خبرگزاری مهر - مجله مهر: ویدیوهای اخیر از نوار ساحلی سیمرغ کیش، در حالی فضای رسانهای را تحت تأثیر قرار داده که هنوز تصاویر حضور همزمان سلیقههای مختلف در میدانهای شهر، در ذهن مردم است؛ جایی که تنوع پوششها مانعی برای ایستادن زیر یک پرچم مشترک نبود. حالا اما بازنشر تصاویری از سبکهای متفاوت پوشش در کیش، بحثهای تازهای را در فضای عمومی باز کرده است؛ عدهای این صحنهها را صرفاً یک انتخاب شخصی در یک منطقه توریستی میبینند و در مقابل، عدهای معتقدند که در شرایط حساس کنونی، هرگونه رفتار متفاوت در فضای عمومی میتواند بر اتمسفر همدلی ملی اثرگذار باشد.
حتی منتقدان میگویند در لحظاتی که جامعه بیش از هر چیز به آرامش و ترمیم زخمهای دوقطبیسازی نیاز دارد، اصرار بر رفتارهای هنجارشکن در فضاهای عمومی، مثل پاشیدن نمک روی این زخمهاست. این رفتارها، آگاهانه باشد یا از سر بیتوجهی، خروجیاش یک چیز است: کمرنگ شدن آن حسِ نابی که در میادین شهر تجربه کردیم. حالا وقتی هر تصویری که ساحل کیش منتشر میشود، بهسرعت در لایههای مختلف جامعه میچرخد و بر افکار عمومی اثر میگذارد. وقتی مرز میان «آزادی فردی» و «مسئولیت اجتماعی» مخدوش میشود، بیشترین آسیب را همان انسجامی میبیند که برای بهدست آوردنش هزینههای زیادی دادهایم.
نظارت رنگ میبازد
نکتهای که نمیتوان از آن گذشت، نوعی رهاشدگی در مدیریت فضاهای عمومی است. به نظر میرسد نبود یک نگاه منسجم فرهنگی باعث شده تا نوعی «تقابل پنهان» در محیطهای گردشگری شکل بگیرد. سؤالی که اینجا مطرح میشود این است: چطور میتوان میان پویایی صنعت گردشگری و حفظ حرمتهای عمومی و عرفی جامعه، تعادلی هوشمندانه برقرار کرد؟ این بی حجابی و برهنگی نوعی بیاعتنایی نگرانکننده به حیا و عرف ریشهدار جامعهای است که عفت عمومی را خط قرمز خود میداند. این اصرار بر هنجارشکنی در ملاءعام، چیزی جز دهنکجی به باورهای اعتقادی و جریحهدار کردن عواطف اکثریت جامعه نیست. وقتی قبحِ رفتارهای ناهنجار شکسته شود، عملاً بستر برای لجاجت فرهنگی فراهم میشود که هدفش اصلا آزادی نیست بلکه به حاشیه راندن اخلاق و حیاست.

هزینهای را چه کسی میدهد؟
در روزگاری که انسجام ملی، ارزشمندترین و در عین حال آسیبپذیرترین دارایی ماست، اصرار بر رفتارهای هنجارشکنانه در فضاهای عمومی، نوعی بیتفاوتی محض به تلاشهای جمعی برای «در کنار هم ماندن» است. در شرایطی که جامعه با تمام توان سعی دارد از گسلهای دوقطبی عبور کند، چرا باید عدهای با رفتارهای تحریکآمیز، دوباره هیزم به آتش تقابلهای فرهنگی بریزند؟ این اقدامات، آگاهانه یا ناآگاهانه، خاکریزی را میسازد که مردم را مقابل یکدیگر قرار میدهد و آن «نخ تسبیح» همدلی را که با سختی به دست آمده، آگاهانه پاره میکند.
آزادی یا بیمسئولیتی اجتماعی!
برخی معتقدند این رفتارها بخشی از انتخاب شخصی است، اما مرز آزادی فردی دقیقاً جایی تمام میشود که آرامش روانی جامعه آسیب ببیند. وقتی در یک فضای عمومی مثل ساحل کیش، هنجارهای پذیرفته شده زیر پا گذاشته میشود، پیام غیرمستقیمی که به سایر لایههای جامعه مخابره میشود، پیام عدم احترام به حریم جمعی است. در واقع، این کنش مدرن نیست، بلکه یک رفتار ضداجتماعی است؛ چرا که در بزنگاههای حساس تاریخی، ضربه زدن به نشانههای وحدت، تنها راه را برای نفوذ تنش و شکافهای عمیقتر باز میکند.

پرسش اصلی که ذهن هر ناظر دغدغهمندی را به خود مشغول میکند این است که چرا درست در زمانی که جامعه تشنه آرامش و اتحاد است، چنین صحنههایی باید در صدر اخبار قرار بگیرد؟ دامن زدن به این رفتارها در چنین شرایطی، چیزی جز بازی در زمین «تفرقه» نیست. هر قدمی که به سمت تحریک افکار عمومی برداشته میشود، فاصله میان مردم را از هم بیشتر میکند. جامعهای که در میدانها نشان داد میتواند با هر سلیقهای کنار هم بایستد، نباید در سواحل یا حتی تفرجگاهها، قربانی کجسلیقگی و بیمسئولیتی عدهای شود که منافع و لذتهای آنی خود را به «مصلحت و وحدت ملی» ترجیح میدهند.
جامعه ما امروز، بیش از هر زمان دیگری به «نشانههای وحدت» نیاز دارد. تماشای رفتارهایی که میتواند دوباره جامعه را به دو دسته «ما» و «آنها» تقسیم کند، نگرانکننده است. ساحل سیمرغ و ویدیوهای جنجالیاش، شاید بهانه خوبی باشد برای اینکه دوباره از خودمان بپرسیم: چطور میتوانیم در کنار تفاوتهایمان، به «حس مشترک ملی» احترام بگذاریم!

۱۷:۱۰ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۳


نظر شما