یادداشت مهمان- حسین شیرزاد، معاون اسبق وزیر جهاد کشاورزی و تحلیلگر مسائل توسعه کساورزی: از سال ۱۹۷۲ میلادی دولتهای شورای همکاری خلیج فارس نظام یارانههای سخاوتمندانهای را برای اطمینان از عرضه مواد غذایی، به زارعین ارائه کردند که منجر به گسترش سطح زیر کشت و تولید مواد غذایی می شد.
این نظام یارانهای نفتی در کنار آب ارزان قیمت باعث توسعه محصولات آب بر (به عنوان مثال گندم در عربستان سعودی) در منطقهای شد که تقریبا هیچ مزیت طبیعی در تولید این محصولات نداشت. علاوه بر این، عملیات کشاورزی نیز عمدتاً مبتنی بر روشهای آبیاری در مزرعه باز با راندمان مصرف آب پایین بود که منجر به تلفات زیاد ناشی از تبخیر میشد (متوسط نسبت کارایی در شورای همکاری خلیج فارس ۸۰/۵۴ درصد است که در مقام مقایسه با ۴۶/۷۶ درصد در مصر و ۶۹/۷۱ درصد در تونس بسیار پایین است). در نتیجه نازل بودن راندمان آبیاری، فشار زیادی بر منابع کمیاب آب از جمله آبهای زیرزمینی فسیلی تجدیدناپذیر وارد شد که درآمارهای سالانه میزان بالای برداشت آب برای اراضی کشاورزی منعکس شده است.
به طور متوسط، در شورای همکاری خلیج فارس، ۸۵ درصد از آب موجود برای کشاورزی استفاده میشود. طبق گزارش فائو، کشورهایی که بیش از ۴۰ درصد از منابع آب تجدیدپذیر خود را برای کشاورزی استفاده کنند، در شرایط بحرانی قرار دارند و اگر بیش از ۲۰ درصد از این منابع را استخراج کنند، میتوانند تحت تنش آبی تعریف شوند. بر اساس این تعریف، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را میتوان به عنوان کشورهای دارای تنش آبی تعریف کرد، زیرا میزان برداشت فعلی آنها از منابع آب تجدیدپذیرشان برای کشاورزی بسیار فراتر از محدودیتهای تعریف شده است. چون از آنجایی که ۸۴ درصد آب مورد استفاده در آبیاری را آبهای زیرزمینی تشکیل میدهد، سفرههای زیرزمینی به شدت بالاتر از میانگین تغذیه طبیعی مورد بهرهبرداری قرار گرفتهاند، بنابراین شوری آب و خاک مستمرا افزایش مییابد. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۶، در قطر، نرخ مصرف آب زیرزمینی (۳۱۹ میلیون متر مکعب در سال) بالاتر از نرخ تغذیه از منابع تجدیدپذیر طبیعی (۲۱۷ میلیون متر مکعب در سال) بود که نشاندهنده نرخ کاهش سالانه ۱۰۲ میلیون متر مکعب در سال است. استفاده از منابع آب زیرزمینی فراتر از نرخ طبیعی خود، ذخایر سفرههای زیرزمینی را که میلیونها سال، تشکیل آن طول کشیده است به سرعت تخلیه میکند و به دلیل نفوذ آب دریا، کیفیت آب را کاهش میدهد که یک مسئله رایج در منطقه GCC است.
از سویی، همانطور که گفته شد، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس پس از بحران جهانی کالاها در سال ۲۰۰۷، سیستم یارانههای غذایی کاملی را ارائه کردند. دولتها به پوشش هزینههای اصلی مانند برنج، آرد و شکر کمک کردند، اما در سالهای بعد به حفظ این یارانههای پرهزینه ادامه دادند. رکود مداوم جهانی قیمت نفت، مقامات منطقه را تشویق میکند تا سیاستهای یارانههای خود (به ویژه یارانههای مرتبط با انرژی) را بازنگری کنند، اما با گسترش دامنه جنگ با ایران هنوز مشخص نیست که یارانههای غذایی چگونه در دیدگاههای بلندمدت دولتها در مورد امنیت غذایی منطقه نقش دارد. حال با ادامه جنگ در خلیج فارس امنیت غذایی به مثابه یک نگرانی اصلی برای منطقه سر برآورده است.
رویاها و جاهطلبیهای اماراتی
آمارهای دولتی نشان میدهد که امارات متحده عربی، فدراسیونی متشکل از ۷ امارت، ۱.۷ میلیون تن گندم در سال ۲۰۲۳ وارد کرده است که فقط سهم شارجه ۳۳۰۰۰۰ تن است. بر اساس استراتژی امنیت غذایی ملی امارات متحده عربی - که به طور رسمی در سال ۲۰۱۸ راهاندازی شد، اما قبلاً چندین سال قبل در سیاستهای دولت گنجانده شده بود - این کشور برای تقویت تولید مواد غذایی داخلی تلاش کرده است.
استراتژی امنیت غذایی امارات شامل ابتکارات مختلفی است که با هدف افزایش ظرفیت تحقیقاتی امارات متحده عربی، از طریق مشارکت با سازمانهای منطقهای و بینالمللی، برای اتخاذ راهحلهای پایدار و نوآورانه انجام میشود. به عنوان مثال، فائو با امارات متحده عربی در توسعه سیستمهای جامعی که هدف آن رسیدگی به شرایط خاص مرتبط با خلیج فارس مانند وقوع زیاد خشکسالی است، همکاری کرده است.
این کشور زیرساختهایی از جمله مجتمعهایی برای پرورش گاو ایجاد کرده است و اقدامات مالی را از معافیت مالیات بر ارزش افزوده بر مواد غذایی تولید شده در مزارع محلی تا پرداخت یارانه برای علوفه ارائه کرده است. اما روشهای کشاورزی سنتی فقط در کشورهایی با منابع محدود آب شیرین و زمینهای قابل کشت به سختی بتواند تا این حد پیش برود. از سوی دیگر، تولیدکنندگان محلی در امارات، عربستان و اصولا کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با چالشهای متعددی روبرو هستند که مانع رشد و مشارکت آنها در امنیت غذایی میشود:
الف) دسترسی محدود به بازار: شرکتهای چندملیتی اغلب بر بازار تسلط دارند و این امر، ایجاد جای پایی برای بازیگران محلی را دشوار میکند.
ب) محدودیت منابع: دسترسی به زمین، آب و انرژی مقرون به صرفه همچنان برای تولیدکنندگان محلی یک چالش است.
ج) موانع نظارتی: مقررات پیچیده و بوروکراسی اداری میتواند نوآوری و رشد را خفه کند.
د) کمبود زیرساختها: زیرساختهای ناکافی برای ذخیرهسازی، حملونقل و لجستیک، ناکارآمدی ایجاد میکند.
ه) ایجاد تابآوری از طریق نوآوری و مشارکت ضعیف درون عربی، با وجود منابع قابل توجه کشورهای عربی پیشرو مانند مصر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، الجزایر و مراکش، تجارت درون عربی هنوز تنها ۱۳.۸ درصد ازکل تجارت خارجی را تشکیل میدهد. در مقایسه، بلوکهای یکپارچهتر مانند اتحادیه اروپا و آسهآن به ترتیب بیش از ۶۰ درصد و ۵۰ درصد تجارت داخلی دارند. همچنین تلاشهای جهان عرب برای ایجاد ذخایر استراتژیک مشترک، علیرغم مواجهه با چالشهای فوری، ضعیف و ناقص به نظر میرسد.
در سال ۲۰۰۹، یک ابتکار عمل بلندپروازانه با مشارکت مصر، عربستان سعودی و سودان پدیدار شد که هدف آن ایجاد یک ذخیره گندم منطقهای با استفاده از زمینهای کشاورزی سودان، سرمایه عربستان سعودی و ظرفیت ذخیرهسازی مصر بود. با این حال، این ابتکار عمل به دلیل فقدان اراده سیاسی متحدکننده و فقدان یک مکانیسم اجرایی که پایداری، حکومتداری و شفافیت را تضمین کند، به سرعت محو شد. جهان عرب همچنان پراکنده است و فرصت حیاتی برای افزایش امنیت غذایی از طریق اقدام جمعی را از دست میدهد.
بهرهوری پایین و کارآیی نازل تولید
شیوههای کشاورزی در مزارع باز در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به دلیل نیروی کار ساده و شیوههای سنتی که با شرایط سخت و خشک سازگار نیستند، عموماً ناکارآمد هستند. کشاورزی در مزارع باز هنوز بخش عمدهای از کشاورزی منطقه را تشکیل میدهد، اما کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به طور فزایندهای در حال افزودن سازگاریها و نوآوریهای مدرن هستند.
آبیاری قطرهای با نرخ متغیر، زیرسطحی و کمفشار، مصرف آب را بهینه میکنند. حسگرهای متصل به اینترنت اشیا و سایر فناوریهای پیشرفته، رایج میشوند و امکان تعیین دقیق نیاز آبی محصول و کاهش هدررفت آب را فراهم میکنند.
این کشورها همچنین در حال ترویج روشهایی برای بهبود سلامت خاک و کاهش اثرات زیستمحیطی هستند. تناوب بیشتر محصولات، حاصلخیزی خاک را حفظ کرده و آفات را به حداقل میرساند. محرکهای زیستی، رشد و تابآوری گیاه را افزایش میدهند، همانطور که کودهای کارآمد، مانند کودهایی که اوره را با اسید هیومیک ترکیب میکنند، نیز چنین هستند. نوآوریهای دیگری مانند فناوری نانورس ممکن است به تثبیت تپههای شنی و بهبود احتباس آب آنها کمک کند.
این سازگاریهای مدرن و شیوههای پایدار برای بهینهسازی استفاده از منابع بسیار مهم هستند. به هر حال برآوردهای کارشناسی نشان داده که کل سرمایهگذاری مورد نیاز برای آبیاری فضای باز و سایر فناوریها برای ۵ محصول اولویتدار کشورهای خلیج فارس، ۲۲۹ میلیون دلار آمریکا است. تولید کشاورزی در محیط کنترلشده به ۳.۷ میلیارد دلار آمریکا نیاز دارد. این یک سرمایهگذاری قابل توجه است، اما به دلیل صرفهجویی در مصرف آب و بهرهوری بالا، بهویژه با کمی اتوماسیون، بازده بالایی خواهد داشت. برای مثال، سرمایهگذاری ۳۰ میلیون دلاری، ۷۰ درصد خودکفایی در تولید قارچ در امارات متحده عربی را به همراه خواهد داشت که معادل حدود ۱.۵ سال واردات قارچ با هزینه ۳۰ میلیون دلار است.
ارتقا مزارع روباز موجود با آبیاری کارآمد و فناوریهای پیشرفته، تا سال ۲۰۳۲، ۱۷۵ میلیون متر مکعب در صرفهجویی آب برای ۵ محصول اولویتدار نقش خواهد داشت. این صرفهجویی در مصرف آب به تجدید ذخایر آبهای زیرزمینی و کاهش فشار بر منابع آب کمک میکند. اتخاذ این فناوریها، محصولات سالمتری با بقایای کمتر آفتکشها تولید خواهد کرد. بیشتر محصولات کشاورزی با اولویت محیط کنترلشده در حال حاضر در مزارع باز نیز تولید میشوند و با کشاورزی با فناوری پیشرفته و هیدروپونیک میتوان تا سال ۲۰۳۲، ۱۲۲ میلیون متر مکعب در مصرف آب صرفهجویی کرد. این سرمایهگذاری در کشاورزی همچنین ۳۵۷۰۰ شغل جدید به بازار میآورد که یک ورودی ارزشمند در راستای آرمان کشورهای خلیج فارس برای یک اقتصاد متنوع است.
در حالی که سلطنت عمان و عربستان سعودی در مقایسه با بقیه کشورهای منطقه از مزایای بسیاری از جمله فراوانی آب و زمینهای زراعی برخوردارند، فرصتهای زیادی برای همکاری در تجارت مواد غذایی بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس وجود دارد که در حال حاضر وجود خارجی ندارد. ۶ کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) که به دلیل رفاه و چشماندازشان مشهور هستند، حال با چالشهای بیسابقهای در تضمین امنیت غذایی برای جمعیت رو به رشد خود روبرو هستند. میوهها و سبزیجات تازه یا مواد فاسدشدنی با ماندگاری کوتاه، به ویژه در برابر اختلالات ناشی از بحرانهای جهانی آسیبپذیر هستند. بهترین راه برای تقویت امنیت غذایی، تقویت تولید محلی است، زیرا این کشورها با تهدیدات چندوجهی ناشی از جنگها منطقهای حضور پایگاههای نیروی دریایی آمریکا، بیماریهای همهگیر آینده، تغییرات اقلیمی و تنشهای ژئوپلیتیکی روبرو هستند.
توسعه لجستیک و رویای رهبری لجستیک اماراتیها
با گسترش انواع تحریمهای مخرب و ظالمانه طی ۴۷ سال اخیر بر ایران، امارات قصد داشت نقش رهبری در بخش لجستیک را برای مدیریت جریان کالا و فناوری برای بازارهای آسیا و آفریقا حفظ کند. تلاشهایی که دبی طی سالها برای دستیابی به موقعیت رهبری انجام داده در حال نتیجه دادن است و اکنون با تامین مالی تجارت بینالمللی تقویت شده است.
ابتکار امضا اجلاس سران I۲U۲ سرمایهگذاری ۲ میلیارد دلاری امارات متحده عربی در ساخت پارکهای غذایی در هند است که از فناوریهای کشاورزی هوشمند، فناوری پاک و انرژیهای تجدیدپذیر اسرائیل و ایالات متحده برای کمک به حداکثر کردن استفاده میکند. بازده محصول و به نوبه خود به مقابله با ناامنی غذایی در جنوب آسیا و خاورمیانه کمک میکند. پارکهای مواد غذایی از سال ۲۰۱۹ بخشی جداییناپذیر از برنامه لجستیکی امارات متحده عربی برای کریدور غذایی بودند.
راهحلهای کشاورزی، فناوری پاک و انرژیهای تجدیدپذیر اسرائیل برای مدت طولانیتری بخش مهمی از بخش تولید مواد غذایی هند را تشکیل دادهاند.کریدور غذایی هند و خاورمیانه از همزیستی بین نیاز استراتژیک کشورهای عربی خلیج فارس برای تضمین امنیت غذایی خود و ضرورت استراتژیک هند برای افزایش ارزش تولید غذا سرچشمه گرفت. هند دومین تولیدکننده بزرگ مواد غذایی در جهان است که بر اساس محتوای کالری اندازهگیری میشود شود، اما با اندازهگیری ارزش کل محصولات کشاورزی در رتبه چهارم قرار میگیرد که نشاندهنده این واقعیت است که هند کمتر از ۱۰ درصد از محصول کشاورزی خود را پردازش میکند. بیش از یک نفر از هر ۱۰ نیروی کار هند شاغل در بخش فرآوری مواد غذایی است، بنابراین، دو مورد از بالاترین اولویتهای استراتژیک دهلی نو شامل توسعه پردازش ثانویه مواد غذایی با ارزش افزوده بالاتر و همچنین لجستیکی است که از تلفات توزیع از طریق یکپارچهسازی کارآمد از مزرعه به مراکز خردهفروشی جلوگیری میکند.
در سال ۲۰۱۷، هند ۱۴ توافقنامه مشارکت استراتژیک جامع (CSP) را با امارات متحده عربی، سومین شریک تجاری بزرگ هند و همسایه دریای عرب امضا کرد. در میان توافقنامههای CSP، سه توافقنامه به اولویتهای غذایی استراتژیک هند از طریق ایجاد چارچوبهای همکاری اماراتی-هندی در فرآوری مواد غذایی، حملونقل دریایی و لجستیک حملونقل و انبارداری پرداختند. این قراردادها به عنوان سکوی پرشی برای توسعه زیرساختهای لجستیک و توزیع کریدور توسط امارات عمل میکند.
اهمیت ژئوپلیتیکی و اقتصادی پروژه کریدور غذایی بر نقشهای حیاتی و در عین حال جداگانهای است که امارات و اسرائیل قبلاً در پیشرفت سیستمهای تولید و توزیع غذا در هند ایفا کردهاند. این نقشها اکنون در هم آمیخته شدهاند. عادیسازی روابط امارات و اسرائیل پس از امضای «توافقنامه ابراهیم» در سپتامبر ۲۰۲۰، اکنون همکاری سه جانبه عمدی میان امارات، اسرائیل و هند را ممکن میکند.
از سویی بخش غذای حلال گلفود بار دیگر امارات را به عنوان بستری برای عرضه جهانی غذاهای حلال معرفی کرده، در عمل، دیجیتالی کردن اسنادی که تجارت بینالملل را تنظیم میکنند، توسط مؤسسات مالی و همچنین شرکتهای بینالمللی که هر روز کانتینرها را از طریق دریا در سراسر جهان ارسال میکنند، اتخاذ میشود. برخی از آنها مجهز به خدمات مالی تجارت هستند که امکان میدهد پشتیبانیهای خاصی را برای تراکنش مالی به شرکتها ارائه دهند؛ به ویژه به لطف کنترل بر محصول حمل شده و در دسترس بودن اسناد نمایندگی کالا (بارنامه). به نظر میرسد تنوع اقتصادی در کشورهای خلیجفارس، که در حال حاضر نیز تحت تأثیر گذار انرژی است، و تقویت پلتفرم لجستیکی بهویژه در کشورهای خلیج فارس، روندهای بلندمدتی باشد. از سویی، رشد دوباره بخش توریستی دبی میتوانست تقاضا برای کالاهای غذایی را افزایش دهد و از تولید داخلی و واردات غلات حمایت کند.
طبق آمار رسمی امارات متحده عربی، صنعت توریستی دبی هر ساله ۱۰ تا ۱۵ درصد از تولید ناخالص داخلی امارات متحده عربی را تشکیل میدهد و منبع اصلی تقاضا برای محصولات پخته شده، غذاهای فرآوری شده، رستورانها و فستفودهای زنجیرهای است که به غلات متکی هستند.
بر اساس نقشه تجاری ITC، هند بزرگترین تامینکننده غلات به امارات متحده عربی است و سهم ۳۵.۸ درصدی از کل واردات در سال ۲۰۲۰ را به خود اختصاص داده است. فدراسیون روسیه با سهم ۱۷ درصدی در رتبه دوم صادرکننده به امارات متحده عربی قرار دارد. در کل افزایش واردات نشان میدهد که فرصتها در امارات متحده عربی در حال افزایش بود اما اینک همه این سناریوها با جنگ با ایران به مخاطره افتاده است.



نظر شما