سجاد صالحی کارشناس حوزه صنایع خلاق و فرهنگی در گفتوگو با خبرنگار مهر، گفت: چیزی که این روزها در خیابانهای ایران میبینیم، با هر آنچه پیش از این تجربه کرده بودیم، تفاوت ماهوی دارد. مردم نه برای اعتراض که برای اعلام حضور آمدهاند. حضور برای تأکید بر وحدت ملی و دفاع از وطنشان، برای نشان دادن این حقیقت که علیرغم تمام فشارها، همچنان پای آرمانهایشان ایستادهاند. آنچه مرا به وجد میآورد، تنوع قشرهاست؛ پیر و جوان، دانشجو و کارگر، بازاری و استاد دانشگاه. تجمعات نه سازماندهی شده از بالا، که خودجوش و شبکهای است.
وی ادامه داد: در شهر تهران، شاید بیش از ۱۳۰ نقطه تجمع شبانه وجود دارد؛ در سایر استانها هم وضع به همین منوال است. مردم با پرچمهای سهرنگ، با شعارهای متحدکننده و با حضور آگاهانه، پیام میدهند که ما از امنیت کشورمان محافظت میکنیم. این سطح از هوشمندی اجتماعی، دشمن را شگفتزده کرده است. اما نکته ظریفتر آن است که این حضور خیابانی، یک لایه عمیقتر هم دارد؛ پیوندش با اقتصاد و معیشت. مردم در عین حالی که شبها در میادین هستند، روزها در کارگاهها و بازارها مشغول جهاد اقتصادی هستند.
جنگ اقتصادی از هر جنگ مسلحانهای کشندهتر است
این کارشناس حوزه صنایع خلاق گفت: جنگ اقتصادی از هر جنگ مسلحانهای کشندهتر است، چون سفره مردم را هدف میگیرد. تحریمها، فشار ارزی، تورم و بیکاری، سلاحهای دشمن برای رسیدن به ناامیدی جمعی است. اما در این میانه، رهبر شهید و رهبر معظم انقلاب نجاتبخشی را تجویز کردهاند به نام اقتصاد مقاومتی. معنای این واژه را بسیاری دست کم گرفتند، اما امروز میبینیم که اقتصاد مقاومتی چیزی جز تکیه بر توان داخل، تولید دانشبنیان، مدیریت جهادی و اصلاح الگوی مصرف نیست. ایشان بارها تأکید کردهاند که مسئله معیشت و اشتغال، خط قرمز نظام است و هرگونه بیتوجهی به آن، بازی در زمین دشمن است.
وی بیان کرد: اما نکته کلیدی این است که اقتصاد مقاومتی بدون مشارکت مردمی معنا ندارد و اینجا همان نقطه پیوند با تجمعات خیابانی است. همان مردمی که شبها در خیابانها حضور مییابند، روزها با حضور در فعالیتهای اقتصادی و یا خرید کالای ایرانی، با کاهش اسراف، با راهاندازی کسبوکارهای خرد و با حمایت از تولید داخلی، مصداق عینی اقتصاد مقاومتی هستند. این یعنی اقتصاد مقاومتی فقط یک نظریه نیست؛ یک فرهنگ زیسته است که در جان مردم نشسته، یک نوع سبک زندگی است.
صالحی گفت: صنایع خلاق و فرهنگی در این ایام، نقشی دوگانه و حیاتی داشتهاند. از یک سو، بستری برای فعال شدن فرصتهای اقتصادی جدید فراهم کردهاند. طراحان گرافیک، پویانمایان، تولیدکنندگان محتوای دیجیتال، هنرمندان صنایع دستی و فعالان حوزه موسیقی و رسانه، همگی توانستهاند در فضای این تجمعات و همدلی ملی، محصولات و خدمات خود را به مخاطبان واقعی برسانند. این یک رونق اقتصادی خرد اما پرشمار است که بینیاز از ارز و وابستگی به خارج، چرخ های کوچک کسبوکار را به حرکت درآورده است.
صنایع فرهنگی واژگان بصری و شنیداری را تولید میکنند
وی ادامه داد: از سوی دیگر و شاید مهمتر از آن، صنایع فرهنگی به زبان گویای مردم در دفاع از وطنشان تبدیل شدهاند. وقتی مردم در خیابانها حاضر میشوند، نیاز به ابزارهایی دارند که احساس جمعی آنها را بازتاب دهد؛ پرچم، نماد، سرود، کلیپ، پویانمایی کوتاه، و حتی لباس و زیورآلات نمادین. صنایع فرهنگی این واژگان بصری و شنیداری را تولید میکنند. آنها به مردم کمک میکنند تا میهن دوستی، غیرت ملی و اراده برای ایستادگی را در قالبی هنری و ماندگار بیان کنند.
این کارشناس صنایع فرهنگی گفت: در زمانی که رسانههای دشمن سعی در تحریف روایت و القای ناامیدی دارند، صنایع فرهنگی با خلق آثاری امیدبخش و هویتساز، تبدیل میشوند به سنگر دیگری از جنس هنر و خلاقیت. این صنایع نشان دادهاند که میتوانند همزمان کارخانه معنا و کارگاه اقتصاد باشند؛ هم به سفره مردم برکت دهند و هم به روح آنها قدرت.
وی بیان کرد: یکی از اتفاقات مهمی که افتاده شکلگیری خودجوش بازارچههای موقت در کنار همین تجمعات است. این دقیقاً همان نوآوری اجتماعی است که از آن بهعنوان بلوغ خودجوش مردمی یاد میکنم. در کنار بسیاری از تجمعات بزرگ، به صورت خودجوش، بازارچههای موقت شکل گرفتهاند؛ غرفهها و میزهای کوچکی که تولیدکنندگان صنایع فرهنگی و فعالان مشاغل خانگی محصولات خود را عرضه میکنند.
ایران امروز، ایران اراده جمعی است
صالحی خاطرنشان کرد: این بازارچهها چند کارکرد همزمان دارند؛ اول، فعال شدن چرخه اقتصاد محلی بدون واسطه و بدون هزینههای سنگین. هنرمند و صنعتگر خرد، مستقیماً با مخاطب خود مواجه میشود و کالای فرهنگیاش را به دست کسی میدهد که در همان فضا و با همان احساس همبستگی حضور دارد. دوم تبلیغ زنده و عینی اقتصاد مقاومتی؛ مردم با چشم خود میبینند که چگونه یک ایده فرهنگی ساده میتواند بدون وابستگی به نفت و ارز، برای یک خانواده درآمدزایی کند و همزمان هویت ملی را تقویت بخشد. سوم، پیوند ناگسستنی میان حضور در خیابان و حضور در بازار کسی که برای ابراز همبستگی به تجمع آمده، در همان مکان میتواند از تولید داخلی حمایت کند و یک محصول فرهنگی مثلاً یک نماد، یک اثر هنری کوچک یا محصولات مورد نیاز خودش را تهیه کند.
وی افزود: این بازارچههای موقت، کاملاً مردمی و داوطلبانه اداره میشوند و روحیه جهادی و تعاون را به نمایش میگذارند. بدون هیچ چشمداشتی از نهادهای دولتی، خود مردم فضایی را ایجاد کردهاند که هم به رونق کسبوکارهای کوچک صنایع فرهنگی و مشاغل خانگی کمک میکند، هم زبان گویای دفاع از وطن را پربارتر میسازد. این الگو نشان میدهد که از دل بحران، میتوان فرصتهای تازهای برای خودکفایی اقتصادی و استقلال فرهنگی آفرید.
این کارشناس صنایع خلاق گفت: ایران امروز، ایران اراده جمعی است. ارادهای که در خیابان در سه عرصه خود را نشان میدهد؛ در خیابانها با حضور آگاهانه و پاسداری از امنیت، در اقتصاد با صبوری و ابتکار مقاومتی و در فرهنگ با خلاقیتی که از جان برمیخیزد.
صالحی در پایان یادآور شد: صنایع فرهنگی به ما یادآوری کردند که دفاع از وطن فقط با موشک و سنگر نیست؛ با قلم، با تصویر، با آهنگ و با هر اثر هنری که دل را به یاد میهن میاندازد نیز میتوان جنگید. دشمن تصور میکرد با تحریم، ما را از پای درمیآورد، اما حالا میبیند که سفره و خیابان و هنر، همسو با میدان نبرد در مسیر پیشرفت کشور حرکت می کنند. این وعده الهی است که «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»؛ پس بیایید با اعتماد به این ظرفیتهای درونی، هم از تجمعات پاسداری کنیم، هم از کسبوکارهای کوچک حمایت، و هم با تولیدات فرهنگیمان، ایران سربلند را به جهان معرفی کنیم.



نظر شما