۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۸:۳۲

به مناسبت روز روابط عمومی:

بیایید ارتباطات را فرهنگی کنیم!/ مانیفست نواندیشی در روابط عمومی

بیایید ارتباطات را فرهنگی کنیم!/ مانیفست نواندیشی در روابط عمومی

جریان رسانه‌ای، امروز بیش از هر زمان دیگری به یک بازنگری بنیادین نیاز دارد؛ عبور از ساختارهای سرد بروکراتیک و تولیدمحتواهای فانتزی و بازگشت به اصالت شنیدن و هنر روایت‌گری صادقانه.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، فرگاه افشار: فضای رسانه‌ای و اداری ایران در سال‌های اخیر به یک کارخانه عظیم تولید پیام تبدیل شده است. کافی است در آستانه روز ارتباطات، نگاهی به راهروهای سازمان‌ها، خبرگزاری‌ها و کانال‌های رسمی در شبکه‌های اجتماعی بیندازیم؛ با بیانیه‌های چندصفحه‌ای، گزارش‌های آماری توجیه‌گر، نشست‌های خبریِ یک‌طرفه و بنرهای رنگارنگی مواجه می‌شویم که هدفشان اثبات کارآمدی مطلق است. در این فضا، روابط عمومی به یک تکنیک بروکراتیک و ابزار مهندسی افکار عمومی تقلیل یافته است. ما در عصر اتصال پلتفرمی غرق شده‌ایم، اما گاهی از خلق یک ارتباط زنده و معنایی عاجز می‌شویم. زبان اداری ما دچار لکنت شده است، چون واژه‌ها از درون تهی شده و دیگر بازتابی از واقعیت‌های ملموس کف جامعه نیستند.

برای اهالی فرهنگ اما، ارتباطات هرگز یک فرایند مکانیکی یا بخشنامه‌ای نبوده است. در سنت فرهنگی ما، ارتباط امتداد همان مفهوم والای «مفاهمه» و هنر یافتنِ زبان مشترک میان دو انسان است. روابط عمومی پیشرو، سازه‌ای سرد نیست که از بالا به پایین دستور صادر کند یا مأموریتش صیانت از صندلی‌های مدیریتی با کلمات فانتزی باشد. چالش امروز روابط عمومی در ایران، بحران صراحت و صداقت است. وقتی یک نهاد ارتباطی ترجیح می‌دهد به جای شنیدن نقدهای واقعی مخاطبان در کامنت‌ها و فضاهای عمومی، پشت دیوارهای بلند روابط عمومی سنتی پنهان شود، نخستین چیزی که قربانی می‌شود اعتماد است. راهکار خروج از این بحران، بازگشت به رویکرد انسان‌محور و احیای هنر قصه‌گویی صادقانه است. روابط عمومی باید فضایی برای شنیدن باشد، نه صرفاً تریبونی صامت برای گفتن.

اسب تروجان؛ بازخوانی ریشه‌های توسعه خطی

بسیاری از چالش‌های ساختاری که امروز در سازمان‌ها و رسانه‌های خود با آن‌ها دست‌به‌یقه هستیم، ریشه در الگوهای وارداتی دارند که پس از جنگ جهانی دوم در بستر مفاهیمی چون توسعه غربی یا همان «نوگرایی» شکل گرفتند. در آن دوران، مکاتب غربی فرمولی خطی و بی‌رحمانه را به جوامع دیگر دیکته کردند: «برای دستیابی به پیشرفت و تمدن مدرن، باید گذشته، سنن، ادبیات و روش‌های ارتباط بومی خود را کنار بگذارید؛ چراکه این‌ها بازمانده‌های دوران پیشامدرن و موانع توسعه هستند.» در این دیدگاه، توسعه صرفاً در شاخص‌های مادی، ابزارهای بوروکراسی غیرشخصی و رسانه‌های توده‌ای خلاصه می‌شد؛ ابزارهایی که وظیفه‌شان تزریق نوگراییِ یک‌سویه به ذهن توده‌ها و تغییر رفتار آن‌ها بر اساس منافع سیستم بود.

در ایران نیز دهه‌هاست که ساختارهای ارتباطی، نظام‌های اداری و حتی سرفصل‌های آموزشی رسانه‌ای ما تحت سیطره همین الگوهای مکانیکی تنظیم شده‌اند. جامعه به دوگانه‌های کاذبی مانند «مدرن-سنتی» خط‌کشی شد و سیستم‌های ارتباطی ما تلاش کردند تا انسان ایرانی را به یک ابژه آماریِ صرف تبدیل کنند. اما واقعیت‌های عینی و تاریخی جامعه ما، بارها این تئوری‌های خشک مادی را به چالش کشید. بازخیزش معنویت، خودباوری‌های فرهنگی و پناه بردن به ادبیات و حافظه جمعی در بزنگاه‌های تاریخی، نشان داد که مردم جوامع غیراصلی، موم‌های بی‌جانی در دست تکنوکرات‌ها نیستند. وقتی توسعه، روح فرهنگی و ارزش‌های درونی یک ملت را نادیده بگیرد، نه تنها به ساحل نجات نمی‌رسد، بلکه به یک ازخودبیگانگی فرساینده منجر می‌شود. ارتباطات بدون ریشه فرهنگی، تنها یک پوسته فانتزی و تزئینی است که کارکردی جز پر کردن زون‌کن‌های اداری روی میز مدیران ندارد.

بوم‌شناسی اطلاعات؛ رهایی از اسارت ابزارها

امروز ما در فاز پیشرفته‌تری از این نوگرایی تحمیلی زیست می‌کنیم که می‌توان آن را «عصر پلتفرم‌ها و پایش‌های دیجیتال» نامید. امروزه ادعا می‌شود که روابط عمومی مدرن یعنی خرید آخرین نرم‌افزارهای رصد، سوار شدن بر موج الگوریتم‌های هوش مصنوعی، تحلیل کلان‌داده‌ها و راه‌اندازی کمپین‌های پر زرق‌وبرق مجازی. این موضوعات البته که اهمیت دارند اما همچنان یک «جبر تکنولوژیک» جدید اند که تلاش دارند ما را متقاعد کنند ابزارها به خودیِ خود حامل تحول و دگرگونی هستند. اما یک نگاه اصیل و ریشه‌دار، راهبردی اساسی را در برابر این سرگردانی دیجیتال قرار می‌دهد: ضرورتِ دستیابی به «بوم‌شناسی اطلاعاتی». این مفهوم به ما یادآوری می‌کند که تکنولوژی یک ظرف بی‌طرف نیست و اگر فاقد جهت‌گیری معنایی و روح بومی باشد، تنها به بازتولید ساختارهای سلطه و کلمات قلم‌به‌مزد کمک می‌کند.

بحران امروز جریان رسانه‌ای ما در ایران، کمبود پهنای باند، ابزار یا نرم‌افزار نیست؛ بلکه فقدان «معنا، اصالت و پیوند انسانی» در پیام است. وقتی لحن مواجهه ما با مخاطب، یک کپی‌برداری مکانیکی از کتابچه‌های مدیریتی ترجمه‌ای باشد، حتی پیشرفته‌ترین هوش مصنوعی نیز خروجی کارش چیزی جز پیام‌های رباتیک، سرد و بی‌اثر نخواهد بود. راهکار عملی، چرخش به سمت «ارتباطات قصه‌گو» است. سازمان یا مجموعه‌ای در اتمسفر امروز ایران موفق و جریان‌ساز است که بتواند قصه واقعی، شفاف و انسانیِ چالش‌ها، خطاها و دستاوردهای خود را با زبانی صمیمانه، روشن و همدلانه برای مردم روایت کند. کلمات باید از زیر بار اصطلاحات دهان‌پرکن اداری و گزارش‌های تصنعی رضایت‌مندی خارج شوند تا ابزارها در خدمت هویت و گفتگوی حقیقی قرار گیرند.

مانیفست گذر؛ رویش ارتباطات فرهنگ‌مدار

برای عبور از این بوروکراسی ارتباطی مرده و حرکت به سوی آینده، نیازمند یک افق فکری تازه هستیم که می‌توان آن را «گذر از نوگرایی» نامید. این رویکرد، فراتر از پسامدرنیسم غربی است که خود دچار سرگردانی و پوچی شد؛ این مفهوم به معنای عبور آگاهانه و بنیادین از الگوهای یک‌سویه، تحمیلی و مادی‌گرایانه‌ای است که دهه‌ها بر ذهن و زبان رسانه‌ای ما سنگینی کرده‌اند. در این نقشه راه جدید، ارتباطات از تعریف مکانیکی مدرن (یعنی انتقال پیام از منبع به مقصد صرفاً برای کنترل یا تغییر رفتار مخاطب) رها می‌شود.

در این دیدگاه، اگر به ریشه‌های اصیل لغوی و فلسفی نگاه کنیم، «ارتباطات» به معنای «شناساندن و خلق معنای مشترک» است و «توسعه» به معنای «آشکار شدن و شکوفایی تدریجی ظرفیت‌های درونی». با پیوند این دو مفهوم، به یک تعریف رهایی‌بخش می‌رسیم: تحول واقعی، یک پروژه ساخت‌وساز مکانیکی و تزریقی از بیرون نیست؛ بلکه فرآیندی ارگانیک و انسانی است که در آن، یک سازمان یا جامعه به کمک ارتباطات صادقانه، ظرفیت‌ها، ارزش‌ها و هویت درونی خود را به تدریج باز می‌کند، پرورش می‌دهد و آشکار می‌سازد. این یعنی گذار از وضعیت تقلیدیِ «بودن» به مرحله‌ اصیلِ «شدن».

این جریان، نشان‌دهنده یک موج نو در تفکر ارتباطی جهان است؛ موجی که قطب‌بندی‌های کاذب غرب‌ساخته را کنار می‌زند و ثابت می‌کند سنت‌های پویا، اخلاق، معنویت و ادبیات نه تنها مانع پیشرفت نیستند، بلکه زنده‌ترین موتور محرک تحولات اجتماعی و انسانی به شمار می‌روند. این رویکرد خلاقانه به ما می‌آموزد که برای فرار از تله کلیشه‌های اداری، بنرهای فانتزی و روابط عمومی‌های مرده، باید به یک خودباوری فرهنگی برسیم؛ جایی که کلمات، دوباره روح پیدا می‌کنند و در خدمت هویت، گفتگو و کرامت انسانی قرار می‌گیرند. گزارش فردا نباید تعارفات معمول اداری باشد؛ بلکه باید دعوت‌نامه‌ای خلاق برای بازگشت به آغوش فرهنگ، ادبیات و روایت‌گری صادقانه باشد. چراکه در نهایت، جهان را نه بوروکراسی‌های سرد و ساختارهای تکنوکراتیک، بلکه انسان‌هایی دگرگون خواهند کرد که کلمات را می‌شناسند، قصه‌ها را باور دارند و به کرامت ارتباطات انسانی وفادارند.

فانوس مسیر؛ بازخوانی یک شاهکار نظری

آنچه خواندید، تلاشی بود برای کالبدشکافی زنده و ملموس از رخوت جاری در سیستم‌های ارتباطی مدرن؛ روایتی که جان‌مایه و ریشه‌های عمیق نظری خود را از یک اثر کلاسیک، تکان‌دهنده و جریان‌ساز وام گرفته است. کتاب «گذر از نوگرایی: ارتباطات و دگرگونی جامعه» به قلم پروفسور حمید مولانا و با ترجمه دکتر یونس شکرخواه، دقیقاً همان نقطه‌ای است که این نگاه منتقدانه و رهایی‌بخش در آن متولد شد.

پروفسور مولانا به عنوان استاد ممتاز و بنیان‌گذار بخش ارتباطات بین‌الملل در دانشگاه امریکن واشنگتن، این کتاب را نه به عنوان یک دستورالعمل خشک دانشگاهی، بلکه به عنوان یک بیانیه معرفت‌شناختی علیه غرب‌گرایی تکنوکراتیک به رشته تحریر درآورد. او در این شاهکار نظری، با زبانی شیوا اما بی‌رحمانه، به نقد مدل‌های خطی توسعه غربی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چطور حذفِ روح فرهنگ، سنت‌های زنده و باورهای درونی، علوم اجتماعی غربی را در پیش‌بینی دگرگونی‌های بزرگ جهان کور و ناتوان ساخت. این کتاب با هم‌نشینی شگفت‌انگیز اندیشمندان مکتب انتقادی جهان با حکمت مصلحان بزرگ شرقی، مانیفستی را خلق می‌کند که فراتر از بنرهای فانتزی و گزارش‌های کاغذی، مسیر احیای هویت و مفاهمه حقیقی را به ما نشان می‌دهد. «گذر از نوگرایی» فانوس راهی است برای هر کسی که می‌خواهد کلمات را به نبض زنده جامعه پیوند بزند و ارتباطات را دوباره در خدمت انسان بازتعریف کند.

بیایید ارتباطات را فرهنگی کنیم!/ مانیفست نواندیشی در روابط عمومی

کد مطلب 6832165

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha