواهای جذابی را تولید و در فضای مجازی منتشر کنند. خبر خوش این است که در جنگ رمضان، سطح ارتباطات فعالان رسانهای ایران در فضای مجازی با دیگر فعالان رسانهای بین المللی افزایش خوبی داشت و محتواهای تولیدی ما در سطحی بسیار گسترده بازنشر و دیده شد.
ما همیشه از اینکه ایران در روایتپردازی و ارائه روایت اول دست برتر را ندارد، افسوس میخوردیم اما در جنگ رمضان به لطف جوانان گمنام پای کار، موفق شدیم دست برتر را داشته باشیم تا جایی که کارشناسان میگویند این روایتپردازیهای سریع و بههنگام که اکثراً مبتنی بر هوش مصنوعیاند، نگاه جهان را به ایران در زمین رسانه تغییر داد.
رصدها نشان میدهد که کنشگری کشورمان در جریان جنگ تحمیلی سوم در میدان پرچالش روایتگری مثل قبل نبود بلکه پیشرفتهای قابل توجه داشته است و این نقطهزنیها و دستاوردهای رسانهای جنگ رمضان ثابت میکند که همیشه هم «پول»، دست برتر رسانهای نمیآورد. بلکه با تکیه بر توان و خلاقیت جوانان این مرز و بوم میتوان از تجهیزات دشمن علیه خودشان استفاده کرد همچنان که ایرانیان موشکهای رسانهای ویرانگر را از لانچر هوش مصنوعی بر خطوط رسانهای دشمنان شلیک و در بسیاری از میادین، افکار عمومی دنیا را فتح کردند.
نقشآفرینی هوش مصنوعی در راهاندازی آفندهای رسانهای نقطهزن از سوی ایران که دستاوردهای بزرگی را در میدان رسانه نصیب کشورمان کرد، موضوعی بود که در گفتگو با یک مدرس و کارشناس هوش مصنوعی در چهارمحال و بختیاری به ابعاد آن پرداختیم. سجاد شفیعپور، نویسنده و پژوهشگر حوزه هوش مصنوعی پاسخگوی پرسشهای ما بود.

* هوش مصنوعی چه ظرفیتهایی در جنگ رسانهای و جنگ تبلیغاتی علیه کشورمان دارد و در جنگ تحمیلی سوم چه ظهور و بروزی داشت؟
باید گفت هوش مصنوعی امروز به مهمترین ابزار جنگ شناختی تبدیل شده یعنی جنگی که هدف آن نه صرفاً تخریب زیرساخت، بلکه تغییر ادراک، تصمیم و احساس مردم است. در گذشته رسانهها پیام را به صورت انبوه منتشر میکردند، اما امروز با کمک هوش مصنوعی، عملیات روانی کاملاً شخصیسازی شده است. الگوریتمها از طریق تحلیل رفتار کاربران در شبکههای اجتماعی، الگوی ترسها، خشمها، تعلقات سیاسی و حتی نقاط آسیب روانی افراد را شناسایی میکنند و سپس پیام متناسب با همان فرد تولید میشود. به عنوان مثال اگر جامعهای درگیر فشار اقتصادی است، محتوای تولیدی بر محور ناامیدی اقتصادی طراحی میشود.
جنگ رمضان را میتوان اولین جنگی دانست که هوش مصنوعی توانست فضای اطلاعاتی و تولید روایت را در مقیاسی بیسابقه تحت الشعاع قرار داد. در این جنگ تصاویر ساختهشده با هوش مصنوعی، ویدئوهای جعلی و فیلمهای بازیهای رایانهای با سرعتی شگفتانگیز در شبکههای اجتماعی علیه کشورمان منتشر شدند. در این تقابل، ما با یک تغییر رویکرد از جنگ رسانهای سنتی به جنگ الگوریتمی مواجه بودیم. ماشین پروپاگاندای آمریکایی تلاش کرد از هوش مصنوعی به عنوان یک سلاح فلج کننده استفاده کند. سرویسهای جنگ روانی دشمن با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، تصاویر و ویدیوهای دیپفیک از آتشسوزی در پمپبنزینها، ترافیکهای غیرواقعی و حتی انفجارهای خیالی در نقاط حساس تولید کردند. این محتوا توسط شبکهای از باتهای هوش مصنوعی در بستر شبکههای اجتماعی منتشر میشد و هدف این بود که در کمترین زمان، واقعیت میدانی با یک واقعیت جعلیِ الگوریتمی جایگزین شود و افکار عمومی دچار وحشت و فروپاشی محاسباتی شود.

* در خصوص کارکردهای پدیده نوظهور هوش مصنوعی در جنگ تحمیلی سوم بیشتر توضیح دهید.
اگر بخواهم دقیقتر به این پرسش پاسخ دهم، سه کارکرد عمده را میتوانم برای هوش مصنوعی در جنگ رسانهای علیه کشورمان ذکر کنم. بخشی از کارکرد هوش مصنوعی معطوف بر بهرهگیری دشمن از رباتهای خودکار و ایجاد مارپیچ سکوت بود.
دشمن با استفاده از مدلهای زبانی بزرگ، هزاران مقاله، توئیت و تحلیل به زبان فارسی و زبانهای مختلف با لحنهای مختلف (از مذهبی تا سکولار) را برای مقصر جلوه دادن ایران در جنگ یا اکثریت نشان دادن یک گروه مخالف برای ایجاد مارپیچ سکوت تولید کرد.
بخش دیگر کارکرد هوش مصنوعی تولید محتوای دیپ فیک و جعل عمیق بود. تولید ویدئوها و صوتهای کاملاً واقعگرایانه اما جعلی از مقامات و چهرههای تأثیرگذار برای ایجاد التهاب و تفرقه یکی دیگر از اقدامات بوده است. در این خصوص میتوان به کلیپهای ساخته شده از نخست وزیر رژیم صهیونی که به فارسی پیام منتشر میکرد اشاره داشت. یا نمونه دیگر از این موارد ساخت کلیپها و تصاویری بود که در آن نشان میداد ایران تجهیزات نظامی را در مدارس و بیمارستانها مخفی کرده است که این امر زمینه حمله دشمن به مدارس و بیمارستانها را فراهم میساخت.
بهره برداری دیگر دشمن انجام عملیاتهای روانی و هدفگیری میکرو بود. الگوریتمهای هوش مصنوعی با تحلیل کلاندادههای کاربران ایرانی، نقاط ضعف، ترسها و علایق هر فرد را شناسایی کرده و محتوای تبلیغاتی را دقیقاً بر اساس پروفایل روانشناختی او شخصیسازی میکنند. نمونههایی از این اقدام را میتوان در ایجاد شکافهای سیاسی و مذهبی در زمان جنگ رمضان مشاهده کرد.
بنابراین هوش مصنوعی در جنگ رسانهای علیه ایران سه مأموریت اصلی شامل «تخریب اعتماد عمومی»، «فرسایش انسجام اجتماعی»، و «مشروعیتزدایی از ساختار سیاسی کشور» را در دستور کار قرار داده است.
اما در کنار این مباحث، یک نقطه عطف نگران کننده نیز وجود داشت ناظر بر اینکه بعضاً تصاویر واقعی به اشتباه جعلی و ساخته هوش مصنوعی نامیده شدند. یک تصویر تکان دهنده از یک شهید در تهران ابتدا به سوریه نسبت داده شد، اما بعد ثابت شد که کاملاً واقعی و مربوط به تهران است.

* موارد و مصادیق بهرهبرداری از ظرفیت هوش مصنوعی در جنگ رمضان را چه از سوی ایران و چه جبهه دشمن، بیان کنید.
در خصوص مصادیق بهرهبرداری دشمن از هوش مصنوعی در جنگ رمضان باید گفت که دشمن علاوه بر بهرهگیری از این ابزار در ساحت جنگ شناختی، روایی و عملیاتهای روانی در حوزه نظامی نیز از آن علیه کشورمان استفاده کرد. از جمله این موارد میتوانیم به سامانه «میون» اشاره کنیم. سامانه میون ابزاری که تصاویر ماهوارهای، ویدئوهای پهپادی و دادههای راداری را ترکیب کرده و با کمک مدل زبانی کلود، اهداف را بر اساس اولویت طبقهبندی میکند.
اما در این خصوص کشور ما نیز به صورت فعالانه از این فناوری خصوصاً در جنگ رسانهای بهره برد. ساخت تصاویر، تولید انیمیشنها بهویژه انیمیشنهای لگویی و محتوای طنز چند زبانه نمونههایی از بهرهگیری در فضای داخلی کشور بود. باید این نکته را متذکر بشوم که در جنگ رمضان، مهمترین مسئله، سرعت روایت بود. در جنگهای نوین هر طرفی که زودتر روایت غالب را بسازد، بخش مهمی از میدان را تصاحب کرده است. هوش مصنوعی دقیقاً در همین نقطه وارد شد و خوشبختانه کشور ما در این خصوص بسیار خوب عمل کرد.
* در خصوص اهمیت روایتپردازی و تولید محتوا مبتنی بر هوش مصنوعی توضیح دهید.
در جنگ رسانهای، خبر به تنهایی کافی نیست بلکه آنچه تعیین کننده است روایت است. خبر میگوید چه اتفاقی افتاد، اما روایت توضیح میدهد چرا اتفاق افتاد، چه کسی مقصر است، چه کسی مظلوم است و مخاطب باید چه موضعی بگیرد. اگر ما روایت نسازیم، دشمن برایمان روایت خواهد ساخت و این مهمترین اصل جنگ شناختی است.
هوش مصنوعی روایت پردازی را از حالت دستی و کند به یک فرایند صنعتی و مقیاسپذیر تبدیل کرده است یعنی قبل از این، تولید یک گرافیک یا ویدئوی با کیفیت روزها زمان میبُرد اما هوش مصنوعی فاصله بین
ایده تا انتشار را به چند دقیقه کاهش داده است. این سرعت بینظیر، امکان تولید سریع روایت واقعی و در دست گرفتن ابتکار عمل در روایتسازی را فراهم میکند که اتفاقاً روایتهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند با استفاده از تکنیکهای روانشناختی رنگ، نور و فرم، مستقیماً ضمیر ناخودآگاه مخاطب را هدف قرار دهند.
به علاوه هوش مصنوعی میتواند یک پیام واحد را برای یک جوان دانشجو با زبان علمی و برای یک بازاری با زبان اقتصادی بازنویسی کند که این قسم روایتپردازی منعطف، اثربخشی پیام را تا چندین برابر افزایش میدهد.
بنابراین اهمیت هوش مصنوعی در اینجاست که میتواند هم سرعت روایتسازی را بالا ببرد و هم آن را متناسب با مخاطب تنظیم کند. مثلاً یک پیام واحد برای مخاطب عرب، اروپایی، آمریکای لاتین یا جوان ایرانی نمیتواند به یک شکل طراحی شود و هوش مصنوعی با مهندسی ادراکها این امکان را میدهد که یک هسته مفهومی ثابت، در قالبهای متنوع فرهنگی و زبانی باز تولید شود.
* از دیدگاه خودتان عملکرد متخصصان ایرانی در تولیدات محتوایی مبتنی بر هوش مصنوعی در جنگ رمضان را چگونه ارزیابی میکنید
اگر بخواهم منصفانه ارزیابی کنم، باید بگویم که عملکرد متخصصان ایرانی نسبت به گذشته یک جهش محسوس داشت. ما سالها از ضعف در سرعت واکنش، روایتسازی بین المللی و فاصله میان میدان واقعی و میدان رسانه رنج میبردیم، اما در جنگ رمضان، این فاصله و شکاف تا حد زیادی کاهش پیدا کرد.
بهویژه نسل جوان متخصصان هوش مصنوعی، طراحان محتوای دیجیتال، فعالان رسانهای مستقل و نیروهای جهادی رسانهای نقش بسیار مهمی ایفا کردند. استفاده از ابزارهای مولد تصویر و ویدئو باعث شد محتوای باکیفیت در زمان بسیار کوتاه تولید شود؛ چیزی که پیشتر نیازمند تیمهای بزرگ و زمان طولانی بود.
همچنین در حوزه چند زبانهسازی نیز پیشرفت قابل توجهی مشاهده کردیم یعنی پیام نه فقط برای مصرف داخلی بلکه برای افکار عمومی جهان طراحی شد و بهنظرم این یک تغییر راهبردی مهم بود.
متخصصان ایرانی نشان دادند که فاصله تکنولوژیک در بهرهبرداری از ابزارهای هوش مصنوعی مولد را به شدت کاهش دادهاند و آنها به جای توضیح دادن به تصویر کردن روی آوردند. علاوه بر این برخلاف تولیدات سنتی و رسمی، محتوای تولید شده در جنگ رمضان دارای ریتم تند، زبان طنز و استانداردهای بصری مدرن بود که با ذائقه جهانی همخوانی داشت.
* توفیقات کشورمان در روایتسازی قوی از طریق تولیدات هوش مصنوعی خصوصاً تولیدات «لگویی» چه تأثیری بر اذهان ملل دنیا داشته است؟
دقیقاً یکی از ابتکارات رسانهای متخصصان ایران در تولید روایت، تولید کلیپهای لگویی به وسیله هوش مصنوعی بود چرا که تولیدات موسوم به لگو یک شاهکار در حوزه روانشناسی رسانه بهشمار میرود؛ تأثیر این تولیدات بر ذهن ملل دنیا بهویژه نسل زد چندین لایه داشته است.
یکی از این لایهها شکستن هیمنه دشمن متجاوز از طریق طنز بود با این توضیح که وقتی دشمنی که همیشه ترسناک و شکستناپذیر تصویر شده، در قالب یک کاراکتر لگوییِ دست و پاچلفتی ظاهر میشود، ترس مخاطب به تحقیرِ دشمن تبدیل میگردد. لایه دوم ناظر بر استفاده از زبان مشترک جهانی است با این توضیح که فرمت لگو و موسیقی استفاده شده در این آثار از مرزهای فرهنگی عبور کرد. بنابراین مخاطب آمریکایی یا اروپایی که حوصله شنیدن بیانیههای سیاسی را ندارد، این ویدئوها را تا انتها میبیند و پیام مقاومت ایران را به صورت ناخودآگاه دریافت میکند.
نکته مهمتر آنکه، این ویدئوها به دلیل جذابیت بصری و فرمت سرگرمی، توسط خود کاربران جهانی بازنشر شدند بدون اینکه بودجههای کلان تبلیغاتی صرف کنیم.
* در جنگ رمضان بسیاری اذعان دارند که ایران در حوزه رسانه و روایتپردازی هم مانند حوزه نظامی و دفاعی دست برتر را داشته است. دلایل موفقیت ما در این زمینه از دیدگاه شما چیست؟
به نظرم این موفقیت حاصل چند عامل همزمان بود، نه یک دلیل واحد. اولین عامل این موفقیت همراستایی میدان واقعی و میدان روایت بود یعنی وقتی واقعیت صحنه دارای قدرت اقناعی باشد، طبعاً رسانه هم بهتر میتواند بر آن سوار شود اما اگر میدان واقعی ضعیف باشد، بهترین تبلیغات هم اثر محدودی خواهد داشت.
دوم، تجربه انباشته سالهای گذشته بود، باید بگویم که ایران اکنون از بحرانهای متعدد رسانهای عبور کرده و به تدریج یاد گرفته است که صرف واکنش کافی نیست بلکه باید روایت اولیه را خودمان بسازیم.
عامل سوم مربوط به ظهور نسل جدید رسانهای است که زبان شبکههای اجتماعی را بهتر از ساختارهای رسمی میشناسد. این نسل میداند مخاطب امروز با بیانیه رسمی اقناع نمیشود، بلکه با تصویر، سرعت، صداقت و روایت در قالبهای مختلف رسانهای ارتباط میگیرد.
چهارم، استفاده مؤثرتر از هوش مصنوعی بود. از تحلیل داده تا تولید محتوا و مقابله با دیپفیک، فناوری نقش مهمی در افزایش سرعت و مقیاس عملیات رسانهای داشته باشد.
عامل پنجم ناظر بر فرسایش اعتماد جهانی به رسانههای رسمی غرب است با این توضیح که امروز مخاطب جهانی دیگر مانند گذشته روایت سی ان ان و بی بی سی یا سایر رسانههای غربی و آمریکایی را بدون پرسش و بدون اما و اگر نمیپذیرد که همین شکاف اعتماد، فرصت مهمی برای روایتهای جایگزین ایجاد کرده است.
به نظر من مهمترین درس جنگ رمضان این است که برتری رسانهای با پول بیشتر به دست نمیآید بلکه با سرعت تصمیم، انسجام روایت، فهم روان مخاطب و استفاده هوشمندانه از فناوری حاصل میشود. اگر این تجربه به یک ساختار پایدار تبدیل شود، ایران میتواند در میدان ادراک جهانی نیز همانقدر اثرگذار باشد که در میدان قدرت سخت اثرگذار است.


نظر شما